userinfo close

  ,

4 اثر از فلورانس اسکاولشین


four_effects_of_skavelshin

تاسیس: 26 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ریحانه صادق محمد قلی بیک - معاونان
جمله زیبای این هفته : *****روز زیبایی برای خود خلق کنید***** معجزه هر لحظه زندگی است ، كه سرشار ادامه »
جمله زیبای این هفته :

*****روز زیبایی برای خود خلق کنید*****

معجزه هر لحظه زندگی است ، كه سرشار از عشق و هیجان زیسته شود و تجلی خداوند در آن درك شود.


* برای دیدن لینک های داغ شده صفحه اصلی کلوب و خواندن مقالات وقت بذارید چون ما وقت می گذاریم و با دقت انتخاب می کنیم...

* کپی کردن با ذکر منبع بلامانع هست.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
401
2705
91/2/11 (08:56)
280
1590
90/7/5 (11:15)
25
47
91/3/10 (12:33)
327
2767
91/2/7 (00:16)
175
1806
91/2/6 (00:58)
104
900
90/12/8 (08:30)
159
852
90/11/19 (09:37)
1127
8346
91/2/27 (02:12)
195
1829
91/3/10 (08:35)
2000
15496
91/3/9 (20:49)
92
841
91/3/9 (09:57)
6
82
91/3/8 (23:12)
962
9541
91/3/4 (16:08)
587
5829
91/2/28 (18:41)
148
1292
91/2/26 (18:37)
329
5347
91/2/26 (18:36)
1085
5533
91/2/13 (08:30)
161
1280
91/2/5 (14:16)
225
2288
91/1/28 (13:55)
100
611
91/1/7 (19:52)

عنوان بحث

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr

دوران پادشاهی کودکی !!!

 

امروز با سبای عزیز چت کردم . منو یاد دوران لذت بخش و زیبا و فراموش نشدنی کودکی ام انداخت .

دیدم بحث جالبیه درباره کودکی علایق کودکی با هم بگیم .

هر کسی هر چیزی که وقتی یادشت می یاد واقعا لبخند رضایت رو لبش می یاره یادداشت کنه .

فکر کنم بحث بسیار زیبایی از آب در بیاد .

دوران زیبای کودکی فارغ از غم - غضه - نگرانی . هر روز برامون لذت بخش بود . دورانی که به راستی خودمون بودیم .

همه رو دوست داشتیم و کامل می تونستیم تشخیص بدیم کی عاشقانه دوستمون داره !

توانایی هایی که الان باید تلاش کنیم تا دوباره در خودمون زنده کنیم !!!

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
89
نقل قول از : بهار -

باز باران

با ترانه

با گهر های فراوان

می خورد بر بام خانه

یادم آرد روز باران

گردش یک روز دیرین

خوب و شیرین

...کودکی 10 ساله بودم

شاد و خرم   ، نرم و نازک   ، چست و چابک

با دو پای کودکانه

می دویدم همچو آهو

می پریدم از سر جو

دور می گشتم ز خانه...

بس گوارا بود باران

به ! چه زیبا بود باران!

می شنیدم اندر این گوهر فشانی

رازهای جاودانی، پندهای آسمانی:

بشنو از من کودک من !

پیش چشم مرد فردا

زندگانی خواه تیره ، خواه روشن

هست زیبا ، هست زیبا ، هست زیبا

 


یا               س م , roozeazal
یا س م - 15:43 1388/07/18
88

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

 

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

ای خدایی که خانممون گفته از بابا و مامان هم مهربونتری! کاش دوباره آقای احمدی‌نژاد (!) به شهر ما می‌اومد و دستور میداد کوچه ما را آسفالت کنند تا مامانم مجبور نباشه هر روز کفشامو توی کوچه با آفتابه بشوره تا گلشون پاک بشه! (محدثه واحدیان / 7 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

                                                                خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

 

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

 

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)

 

______________

بر گرفته از وبلاگ آقای دکتر شیری

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
87

خدا

چشم به راه انسان است

که کودکی اش را

در فرزانگی بازیابد.

 

 

تاگور - مرغان آواره

http://www.farsiebook.com/ebook/2308.htm

 

 

 

مهتاب د , moonlight07
مهتاب د - 14:17 1387/10/23
86

الان میخوام برگردم به اون دوران..................چه روزهایی بود اما الان میتونه باشه

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
85
فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
84

 

طعم زندگی

در قهقمه کودکی نهفته است که

زمان و مکان را نمی شناسد .

 

 

    , iranroot
M Phoenix - 00:05 1386/10/2
83
الگوی بهتر چیست ؟

 
از دوا بی یِرد مزریچ پرسیدند که بهترین الگو برای پیروی چیست ؟ افراد پرهیزگاری که زندگی شان را وقف خدا می کنند و نمی پرسند چرا ؟ یا افراد بی فرهنگی که می کوشند اراده باریتعالی را بفهمند ؟
 

داو بی یر گفت : بهتر از همه الگوی کودکان است .

گفتند : کودک که هیچ چیز نمی داند . هنوز نمی داند واقعیت چیست .

 
او پاسخ داد : سخت در اشتباهید . کودک چهار خصوصیت دارد که هرگز نباید فراموش کنیم : ۱- همیشه بی دلیل شاد است ۲- همیشه سرش به کاری مشغول است ۳- وقتی چیزی را می خواهد تا آن را نگیرد از عزم و اصرارش کم نمی شود ۴- سرانجام می تواند خیلی راحت گریه کند .

فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 23:24 1386/08/30
82
ورود بزرگسالان ممنوع
داریم بازی می كنیم
نمی خواهیم كسی به ما بگه
«این كارو بكن، اون كار و نكن، مواظب باش»
ورود بزرگسلاان ممنوع
ماكلوب تشكیل می دیم
قرارهای سری ما
نمی خواهیم فاش بشه.
ورود بزرگسالان ممنوع
می ریم بیرون پیتزا بخوریم
نه، هیچكس. فقط من و دوستانم
لطفا بیرون
راستی پول پیتزاها رو نگفتم
ورود بزرگسالان آزاد...
فروغ ا , pureheart
فروغ ا - 11:17 1386/08/15
81
پسر کوچولو گفت : من گاهی وقت ها قاشق از دستم می افتد .
پیرمرد کوچولو گفت : من هم همین طور.
پسر کوچولو آهسته گفت : من شلوارم را خیس می کنم.
پیرمرد کوچولو خندید و گفت :من هم....
پسر کوچولو گفت: من بیشتر وقت ها گریه می کنم.
پیرمرد کوچولو گفت: من هم همین طور.
پسر کوچولو گفت: از همه بدتر ...انگار آدم بزرگ ها به فکر من نیستند.
آنگاه پسر کوچولو... گرمای دست چین خورده ای را احساس کرد .
پیرمرد کوچولو گفت :می فهمم. می فهمم چی می گویی !!!!
نازنین یهودا , nazaninph
نازنین یهودا - 12:54 1386/08/14
80
بر می گردم
 با چشمانم
که تنها یادگار کودکی منند
 ایا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟

حسین پناهی

نازنین یهودا , nazaninph
نازنین یهودا - 12:50 1386/08/14
79

خنده ها خندهای بی دلیل

گریه ها گریه های بی دلیل

روز خوب کودکی

شادروان حسین پناهی

نی نی  ناز , nini_naaz
نی نی ناز - 08:37 1386/08/13
78

بحثی رو با عنوان یك نی نی متفاوت توی كلوب «متفاوتها» ایجاد كرده بودم، چند تا از مطالبی رو كه فكر كردم جالب یا مرتبط  باشه اینجا قرار میدم:

پیشنهاد یه بستنی خوشمزه همیشه قابل بررسیه.

اكثر نی نی ها وقتی سن شون بالا می ره این موضوع رو فراموش می كنن و مثلن وقتی یه چیزی رو از دست می دن (مثلن سرویس طلا شون گم می شه) دیگه حاضر نیستن از چیزهای دیگه ای كه در اختیارشون هست لذت ببرن و فقط همون سرویس طلای خودشونو می خوان!  در حالی كه یه نی نی واقعی اصلن این طور نیست و در هر شرایطی حاضره  پیشنهاد یه بستنی خوشمزه رو بررسی كنه

ترس معنی نداره.

به عبارت دیگه احتیاط خوبه ولی وقتی یه خدای مهربون مواظب ماست دیگه لازم نیست از رئیس یا بابامون یا صاحب خونه یا بی پولی یا ... بترسیم، بعضی نی نی ها به تدریج كه بزرگ می شن یادشون می ره كه چه قدر نترس بودن (با كله میرفتن تو شومینه) و كم كم به آدمای محافظه كار یا خدای نكرده ترسو تبدیل می شن.

هر روز و هر لحظه ممكنه معجزه اتفاق بیافته.

نی نی ها وقتی با دنیا آشنا می شن می فهمن كه هر لحظه ممكنه یه چیز غیر منتظره اتفاق بیافته مثلن ممكنه مامان یه كلید رو بزنه و اتاق روشن شه یا با یه وسیله ای  كه كف دست جا میشه كاری كنه كه از داخل یه جعبه كارتون های قشنگ پخش بشه یا بابا داخل یه قوطی آهنی بشینه و با سرعت خیلی زیاد شروع به حركت كنه؛ اما همین نی نی ها بعد از یه مدتی به اتفاق های عجیب عادت می كنن و یادشون می ره كه چقدر اتفاق های عجیب و غیر منتظره دور و بر ما در حال اتفاق افتادنه یا در واقع یاد می گیرن، برای اتفاق های عجیب توضیح بدن.

اصلن چه دلیلی داره ما برای اول شدنمون توی كلاس یا خوشحال بودن و بالا و پایین پریدن مون وقتی از مدرسه برمی گردیم یا پولی كه انتظارشو نداشتیم و به دستمون رسیده و ... توضیح بدیم. معجزه هم وجود داره فقط كافیه باور كنیم.

شما ترجیح می دید توی یه دنیا قابل پیش بینی و از پیش تعریف شده زندگی كنید یا توی یه دنیایی كه هر لحظه ممكنه یه كسی یه هدیه غیر منتظره براتون داشته باشه؟

چرا نباید فوت ناگهانی پدربزرگی رو كه خیلی دوستش داشتید یه هدیه فرض كنید. مگه نه این كه وقتی سنتون كمتر بود و توی خونه با پدربزرگ قایم باشك بازی می كردید، پدر بزرگ قایم می شد و از دور شما رو نگاه می كرد كه چطور دارید دور خودتون می گردید. شاید الآن هم یه جورایی قایم شده و داره از دور به شما می خنده...

یه نی نی یادش می مونه كه بسته پفكش رو با بقیه تقسیم كنه.

خیلی از بچه ها بسته پفكشون رو به طرف بقیه می گیرن تا اون ها هم بردارن، یا حتی پفك رو توی دهن بسته عروسكشون فرو می كنن (من خیلی این كار رو می كردم). اما معمولن وقتی بزرگ می شن یادشون می ره كه اگه همه پفك ها یی رو كه به دستشون می رسه، تنهایی بخورن دل درد می شن.

بخشش به ما یادآوری می كنه كه یه كسای دیگه ای هم غیر از ما توی دنیا وجود دارن كه  حق دارن از نعمتای این دنیا استفاده كنن

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
77

 

مرسی عزیزان از پست های زیباتون

 

بچگی ها همه چی درست بود ! واسه همین بستنی ها خوشمزه تر بود ! دوستی هامون بهتر بود چون دست دوستامون رو موقع رد شدن از خیابون می گرفتیم ! کلوچه هامون رو باهاشو نصف می کردیم !

 

 

نازنین یهودا , nazaninph
نازنین یهودا - 15:33 1386/08/9
76
یاد آن دوره شیرین ز کف رفته به خیر!
یاد آن کودک در خاطره ها خفته به خیر!
بهار الف , shaima_s
بهار الف - 16:24 1386/08/4
75

باز باران

با ترانه

با گهر های فراوان

می خورد بر بام خانه

یادم آرد روز باران

گردش یک روز دیرین

خوب و شیرین

...کودکی 10 ساله بودم

شاد و خرم   ، نرم و نازک   ، چست و چابک

با دو پای کودکانه

می دویدم همچو آهو

می پریدم از سر جو

دور می گشتم ز خانه...

بس گوارا بود باران

به ! چه زیبا بود باران!

می شنیدم اندر این گوهر فشانی

رازهای جاودانی، پندهای آسمانی:

بشنو از من کودک من !

پیش چشم مرد فردا

زندگانی خواه تیره ، خواه روشن

هست زیبا ، هست زیبا ، هست زیبا

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.