userinfo close

  ,

فروغ فرخزاد


forughclub

تاسیس: 8 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
فروغ زمان فرّخ زاد عراقی فرزند : محمد تولد : دی ماه 1313 خورشیدی مرگ : بهمن ماه 1345 خورشیدی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
161
1180
90/6/19 (15:54)
1353
7794
91/3/4 (16:23)
941
18960
91/2/17 (09:19)
59
890
90/12/6 (10:43)
139
2251
90/11/27 (20:22)
1279
18826
91/3/10 (16:46)
764
8720
91/3/6 (02:55)
1072
20907
91/2/27 (19:51)
454
6590
91/2/26 (10:43)
77
5675
91/2/20 (18:54)
45
498
90/11/25 (14:24)
52
200
91/3/6 (15:35)
2
36
91/2/31 (21:41)
68
814
91/2/24 (20:29)
541
8425
91/2/20 (21:02)
254
1323
91/2/20 (18:47)
159
1783
91/2/17 (16:27)
32
81
91/2/17 (09:51)
65
718
91/2/17 (09:34)
1
16
91/1/17 (00:19)

عنوان بحث :: این بحث را 44 نفر دنبال می کنند.

سهیل شمس الدین , ghst
سهیل شمس الدین - 10:56 1386/03/22

کدام شعر فروغ زمزمه لحظات تنهائی توست؟

کدام شعر فروغ زمزمه لحظات تنهائی توست؟

 

همه ما در لحظات تنهائی خود گاه با

زمزمه کلامی شیرین ؛شعری دلنشین

 ویا آوازی خاطره انگیز آن لحظه را

 فرصت مرور خاطره ها ویادها می سازیم.

 

شما آیا شعری از فروغ را در این دایره دارید؟

 واگر هست کدام؟

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سامی صدرا , samisadra
سامی صدرا - 16:46 1391/03/10
1279
تمام هستی من آیه تاریکیست که دران تکرار کنان تورا آه کشیدم
مریم بید ل , maryam_ahoramazda
مریم بید ل - 19:14 1391/02/28
1278
دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق ای خورشید یخ بسته ...
علی ک , alik01
علی ک - 12:53 1391/02/7
1277
این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که ترا می بوسند
در ذهن خود طناب دار ترا می بافند16.gif
میلاد پیری , mvthng
میلاد پیری - 20:48 1391/01/30
1276
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی حرف میزنم
من از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه ی من آمدی برایم، ای مهربان یک چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

حسین زینعلی طلا , hossein51n
حسین زینعلی طلا - 20:22 1391/01/29
1275

آنقدر شکستم که دیگر نتوانم شکست . فروغ

بانو  , ghamginbanoo
بانو - 09:44 1391/01/15
1274
آه ... آری ... این منم ... اما چه سود
او که در من بود دیگر نیست نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
او که در من بود آخر کیست کیست ؟
فروغ روشن , navayesokot
فروغ روشن - 00:20 1390/12/26
1273

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست كشیده شب می كشم

چراغهای رابطه تاریكند

چراغهای رابطه تاریكند

كسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد كرد

كسی مرا به میهمانی گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است.

فروغ روشن , navayesokot
فروغ روشن - 00:20 1390/12/26
1272

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست كشیده شب می كشم

چراغهای رابطه تاریكند

چراغهای رابطه تاریكند

كسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد كرد

كسی مرا به میهمانی گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است.

فروغ روشن , navayesokot
فروغ روشن - 00:17 1390/12/26
1271
"دلم گرفته ست
به ایوان می روم
و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم..."
فریماه م , malasbaanoo
فریماه م - 17:26 1390/12/15
1270
دیدم اتاق درهم و مغشوش است
در پای من کتاب تو افتاده
سنجاقهای گیسوی من آنجا
بر روی تختخواب تو افتاده....
سودی  , soodi_sm
سودی - 13:31 1390/11/21
1269
نگه دگر به سوی من چه می کنی
چو در بر رقیب من نشسته ای
به حیرتم که بعد از آن فریب ها
تو هم پی فریب من نشسته ای

آدینه مهربان , adineh_77
آدینه مهربان - 12:57 1390/10/21
1268

شعر تولدی دیگر

همه هستی من آیه تاریکی ست

که تورا در خود تکرارکنان

به سحرگاه شکفتنها و رستن های ابدی خواهد برد

من در این آیه تورا آه کشیدم آه...

ندا حامدی , mahrokh_ss2000
ندا حامدی - 22:59 1390/10/18
1267
نمی دانم چه می خواهم خدایا 
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته ی من
چرا افسرده است این قلب پرسوز
شهرزاد  , shahrzad_ne
شهرزاد - 15:18 1390/10/15
1266
دیگرم گرمی نمی بخشی
عشق ای خورشید یخ بسته ...
نیلوفر دژم , niloofardezham
نیلوفر دژم - 21:01 1390/08/19
1265

قصه ای در شب

چون نگهبانی کهدر کف مشعلی دارد

می خرامد شب میان شهر خواب الود

خانه ها با روشنایی های رویایی

یک به یک در گیر و داربوسه بدرود

ناودانها ناله سر داده در ظلمت

در خروش از ضربه های دلکش باران

می خزد بر سنگفرش کوچه های دور

نور محوی از پی  فانوس شبگردان

دست زیبایی دری را می گشاید نرم

می دود در کوچه برق چشم تبداری

کوچه خاموشست و در ظلمت نمی پیچد

بانگ پای رهروی از پشت دیواری

باد از ره می رسد عریان و عطر الود

خیس باران می کشد تن بر تن دهلیز

در سکوت خانه می پیچد نفس هاشان

ناله های شو قشان لرزان وهم انگیز

چشمها در ظلمت شب خیره بر راهست

جوی می نالد که ایا کیست دلدارش؟

شاخه ها نجوا کنان در گوش یکدیگر

ای دریغا... در کنارش نیست دلدارش

کوچه خاموشست و در ظلمت نمی پیچد

بانگ پای رهروی از پشت دیواری

می خزد در اسمان خاطری غمگین

نرم نرمک ابر دود الود پنداری

برکه می خندد چشمش ای افسوس

وز کدامین لب لبانش بوسه می جوید؟

پنجه اش در حلقه موی که می لغزد؟

با که در خلوت به مستی قصه می گوید؟

تیرگیها را به دنبال چه می کاوم؟

پس چرا در انتظارش باز بیدارم؟

در دل مردان کدامین مهر جاوید است؟

نه دگر هرگزنمی ایدبه دیدارم

پیکری گم می شود در ظلمت دهلیز

باد در را با صدایی خشک می بندد

مردهای گویی درون حفره گوری

بر امیدی سست وبی بنیاد می خندد





نوشته شده توسط پوپک در جمعه پانزدهم مهر 1390 | نظر بدهید

نغمه درد

در منی و این همه زمن جدا

با منی و دیدهات بسوی غیر

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته گرم گفتگوی غیر

غرق غم دلم به سینه می تپد

وای از ان دمی که بی خبر زمن

برکشی تو رخت خویش از این دیار

سایه توام بهر کجا روی

سر نهاده ام به زیر پای تو

چون تو در جهان نجسته ام هنوز

تا که برگزینمش بجای تو

شادی و غم منی به حیرتم

خواهم از تو در تو اورم پناه

موج وحشیم که بی خبر ز خویش

گشته ام اسیر جذبه های ماه

گفتی از تو بگسلم دریغ و درد

رشته وفا مگر گسستنی است؟

بگسلم ز خویش و از تو نگسلم

عهد عاشقان مگر شکستنی است؟

دیدمت شبی بخواب و سر خوشم

وه مگر به خوابها ببینمت

غنچه نیستی که مست اشتیاق

خیزم و زشاخه ها بچینمت

شعله می کشدبه ظلمت شبم

اتش کبود دیدگان تو

ره مبند بلکه ره برم به شوق

در سراچه غم نهان تو


نوشته شده توسط پوپک در دوشنبه یازدهم مهر 1390 | 1 نظر

مرداب

شب سیاهی کرد و بیماری گرفت

دیده را طغیان بیداری گرفت

دیده از دیدن نمی ماند دریغ

دیده پوشیدن نمیداند دریغ

رفت و در من مرگزاری کهنه یافت

هستیم را انتظاری کهنه یافت

ان بیابان دید و تنهاییم را

ماه و خورشید مقواییم را

چون جنینی پیر با زهدان به جنگ

می درد دیوار زهدان را به چنگ

زنده اما حسرت زادن در او

مرده اما میل جان دادن در او

خود پسند از درد خود نا خواستن

خفته از سودای برپا خواستن

خندهام غمناکی بیهوده ای

ننگم از دلپاکی بیهوده ای

غربت سنگینم از دلدادگیم

شور تند مرگ در همخوابگیم

نامده هرگز فرود از بام خویش

در فرازی شاهد اعدام خویش

کرم خاک و خاکش اما بویناک

 باد بادکهاش در افلاک پاک

نا شناس نیمه پنهانیش

شرمگین چهره انسانیش

کو بکو در جستجوی جفت خویش

می دود معتاد بوی جفت خویش

جویدشگهگاه و نا باور از او

جفتش اما سخت تنهاتر از او

هردو در بیم و هراس از یکدیگر

تلخکام و نا سپاس از یکدیگر

عشقشان سودای محکومانه ای

وصلشان رویای مشکوکانه ای

اه اگر راهی به دریاییم بود

از فرو رفتن چه پروائیم بود

گر به مردابی ز جریان ماند اب

از سکون خویش نقصان یابد اب

جانش اقلیم تباهی ها شود

ژرفنایش گور ماهی ها شود

اهوان ای اهوان دشتها

گاه اگر در معبر گلگشتها

جویباری یافتید اواز خوان

رو به استغنای دریا ها روان

جاری از ابریشم جریان خویش

خفته بر گردونه طغیان خویش

یال اسب باد در چنگال او

روح سرخ ماه در دنبال او

ران سبز ساقه ها را می گشود

عطر بکر بوته ها را می روبود

بر فرازش در نگاه هر حباب

انعکاس بی دریغ افتاب

خواب ان بی خواب را یاد اورید

مرگ در مرداب را یاد اورید






نوشته شده توسط پوپک در دوشنبه چهارم مهر 1390 | 1 نظر

زندگی

زندگی

آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم

همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند

با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا

من ترا در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم، پر شدم، ز زیبائی

پر شدم از ترانه های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید

حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
ز تو ماندم، ترا هدر کردم

غافل از آن که تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم

آه، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ من بنگرد در من
روی آئینه ام سیاه شود

عاشقم، عاشق ستارهء صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام تست بر آن

می مکم با وجود تشنهء خویش
خون سوزان لحظه های ترا
آنچنان از تو کام می گیرم
تا بخشم آورم خدای ترا!

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.