| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1874
|
3801
|
91/3/12 (02:06)
|
|
||
|
|
1314
|
4557
|
91/3/11 (20:40)
|
|
||
|
|
86
|
264
|
91/3/12 (00:20)
|
|
||
|
|
112
|
1791
|
91/3/11 (22:00)
|
|
||
|
|
246
|
1087
|
91/3/11 (18:16)
|
|
||
|
|
43
|
460
|
91/3/11 (18:11)
|
|
||
|
|
9
|
50
|
91/3/11 (16:55)
|
|
||
|
|
529
|
5249
|
91/3/11 (09:33)
|
|
||
|
|
1400
|
7263
|
91/3/11 (08:58)
|
|
||
|
|
339
|
3412
|
91/3/10 (21:35)
|
|
||
|
|
39
|
260
|
91/3/10 (15:21)
|
|
||
|
|
769
|
13513
|
91/3/8 (22:30)
|
|
||
|
|
195
|
820
|
91/3/3 (12:06)
|
|
||
|
|
32
|
123
|
91/2/31 (10:49)
|
|
||
|
|
14
|
61
|
91/2/16 (23:34)
|
|
||
|
|
7
|
72
|
91/1/28 (14:43)
|
|
||
|
|
54
|
655
|
91/1/22 (19:00)
|
|
||
|
|
97
|
1899
|
91/1/22 (12:16)
|
|
||
|
|
36
|
134
|
91/1/16 (11:20)
|
|
||
|
|
15
|
276
|
91/1/16 (11:10)
|
|

اعضای محترم کلوب شما در این بحث میتونید عکسها و خبرهایی که از حوادث و اتفاقات جالب و دیدنی در اختیار دارید اینجا قرار بدید

لطفا نکات زیر را مد نظر داشته باشید:
*دقت داشته باشید تصاویری نزارید که باعث بسته شدن بحث بشه
*در هر پست بیش از سه عدد عکس قرار ندید
*در صورتی که پستتون دارای تصاویر زیاد باشه به خاطر سنگین نشدن بحث اون پست حذف میشه













توی فیس بوک که سیر می کنی، نمونه های فراوانی را می بینی که این روزها به نام حدیث و روایت نقل می شوند تا نشان بدهند اسلام، مکتب خرافی و دین عرب هاست.
نمونه زیر، مشتی از خروارهاست که این روزها با ایمیل و اس ام اس دست به دست می شود؛ و در این روزگار ما چه بسیارند ذهن های شکاک و پر تردید درباره دینداری و دل های فراری از دین که دل به این روایات فیس بوکی می بندند.
از مدتی پیش حدیثی از امام حسین(ع) در صفحات فیس بوک نقل می شود که مثلا متن حدیث را هم برای مستند و متقن بودنش، اسکن کرده اند تا به شما بگویند مو، لای درز کارشان نمی رود.
نوشته اند: " ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما
ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر
ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه
آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب
گماشت."
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس قمی، صفحه ۱۶۴. "
متن اسکن شده حدیث در فیس بوک که عده ای این روزها برای یکدیگر ایمیل می کنند:

نکاتی خیلی ساده درباره ظاهرحدیث
1- کتاب عربی "سفینة البحار" احادیث انتخاب شده از بحارالانوار است که توسط مرحوم محدث قمی جمع آوری شده است. صفحه 164 کتاب مربوط به توضیح لفظ "العجم" است. بگذریم که در این قسمت کتاب روایتی از امام حسین (علیه السلام) وجود ندارد.
داخل متن عربی کتاب آمده است: "قال سمعت اباعبدالله". یعنی " گفت شنیدم از اباعبدالله "، کسانی که اندک آشنایی با روایات داشته باشد، میدانند که مراد از «اباعبدالله» در روایات به صورت مطلق، امام صادق(ع) است، نه امام حسین(ع). پس اول اینکه این حدیث از امام حسین (ع) نیست، اما زیر متن نقل شده در فیس بوک، با فونت نزدیک به متن نوشته اند: "حسین ابن علی، امام سوم شیعیان".
2- مترجمان فیس بوکی، کل متن عربی بالا را متن اصلی حدیث امام تلقی کرده اند. با وجودی که متن حدیث شنیده شده از امام این است: قال سمعت اباعبدالله: " نحن قریش و شیعتنا العرب و عدونا العجم" .
حدیث در اینجا تمام می شود. مابقی، شرح و بیان مولف کتاب است که با کلمه "بیان" یعنی شرح حدیث شروع می شود. که نوشته شده :
"
بیان: عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است (پس معیار شایستگی، شیعه
بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل
بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت
است) اگر چه عرب باشد."
ادامه سخن مولف کتاب با کلمه "رای الثانی" آغاز می شود. یعنی نظرخلیفه دوم (عمر) را آورده است: "هنگامی که اسیران عجم وارد مدینه شدند، خلیفه دوم خواست که زنهایشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد...."
اگر دقت کنید بالای کلمه بیان و رای الثانی یک خط سیاه وجود دارد که در متون حدیثی به معنی جداکننده است. داخل تصویر بالا با دایره قرمز رنگ مشخص شده است.
3- نکته مهم دیگر اینجاست که این حدیث ادامه دارد اما انگار غرض ورزان صلاح ندانسته اند ادامه حدیث را بیاورند. بنابراین در ادامه این متن سخن امیرالمومنین علی(ع) حذف شده است. در ادامه آمده که وقتی علی(ع) این جملات را از عمر شنید، اعتراض کرد و فرمود: " پیامبر فرموده کریمان هر قومی را احترام کنید، هرچند مخالف با شما باشند. این جماعت عجم حکیمان و کریمان هستند که آغوششان را به روی ما گشوده و اسلام را قبول کردهاند."
اما نکات محتوایی حدیث و سند و منبع آن:
1- از نگاه مولف کتاب :
باز نکته جالب ماجرا اینجاست که اصلا مولف کتاب " سفینه البحار" این بخش کتاب را درباره فضائل عجم بیان کرده و با بیان این حدیث و قبل و بعد آن، قصد دارد تا در این بخش کتاب، به شرح و توصیف عجم بپردازد. مرحوم شیخ عباس قمی، حتی قبل از نقل حدیث، یک آیه و حدیث را در تایید سخنش در فضیلت عجم نقل می کند:
در سوره شعراء آیه 198 می فرماید: " ولو نزلناه على بعض الأعجمین فقرأه علیهم ما کانوا به مؤمنین." یعنی : "هرگاه ما قرآن را بر بعضى ازعجم (= غیرعرب) ها نازل مى کردیم ... و ایشان آن را بر اعراب مى خواندند، (اعراب به دلیل شدت تعصب) به قرآن ایمان نمى آورند."
وهمچنین امام صادق(ع) در حدیثی در تفسیر این آیه می فرماید: " لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب ، وقد نزل على العرب فآمنت به العجم ، فهذه فضیلة العجم" یعنی: " اگر قرآن بر عجم نازل می شد اعراب به آن ایمان نمی آوردند و این قرآن بر اعراب نازل شد و عجم ایمان آوردند و این خود برای عجم فضیلتی است. "
2- از نظر علمای لغت شناس:
اول اینکه اینجا هم اصل حدیث را جعل کرده اند وهم آن را با غرض ورزی ترجمه کرده اند. آنها که عربی نمی فهمند، هر متن عربی را ترجمه ظاهری کلمه به کلمه می کنند.
اگر به لغت نامه های عربی مراجعه کنید "العرب" در لغت به معنای " با فهم و فصاحت و واضح و شفاف سخن گفتن" است. همچنین در زبان عربی واژه "العجم" معانی فراوانی دارد که یکی از آنها " با ابهام و غیر شفاف سخن گفتن یا چیز گنگ" است.
بنابراین معنای سخن امام صادق این است که : "ما بنی هاشم و کسانی که پیرو ما هستند، اهل شفافیت و فهم و فصاحت هستند و دشمنان ما اهل ابهام و گنگی"
چرا این تعریف و معنا درست است؟
به واژه های متن عربی دقت کنید: در کلام عربی حدیث بیان نشده : " العرب
شیعتنا و العجم عدونا" بلکه بیان شده "شیعتنا العرب، وعدونا العجم. " در
برگردان فارسی هم می توان تفاوت این دو نوع بیان را فهمید. این دو معنی
کاملا با هم تفاوت دارند.
در بیان اولی این مطرح می شود که گروه اعراب
شیعه هستند و گروه عجم، دشمن اهل بیت که این با متن آیات قرآن و روایات
گوناگون تضاد دارد.
یعنی اگر در حدیث گفته شده بود "العرب شیعتنا و العجم عدونا" این معنی را می داد، اما حدیث این گونه بیان نشده .بلکه به گونه دوم بیان شده یعنی گفته شیعتنا العرب. یعنی شیعه ما کسی است که اهل فهم و فصاحت و شفافیت است.
دوم اینکه معنای "العجم" درلغت عربی بعدها در سیر تاریخی به معنای قوم فارس و ایرانی ها ترجمه شده و یکی از معانی اش در زمان پیامبر و اهل بیت، به هرغیرعربی گفته می شده است. اما هم چنان که در ترجمه فیس بوکی ملاحظه می کنید کلمه عجم به معنای ایرانی ترجمه شده است.
سوم اینکه خود مولف کتاب هم در شرح این حدیث اینگونه بیان می کند:
"عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است(پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد. به طور خلاصه یعنی این که : "شیعیان ما ممدوح و مورد ستایشند چه عرب باشند چه غیر عرب و دشمنان ما مذمومند چه غیر عرب باشد و چه عرب"
همچنین در ادامه همین حدیث روایات فراوانی در مدح عجم آمده است .حالا این ترجمه صحیح را باترجمه ناقص وسراسر غلط و مغرضانه ای که از این عبارت داده شده مقایسه کنید: "ایرانی هارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت! "
3- از نگاه علمای علم رجال:
مساله ریشه ای تر اینکه در روایات باید سند حدیث بر اساس "علم رجال" بررسی شود. تا همه افراد نقل کننده آن شناخته شده و معتبر باشند. آیت الله خویی در جلد 4 کتاب "معجم الرجال" صفحه 9 می گوید که در سند این روایت فردی به نام "سلمة بن خطاب" وجود دارد که علمای رجال او را فردی ضعیف و غیر قابل اعتماد می دانند. علاوه بر این سند این روایت به دلیل فاصله زیاد زمانی بین دو راوی از اتصال برخوردار نیست و از این جهت غیر قابل اعتماد است. پس اصل این حدیث تقطیع دارد و نزد علما رجالی اصلا اعتبار ندارد.
4- از نگاه مفسران قرآن
مساله آخر بررسی محتوای حدیث و تطبیق آن با آیات قرآن است. چون خود پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) فرمودند: "اگر حدیثی از ما مخالف با صریح آیات قرآن و یا سنت قطعی ما باشد آن را نپذیرید و قبول نکنید."
به فرض محال اگر همین ترجمه ظاهری فیس بوکی را هم قبول کنیم، به راحتی می توان گفت که این معنی مخالف با آیه 13 سوره حجرات است که ملاک برتری را فقط تقوی و ایمان قرار داده و تبعیض نژادی و قومی را باطل می داند.
در سوره حجرات می خوانیم: "یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ"
"اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را اقوام و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامىترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است. "
به راستی بهتر نیست که با اعتقاد به آزاد اندیشی، از اسارت بیماری های قوم پرستی وعقده مندی های ناسیونالیستی بیرون بیاییم و بدون غرض ورزی نسبت به مکتب اسلام و آموزه های راستین و انسان ساز دین روشن، راه زندگی انسانی را بیابیم؟
منابع مورد استفاده این مطلب:
1- http://fa.wikipedia.org/wiki/عجم
2- http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=26&ayat=۱۹۳&user=far〈=far&tran=1
3- http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/5353
4- http://www.almobin.ir/fa/content/view/87/1
رابرت فیسک: شاید احمدی نژاد استعفا دهد!
رابرت فیسک روزنامهنگار مشهور بریتانیایی که در تهران به سر میبرد گزارش تازهای از آخرین تحولات ایران داده است.
وی در یادداشتی که در روزنامه ایندیپندنت منتشر شده، مینویسد:
محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری ایران مرد غیر قابل پیشبینی ولی متدینی است، او ممکن است ظرف روزهای آینده به دلیل افزایش بحران سیاسی داخلی ایران که شدیدتر از تحولات پس از انتخابات ایران شده است، مجبور به استعفا شود. بحرانی که به دلیل نزدیکی بسیار احمدی نژاد به معاونش اسفندیار رحیم مشایی به وجود آمده تا به آن جا که به اختلافات عمیق با رهبر ایران آیت الله سید علی خامنهای منجر شده است. اختلافاتی که پس از برکناری حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران و مخالفت رهبر ایران با این برکناری به وجود آمده است.
فیسک در ادامه یادداشتش به دستگیریهای گستردهای که در میان اطرافیان احمدینژاد انجام شده اشاره میکند و مینویسد: این روزها فضای سیاسی ایران روز به روز بیشتر ملتهب میشود. دستگیریها در حلقه اطرافیان احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی به آنجا رسیده که معاون مستعفی علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران که تحت فشار مخالفان هفته گذشته از سمت خود استعفا داد، دستگیر شده است. تا کنون احمدی نژاد نسبت به تمامی این دستگیریها سکوت اختیار کرده است.
وی درباره ظرفیتهای احمدینژاد مینویسد: ظرفیتهای احمدینژاد مغایر با آن چیزی است که بتوان در هر کتاب داستان ایرانی یافت. بسیاری میگویند که احمدینژاد در طول دوران ریاست جمهوریاش به یک غرور سیاسی رسیده و حالا میخواهد با این غرور از وزرا و نزدیکانش دفاع کند.
این روزنامهنگار بریتانیایی در بخش دیگری از یادداشتش مینویسد: بزرگترین مشکل احمدی نژاد رحیم مشایی است. مردی از خطه سواحل دریای خزر که دخترش را به عقد پسر رئیس جمهوری ایران در آورده است. مشایی در دفتر احمدی نژاد مستقر است و حمایتهای خود را از او از درون دفتر ریاست جمهوری انجام میدهد. یک بار احمدی نژاد قصد داشت او را به عنوان معاون اول خود انتخاب کند که معادل نخستوزیر در دیگر کشورها است ولی به دلیل فشارهای بسیار سیاسی نتوانست او را به این سمت منصوب کند. به اعتقاد بسیاری از جمله رقبای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹ احمدی نژاد از پتانسیل لازم برای رهبری یک جریان سیاسی برخوردار نیست و این مسئله باعث میشود که نتواند در بسیاری مواقع خواستههایش را آن طور که میخواهد پیش ببرد. ولی احمدی نژاد باور دارد که مورد حمایت مردم فرودست جامعه یعنی روستاییها، شهرهای کوچک و شهرستانها از اصفهان گرفته تا تبریز و مشهد است، مسئلهای که باعث شده از او رئیس جمهوری متفاوت با دیگر روسای جمهور ایران به وجود آید. برای همین است که به او رئیس جمهور مردمی میگویند. یکی از طرفدارانش به من گفت: او بسیار شبیه رئیس جمهوری امریکا است که بیشتر ملاقاتهای هفتگیاش را در نیوهمشایر انجام میدهد. یکی دیگر از طرفدارانش نیز گفت: ما به احمدی نژاد برای این رای دادیم که او برای بیکلاسها ایستاد. برعکس موسوی و محمد خاتمی که همیشه به نظر میرسید با جک استراو چای انگلیسی مینوشند.
وی سپس مینویسد: اما با آمدن رحیم مشایی به دفتر ریاست جمهوری که به طور سنتی در راس امور اجرایی ایران است، اوضاع فرق کرد. او یار بسیار نزدیک احمدی نژاد است. رحیم مشایی در طول جنگ ۸ ساله ایران و عراق در سپاه بود، پس از آن به رادیو خبر ایران آمد و شایعهای هم هست مبنی بر این که او سابقه فعالیت در وزارت اطلاعات را نیز داشته است. به گفته برخی افراد نزدیک به دفتر ریاست جمهوری مشایی تا پایان دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد در دفتر او بوده است. مشایی صحبتهایی میکرد که جریان محافظهکار ایران چندان از این اظهارات خوششان نمیآمد. مثلا یک بار گفت ایران با اسرائیل دشمن است ولی با مردم اسرائیل نه. محافظهکاران میگویند چطور میشود ما با مردمی که دولتشان سرزمین فلسطینیان را اشغال کرده مشکلی نداشته باشیم. رابطه مشایی با علمای سنتی قم نیز چندان حسنه نیست. علاوه بر آن در طول زمانی که ریاست سازمان میراث فرهنگی ایران را بر عهده داشت به واسطه مدیریت نامناسب پروندههای مالی نتوانست سابقه خوبی از خود به جای بگذارد.
فیسک مینویسد: با این حال در تمامی این دوران مشایی از احمدی نژاد جدا نشد. چهار سال دوره اول ریاست جمهوری او و پس از آن تا کنون مشایی نزدیکترین فرد به احمدی نژاد محسوب میشود. این نزدیکی تا آن جا پیش رفته که برخی از مردم میگویند مشایی مرجع احمدی نژاد است. بسیاری گمان میکردند که وی تحت فشارهای بسیار مجبور شود مشایی را کنار بگذارد ولی نه تنها تا کنون دست به چنین کاری نزده است بلکه هر کسی که در کابینه از مشایی کوچکترین انتقادی کند فورا برکنار میشود. کسی اگر روزی از مشایی انتقاد کند روز بعد باید حکم بیکاریاش را ببیند. این مسائل باعث شده تا برخی در ایران بگویند مشایی احمدی نژاد را طلسم کرده چرا که به طور غیر طبیعی تحت کنترل او است.
در بخش دیگری از این یادداشت فیسک مینویسد: در ایران وقتی بیامان فشارها به رئیس جمور افزایش مییابد، انتظار میرود که این فشارها را رئیس جمهور به دیگران منتقل کند چرا که در غیز این صورت اگر کاری نکند دشمنیها علیه او افزایش مییابند. از این رو بسیاری میپرسند که عاقبت احمدی نژاد به کجا ختم خواهد شد. هنگامی که احمدی نژاد با تاخیر مجبور شد انتصاب مشایی به پست معاونت ریاست جمهوری را پس بگیرد که به گفته برخی از محافظهکاران باعث شد تا بسیاری از طرفداران احمدی نژاد آزرده خاطر شوند. احمدی نژاد در حال حاضر تلاش میکند در برابر اتفاقاتی که علیه او و مشایی میافتد حرفی نزند ولی برخی میگویند طی روزهای آینده ممکن است اتفاقات بسیاری بیفتد اگر چه شاید دیر باشد.
حمله اوباش به استخر زنانه در تهران شایعه یا واقعیت؟
به گزارش آخرین نیوز در چند روز اخیر خبر حمله اوباش به یک استخر زنانه در تهران در حالی منتشر شد که بلافاصله با تکذیب ناجا مواجه شد اما این پایان ماجرا نیود چرا که یک نماینده مجلس این خبر را تایید و حتی از دستگیری عوامل آن هم خبر داد.
در حالی که رسانه های داخلی در این خصوص سکوت کرده بودند رسانه های خارجی و مخالف دولت به نقل از یکی از ساكنین شهرك والفجر مدعی شدند : روز چهارشنبه صبح چند موتوری به داخل استخر این منطقه در سانس بانوان حمله كردند و در حال عربده كشی به تماشای زنان لخت، لمس كردن بدنشون و فیلمبرداری پرداختند .منشی زن سانس رو با چاقو تهدید كردند و مانع تماس با پلیس یا مردم شدندوپس از 5دقیقه متواری شدند. !
ساعاتی بعد یک منبع آگاه در ناجا در گفتگو با سایت فردا خبر را تکذیب کرد اما امروز عضو فراكسیون زنان مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با ایرنا با تایید خبر درباره این حادثه افزود: این اراذل و اوباش نتوانسته بودند به اهداف شوم خود دستد روز اخیر موضوعی به سرعت م یابند و با همكاری نیروی انتظامی به سرعت دستگیر شدند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی توضیح دیگری درباره جزئیات این حادثه نداد اما تاكید كرد: این اقدامات، تحركاتی سازمان یافته برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه است.آلیا افزود: با شروع اجرای طرح امنیت اخلاقی، تعدادی از اراذل و اوباش اینگونه اقدامات را برای مقاومت در مقابل قانون انجام می دهند.
قبل از این براساس مطالب منتشر شده در سایت های اجتماعی، گزارش هایی درباره حمله گروهی از اراذل و اوباش به یک استخر زنانه در تهران و تعرض به زنان را منتشر کرده بود.




دادنا: "ایران ما هزاران هزار سرباز و سردار چون " آریو برزن" به خود دیده است . مردان و زنانی كه دلاورانه جنگیده اند و از اسلام و ایران دفاع كرده ، با سربلندی و افتخار جان خود را فدا كرده اند. به كوچه ها و خیابان ها نگاه كنید ، نام این دلاوران و شهیدان را در همه جا می توانید ببینید. نام و راهشان جاودانه باد."
به گزارش انتخاب، این بخشی از درس شانزدهم كتاب "فارسی" كلاس پنجم ابتدایی است كه تا پایان سال تحصیلی اخیر به دانش آموزان آیین از جان گذشتگی در راه میهن را می آموزد و شهیدان عصر حاضر را پاسبانان و پاسداران این خاك عزیز ، كه از هر ایل و تباری برای ایران و اسلام به مبارزه با خصم دون رفتند و ایرانی را سرافراز عصرها و سربلند میان نسل ها كردند.




.jpg)
با این وجود در تاریخ 5 تیر ماه امسال به شهرداری این شهر دستور دادند مجسمه آریوبرزن را از میدانی به همین نام در شهر یاسوج پایین بیاورد. حال اینكه نام آوری این سردار ایرانی نه به سبب عشیره و طایفه اش بوده نه به سبب مال و اموالش، كه هرچه از او به یادگار مانده دلیری و وطن پرستی و مبارزه بادشمنی است كه بر خاك میهنش تاخته است تا دست او كوتاه كند و تصور چنین حماقت هایی به ذهنش نیاید و در همین راه هم جان آزاده به دادار می سپارد و الگویی می شود تا امروز به كودكانمان چنین بیاموزیم كه وطن ذره ذره اش ناموس است و باید از آن به جان دفاع كرد.
حال سئوال اینجاست با این نوع برخورد با مجسمه ای كه نمادی برای دفاع از وطن است، از سال آینده هم درس شانزهم فارسی "پنجم دبستان" آیروبرزن خواهد بود یا خیر؟
آیا می توان همچنان چنین خواند:
وطن یعنی به دشمن راه بستن / به اوج آریو برزن نشستن
وطن یعنی دو دست از جان كشیدن / به تنگشتان و دشتستان رسیدن
زمین شستن ز استبداد و از كین / به خون گرم در گرمابه ی فین
وطن یعنی اذان عشق گفتن / وطن یعنی غبار از عشق رفتن
نماز خون به خونین شهر خواندن / مهاجم را ز خرمشهر راندن
سپاه جان به خوزستان كشیدن / شهادت را به جان ارزان خریدن
وطن یعنی هدف یعنی شهامت / وطن یعنی شرف یعنی شهادت
