| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
161
|
1148
|
90/6/19 (15:54)
|
|
||
|
|
1336
|
7428
|
90/11/16 (09:18)
|
|
||
|
|
56
|
844
|
90/10/30 (16:59)
|
|
||
|
|
935
|
18272
|
90/10/14 (08:59)
|
|
||
|
|
138
|
2160
|
90/6/10 (21:46)
|
|
||
|
|
1268
|
18449
|
90/11/21 (13:31)
|
|
||
|
|
1064
|
20398
|
90/11/16 (14:17)
|
|
||
|
|
754
|
8596
|
90/11/10 (16:58)
|
|
||
|
|
444
|
6281
|
90/10/26 (10:28)
|
|
||
|
|
77
|
5451
|
90/10/21 (15:46)
|
|
||
|
|
44
|
488
|
89/11/20 (12:09)
|
|
||
|
|
61
|
670
|
90/11/17 (00:34)
|
|
||
|
|
187
|
801
|
90/11/16 (01:01)
|
|
||
|
|
64
|
651
|
90/11/16 (00:59)
|
|
||
|
|
533
|
8003
|
90/11/15 (06:17)
|
|
||
|
|
133
|
308
|
90/11/10 (01:06)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
90/11/3 (17:31)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/11/3 (17:27)
|
|
||
|
|
8
|
150
|
90/11/2 (20:35)
|
|
||
|
|
86
|
925
|
90/10/19 (13:11)
|
|
سلام به همه دوستان 

امروز دوستداران فروغ یك روز فراموش نشدنی رو به خاطره تبدیل كردن ...
خیلی با شكوه بود ...
جای همی عزیزانی كه به هر دلیل نتونستند با ما همراه باشند ، خالی ...

روحش شاد
و یادش گرامی باد 




اگر امروز در ظهیرالدوله حضور داشتی ... با دوستانت در مورد این روز یه یاد ماندنی صحبت كن ... 


:X
kash manam oonja boodam har sal miomadam
محیط ظهیر الدوله دنج و پاییزی هست و به روحیات فروغ نزدیکه
تابستون گذشته روز جمعه ای به ظهیر الدوله رفتم . اونجا فروغ از بقیه مشتری های بیشتری داشت و گاهی اشعارش و میخوندن ... اما ایکاش کسانی که برای فروغ میرن شعر دوست هاش به رهی و بهار و موسیقی دوست داش به خالقی و تهرانی هم سری بزنن




شاخهای لرزان بیدمجنون، جنون حضورمان را به رخ نسیم می کشید. در این جمعه ساکت و متروک که تصمیم به دیدار گرفتم، هیچ فکر نمی کردم که این سکوت و آرامش با حضور شیفتگان بانوی تنهای فصل سرد، شکسته شده و عطر شمع های سوخته، هوای ظهیرالدوله را حزن آلود نماید. نوای آرام سه تار با اندوه تنهایی (( فروغ )) آویخت و ذره ذره احساس بر گور گرم اش آسود.
دختری آرام آرام میگریست و خیال لطیف و امید محال خود را اعتراف می ساخت. نگاه افسرده دیگری، خیره بر گور خاموش، نام (( فروغ )) را در ذهن خسته خود تکرار می نمود. دوراز هیاهوی انبوه جمعیت، یاد شاعری را در ذهنم شکافتم که دورانی را با فریاد خود به زانو نشاند و با تجربه های غلیظ تاریکی به آفتاب سلامی دوباره داد. زنی که راز فصلها را می دانست و حرف لحظه ها را می فهمید. میعادی غریب با موج سرما داشت. اولین برف زمستان1313 تهران، او را به لحظه های بی اعتبار هدیه نمود و آخرین سوز یخبندان، بیرحمانه او را ربود.
کنون شاهدهستم که دانه دانه برف بر مزارش آرام می جوید و بر پیکر سیم های تار می لرزد؛ مادرش می گفت
فروغ شیطان بود و شاخهای درختان میزبان شیطنتهای او بود...)) کجایی مادر ببینی همان درخت، سایبانی است بر چشمان خفته دخترت و شاخهای تکیده اش قصه های مادربزرگ را هر شب تکرار می نمایند و موهای طلایی اش را دست زمان شانه زده و چشمان درشت و غمگین اش نگران مهمانان مبهوت امروزش است و افسوس می خورد بر زمانی که او را کنار زد و راز شعرش را نفهمید.
فروغ معصومانه زیست. صادقانه سخن گفت. مظلومانه شکست و غریبانه راهی شد و سوسوی شمع ها و تابلوی عکس کنار مزارش فریاد می زند که یادش، نامش و دردش جاودانه گردید. سالهاست در جست وجوی روح تاریک وخاموش بیت های پرحرف وی می باشم. اکنون ضربه های آرام تکه ای سنگ دریچه ارتباط من واوست...
هیچکس به اندازه ی من عاشق فروغ نیست!با تمام وجود افکار و احساساتشو تجربه کردم.حالا تو سالگردش چیکار میکنن؟
سلام...خواهش میکنم خواهش میکنم جند روز قبل به من هم اطلاع بدین ساعت ملاقات با بانو رو
درود
فکر کنم خوب باشه که امسال 24 بهمن سالگرد فروغ را با دوستان بر سر مزارش جمع شویم
البته همانطور که میدانید گورستان ظهر الدوله یک گورستان تاریخی است که عشاق زیادی در آنجا مدفون هستند و همه ساله نیز عشاق زیادی بر سر مزار آن عزیزان جمع میشوند