| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
1
|
91/1/14 (00:40)
|
|
||
|
|
9
|
92
|
90/12/24 (10:40)
|
|
||
|
|
2
|
53
|
90/9/4 (11:44)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
90/5/29 (01:43)
|
|
||
|
|
7
|
230
|
90/5/29 (01:35)
|
|
||
|
|
3
|
26
|
90/1/27 (17:50)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/1/17 (09:19)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
89/8/8 (23:51)
|
|
||
|
|
29
|
86
|
88/6/21 (15:40)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
88/1/16 (21:02)
|
|
||
|
|
0
|
32
|
88/1/4 (15:30)
|
|
||
|
|
1
|
62
|
87/12/8 (16:11)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
87/11/26 (17:11)
|
|
||
|
|
0
|
29
|
87/11/19 (19:05)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
87/9/5 (16:36)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
87/9/4 (12:02)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/9/4 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
87/9/4 (12:00)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
87/9/4 (11:59)
|
|
||
|
|
0
|
31
|
87/9/3 (18:35)
|
|

سلام به تمامی شکارچیان و ماهیگیران عزیز ومحترم :
یه داستان براتون بگم از سال گذشته ، همون برفی که تو شمال امده بود اویل دی ماه بود از اداره مرخصی گرفتم با برادرام رفتیم شکار .تمام زمین سفید سفید بود برف دونه ریز می بارید همین جور که داشتیم میرفتیم یک دفعه متوجه شدیم که سگها برخلاف جهت حرکت به یه جایی متمرکز شدند ( سگهای شکاری پوینتر عادت دارند به محض اینکه شکار رو دیدند یا بو ش رو حس کردن دست راست خودشون رو بالا میگیرن دم خودشون رو تیز می کنند و به جایی که شکار هست زول میزنند ) برادر کوچکم به سگها دستور رو داد به محض اینکه سگها حرکت کردند یک ماده ترنگ بیرون اومد وسر پر برادر بزرگم اون رو زد . خلاصه شکار رو سگها آوردند وما به حرکت خودمون به طرف جنگل ادامه دادیم : توی جنگل از راست همدیگه فاصله گرفتیم هرکدوم با یه سگ جلو رفتیم اولین شکار جنگل که یه کفات (ابیا ) بود رو من زدم ، زخمی شده بود دست خانم سگه درد نکنه برام آوردش ، سرتون رو درد نیارم اون روز اگه ما فشنگ به اندازه کافی داشتیم کلی شکار میزدیم نفری 29 تیر داشتیم با چند تا چار پاره که مجبور شدیم اونها رو هم خال کنیم (ولی با اونا هیچی نزدیم) موقع برگشت به خونه همه ما راضی بودیم وخستگی تو این روز برفی حالیمون نمی شد من خودم سه تا ترنگ زدم 4 تا ابیا (کفات) 10 تا شله خوینه ( مرغ جنگلی که به اندازه یه جوجه 3ماه هست) 7 تا سله کراد ( یه نوع مرغ که هم تو مرداب هست هم توی جنگلهایی که توش هم آبه و هم بوته تمشک ) اینا کل شکارهای منه ولی موقع برگشت به خونه یه تورسنگ ( طاووسک) گرفتیم و زنده آوردیمش خونه ، بعد سرش رو بردیم واقعا روز خوبی بود جای همه شما خالی باید بودید و میدیدید . دیروز هم یکی خوتکا پر سفید که تازه اومدند رو زدم ولی به خاطر اینکه سگ شکاری با خودم نبرده بودم نتونستم پیداش کنم . بازم براتون داستان دارم از برف 83 شمال برف 2 متری که بعدن براتون میگم ......... فعالا خدا حافظ 
