userinfo close

  ,

فروغ فرخزاد


forughclub

تاسیس: 8 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
فروغ زمان فرّخ زاد عراقی فرزند : محمد تولد : دی ماه 1313 خورشیدی مرگ : بهمن ماه 1345 خورشیدی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
161
1180
90/6/19 (15:54)
1353
7794
91/3/4 (16:23)
941
18960
91/2/17 (09:19)
59
890
90/12/6 (10:43)
139
2251
90/11/27 (20:22)
1279
18826
91/3/10 (16:46)
764
8720
91/3/6 (02:55)
1072
20907
91/2/27 (19:51)
454
6590
91/2/26 (10:43)
77
5675
91/2/20 (18:54)
45
498
90/11/25 (14:24)
52
200
91/3/6 (15:35)
2
36
91/2/31 (21:41)
68
814
91/2/24 (20:29)
541
8425
91/2/20 (21:02)
254
1323
91/2/20 (18:47)
159
1783
91/2/17 (16:27)
32
81
91/2/17 (09:51)
65
718
91/2/17 (09:34)
1
16
91/1/17 (00:19)

عنوان بحث :: این بحث را 12 نفر دنبال می کنند.

مینا ی , yas_ui21
مینا ی - 12:25 1386/08/16

کدوم شعر فروغ متآثرت می کنه؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سمیرا پورمردای , r_aa86
سمیرا پورمردای - 20:29 1391/02/24
68

 من عاشق همه اشعار فروغ هستم ولی شعر ترس منو واقعا تحت تاثیر میزاره وقتی باخودم زمزمه میکنم


 

 

 

شب تیره و ره دراز و من حیران

فانوس گرفته او به راه من

بر شعله بی شكیب فانوسش

وحشت زده می دود نگاه من

 

 

بر ما چه گذشت؟ كس چه می داند

در بستر سبزه های تر دامان

گوئی كه لبش به گردنم آویخت

الماس هزار بوسه سوزان

 

 

بر ما چه گذشت؟ كس چه می داند

من او شدم ... او خروش دریاها

من بوته وحشی نیازی گرم

او زمزمه نسیم صحراها

 

 

من تشنه میان بازوان او

همچون علفی ز شوق روئیدم

تا عطر شكوفه های لرزان را

در جام شب شكفته نوشیدم

 

 

باران ستاره ریخت بر مویم

از شاخه تكدرخت خاموشی

در بستر سبزه های تر دامان

من ماندم و شعله های آغوشی

 

 

می ترسم از این نسیم بی پروا

گر با تنم اینچنین درآویزد

ترسم كه ز پیكرم میان جمع

عطر علف فشرده برخیزد!

 

 

کیانا ام کا , kiana_zt
کیانا ام کا - 11:30 1391/02/23
67
همه ی اشعارش. عاشقشم
مطهره  , moti1366
مطهره - 21:45 1391/01/19
66

شعر عاشقانه فروغ

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه ام از عطر تو سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادی ام بخشیده از اندوه بیش

صوفیا سبز ن , sofia_4478
صوفیا سبز ن - 10:43 1390/12/23
65
فصل سرد
و این منم زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد

ارمین یزدانی نسب , armin_y
64

انسان پوک

انسان پوک پر از اعتماد

نگاه کن که دندان هایش چگونه وقت جویدن سرود میخوانند

و چشم هایش چگونه وقت خیره شدن می درند

سا سا , sasa_z
سا سا - 15:48 1390/10/24
63

تنهاتر از یک برگ

با بار شادیهای مهجورم

در آبهای سبز تابستان

آرام می رانم

تا سرزمین مرگ

تا ساحل غم های پائیزی

درسایه ای خود را رها کردم

در سایه  بی اعتبار عشق

در سایه فرّار خوشبختی

در سایه ناپایداریها

 

 

شبها که می چرخد نسیمی گیج

در آسمان کوته دلتنگ

شبها که می پیچد مهی خونین

در کوچه های آبی رگها

شبها که تنهائیم

با رعشه های روحمان ، تنها-

در ضربه های نبضمی جوشد

احساس هستی ، هستی بیمار

 

" در انتظار دره ها رازیست "

این را به روی قله های کوه

بر سنگهای سهمگین کندند

آنها که در خط سقوط خویش

یک شب سکوت کوهساران را

از التماسی تلخ آکندند

 

" در اضطرابدستهای پر ،

آرامش دستان خالی نیست

خاموشی ویرانه هازیباست "

این را زنی در آبها می خواند

در آبهای سبز تابستان

گوئی که در ویرانه ها می زیست

 

ما یکدگر را با نفسهامان

آلوده می سازیم

آلوده ی تقوای خوشبختی

ما از صدای باد می ترسیم

ما از نفوذ سایه های شک

در باغهای بوسه هامان رنگ می بازیم

ما در تمام میهمانیهای قصر نور

از وحشت آوار می لرزیم

 

 

اکنون تو اینجائی

گسترده چون عطر اقاقی ها

در کوچه های صبح

بر سینه ام سنگین

در دستهایم داغ

در گیسوانم رفته از خود ، سوخته ، مدهوش

اکنون تو اینجائی

 

چیزی وسیع و تیره و انبوه

چیزی مشوش چون صدای دور دست روز

بر مردمکهای پریشانم

می چرخد و می گسترد خود را

شاید مرا از چشمه می گیرند

شاید مرا از شاخه می چینند

شاید مرا مثل دری بر لحظه های بعد می بندند

شاید . . .

دیگر نمی بینم

 

 

ما بر زمینی هرزه روئیدیم

ما بر زمینی هرزه می باریم

ما " هیچ " را در راهها دیدیم

بر اسب زرد بالدار خویش

چون پادشاهی راه می پیمود

 

افسوس ، ما خوشبخت و آرامیم

افسوس ، ما دلتنگ و خاموشیم

خوشبخت ، زیرا دوست می داریم

دلتنگ ، زیرا عشق نفرینیست
زری ج , unn
زری ج - 15:35 1390/08/28
62
ا ی ستاره ها مگر شما هم آگهید
از درویی یو جفای ساکنان خاک
کین چنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ستاره های خوب وپاک

زری ج , unn
زری ج - 15:32 1390/08/28
61
رفتم مرا ببخش مگو او وفا نداشت/
راهی به جز گریز برایم نمانده بود/
رفتم که داغ بوسه پرحسرت تو را /
با اشک های دیده زلب شستشو دهم/
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود/
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم......

میترا سادات دهقانی , mitra_s_dehghani
60

فروغ تنها شاعریه که تک تک شعرهاش من رو متثر میکنه
تک تک سطرها .......
درسا فروغ , dorsa7
درسا فروغ - 01:55 1390/06/25
59

وهم سبز...

تمام روز در آینه گریه می كردم

بهار پنجره ام را

به وهم سبز درختان سپرده بود

مرجان الف , marjan_avaa
مرجان الف - 16:04 1390/06/19
58
همه ی شعراش با یه درده.همش
روژینا راد , rojinajoon
روژینا راد - 15:34 1390/06/19
57

شعر قطره قطره آب میشود...

 

ببین چگونه غم درون دیده ام قطره قطره آب میشود

سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود

...........

ماها ن , mahaaa
ماها ن - 13:00 1389/07/23
56

ان کلاغی که پرید

از فراز سر ما

وفرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد

و صدایش همچون نیزه ای کوتاهی پهنای افق را پیمود

خبر ما را خواهد برد به شهر

...........................................................سخن از پیوند سست 2 نام در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست

.............سخن از روز است و هوای تازه...

نیلو پ , niloo119
نیلو پ - 01:01 1389/07/22
55
در اضطراب دست های پر
آرامش دستان خالی نیست
خاموشی ویرانه ها زیباست
سعید ذ كا یی , saeed_yas88
سعید ذ كا یی - 01:56 1389/06/21
54
دوست داشتن
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.