| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
401
|
2705
|
91/2/11 (08:56)
|
|
||
|
|
280
|
1590
|
90/7/5 (11:15)
|
|
||
|
|
25
|
47
|
91/3/10 (12:33)
|
|
||
|
|
327
|
2767
|
91/2/7 (00:16)
|
|
||
|
|
175
|
1806
|
91/2/6 (00:58)
|
|
||
|
|
104
|
900
|
90/12/8 (08:30)
|
|
||
|
|
159
|
852
|
90/11/19 (09:37)
|
|
||
|
|
1127
|
8346
|
91/2/27 (02:12)
|
|
||
|
|
195
|
1829
|
91/3/10 (08:35)
|
|
||
|
|
2000
|
15496
|
91/3/9 (20:49)
|
|
||
|
|
92
|
841
|
91/3/9 (09:57)
|
|
||
|
|
6
|
82
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
962
|
9541
|
91/3/4 (16:08)
|
|
||
|
|
587
|
5829
|
91/2/28 (18:41)
|
|
||
|
|
148
|
1292
|
91/2/26 (18:37)
|
|
||
|
|
329
|
5347
|
91/2/26 (18:36)
|
|
||
|
|
1085
|
5533
|
91/2/13 (08:30)
|
|
||
|
|
161
|
1280
|
91/2/5 (14:16)
|
|
||
|
|
225
|
2288
|
91/1/28 (13:55)
|
|
||
|
|
100
|
611
|
91/1/7 (19:52)
|
|
دیروزها کسی را دوست می داشتی
این روزها دلتنگی , تنهایی تنها ...
به همین سادگی تمام عمرت گذشت ( تابلونوشت یک کتابفروشی )
قصه ی زندگی , گویا قصه ی سیزیف باشد . اما من آنگونه که رفتار او را کاری عبث می دانند فکر نمی کنم .
ما شاید مانند سیزیف , محکوم باشیم به تکرار و تکرار . تکرار صعود از یک کوه با باری سخت , پس آنگاه تکرار سقوط مایوس آنچه فرابرده ایم . اما این یک مجازات نیست . از اول هم نبوده است . سیزیف مجازات نشد .
این تکرار و تکرار و تکرار , مجازات نیست . فرصت است . از اول هم فرصت بوده است .

چطور است که تصور کنیم ما جمعی صیادیم که قرار شده است با تمام وجود از کبک های دیریاب دشت , لذت ببریم وقتی به روی آتش بریان شده اند .
خیمه ای سرخ و زرد و گل گلی برپا می کنیم . سوراخی کوچک بر آن می زنیم و می نشینیم به انتظار خرام کبک ها.
از سوراخ دید می زنیم تا لحظه ی طلایی شکار را از دست ندهیم . پس آنگاه , افشانه ی ساچمه های تفنگ بادی .
نصیب این باره شاید یکی دو کبک لذیذ بیشتر نباشد و ما همچنان در کمین سور و کباب .
زندگی یک طعمه ی خو ش مزه است که از آن شکارچیان خوش گذران می شود . همه چیز جور شده است: سفره ای به اندازه ی یک دشت پهناور , کبک هایی که دیوانه می کنند , اشتهایی که نهایت ندارد و تفنگ های پر آتش .
چیزی کم نیست . پس زندگی ادامه می یابد .
من شکارچیان کامیاب ناامید نمی شناسم . اگر هم یاسی هست - که نیست - از آن ِ دیر یا زود است , که سوخت و سوزی در کار نیست .
کبک ها همیشه نیستند . کبک ها کم هستند.
یک روز می روی و چیزی عایدت نمی شودو غروب , به قول معروف دست از پا درازتر برمیگردی . ولی خاطره ی طعم لذیذ بریان , وقت خواب شب , رهایت نمی کند . " فردا هم می روم "
باز هم کوله پشتی ات , چادر رنگ رنگی که برپا می کنی , تفنگ و ذوق طبخ .
شاید آر ی شاید هم نه .
و باز.....و باز......و باز.......
تا وقتی نسل کبک ها منقرض نشده باشد , خاطره ی آبگوشت و کبابش , خستگی کمین و انتظارش و شوق شکار شیرینش بر جای می ماند ...
زندگی تکرار تمنای یک طعم دل پذیر است در میهمانی بزرگی که با حضور دوستانت برپا می کنی .

اغلب پیش از موفقیت های بزرگ ، اندیشه های عذاب دهنده می آیند . اکنون در می یابیم که چرا معمولا " پیش از سحر ، این قدر تاریک است " خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . ضمنا برای کسی که با خداست همه چیز میسر است .
درود بر شما . الحق و والانصاف که تاپیک فوق العاده تاپ و کامنتهای بسیار زیبایی گذاشتید .
همچنین دست مریزاد به ریحانه خانم که مدیریت بسیار خوبی دارن .
در پناه خدا موفق و شاد باشید .

بگذار سرنوشت هر راهی را می خواهد برود ، ما راهمان جداست . این ابرها تا می توانند ببارند، ما چترمان خداست.
اغلب پیش از موفقیت های بزرگ ، اندیشه های عذاب دهنده می آیند . اکنون در می یابیم که چرا معمولا " پیش از سحر ، این قدر تاریک است " خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . ضمنا برای کسی که با خداست همه چیز میسر است .
درود بر شما . الحق و والانصاف که تاپیک فوق العاده تاپ و کامنتهای بسیار زیبایی گذاشتید .
همچنین دست مریزاد به ریحانه خانم که مدیریت بسیار خوبی دارن .
در پناه خدا موفق و شاد باشید .
افراد موفق هر چه بیشتر شکست می خورند،
دانه های بیشتری می کارند.
یه روزی
یه جایی
یه جوری
یه کسی
یه چیزی
صبر داشته باش
صبر داشته باش
اکنون در می یابیم که چرا معمولا " پیش از سحر " این قدر تاریک است ، خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . ضمنا برای کسی با خداست همه چیز میسر است .
فلورانس اسکاولشین
نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان... کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد
..خموش باش قلب من تا رسیدن صبح ، هر که صبورانه بامدادان را انتظار کشد ، سپیده دم او را عاشقانه در آغوش خواهد کشید ... 
جبران خلیل جبران
یه روزی
یه جایی
یه جوری
یه کسی
یه چیزی
صبر داشته باش
صبر داشته باش
امید،
امید، امید
شدیداً معتقدم امید به آینده که من را انگیزه به بودن و بسیار چیزهای دیگر می دهد، تنها با ایمان/ اعتماد به خداوند در صورتِ عطایی روحانی از جانب خودش به من داده می شود .. آنچه از بالا داده شود بی دوام و زودگذر نیست بلکه پر صلابت، تبدیل گر و ماندگار است در آن آرامش و شادی شگفت انگیزی نهفته است ...