| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1874
|
3801
|
91/3/12 (02:06)
|
|
||
|
|
1314
|
4557
|
91/3/11 (20:40)
|
|
||
|
|
86
|
264
|
91/3/12 (00:20)
|
|
||
|
|
112
|
1791
|
91/3/11 (22:00)
|
|
||
|
|
246
|
1087
|
91/3/11 (18:16)
|
|
||
|
|
43
|
460
|
91/3/11 (18:11)
|
|
||
|
|
9
|
50
|
91/3/11 (16:55)
|
|
||
|
|
529
|
5249
|
91/3/11 (09:33)
|
|
||
|
|
1400
|
7263
|
91/3/11 (08:58)
|
|
||
|
|
339
|
3412
|
91/3/10 (21:35)
|
|
||
|
|
39
|
260
|
91/3/10 (15:21)
|
|
||
|
|
769
|
13513
|
91/3/8 (22:30)
|
|
||
|
|
195
|
820
|
91/3/3 (12:06)
|
|
||
|
|
32
|
123
|
91/2/31 (10:49)
|
|
||
|
|
14
|
61
|
91/2/16 (23:34)
|
|
||
|
|
7
|
72
|
91/1/28 (14:43)
|
|
||
|
|
54
|
655
|
91/1/22 (19:00)
|
|
||
|
|
97
|
1899
|
91/1/22 (12:16)
|
|
||
|
|
36
|
134
|
91/1/16 (11:20)
|
|
||
|
|
15
|
276
|
91/1/16 (11:10)
|
|



در حالی که بسیاری از سایتهای اینترنتی با انتشار صحنه های فیلمی بسیار فجیع از وقوع جنایتی تلخ در یکی از خیابانهای کشورمان پرده برداشته اند و گفته شده که ماجرا در کرج رخ داده است و در جریان آن زنی میانسال،همسرش را با کیفیتی فراتر از جنایت سعادت آباد در خیابان و در حضور ماموران پلیس و اورژانس و مردم گرفتار آورده و وی را با ضربات متعدد چاقو به قتل می رساند و با هیچ واکنشی از سوی ماموران مواجه نمی شود ،پلیس در کرج وقوع این جنایت را تکذیب کرد اما روشن نکرد که بلاخره آیا این قتل رخ داده است یا خیر و آیا خودروی پلیس در صحنه واقعی بوده یا خیر و آیا کل این رخداد یک نمایش بوده است و یا نه وآیا اساسا این رخداد در جمهوری اسلامی بوده یا در یکی ازکشورهای مجاور و یا در مکانی که ما با ان آشنا نیستیم ،براستی با انکار واقعیت میتوان اشکالات را برطرف کرد و آیا با تهدید کسانی که قصد دارند اشکالات را برطرف کنند .
فرمانده انتظامی شهرستان کرج برخی اخبار و فیلم منتشر شده در خصوص وقوع جنایت در یکی از میادین این شهرستان را تکذیب کرد.
سرهنگ اصلانی درواکنش به اخبارو در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: برخی از سایتها امروز خبر وقوع یک قتل در یکی از میادین شهرستان کرج را اعلام کردند که در این رابطه هم در برخی از سایتها فیلمی از این جنایت منتشر شده است که بر اساس آن یک زن، شوهرش را در ملاء عام به قتل میرساند.

قاتل به محض پیاده شدن پلیس ضربه ای دیگر با کارد وارد می کند

مامور با مشاهده صحنه به ماشین باز می گردد
وی با تکذیب وقوع چنین جنایتی در شهرستان کرج اظهار کرد: بررسیهای انجام شده حاکیست چنین جنایتی در این شهرستان رخ نداده است و اقدامات قانونی و پیگیریهای لازم با سایتهایی که اعلام کردهاند این جنایت در کرج اتفاق افتاده است، انجام خواهد شد.
به گزارش عبرت ،با این اوصاف سخن این است که بدون در نظر گرفتن هدف انتشار دهندگان این فیلم ،تردیدی وجود ندارد که چنین رخدادی در یکی از خیابانهای ایران اسلامی رخ داده است و به روشنی میتوان دید که واحد گشت پلیس در کنار مقتول حاضر شده اما از برخورد با متهم احساس عجز کرده و خود را از صحنه دور می نماید و از سویی دیگر ماموران اورژانس نیز در زمان حضور از ترس متهم قادر به کمک رسانی نبوده و از نزدیک شدن به مجروحی که تا دقایقی هنوز نفس می کشد از ترس قاتل خودداری کرده اند .
بی تردید هیچ فردی انتظار ندارد تا زمانی که پلیس در صحنه ای حضور دارد وارد مداخله شده و خود را درگیر وضعیتی کند که معلوم نیست چه عاقبتی داشته باشد و با چه دردسرهایی مواجه گردد.

اما در کنار این حقایق باید گفت که این واقعه رخ داده و فرماندهی انتظامی استان البرز نیز درست اعلام کرده و چنین رخدادی در ماههای اخیر رخ نداده و این جنایت مربوط به مدتها پیش اما نه در کرج بلکه در استان البرزبوده است پس می گوییم که تکذیب نکنید،بگویید در استان البرز بوده،بگویید مربوط به گذشته بوده ،بگویید اشتباه کردیم ،بگویید متشکریم که گفتید ،بگویید اگر قبلا گفته بودید واقعه سعادت آباد رخ نداده بود و بگویید که ما از افکار عمومی و رسانه ها سپاسگزاریم زیرا :
براساس شنیده های ما و با پوزش از برادران تلاشگر ناجا باید عرض کنیم که بر اساس شواهد و سوابق این واقعه نه تنها دروغ نیست بلکه حقیقتی است که باید جزئیاتش را گفت و از زنی که بخاطر شرافتش دست به این اقدام زده و به قانون رجوع نکرده گفت تا عبرت شود و از سوی دیگر نیز باید دستگاه انتظامی را به نقد کشید که اگر زمان این ماجرا دقت می شد و ماموران آموزش می دیدند ماجرای سعادت آباد رخ نمی داد.
اما ماجرا از این قرار بوده است که در دیماه سال گذشته زنی بنام سمیرا 36 ساله با همسرش فرمان 40 ساله که در استان البرز سکونت داشته و فردی بیکار ودرمانده و عاجز از تامین هزینه مواد وزندگی بوده است درگیر می شود .
گویا فرمان که به اعتیاد و فساد اشتهار داشته ،بارها همسرش را به فساد دعوت کرده بوده اما وی از انجام رفتارهیا ناهنجار خودداری می ورزیده است.
سمیرای بیچاره پس از بارها درگیری و مقاومت در مقابل خواسته های پلید همسرش در یکی از برخوردها و زمانی که فرمان از وی می خواهد تا برای وصول پول به نزد یکی از دوستانش برود و عملا او را به مفسده دعوت می کند ، سمیرا مقاومت کرده و با فرمان درگیر شده وکتک مفصلی از وی خورده اما باز مقاومت می کند و در فرصتی مناسب با حمله به همسرش او را مورد اصابت ضربات چاقو قرار می دهد .
فرمان به خیابان می گریزد تا بلکه بتواند جانش را نجات دهد اما سمیرا دیگر توان تحمل همسرش را نداشته و به او امان نمی دهد و با ضربات متعدد وی را هدف قرار داده و در حالیکه عده زیادی نظاره گر صحنه بودند در حالتی سراسر انتقام و کینه فرمان را به قتل می رساند و البته پلیس نیز برابر فیلمی که اکنون و پس از یکسال انتشار یافته است و هدف منتشر کنندگانش نیز مشخص نیست در صحنه حضور یافته اما اقدام موثری نمی کند و فرمان می میرد و سمیرا نیز پس از آرامش نسبی و بازگشت به حالت عادی تسلیم ماموران می شود و در تحقیقات صورت گرفته به همه چیز اقرار می کند و پرونده ای در این رابطه تشکیل والبته جریان محاکمه وی تا کنون انجام نمی پذیرد تا در وقت مقرر و در دادگستری استان تهران برایش تعیین تکلیف شود ، شنیده ها حاکی از ان است که سمیرا اکنون در زندان به سر می برد .
عبرت بار دیگر با ذکر این نکته که هدف از نشر چنین اخباری تنها نقد جریانات اجتماعی و برخی اشکالات موجود است ، از مسئولان امر درخواست می نماید بجای تهدید و برخورد با رسانه هایی که دلسوزانه خود را در معرض همه گونه مصائبی قرار می دهند تا حقایق روشن شود راه اصلاح را پیش گرفته و تکذیب نکنند بلکه تشریح کنند .
براستی آنچه دیده شده است را میتوان کذب دانست ،صحنه ،قتل، چاقو ، خیابان ،مردم ، خودروی پلیس ،خودروی اورژانس،ماشینهای در حال عبور ونمیشه گفت همه حاضرین در صحنه آدمهای... بودند ولی اون دسته از علاقمندانی که با خونسردی دارن فیلمبرداری میکنند واقعا برای توضیح بی تفاوتیشون خیلی باید تلاش کنند. اصولا دعواهای همراه با خون و خونریزی جو خیلی سنگینی ایجاد میکنند و شاید بهتر باشه همه رو با یک چوب نزنیم.
آره...مردم دارن نگاه میکنن و میخندن ... جدا متاسفم...جدا...
جمعه شب تو صدای امریکا برنامه پارازیت نشون میداد تو ارومیه یه دختر رو به خاطر بدحجابی میزدنش...
ای وای بر ما 











آقا من نفهمیدم که این سعیده یا کیمیا یا هر کوفت و زهرمار دیگه زن مهدی بود که محمد رضا که بعد جدا شده ازش رفته با یکی دیگه؟؟؟ 
من که این مصاحبه رو خوندم گیج شدم !!!
وقتی به یک زن علاقهمند شدی تصور داشتی چه عاقبتی خواهی داشت؟
اصلاً، الان که در تنهایی فکر میکنم میبینم از همان ابتدا بازی خوردم.
این سوال رو از کسی که مرده بوده باید می پرسیدن نه از قاتل !!!
اخه اون زنه از یارو قاتله جدا شده و رفته سراغ مقتول !!!
توی ایران پرود دیدم اینو هم گذاشته بودن 
فیلم 9 دقیقه ایش هم اینجاست :
http://forum.iranproud.com/showthread.php?380497-(اگر-شما-جای-این-مرد-بودید،-چی-کار-میکردید؟(قتل...
صحنه یك جنایت دلخراش است، جوانی به قتل میرسد كه میتوانست زنده باشد، مردی دیوانهوار جولان میدهد و فریاد میزند «خودم را خواهم کشت!» در چند قدمیاش مردی روی شکم به زمین افتاده و نای ایستادن ندارد. زنان و مردان زیادی تماشاچی یکی از هولناکترین صحنههایی هستند که میشد پیش از فاجعه به نجات جوان نیمهجان پرداخت.
خیلیها با پلیس و اورژانس تماس گرفتند، جوان خونآلود شاید چند قدمی بیشتر با بیمارستان مدرس فاصله ندارد، اما مرد مهاجم چاقویی روی سینهاش گذاشته و تهدید میکند اگر کسی بخواهد قربانیاش را جابهجا کند، خودش را خواهد کشت!مرد جوان التماس میکند: «غلط کردم دیگه دخالت نمیکنم اجازه بده من رو ببرن بیمارستان، ببخش منو!» مرد انگار دیوانه شده است به سمت پسر جوان حمله کرده و لگدی به سرش میزند، همه ایستادهاند، فریادهای زنی شنیده میشود که از مرد چاقو به دست میخواهد دست از سر آن پسر بردارد، مرد فریاد میزند:
همه زندگیام رو از من گرفته، میدونید چه بلایی سرم آورده، باید بمیره!
انگار کسی دل و جراتی برای نجات جان جوان زخمی ندارد، او هنوز سرحال است و حرف میزند، رو به تماشاچیها کرده و التماسکنان میگوید:
تو رو خدا اورژانس رو خبر کنید. من دارم میمیرم.
از اورژانس خبری نیست، ثانیهها تندتر از همیشه میگذرند و مرد مهاجم که بنگاه مسکنی در میدان کاج دارد هنوز قدرتنمایی میکند، همه امیدوارند پلیس وارد ماجرا شده و امنیت را به همراه خود بیاورد. اما پلیس هم میآید و خود را در برابر تهدیدات مرد بنگاهدار به خودکشی و التماسهای مرد خونآلود برای نجات میبیند.
همه میبینند ماموران کاری نمیتوانند بکنند حتی دریغ از اینکه با اسلحهیی مرد جانی را نشانه رفته و وی را بترسانند. مرد بنگاهدار میخواهد مرگ کسی را که رقیب عشقیاش است به چشم خود ببیند، محمدرضا هنوز التماس میکند.
ماموران هم با بیسیم لحظهبهلحظه مرگ پسر جوان را مخابره میکنند. عقربهها از نیمه ساعت حادثه نیز گذشتهاند و از اورژانس هم خبری نیست.
صدای التماسهای «محمدرضا» ضعیفتر شده است، انگار پذیرفته در برابر بیتفاوتیهای اطرافش باید مرگ را در آغوش بکشد.45 دقیقه گذشت و از جوان خونآلود دیگر صدایی شنیده نشد، از ماموران یگان ویژه و حتی آمبولانس اورژانس نیز اثری نبود، مرد بنگاهدار آرام شد و تصور کرد که «محمدرضا » کشته شده است.
وقتی پرسنل بیمارستان مدرس خارج از وظایف خود با برانکاردی خود را به محل حادثه رساندند، قاتل میخندید، انگار میدانست کار از کار گذشته است و محمدرضا هیچگاه نمیتواند چشم باز کند.همزمان با انتقال جسد «محمدرضا» به بیمارستان مدرس، ماموری به مرد جانی نزدیک شد، وی هنوز تهدید به خودکشی میکرد همه میدانستند جرات چنین کاری را ندارد و مشخص نبود چرا به جای نجات جان «محمدرضا» بیتفاوت به تماشا نشسته بودند.
عامل قتل خیلی زود چاقو را کنار گذاشت و تسلیم پلیس شد. شاید اگر 45 دقیقه پیش پلیس به جای اینکه تماشاچی این تهدیدات باشد به عملیات و اقدامی دست میزد، مرد جوان هنوز زنده بود، خانوادهیی سیاهپوش نمیشدند و امتیاز منفییی روی عملکرد پلیس و اورژانس ثبت نمیشد و با نگاشتهشدن این گزارش، خبرنگاران از سوی پلیس و هر سازمان دیگری متهم به دیدگاه منفی نمیشدند.
متهم به قتل «یزدان» اعتراف كرد
مردی كه مدعی است به خاطر یك زن مرتكب قتل شده، پس از اعتراف به جنایت، حادثه را تشریح كرد.
ساعت ۱۱ پیش از ظهر روز پنجشنبه ششم آبان ماه سال جاری اهالی یكی از خیابان های سعادت آباد با شنیدن صدای درگیری به خیابان ریختند و مشاهده كردند كه یك بنگاه دار به نام یعقوب با چاقو به سمت مردی حدودا ۳۰ ساله هجوم برد و با وارد آوردن ضربه به ناحیه شكم این شخص، او را به شدت مجروح كرد.
پس از وقوع این حادثه و تماس مردم با مركز فوریت های پلیسی ۱۱۰، ماموران كلانتری ۱۳۴ شهرك قدس در جریان حادثه قرار گرفتند و بلافاصله قاضی محمد شهریاری بازپرس كشیك قتل پایتخت را از این جنایت باخبر كردند.
بازپرس ویژه قتل تهران زمانی در قربانگاه «یزدان» در خیابانی بالاتر از میدان كاج حضور یافت كه این شخص به بیمارستان مدرس انتقال یافته بود، اما با توجه به شدت جراحت وارده، تلاش پزشكان نتیجه بخش نبود و نهایتا یزدان روی تخت بیمارستان جان باخت.
به دنبال این ماجرا، دقایقی بعد متهم خود را تسلیم ماموران كرد و به این ترتیب تحقیقات از وی آغاز شد.
یعقوب با بیان سرگذشت خود ضمن اعتراف به قتل، گفت: حدود سه سال قبل در كار معاملات مسكن با زنی حدودا ۲۸ ساله به نام سعیده آشنا شدم كه تقریبا یك سال پس از آشنایی متوجه شدم شوهر و فرزندی ۱۳ ساله دارد. من عاشقش شده بودم و او هم به خاطر من از همسرش جدا شد.
وی ادامه داد: پس از آشنایی، دفتری به مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان در سعادت آباد خریدم و به خاطر علاقه ای كه به سعیده داشتم، دفتر را به نامش كردم. آن زمان با هم زندگی می كردیم و رابطه مان ادامه داشت تا اینكه شروع كرد به بهانه گیری و در همین جریانات حدود شش ماه قبل طی شكایتی در مورد اختلافات مالی، من را به زندان انداخت.
متهم به قتل گفت: زمانی كه زندان بودم با هم تماس داشتیم و هر بار من از او می خواستم اگر با كسی رابطه دارد یا می خواهد ازدواج كند، این موضوع را صادقانه با من در میان بگذارد تا دیگر سراغش نروم اما او هر بار می گفت چنین چیزی مطرح نیست و منتظر است تا من از زندان خلاص شوم.
یعقوب با اشاره به زمانی كه از زندان آزاد شده بود، ادامه داد: وقتی آزاد شدم، فهمیدم او با یزدان در ارتباط است. به این موضوع شك داشتم تا اینكه خود یزدان با من تماس گرفت و گفت با سعیده ارتباط دارد و قصدشان ازدواج است.
دیگر نتوانستم تحمل كنم. روز پنجشنبه طی قراری كه با هم گذاشتیم از یزدان خواستم به دفترم بیاید تا بیشتر صحبت كنیم.
وقتی آمد با چاقویی كه همراه داشتم به طرفش حمله كردم و یك ضربه به شكمش زدم. بعد هم خودم را معرفی كردم. الان هم هیچ تقاضایی ندارم و فقط می خواهم اعدامم كنید چون چیزی برای از دست دادن باقی نمانده است.
با اخذ اعترافات این متهم برای وی به اتهام یك فقره قتل عمدی قرار بازداشت موقت صادر شد و به این ترتیب پرونده با صدور دستورات قضایی لازم از سوی بازپرس جنایی تهران جهت تكمیل تحقیقات در اختیار ماموران آگاهی قرار گرفت.