| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
401
|
2705
|
91/2/11 (08:56)
|
|
||
|
|
280
|
1590
|
90/7/5 (11:15)
|
|
||
|
|
328
|
2767
|
91/3/11 (15:01)
|
|
||
|
|
25
|
47
|
91/3/10 (12:33)
|
|
||
|
|
175
|
1806
|
91/2/6 (00:58)
|
|
||
|
|
104
|
900
|
90/12/8 (08:30)
|
|
||
|
|
159
|
852
|
90/11/19 (09:37)
|
|
||
|
|
1127
|
8346
|
91/2/27 (02:12)
|
|
||
|
|
195
|
1829
|
91/3/10 (08:35)
|
|
||
|
|
2000
|
15496
|
91/3/9 (20:49)
|
|
||
|
|
92
|
841
|
91/3/9 (09:57)
|
|
||
|
|
6
|
82
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
962
|
9541
|
91/3/4 (16:08)
|
|
||
|
|
587
|
5829
|
91/2/28 (18:41)
|
|
||
|
|
148
|
1292
|
91/2/26 (18:37)
|
|
||
|
|
329
|
5347
|
91/2/26 (18:36)
|
|
||
|
|
1085
|
5533
|
91/2/13 (08:30)
|
|
||
|
|
161
|
1280
|
91/2/5 (14:16)
|
|
||
|
|
225
|
2288
|
91/1/28 (13:55)
|
|
||
|
|
100
|
611
|
91/1/7 (19:52)
|
|
زندگی معادله ریاضی است باید:
شادیها را ضرب-غمها را تقسیم-دوستیها را جمع-دشمنیها را کم-محبت را بتوان
و کینه ها را زیر رادیکال ببریم.
متشکر از لطفت شبنم جون 
من تمام سعیم رو می کنم
اگر زمانی سر نزدم به بحثی از مشغله هست به بزرگی خودتون ببخشید 
این مطلبو یکی از دوستان برای خنده برام نوشت ولی من نه تنها خندم نگرفت بلکه بغض شدیدی به گلوم فشار اورد و متاسفانه برای خروج بغضم از گلو راهی نداشتم .جز نوشتن اون مطلب در این خانه خصوصی با شما دوستان برای دردو دل .
کوروش تو بخواب که ملتت در خواب است
آرامگاهت غرق به زیر آب است
این بار نه بیگانه که دشمن زخود است
صد ننگ به ما که روح تو بیتاب است
ریحانه جان ممنون از زحماتی كه برای كلوب كشیدی .
كلوب از زحمات تو دوست عزیز بود كه پا گرفت و خوب میدونیم كه حتی با این حالت نیز برای ادامه حیاتش نیاز به زحمات بیشتر تو داره . اینكه هر روز - هر ساعت بیای سر بزنی مطالب جدید رو مرور كنی جواب بدی تا اون دوستی كه مطلب نوشته با ادامه نوشته از طرف تو نازنین تشویق بشه.
فقط میتونم بگم ممنونم و دست مریزاد
.



تقدیم به شما 


@};-@};-
آقای كیانی باز هم از این ارتباط دوستانه و برادرانه شما ممنونم
=D>=D>=D>=D>=D>
متشکر از شبنم عزیز به خاطر اشاره به جا
متشکر از آقای قاسمی به خاطر متن زیبا
متشکر از آقای کیانی به خاطر حضور سبزشون
در این دنیای مجازی هر کسی مانند دنیای حقیقی پی چیزی می یاد . یکی به دنبال هیچ و پوج . یکی به دنبال وقت گذرونی . یکی به دنبال هوس . یکی به دنبال دوست . یکی به دنبال همدم . یکی به دنبال یار . یکی به دنبال خود گمشدش
دوستی سالیان سال پیش به من گفت دوست کسی هست که با اون مسیری از زندگیت رو طی می کنی و اجبار و اصراری به موندن اون نداری . همیشه آرام می یاد آرام می ره و با حضورش تو رو آروم می کنه .
یک ساله که من وقتم توی اینترنت تلف نمی شه . یک سال هست که ایمیل چک نمی کنم . یک ساله مسنجر ندارم . یک ساله اسکاولشین رو بو کشیدم . یک ساله با اسکاولشین زندگی کردم . یک ساله با جمعی صاحبدل همنشین شدم .
یادمه شبی داشتم می خوابیدم خیلی دلم گرفته بود با اشک خوابیدم یهو یاد کلوب افتادم و شیرین عزیز ! که می گفت من و نیما پسر گلش هر روز می گیم امرور روز خوبی است در آسمان بر من طلا می بارد . با شیرین حرف زدم گفتم شیرین برام دعا کن دلم بدجوری گرفته به نیما هم بگو برام دعا کنه
کلمه نیما من رو یاد نیما خلیلی انداخت . همیشه جمله نیما توی ذهنم هست که می گه هر کسی می تونه هر وقت بخواد شب قدر بگیره . یاد اون حرفش افتادم با نیما هم حرف زدم چون با نیما هر وقت ارتباط زنده دارم با دقت گوش می کنه . به شیرین و نیما خلیلی گفتم برام دعا کنید . آرامشی وصف ناپذیر گرفتم و خوابیدم .
از حضور تک تک شما عزیزان متشکرم که لحظات زیبایی رو برای من شکل دادید و کاری کردید در این کلوب که من با عشق می یام این صفحه اسکاولشین رو باز می کنم . از دیدن پیام ها ذوق می کنم . از بازدید ها لذت می برم . از افزایش اعضا عشق می کنم .
امسال همنشین های خوبی برام بودید
از تک تک شما عزیزان متشکرم و روی ماه خدای اسکاولشین رو هزاران هزار بار می بوسم 
درود بر دوست خوبم آقای قاسمی
شما ها واقعا شرمنده ام می كنید ، گرمی فكر شما و نیت خوش شماست كه ، كام هایمان را باید هر چه كه در توان است استوار تر كنیم در این راه پر پیچ و خم . عزمم را راسخ تر كرده اید ، گر چه این جا دنیای مجازی است ، ولی باید كوله بار زندگی ، كه ، مجازی نیست ،باید بدوش كشید تا به سپیدهء سپیدار رسید .
خانهء دوست کجاست؟
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟
سلام .
فبل از هر چیز از اینكه میبینم اقای كیانی بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره اومدن كلوب باید بگم واقعا خوشحالم و به عنوان یه عضو كوچیك كلوب به ایشون خوش امد میگم . امیدوارم باز هم بتونیم از مطالب واقغا زیبا و اموزنده ایشون استفاده كنیم
نمونه مطالب كامل ایشون در پست 179 هست كه هر جمله اش واقعا یه درس برای زندگی . من خیلی اهل تعارف نیستم ولی باید بگم از موقعی كه با این كلوب اشنا شدم واقعا رفتار و روحیات من هم عوش شده چون عزیزانی كه در این كلو ب فعالیت میكنند همه به نظر من با یك نیت پاكی میاند و مطلب مینویسند .
از خانم ویسی هم ممنون كه نسبت به من لطف دارند.
اگر حساب عمرمان را داشته باشیم ادم حسابی میشویم . بنابر ابن از حساب زندگی خود غافل نشویم چرا كه ذات حق دائم به كار حساب مشغول هست. =D>=D>
تو ((خود)) آیی باش بر پهنه خاك
من از دوستان میخوام پست 179 را با دقت كامل بخونند . واقعا ممنون آقای كیانی . 


دوست و خواهر بزرگوارم ، دید و خوش فكری شما ،كاملا منو غافل گیر كرده است ، تا جایی كه چنان عرق به پیشانی من نشسته كه ، حتی نمی توانم پاكش كنم و این از گرمای فكر شماست ، زیاد من را شرمنده می كنید و ما كوچكتر از آنیم كه به تصور بگنجیم . بقول زنده یاد ( گلسرخی ) :
باید كه دوست بداریم یاران
باید كه چون خزر بخروشیم
فریادهای ما اگر چه رسا نیست
باید یكی شود
باید تپیدن هر قلب اینك سرود
باید سرخی هر خون اینك پرچم
باید سرخی هر خون اینك پرچم
باید كه قلب ما
سرود ما و پرچم ما باشد
باید در هر سپیدی البرز
نزدیك تر شویم
باید یكی شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ماست
باید كه سر زند
طلیعه خاور
از چشم های ما
باید كه لوت تشنه
میزبان خزر باشد
باید كه كویر فقیر
از چمشه های شمالی بی نصیب نماند
باید كه دست های خسته بیاسایند
باید كه خنده و آینده ، جای اشك بگیرد
باید بهار
در چشم كودكان جاده ی ری
سبز و شكفته و شاداب
باید بهار را بشناسند
باید جوادیه بر پل بنا شود
پل
این شانه های ما
باید كه رنج را بشناسیم
وقتی كه دختر رحمان
با یك تب دو ساعته می میرد
باید كه دوست بداریم یاران
باید كه قلب ما
سرود و پرچم ما باشد
سلام به دوست گرامی آقای كیانی و بقیه دوستان
فقط میتونم بگم اومدن در دنیای مجازی اینترنت و دنیای مجازی ایرانیان در این وادی كلوب سوپرایزهایی برای من داشت و آن پیدا كردن دوستان خوبی همچون آقای كیانی - ریحانه - آقای عباسی آقای قاسمی و خیلی از دوستان دیگه ........................
دوستانیكه بعضا درس زندگی - درس مبارزه با مشكلات - درس ...................
قبل از این دید بدبینی نسبت به دنیای اینترنت داشتم و فكر میكردم این دنیای مجازی همچون داستان تشخیص فیل در تاریكی توسط جماعتی بود با دیدی كم كه منجر به تشخیصهای اشتباه میشد . آشنایی با دوستانی همچون آقای كیانی باعث شد عینك بدبینی را بردارم و در این بین گاها ایشان به من در شناسایی افراد در كلوب و قدرت تشخیصم كمك كردند.
بعنوان یه خواهر كوچك و یك دوست اگر قابل باشم به دوستان این نكته رو یادآوری میكنم كه در اینترنت و كلوب برای آشنایی با افراد جدید صافیهایی برای گذر شخصیتهایی صاف - صادق - راستگو اوكه پروفایلش همان است كه خود اوست .این دوست میتونه مثل یه خواهر - یه برادر - ....برای شما در زندگیتون قرار بگیره .
من در این مسابقه آزمون برنده شدم امیدوارم شما هم با حساسیتی كه در تشخیص افراد بخرج میدهید برنده بعدی باشید
آقای كیانی باز هم از این ارتباط دوستانه و برادرانه شما ممنونم

دوستان خوبم درود
من بخاطر یك موضوع كه، شبنم خانم ، قبلا گذاشتند (دوست دارم نظر شما رو بدونم ) عضو شدم ، و یك مطلب داشتم و این یك اجبار بود .(حتی می توان براحتی این موضوع را حذف كرد)
تو «خودآ»یی باش بر پهنهی خاک...
به نام او که عالم را بر اساس « حساب » و « هندسه » آفرید . آری به نام او که همه چیز دنیا را بر اساس حساب استوار کرد و بر پایه هندسه نظم بخشید .
دوست خوبم سلام !
امیداورم روزهای زندگی ات سرشار از تلاشهای مثبت و منطق بر خط راست در جهت رسیدن به خدای یگانه باشد .
دوست خوبم !
جریان اندیشه های زلال سرزمین فکر ما را آبیاری و سر سبز می کند ، پس چه نیک است سر گذرگاه جریان اندیشه های خویش بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم اگر دو ضلع زندگی« امید » و« عمل » باشد زاویه زندگی به لطف خدا همواره « منفرجه » است .
بدان که« امید » را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد و« عمل » همان تلاش های مثبت اوست که او را به مقصد می رساند .
دوست خوبم !
اگر« حساب عمرمان » را داشته باشیم « آدم حسابی » می شویم . بنابراین از حساب امور زند گی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است .
دوست خوبم !
اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر ، که موجب پیشرفت او می شوند تامین می کند .
دوست خوبم !
چه زیباست دررفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم ، بدی ها را تفریق نماییم ، شادی ها را ضرب نماییم ، غم ها را تقسیم نموده ، از نفرت ها جذر بگیریم و محبت ها را به توان برسانیم .
هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم و راست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره براساس اصل مثبتی پایدار بماند : اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن در هراس بیافتد .
دوست خوبم !
در زندگی خودآزادگی پیشه کن و فراموش نكن ؛آنانکه دل به « عرض » یک صندلی بسته اند در« طول » زندگی اسیر بوده اند .
دوست خوبم ! در انتخاب دوستان و همنشینا نت دقت کن و همیشه آنان را از میان دانایان و خردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر چونانکه خط راست بر خط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست .
دوست خوبم !
با معادله زیبای زندگی سعی بر آن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتx وy ها شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی .
دوستدار همگی شما و بقیهء انسانها
رستنی ها کم نیست من و تو کم بودیم،
خشک وپژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست من و تو کم دیدیم،
بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست من وتو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شکل سرودن را درمعبر باد ، با دهانی بسته واماندیم
من وتو خم نه و در هم نه و کم هم نه
می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست...
با تشکر از دوست عزیزم پرستو
وقتی گلدانی شكست هر كسی چیزی گفت ... حیف ... زیبا بود ... كوچك بود ...
ولی وقتی قلب من شكست چی ؟
نه كسی فهمید نه چیزی گفت
8->
گفتمش دل میخری ؟گفتا: به چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
او بخندید و دل از دستم ربود
تا بخود باز آمدم او رفته بود
دل زدستش بر زمین افتاده بود
رد پایش روی دل جامانده بود