userinfo close

  ,

4 اثر از فلورانس اسکاولشین


four_effects_of_skavelshin

تاسیس: 26 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ریحانه صادق محمد قلی بیک - معاونان
جمله زیبای این هفته : *****روز زیبایی برای خود خلق کنید***** معجزه هر لحظه زندگی است ، كه سرشار ادامه »
جمله زیبای این هفته :

*****روز زیبایی برای خود خلق کنید*****

معجزه هر لحظه زندگی است ، كه سرشار از عشق و هیجان زیسته شود و تجلی خداوند در آن درك شود.


* برای دیدن لینک های داغ شده صفحه اصلی کلوب و خواندن مقالات وقت بذارید چون ما وقت می گذاریم و با دقت انتخاب می کنیم...

* کپی کردن با ذکر منبع بلامانع هست.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
401
2705
91/2/11 (08:56)
280
1590
90/7/5 (11:15)
25
47
91/3/10 (12:33)
327
2767
91/2/7 (00:16)
175
1806
91/2/6 (00:58)
104
900
90/12/8 (08:30)
159
852
90/11/19 (09:37)
1127
8346
91/2/27 (02:12)
195
1829
91/3/10 (08:35)
2000
15496
91/3/9 (20:49)
92
841
91/3/9 (09:57)
6
82
91/3/8 (23:12)
962
9541
91/3/4 (16:08)
587
5829
91/2/28 (18:41)
148
1292
91/2/26 (18:37)
329
5347
91/2/26 (18:36)
1085
5533
91/2/13 (08:30)
161
1280
91/2/5 (14:16)
225
2288
91/1/28 (13:55)
100
611
91/1/7 (19:52)

عنوان بحث

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr

روح مرد

 

 

زندگانی او با شرافت و عناصر وجود او چنان درهم آمیخته شده بود که طبیعت را توان این بود که به تمامی جهان بگوید :

 

او یک مرد بود .

 

او یک مرد بود . او را چنین بشناسید . دیگر همانند او را نخواهیم دید .

 


 

 

نر بودن یک جنسیت است و

مرد بودن یک هویت .

 

 

 

 

نر بودن یک جنیست است و مرد بودن هویتی است که زنان و مردان برای کسب اقتدار در زندگی به آن نیازمندند .

 

 

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
174
تاتی تاتی

 

 

 

 

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
173

تنفرهای مشترک حوایی

 

 

متنفرم.

 

از همه ی تلفن های دنیا متنفرم. که زنگ میزنند و تو برشان می داری و این قدر نزدیک اند به لب هایت ... و دست هایت.

 

از تمام کاغذ هایی که روی شان می نویسی منتفرم. از تمام آنهایی که نوشته هایت را می خوانند منتفرم. از آنهایی که نوشته هایت را دوست دارند خیلی متنفرم.

 

از تریبون سالن اجتماعات دانشکده تان متنفرم. همان ای که آن سال ها پشتش ایستاده ای و شعر خوانده ای. شعر ها خوانده ای. هنوز هم گمانم همان است...نه؟

 

از ماه متنفرم. که هر شب می بینی اش. که هر شب می بیند ات.که می گویی هر شب یادِ من...نه... متنفرم.

 

متنفرم از ریش تراشت که نرم راه می رود روی صورتت... صورتت... زیر چانه ات... که نمی گذارد ته ریش دوست داشتنی ات بماند... که من صورتم را بکشم رویش و خراشیده شود پوستم...  

 

از تمام پره انترنی ها، رزیدنتی ها  بورد های دنیا متنفرم. از طرح که بیشتر از همه. نه... بیش تر از همه از آن گوشی پزشکی ات متنفرم که به جای دست های من دور گردنت...

 

از بیست سالگی ات متنفرم. از تمام بیست سالگی های دنیا که من نرسیدم بهشان متنفرم.از خودم که همیشه دیر می رسم متنفرم.

 

از سازت ولی گمانم بیش تر از همه متنفرم... می دانی که چرا!

 

از مسواک ات متنفرم... آخ ...مسواک ات...

 

از این هوایی که می رود توی سینه ات... می چرخد... آه که می کشی... آب که می شوم...متنفرم.

 

از خودم متنفرم. که آب نمی شوم تا بنوشی ام. که کوچک نمی شوم. نمی شوم قد یکی از این همه ویروسی که اسم هایشان را خوانده ایم. که یک روزی بچسبم به نوک انگشتت...بعد به تنه ی سیگار ات... بعد لب هایت... زبان ات... تن ات. تکثیر هم نشدم، نشدم. همین که آن جا باشم بس است.

 

از آن زخم کوچک لب بالایت متنفرم. دوستش دارم. می بوسم اش. متنفرم.

 

از تن ات متنفرم. که این همه به تو نزدیک است و من نه. که وقتی می آیم توی آغوشت، نمیگذارد بروم توی تو. بمیرم توی تو.

 

متنفرم. می فهمی؟

 

 

 

 

http://havva12.persianblog.ir/post/240/

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
172
 
آره داداش…!
 
 
دختر بازی نه یعنی دختربازیای امروزی…! كه زرتی یه تلفن میدن فرداشم تو كافی شاپ قرار و بعدم …!!
 
دختر بازی یعنی سه ماه آزگار! دنبال دختره از مدرسه بری تا خونه و با هر نگاهش دلت زرتی بیفته کف کفشت …! یعنی اگه یه بار دختره لبخند بزنه ذوق مرگ  بشی…! یعنی شیش ماه این پا اون پا كنی تا یه نامه بهش بدی…! یعنی وقتی كه جوابت رو میده از ذوق شب خوابت نره …! یعنی با اولین بوسه فارغ بشی ازین دنیا و بال بزنی توی اسمون… آره داداش…!
 
دختر بازی یعنی اگه كسی چپ نیگا كرد به دوست دخترت پای چشمش بادمجون بكاری …!
 
یعنی گرسنه بود پر پر بزنی واسه معده خالیش ! نه اینکه صورتحساب اومد رنگت بپره و دستت با لرزه برو تو جیبت مثل امروزی ها! 
 
كه یعنی جون بدی واسه عشقت …! برای دوستت… برای رفیقت…!
آره داداش!

 
 
 
 
ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
171

دون ویتو کورلئونه (مارلون براندو): مردی که وقت صرف خانوادش نکنه هیچ وقت نمی تونه یه مرد واقعی باشه.

 

 

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
170
ما مردها رسم خوبی داریم:
زمانه که سخت میگیرد، شروع میکنیم به دراز کردن؛ ریش ها، سیبیل ها، گیس ها، حرف ها، آدم ها.
 
 
 
 خاطرات خانه ی قشلاقی - لئونارد گلف
ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
169

گفتم:« آدم ها ترس ندارند که.»

آخر گفته بود می‌ترسد.

ماندم اما. مکث کردم. سکوت کردم.

آدم‌ها ترس ندارند؟

گاهی « آدم‌»ی آزارت می دهد. نمی‌داند البته. نمی‌خواهد هم. آزرده شو ... اما نترس. حتا اگر توانستی بزرگ باش. ببخش.

گاهی « آدم»‌ی آزارت می دهد . دانسته. دل گیر شو. درد بکش. استیصال اش را ببین. نترس .

گاهی « آدم »‌ی زخم ات می زند. عمیق. داد بزن. خون می آید؟ انگشتت را خونی کن و روی صورتت خط بکش. زخم ات را نشان بده. گله کن. حتا پر شو از نفرت. اما نترس.

گاهی « آدم »‌ی دوستت دارد. دلش می‌خواهد بگیرد ات. نه آن شکلی ها... بگیرد توی بغلش. آن قدر محکم که نتوانی نفس بکشی حتا. چه برسد به فریاد. آرام باش. بالاخره یک جوری بهش می‌فهمانی که گرفتنی نیست‌ای. شاید زخمی هم بخورد....زندگی است دیگر. نترس.

گاهی « آدم »‌ی را دوست داری. آن قدر که کج نگاهت کند نفس ات بند می آید. آن قدر که کلمه هایش ، کلمه اش، زنده ات می کند. آن قدر که اگر برود... می ترسی. می‌دانم. نترس. نگران باش. نگران اش باش. « نگر ان»که می دانی یعنی چه؟ یعنی نگاهش کن.همیشه.

می‌دانی؟

ترس با رفتارهای خاص فرار و اجتناب مربوط است.

اجتناب نکن.

زندگی کن.

آدم ها ترس ندارند.

 

 

http://havva12.persianblog.ir/post/182

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
168

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست


اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید
همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

 

 

 

 

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
167

تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی

 

 

 

ناز نفس حضرت مولانا

 

 

 

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
166
نسیم ط , tolika
نسیم ط - 20:16 1389/10/21
165
نقل قول از : ریحانه صادق محمد قلی بیک

مرد بزرگ، كسی است كه كودكی خود را گم نكند. منسیوس

 

 



فکر میکنم این مورد در زن ها هم صدق میکنه
ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
164

مرد بزرگ، كسی است كه كودكی خود را گم نكند. منسیوس

 

 

خسرو قادری , ghaderikh
خسرو قادری - 17:45 1389/10/15
163
نقل قول از : ریحانه صادق محمد قلی بیک

یك مرد تا زمانی كه عاشق نشده است می تواند با هر زنی خوشبخت زندگی كند. ((اسكار وایلد))  
 
 
 


چه زیبا و عمیق

و بیچاره مردی که مزه عشق را چشید!

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
162
یك مرد تا زمانی كه عاشق نشده است می تواند با هر زنی خوشبخت زندگی كند. ((اسكار وایلد))  
 
 
 
ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
161
نقل قول از : صدف کی

نقل قول از : ریحانه صادق محمد قلی بیک

خیلی سخته عاشقت نباشه کسی ! خیلی ! این جور بهت بگم که ابهت نگاهت رو ول کردن توی یک کوچه خسته توی یک تابستون خرماپزون خیلی سخته! گاهی دلم می خواد وقتی رد می شی ساعت ها نگاهت کنم. زشته توی عرف ما ولی دلم می خواد ساعت ها سر مسیر عبور هر روزت سایه بون بزنم. حتی اگه هیچ وقت اسمت رو نفهمم و هیچ وقت هم کلامت نشم! چون اگه بری دیگه هیچ وقت مثل تو رو نمی شه پیدا کرد تا سال ها ! نادره مرد بودن! نادره کسی روحش مرد باشه! واقعا نادره! خوشا به حال کسی که لیاقت یک چای قند پهلو گذاشتن پیش روی یک مرد رو داره ... چه برسه به معشوقه این آفریده بودن...

 

 

خسته شدم از پسربچه های مردنما! خسته شدم! دیدنشون هم خستگی و رخوت می یاره...

 

 

 

هوووم

ریحانه صادق محمد قلی بیک , journal_of_agriculture
160

چو بینی یتیمی سر افکنده پیش

مده بوسه بر روی فرزند خویش

 

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.