userinfo close

  ,

فروغ فرخزاد


forughclub

تاسیس: 8 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
فروغ زمان فرّخ زاد عراقی فرزند : محمد تولد : دی ماه 1313 خورشیدی مرگ : بهمن ماه 1345 خورشیدی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
161
1180
90/6/19 (15:54)
1353
7794
91/3/4 (16:23)
941
18960
91/2/17 (09:19)
59
890
90/12/6 (10:43)
139
2251
90/11/27 (20:22)
1279
18826
91/3/10 (16:46)
764
8720
91/3/6 (02:55)
1072
20907
91/2/27 (19:51)
454
6590
91/2/26 (10:43)
77
5675
91/2/20 (18:54)
45
498
90/11/25 (14:24)
52
200
91/3/6 (15:35)
2
36
91/2/31 (21:41)
68
814
91/2/24 (20:29)
541
8425
91/2/20 (21:02)
254
1323
91/2/20 (18:47)
159
1783
91/2/17 (16:27)
32
81
91/2/17 (09:51)
65
718
91/2/17 (09:34)
1
16
91/1/17 (00:19)

عنوان بحث

دانیال باران , danial
دانیال باران - 10:57 1386/12/14

زبانه زنانه در شعر با تکیه بر اشعار فروغ فرخزاد (رضا خسروی)

زبانه زنانه در شعر با تکیه بر اشعار فروغ فرخزاد (رضا خسروی)

maghale-forough-reza khosravi.jpg

reza_khvi@yahoo.com


اشاره : زبان مهمترین وسیله ارتباط انسانی است . در این میان زبان هنر و از جمله زبان شعر تفاوتهایی با مختصات زبان معمول انسانی دارد که به آن ویژگی زیبایی شناختی خاصی می بخشد . در این میان زبان زبانه ، به عنوان زبانی که منعکس کننده ویژگی های اندیشه زنانه است ، سهمی هر چند اندک در تجربیات زبانی انسانی و به ویژه در زبان شعری  ادبیات فارسی داشته است . مقاله حاضر ، جستاری در مطالعه زبان شعری از یک سو و زبان زنانه شعر فارسی ، با تکیه بر شعر فروغ فرخزاد است .

زبان شناسی جنس و جنسیت 

برای شروع بحث در باب زبان شعری زنانه ، باید ابتدا درکی از زنانگی زبانی و از سوی دیگر زبان شعری داشته باشیم . به این ترتیب ، باید از یک سو  به زبانشناسی جنسیت توجه کنیم و و از سوی دیگر درکی از زبانشناسی زبان شعر ارائه دهیم و نهایتاً پیرامون زبانشناسی زبان شعر با زبان زنانه به بحث بپردازیم  . تشخیص این دو مقوله به درک بهتر موضوع کمک می کند .بنابراین ضروری است تا مختصری در باب زبان شعر و زبان جنسیت نوشته شود . 
جنس و جنسیت
    به لحاظ انسانشناختی و جامعه شناختی ، جنس به خصوصیات بیولوژیکی انسانها اطلاق می شود که مرد یا زن بودن آنها را از هم تمییز می دهد . لذا عناصر جنسی انسان ، ذاتی ، و بیولوژیک هستند . اما جنسیت ، به نقشها و آموزه هایی گفته می شود که توسط دو جنس ، یعنی مرد و زن ، در طول سالهای زندگی ، آموخته می شوند . بنابراین مقوله جنسیت ذاتی و غیر قابل تغییر نیست . مثلاً در جامعه ای ، جنسیت مرد ، بنا به آموزه های فرهنگی می تواند نقش تأمین اقتصادی خانواده را به تنهایی به دوش کشد و در جامعه ای دیگر جنسیت زن نیز ، دوش به دوش مرد ، در تأمین معاش و اقتصاد خانواده دخیل است .لذا در تعبیری عام تر ، جنس به خصیوصیات زیستی زن و مرد اشاره دارد و جنسیت به خصوصیات اکتسابی و رفتاری این دو اطلاق می شود . 
    برای بحث در باب زبانشناسی جنسیت ، تشخیص دو مقوله جنس و جنسیت ضروری است . ما در زبانشناسی جنسیت ، فرض را بر این می گذاریم که اگر تفکیک جنسی ای در زبان ها وجود دارد ( که یقیناً هم وجود دارد ) نه کاملاً جنسیتی است و نه کاملاً جنسی . نمی توانیم از زبانشناسی جنسیتی صحبت کنیم بدون آنکه جنس را نادیده بگیریم در این مقاله شعر فروغ را به هر دو معنای مذکور ، زبانشناسی بررسی کرده ایم
 .
زبانشناسی ، نشانه شناسی و شعر
 
سئوال این است ، زبان شناسی چیست ؟ ساده ترین پاسخ این است که زبانشناسی مطالعه علمی زبان است . شعر نیز گونه ای از زبان است . در واقع شعر ، زبان هنری زبان است . فردیناندو سوسور ، بنیان گذار زبانشناسی نوین است . وی معتقد است که زبان نظامی از نشانه هاست . بنابراین نشانه های به عمومیت پذیرفته شده و رایج را زبان به معنای امرزوی می نامیم . خصلت ارتباطی بودن و قراردادی بودن نشانه ها را هم به آن تعمیم می دهیم و نهایتاً از زبان انسانی حرف می زنیم . اما زمانی که از زبان شعری حرف می زنیم باید به جمله معروف سوسور ، یعنی "زبان نظامی از نشانه هاست " ، دقت کنیم . زبان شعر ، جزئی از این نظام نشانه ای است . همانطور که ما در زبان انسانی از مقوله های مختلف سن ،جنس، طبقه اجتماعی و ... صحبت می کنیم ، می توانیم از مقوله شعر هم برای زبان هنری استفاده کنیم . مثلاً بگوییم مقوله های شعر ، اسطوره ، داستان ، نقاشی ، مجسمه سازی و موسیقی و... برای زبان هنری قابل طرح هستند . بنابراین نباید تصور کرد که زبانشناسی صرفاً معطوف به زبان معمول انسانی است . البته برخی این نظریه را می پذیرند زبانشناسی محدود به زبان معمول انسانی است که در این صورت باید از نشانه شناسی ، که در واقع زبانشناسی هم خود جزئی از این علم است ، کمک بگیریم . برای روشنتر شدن بیشتر بحث ناچاریم نشانه شناسی را بشناسیم . نشانه شناسی ، علم مطالعه نشانه هاست . هر نشانه از دو عنصر و یک رابطه تشکیل می شود. دال و مدلول عناصر نشانه و دلالت رابطه این نشانه است . در واقع دال ، به کلمه و لفظی اطلاق می شود که نوشته یا خوانده می شود و مدلول به ویژگی های واقعی این کلمه یا لفظ در جهان خارج ، یعنی جهان واقعی اشاره داد. این ویژگی ها می تواند ملموس و یا ذهنی باشد . به رابطه ای که این دو عنصر ، یعنی دال و مدلول را به هم می رساند نیز ، دلالت می گوییم . مثلاً وقتی می گوییم درخت ، خودِ کلمه درخت دال است و وجودِ خودِ درخت در جهان خارج مدلول و رابطه ای که این مفهوم را در ذهن ما از دال به مدلول ایجاد می کند ، رابطه دلالت است . در نشانه شناسی هم ، ما به دنبال کشف این دلالت ها هستیم .

زبان هنری و شعر

بر خلاف ویژگی زبان معمول انسانی که در آن از مقوله های مختلف مانند صرف و نحو ، دال و مدلول و ... صحبت می کنیم ، در زبان هنری ، بدون آنکه این عناصر را نادیده بگیریم ، با برخی تفاوتهای اساسی مواجه می شویم . در زبان هنری ما یک فاکتور تعیین کننده داریم و آن زیبایی شناسی هنری است . اگر در زبان انسانی غایت ما انتقال معانی از طریق ارتباط زبانی است ، در زبان هنری غایت ما انتقال معانی در وجه خاص زیبایی شناختی آن و از طریق ارتباط زبانی است . یعنی در زبان هنری صرف نظر از اینکه ما یک تعریف مشخصی از زیبایی داشته باشیم ( که فرهنگی است ) بر انتقال زیبایی شناسانه معانی تأکید می کنیم . دایره این معانی هم باز فرهنگی است . اینکه ما کدامیک از معانی سیاسی ، اجتماعی ، جنسی و ... را به نحوی زیبایی شناختی و از طریق زبان هنری منتقل کنیم مهم نیست ؛ بلکه مهم این است که ما آن را نه با زبان معمول انسانی ، بلکه با زبان هنری انتقال دهیم .
یک وجه تفاوت اساسی زبان هنری با زبان معمول انسانی در مقوله دال و مدلول است . در زبان هنری بر خلاف زبان انسانی ، رابطه دال و مدلول قراردادی نیست بلکه اجباری است . دال اجباراً و طبیعتاً باید واقعیت حسی ای را که در مدلول است برساند . یک تندیس ، یک نقاشی ، یک شعر ، یک موسیقی ، اجباراً و طبیعتاً باید منعکس کننده زیبایی یا نازیبایی واقعیت بیرونی باشد . در مقوله شعر شاید این مسأله قدری پیچیده به نظر آید ولی مثلاً در مورد مقوله نقاشی ؛ تصویری که از یک واقعیت بیرونی مثل درخت کشیده می شود باید آن واقعیت را القا کند . البته منظور این نیست که باید دقیقاً شبیه آن باشد ، بلکه باید از لحاظ حسی دقیقاً شبیه آن باشد . اگرچه در هنر رئالستیکِ کلاسیک، روی شباهت رئالیستیک تأکید می شود . ( نکته ای که باید در مورد زیبایی هنری مطرح شود این است که منظور ما از زیبایی هنری ، انتقال معانی به زیباترین وجه ممکن است حسی است و سوژه هنری مطرح نیست ) . نباید انتقال هنری را با سوژه هنری جابجا گرفت . سوژه هنری ممکن است کاملاً زشت و نازیبا و حتی دلخراش و منزجر کننده باشد و مقصود از زیبایی این است که هنر این واقعیت زشت و منزجر کننده را به زیباترین وجه ممکن ،" انتقال" ،دهد . وقتی می گوییم انتقال ، منظور مان این است که تمام حس موجود در آن واقعیت را منعکس کند .  حالا فرقی نمی کند این حس تهوع آور باشد یا مطبوع و لذت بخش .  بنابراین ، دال و مدلول هنری برخلاف دال و مدلول زبان معمول انسانی که اختیاری و قرار دادی است ؛ این گونه  نیست . و شاید بتوان گفت که دیگر رابطه بین دال و مدلول از بین رفته است . هنرِهنر ، در این است که فاصله موجود میان معنا و ماده را از بین بیرد و هنر متعالی ( خالی از مفهوم ارزش گذارانه آن) هنری است که تا حد ممکن این فاصله را کاملاً از میان بردارد . لذت هنری که به مخاطب یک اثر هنری دست می دهد ، دقیقاً منبعث از همین هنرمندی هنرمند می باشد . این مسأله هم قرار داد مشخصی ندارد . نکته دیگری که باید به ان توجه کرد این است که دلالت هنری ، یعنی رابطه میان دال و مدلول ، حتی در بهترین وجه زیبایی شناختی آن ، تداوم زمانی ندارد . اینکه بگوییم چون فلان تعبیر معانی حسی یک واقعیت را به زیباترین شکل انتقال می دهند ، پس دیگر باید تمام هنرمندان برای بیان آن واقعیت از تعبیر مورد نظر استفاده کنند ، درست نیست . در حالیکه تعریف شدگی کلام ، در زبان معمول انسانی بلاغت محسوب می شود ، آفت یک اثر هنری می تواند باشد .  در واقع ، اگر هنرِهنر ، در حذف فاصله میان معنا ( حس) و ماده ( موضوع معنا ، خود واقعی ) است ، هنرِ هنرمند در حذف آفرینش های گذشته به مددِ خلق تعابیر و حسهای ناب جدید است . مرگِ زبان هنری ، زمانی است که با زبان معمول انسانی تشخیص داده نشود .یعنی زبان هنری در آفرینش های تکراری غرق شده باشد و جزوی از بان روزمره گردد . شاید با مثالی از شعر فروغ ، این حذف فاصله میان معنا و ماده بهتر درک شود . اینکه فروغ می گوید : " از لحظه ای که بچه ها توانستند / بر روی تخته حرف " سنگ " را بنویسند/سارها سراسیمه از درخت کهنسال پر زدند ... " واژه سنگ را به صورت " کلمه " ای که به صورت " شیء " نشان داده است ، چنانکه سارها از درخت می پرند . بنابراین با این توضیح که در این بحث زبانشناسی ، در معنایی فراتر از آنچه مرسوم است به کار رفته است ، به موضوع اصلی می پردازیم . در ادامه بعد از بیوگرافی مختصری از زندگی فروغ ، به زبان زنانه شعر فروغ از دید زبانشناسی اجتماعی و نیز واژه شناسی شعری فروغ ، از نگاه زبانشناسی توصیفی پرداخته می شود و در پایان تحلیلی شعر محور و زبانشناختی از اشعار فروغ ارائه می گردد .


زندگینامه


فروغ در 15 دی ماه 1313 شمسی در تهران به دنیا می آید . پدرش محمد فرخزاد سرهنگ ارتش بود و مادرش بتول خانم وزیری تبار بود . فروغ از سیزده سالگی شعر می گوید ، بدون آنکه این اشعار را چاپ کند . در واقع تصور آن می رود که پدر ، شعر گفتن دختر را بر نخواهد تابید و لذا فروغ این اشعار را مخفیانه سروده و سپس از بین می برد . در 16 سالگی و در سال 1329 ، با اصرار مادر و اقوام مادری ، با پرویز شاپور 31 ساله ازدواج می کند . محصول این ازدواج ، پسری است که فروغ نامش را " کامیار " می گزارد . یکسال بعد از ازدواج ، اختلاف بین فروغ و همسرش بالا می گیرد . محور این اختلاف " شعر " است . در واقع شعر ، در زندگی فروغ ، توانسته چنان فربه شود که شوهر و فرزند را در مقابل خود قرار دهد . فروغ بین شعر و زندگی با شوهر ، که شرط شاپور بود ، شعر را انتخاب می کند . در طول 32 سال زندگی اش ، سرشار دوستی ، عشق و اعتماد به انسان ، و البته عصیان شد و آن را سرود . در 1331 مجموعه شعر " اسیر " ، در 1335 مجموعه شعر " دیوار " ، در 1337 مجموعه شعر " عصیان " و در 1342 مجموعه شعر " تولدی دیگر " و سر انجام در 1352 یعنی پس از گذشت هفت سال از مرگ او ، مجموعه " ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ، که در واقع شاهکار فروغ هم محسوب می شود ، چاپ شد . فروغ در سوابق کاری خود ، همکاری با مؤسسه " گلستان فیلم " را هم داشته است . مهمترین حاصل این فعالیت ، ساخت فیلم مستندی با عنوان "خانه سیاه است " است که در مورد جذامی های جذام خانه ای در تبریز ، تهیه شده است . این فیلم ، بعدها به عنوان بهترین مستند تاریخ سینمای ایران شناخته شد . فروغ در زمستان 1345 ، در سن 32 سالگی بر اثر سانحه رانندگی فوت می کند . گویی برای خودش سروده بود : " به مادرم گفتم : دیگر تمام شد / گفتم همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد / باید برای روزنامه تسلیت بفرستیم ...

زبان زنانه شعر فروغ

    فروغ فرخزاد ، یکی از معدود شاعران دوره معاصر است که از زبان شعری دارای سبک و شیوه مخصوص خویش برخوردار است . اشعار اولیه عمدتاً شامل اشعاری است که بیانگر احساسات سطحی شاعر است . عمده این اشعار ، عاشقانه هایی هستند که بی پروا و بی پرده به بیان احساسات اروتیک شاعری می پردازند ، و این البته تا آن روزگار در ادبیات ایران بی سابقه بود . شعر شاعران زن ، پیش از فروغ فرخزاد را به سختی می توان از شعر شاعران مرد تشخیص داد . اشعار آنان در واقع تلفیقی از صور خیالها و سنت های رایج ادبی دوران آنهاست . اگرچه شعر زنان شاعر در طول تاریخ ادبیات ایران از احساسات رقیق زنانه بی بهره نیست ، اما این احساسات به قدری در لفّافه تعبیرات و صور خیال رایج شعری در هم پیچیده شده اند که اگر شاعر شعر ، شناخته نباشد ، نسبت آنها به یک مرد هم غیر طبیعی جلوه نمی کند . در واقع اوضاع و احوال اجتماعی ایران قدیم ، و شرایط محیطی به آنان این اجازه را نمی داد که تمایلات خود را با آن صراحت و بی پروایی که در شعر فروغ فرخزاد متجلی است ، بیان کنند ( جز البته در مورد برخی اشعار عامیانه). عمده شاعران زن در تاریخ ادبیات ایران ، یا متعلق به دربار و جزو خاندان سلطنتی بوده اند و یا از طبقات مذهبی . اما فروغ فرخزاد در دوره معاصر از جهت صراحت بیان تمایلات اروتیک و گستاخانه  تقریباً مورد مشابهی  ندارد . همین ویژگی سبب شد که شعر او به سرعت مورد توجه خوانندگان شعر قرار بگیرد . حتی برخی ، این ویژگی را ، مهمترین عامل ترجمه های متعدد شعر او در آمریکا و اروپا می داند( خلیفه بناروانی :9 : 1381 ) .
    دید نو و نگاه زنانه فروغ در شعر امروز فارسی به تازگی ، هویتی است که او به زن داده است . زن یعنی انسان ، آفریده ای که جسم ، روح ، زبان ، احساس ، اندیشه و در نتیجه استقلال فردی دارد . این تصویر ، نقطه مقابل تصویر پیشین زن در فرهنگ این سرزمین است ، تصویری که به رویا بیشتر مانده بود تا به واقعیت ، و در حجابی از خیال و عشق و تحقیر ، قرن ها راز گونه زیسته بود . حضور زن در بیشتر آثار ادبی انگیزه عشق ، هوس ، شهوت ، نابکاری ، مکر  بی وفایی است و حیات حقیقی او ، نهان در دوردست انصاف و واقعیت ، به بیداد آمیخته است . اما در شعر امروز فارسی ، چهره واقعی زن ، نخستین بار در شعر فروغ تصویر شد و بی آنکه خود بخواهد ، ادبیات زنانه را پی ریخت و با تک گویی درونی و ذهنیت و زبان زنانه جهان فردی خود را در شعر معنا بخشید . ( کراچی : برگرفته از سایت زنان )
    اگرچه پیش از فروغ ، در شعر ژاله عالمتاج قائم مقامی نیز چهره ای متفاوت از زن ایرانی تصویر شده بود ، به سبب انتشار دیر هنگام اشعار او در 1345 ، نمی توان برای او سهم آغازگری را در پی ریزی ادبیات زنانه منظور کرد ، ولی باید در نظر داشت که مهمترین ویژگی اشعار او زنانه بودن ان است . زنی شاعر که برای نخستین بار ، تجربه های اندوهبار یک زن ، درددلها ، اعتراض ها و گلایه هایش را به زبان شعر سرود ، هویت واقعی و انسانی یک زن را نشان داد ، چهره کلیشه ای زن-معشوق را از شعر امروز پاک کرد و به شخصیت طبیعی و معمولی زن ، جان بخشید . شعر « چه می شد » نمونه ای از سروده های اوست :
چه می شد آخر ای مادر ، اگر شوهر نمی کردم   گرفتار بلا خود را ، چه می شد گر نمی کردم
گر از بدبختی ام افسانه خواندی داستان گفتی     به بدبختی قسم ، کان قصه را باور نمی کردم
مگر باری گران بودیم و مشت استخوان ما     پدر را پشت خم می کرد ، اگر شوهر نمی کردم ( دیوان ژاله : ص 6 و بر گرفته از کراچی : سایت زنان) .
    فروغ اما در شعر فارسی ، نخستین زنی است که روش تازه ای برای بیان فردیت خود برگزید . او در سه مجموعه نخست خود تمام مسائل را از چشم انداز زنانه و از موضع جنسی دید و در دو مجموعه بعدی از موضع انسانی به مسائل پیرامون خود نگریست . فروغ در دوره شعری خود ، چه در دوره نخستین که صرفاً احساس ، و چه در دو دوره پس از آن که اندیشه را سرود ، تصویر گر هویت عمومی و حضور جمعی زن ایرانی نبود . او بر خلاف موقعیت زن در جامعه سنتی ایران ، نخست زنی عاشق و سرکش را تصویر کرد که در جامعه اخلاقی با تکفیر و تحقیر روبرو شد ، و سپس تصویری از زن اندیشمند ارائه داد که هویت خویشتن را می شناخت و پیرو الگوهای متعارف نبود . پذیرش چنین زنی در جامعه مرد برتر ایران آن روز ، همانقدر سخت و از سویی خطرناک بود که زن نخست  (کراچی : برگرفته از سایت زنان ) .به نظر براهنی اگرچه اکثر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده و نقشی بر دوش داشته اند ، ولی فرخزاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرن هاست ، فرخزاد ، انفجار عقده دردناک و به تنگ آمده سکوت زن ایرانی است . « هلن سیگزوس » ، در کتابِ خنده مدوسا ، که بیانیه معروف نوشتار زنان است ، و آنرا در سال 1975نوشته است ، از زنان می خواهد ، تمنای خود را در نوشته بگذارند . او زنان را مخاطب قرار می دهد و می گوید : « خودت را بنویس ، تمنای تو باید شنیده شود ، فقط در این صورت است که منابع پایان ناپذیر ناخودآگاه فوران خواهد کرد " و همچنین « زن باید خود را از سانسور نجات دهد و شایستگی های خود ، تمنای خود ، قلمرو پهناور هستی خود را که در مهر و موم نگهداری شده است ، باز یابد » در واقع به عقیده هلن سیگزو تنها راه چاره در مقابل حاکمیت مردانه ، ساختن زبان زنانه است که نشان دهنده تفاوت وجنسیت است . او می نویسد : « زن باید زبانی برای خود ، به وجود آورد که درونش را نشان دهد » ( خراسانی :  1379 و برگرفته از کراچی : سایت زنان) . فروغ نیز در واقع ، به زبان زنانه سخن گفته است . زبانی که به شکلی غیر مستقیم ، _ یعنی با زبان شعر – به نقد دیدگاه های سنتی درباره زنان و نقش و طبیعت آنان در جامعه پرداخته است .


پی نوشت :
خلیفه بناروانی ، مقدمه کتاب دیوان فروغ فرخزاد ، تهران ، انتشارات طلایه ، 1381 .
کراچی ، روح انگیز، عالمتاج قائم مقامی، ژاله، و هفت بررسی ، تهران ، انتشارات داستان سرا،1383.
عالمتاج قائم‌مقامی، دیوان ژاله ، تهران: ابن‌سینا، 1345.
نوشین احمدی خراسانی ، جنس دوم ( مجموع مقالات )، تهران ، نشر توسعه ، 1379.

سایت :
http://www.zanan.co.ir/literature/000284.html

 

پی نوشت دانیال:

 مطلب را از اینجا كپی كردم:  http://www.fakouhi.com/node/1537

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شقایق ش , shaghayegh85
شقایق ش - 22:07 1387/03/20
4
خیلی ممنون از مطلب جالبی که نوشته اید.
محمد سرسپرده , rainylove59
محمد سرسپرده - 01:06 1387/03/16
3
منم با نظرت موافقم.از نظر من فروغ تنها شاعر سبک نو ایرانه که به جنبه جنسی یک عشق هم میپردازه و نه فقط به جنبه احساسی یک عشق.در تفکر من حتی از همان اولین کلام شعرش الهام گرفته از یک عشق عمیق بود که تا لحظه مرگش رهاش نکرد.  
دختر دریا ق , dokhtaredariya
دختر دریا ق - 21:52 1387/03/1
2

واقعآ ممنون آقای دانیال

خیلی مطالبیو که می نویسید دوست دارم

خیلی جالبن

سارا امیری , lara2008
سارا امیری - 18:33 1387/02/11
1

salam daniale aziz

hag ba toe man be on vane yek zan mitonam begam forog ehsasate yek zan ro be zibatarin vajhe momken bayan karde

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.