userinfo close

  ,

دو آتیشه


fire2club

تاسیس: 5 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آرمیتا - معاونان
به ** کلوب دوآتیشه ** خوش آمدید هر روز با ده ها مطلب و خبر داغ از تمام موضوعات مورد علاقه شما - ادامه »
به ** کلوب دوآتیشه ** خوش آمدید

هر روز با ده ها مطلب و خبر داغ از تمام موضوعات مورد علاقه شما
---------------------------------------------------------------------------

اینجا ما فقط نقل قول میکنیم و در برابر نظرات شما مسئولیتی نداریم!

درخواست ما از شما فقط احترام به همدیگه و رعایت در گفتار است

* کلوب دوآتیشه تبلیغات قبول میکنه *

-----------------------------------------------------------------------------
برای دریافت روزانه مطالب جالب و خواندنی دوآتیشه http://www.cloob.com/name/firex اَد کنید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1874
3801
91/3/12 (02:06)
1314
4557
91/3/11 (20:40)
86
264
91/3/12 (00:20)
112
1791
91/3/11 (22:00)
246
1087
91/3/11 (18:16)
43
460
91/3/11 (18:11)
9
50
91/3/11 (16:55)
529
5249
91/3/11 (09:33)
1400
7263
91/3/11 (08:58)
339
3412
91/3/10 (21:35)
39
260
91/3/10 (15:21)
769
13513
91/3/8 (22:30)
195
820
91/3/3 (12:06)
32
123
91/2/31 (10:49)
14
61
91/2/16 (23:34)
7
72
91/1/28 (14:43)
54
655
91/1/22 (19:00)
97
1899
91/1/22 (12:16)
36
134
91/1/16 (11:20)
15
276
91/1/16 (11:10)

عنوان بحث

شادمهر حسینی , lovetoyou
شادمهر حسینی - 20:41 1388/08/21

گفتگوی ادیان

لوگوی دوآتیشه


 

 

 

دوستان عزیز دو آتیشه می توانند در این بحث با رعایت قوانین زیر به بحث و گفتگو حول ادیان بپردازند

 

 

 

 

قوانین

 

 

1) تمامی ادیان و تمامی اندیشه ها قابل احترام هستند .

 

 

2) توهین به هیچ دینی از جمله ادیان الهی (اسلام ، یهود ، مسیحیت ، زرتشتی ) جایز نیست.

 

 

3) هر سخنی در جهان باعث پیدایش اندیشه جدید می شود پس لطفاً در پست زدن خود دقت کنید.

 

 

4) توهین به پیامبران ، ائمه ، علمای هر دین مجاز نیست.

 

 

5) از منحرف کردن این بحث به سمت سیاسی و ... جدا بپرهیزید.

 

 

6) از مطرح کردن مباحث تکراری خودداری کنید.

 

 

7) مسئولیت مطالب ارسال شده(از جمله متن ، عکس، فیلم) توسط کاربران بر عهده  خود ایشان می باشد و لزوماً هیچ مسئولیتی بر عهده مدیر کلوب دو آتیشه نمی باشد.

 

 

8) در صورتی که مایل به ارسال مطلبی از سایتی دیگر می باشد ، حتماً منبع و نام نویسنده را ذکر نمایید.

 

 

9) تا حد امکان از فونت فارسی استفاده نمایید.

 

 

 

امیدواریم بحث و گفتگوی خوب و سازنده ای داشته باشیم

 

 

fire2

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علیرضا  , alirezas25
علیرضا - 17:01 1390/04/19
89
حالا چرا زدین تو خط طلسم؟
کسی توکل به خدا داشته باشه
این چیزا روش بی اثره


علیرضا  , alirezas25
علیرضا - 16:17 1390/04/19
88
نقل قول از : شادمهر حسینی

خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام

 

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ

وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ

أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ

الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ

أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ

لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ

طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ

العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ

هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ

أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ

حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ

دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ

وَحدَهُ.


معجزه است
تا به حال نشنیده بودم
میشه ترجمه ش بدید؟

حنانه        , hopefullingodkindness
حنانه - 14:45 1390/04/9
87
نقل قول از : شادمهر حسینی

به شیطان گفتم : لعنت بر شیطان لبخند زد

پرسیدم : چرا می خندی؟

پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام می گیرد

پرسیدم : مگر چه کرده ای ؟؟؟

گفت : مرا لعنت می کنی در حالی که هیچبدی در حق تو نکرده ام

با تعجب پرسیدم : پس چرا زمین می خورم ؟؟؟

جواب داد : نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای . نفس تو هنوز وحشی است ؛ تو را زمین زند !!

پرسیدم : تو چه کاره ای ؟؟؟

پاسخ داد : هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد ؛ فعلاً برو سواری بیامـــــــــوز


ساده ساده , nazanin_1086
ساده ساده - 19:52 1390/02/11
86
بی نهایت سپاس گزارم اما اینا که به راحتی گیر نمیان!!!!!
جوزا    , assassin7
جوزا - 12:48 1390/02/6
85
نقل قول از : نا سا

نقل قول از : جوزا

نقل قول از : نا سا

امکانش هست که راجع به شیوه دعا نویسی دین یهود و ریشه و پایه و اساسش هم توضیحاتی بدید؟ قصد توهین یا شوخی ندارم فقط خیلی راجع به اینجور دعاها شنیدم میخواستم ببینم کسی راجع به این مسئله اطلاعاتی داره؟

 

من خودم تا حالا راجب دعا نویسی یهودی ها چیزی نشنیدم  ولی خب  اطلاعاتی دارم که ممکنه به دردتون بخوره

کلا هر چیزی که در فرهنگ ما اومده که مربوط به علوم خفیه  و جادو هست ریشه و اساسش از فرهنگ یهود اومده

یهودیان هم خودشون مبتکر این جادوها نبودن بلکه دانش مصری باستان هست که به اونها انتقال پیدا کرده و  در آیینی به اسم کابالا هزاران سال هست که  به صورت اسرار آمیزی توسط کاهنین این فرقه نگهداری میشه

اگر در دعاهایی که توسط دعا نویس های معمولی نوشته میشه دقت کنید همیشه اسمهایی مثل لومائیل شمسائیل کاکائیل و غیره می بینید که همون فرشتگان فرهنگ یهود هستند

برای نوشتن دعا ها هم دعا نویس های معمولی از حروف ابجد استفاده میکنندکه ارزش عددی حروف در زبان عربی است ولی در آیین یهود از حروف جماتریا استفاده میشود که ارزش عددی حروف عبری است.

در مورد شیوه دعا نویسی هم معمولا دعانویس بسته به تقاضایی که ازش میشه اگر دعای خیر و محبت بخواد بنویسه در روزهای سعد و اگر دعای تفرقه و جدایی بخواد بنویسه در روزهای نحس اینکار میکنه

در مورد سعد و نحس روزها هم بستگی داره اون روز مرتبط با کدام سیاره باشه زحل و مریخ نحس هستند و شمس و قمر و مشتری سعد هستند.

دعا نویس نوشتن دعا در ساعت یک (یعنی یک ساعت قبل از طلوع خورشید در زمان بندی قدیمی) انجام میده و حالا بسته به نوع دعایی که میخواد بنویسه یا از ورقه مس یا طلا یا کاغذ برای حکاکی و نوشتن استفاده میکنه

البته من دعا نویس نیستم و اعتقاد چندانی هم بهش ندارم

ممنون خیلی جالب بود اگر کتابی میشناسید در این مورد معرفی کنید. بنده هم اعتقادی ندارم اما مایلم تو این زمینه مطالعه داشته باشم


اگه فقط دوست داشته باشید راجب دعا نویسی مطالعه کنید باید همین کتابهای دعای ایرانی بخونید که من اسم چند تاش اینجا مینویسم

خود آموز علوم غریبه میر داماد کبیر از محمد باقر میر حسینی فندرسکی

رساله کنوزالمعزمین از ابن سینا

ختومات و تسخیرات جن از سکاکی

کلیات اساطیر از آصف بن برخیا

طلسمات طمطم هندی

ولی خب اگه دوست داشته باشید دید گسترده تری داشته باشید و راجب  یهود هم بدونید باید راجب کابالا مطالعه کنید که این کتابها میتونه مفید باشه

کتاب تحوتی از آلیستر کراولی

مجموعه آثار آستین اوزمن اسپیر

تئوری و مبانی جادو  از هاتوری هانزو

 

 

ساده ساده , nazanin_1086
ساده ساده - 21:02 1390/02/4
84
نقل قول از : جوزا

نقل قول از : نا سا

امکانش هست که راجع به شیوه دعا نویسی دین یهود و ریشه و پایه و اساسش هم توضیحاتی بدید؟ قصد توهین یا شوخی ندارم فقط خیلی راجع به اینجور دعاها شنیدم میخواستم ببینم کسی راجع به این مسئله اطلاعاتی داره؟

 

من خودم تا حالا راجب دعا نویسی یهودی ها چیزی نشنیدم  ولی خب  اطلاعاتی دارم که ممکنه به دردتون بخوره

کلا هر چیزی که در فرهنگ ما اومده که مربوط به علوم خفیه  و جادو هست ریشه و اساسش از فرهنگ یهود اومده

یهودیان هم خودشون مبتکر این جادوها نبودن بلکه دانش مصری باستان هست که به اونها انتقال پیدا کرده و  در آیینی به اسم کابالا هزاران سال هست که  به صورت اسرار آمیزی توسط کاهنین این فرقه نگهداری میشه

اگر در دعاهایی که توسط دعا نویس های معمولی نوشته میشه دقت کنید همیشه اسمهایی مثل لومائیل شمسائیل کاکائیل و غیره می بینید که همون فرشتگان فرهنگ یهود هستند

برای نوشتن دعا ها هم دعا نویس های معمولی از حروف ابجد استفاده میکنندکه ارزش عددی حروف در زبان عربی است ولی در آیین یهود از حروف جماتریا استفاده میشود که ارزش عددی حروف عبری است.

در مورد شیوه دعا نویسی هم معمولا دعانویس بسته به تقاضایی که ازش میشه اگر دعای خیر و محبت بخواد بنویسه در روزهای سعد و اگر دعای تفرقه و جدایی بخواد بنویسه در روزهای نحس اینکار میکنه

در مورد سعد و نحس روزها هم بستگی داره اون روز مرتبط با کدام سیاره باشه زحل و مریخ نحس هستند و شمس و قمر و مشتری سعد هستند.

دعا نویس نوشتن دعا در ساعت یک (یعنی یک ساعت قبل از طلوع خورشید در زمان بندی قدیمی) انجام میده و حالا بسته به نوع دعایی که میخواد بنویسه یا از ورقه مس یا طلا یا کاغذ برای حکاکی و نوشتن استفاده میکنه

البته من دعا نویس نیستم و اعتقاد چندانی هم بهش ندارم

ممنون خیلی جالب بود اگر کتابی میشناسید در این مورد معرفی کنید. بنده هم اعتقادی ندارم اما مایلم تو این زمینه مطالعه داشته باشم
جوزا    , assassin7
جوزا - 16:42 1390/01/31
83
نقل قول از : نا سا

امکانش هست که راجع به شیوه دعا نویسی دین یهود و ریشه و پایه و اساسش هم توضیحاتی بدید؟ قصد توهین یا شوخی ندارم فقط خیلی راجع به اینجور دعاها شنیدم میخواستم ببینم کسی راجع به این مسئله اطلاعاتی داره؟

 

من خودم تا حالا راجب دعا نویسی یهودی ها چیزی نشنیدم  ولی خب  اطلاعاتی دارم که ممکنه به دردتون بخوره

کلا هر چیزی که در فرهنگ ما اومده که مربوط به علوم خفیه  و جادو هست ریشه و اساسش از فرهنگ یهود اومده

یهودیان هم خودشون مبتکر این جادوها نبودن بلکه دانش مصری باستان هست که به اونها انتقال پیدا کرده و  در آیینی به اسم کابالا هزاران سال هست که  به صورت اسرار آمیزی توسط کاهنین این فرقه نگهداری میشه

اگر در دعاهایی که توسط دعا نویس های معمولی نوشته میشه دقت کنید همیشه اسمهایی مثل لومائیل شمسائیل کاکائیل و غیره می بینید که همون فرشتگان فرهنگ یهود هستند

برای نوشتن دعا ها هم دعا نویس های معمولی از حروف ابجد استفاده میکنندکه ارزش عددی حروف در زبان عربی است ولی در آیین یهود از حروف جماتریا استفاده میشود که ارزش عددی حروف عبری است.

در مورد شیوه دعا نویسی هم معمولا دعانویس بسته به تقاضایی که ازش میشه اگر دعای خیر و محبت بخواد بنویسه در روزهای سعد و اگر دعای تفرقه و جدایی بخواد بنویسه در روزهای نحس اینکار میکنه

در مورد سعد و نحس روزها هم بستگی داره اون روز مرتبط با کدام سیاره باشه زحل و مریخ نحس هستند و شمس و قمر و مشتری سعد هستند.

دعا نویس نوشتن دعا در ساعت یک (یعنی یک ساعت قبل از طلوع خورشید در زمان بندی قدیمی) انجام میده و حالا بسته به نوع دعایی که میخواد بنویسه یا از ورقه مس یا طلا یا کاغذ برای حکاکی و نوشتن استفاده میکنه

البته من دعا نویس نیستم و اعتقاد چندانی هم بهش ندارم

ساده ساده , nazanin_1086
ساده ساده - 23:10 1390/01/30
82
امکانش هست که راجع به شیوه دعا نویسی دین یهود و ریشه و پایه و اساسش هم توضیحاتی بدید؟ قصد توهین یا شوخی ندارم فقط خیلی راجع به اینجور دعاها شنیدم میخواستم ببینم کسی راجع به این مسئله اطلاعاتی داره؟
جوزا    , assassin7
جوزا - 17:26 1390/01/25
81
نقل قول از : Shan MKST

سلام

برام جالب بود چیزی در مورد این نشنیده بودم البته میدونستم که الهه در قدیم پرستش میشن اما پاگانیسم رو نمیدونستم هنوز وجود داره.

بهرحال خیلی عقلانی نیست ولی این احترامشون به طبیعت قابل تقدیره. اما نباید  مثل هندی ها افراط کنن.


خب البته شما درست میگید هیچ عقلی نمیتونه قبول کنه که الهه ای وجود داشته باشه و تقریبا اکثرشون بهش اعتقادی ندارن

فقط بصورت نمادین بهشون احترام میزارن مثلا  به کره ماه میگن بانوی ماه و اینطوری مثلا میخوان علاقه اشون بهش نشون بدن

اگرچه بعضی هاشون هم هستن که واقعا اعتقاد دارن و براشون یه حالت واقعی داره یادمه موقعی که زلزله ژاپن رخ داده بود خیلی هاشون به درگاه الهه ها دعا میکردن برای نجات مردم ژاپن

میدونید چند وقت پیشا یه مطلب دینی خیلی جالب دیدم الان درست یادم نیست که از کدوم کتاب بود نمیدونم از منابع قرآنی و حدیث بود یا از انجیل (اگه یادم اومد بعدا مینویسم)

ولی اینطور که اومده بود گفته بود که زمانی هست که بعضی از مردم خدا رو پرستش میکنن و گروه دیگری شیطان و گروهی هم فرشته های خداوند که بر  ارکان طبیعت فرمانروایی میکنن(خوب میشه گفت پاگانیست هایی که به الهه اعتقاد دارن از این دسته سوم هستن)

البته کسایی که این فرقه براشون محترم هستند یک طیف گسترده هستن خیلی هاشون به ادیان مختلف اعتقاد دارن در عین حال مراسم پاگان هم براشون محترمه  من  خیلی از پاگانیست ها میشناسم که کاتولیک یا یهودی یا مسلمان هستن و فقط براشون در پاگان احترام به طبیعت و ویکا مهم هست.

 

در مورد احترام به طبیعت هم اصلا افراطی نیستن مثل هندی ها اعتقادشون دقیقا مثل سرخپوست های آمریکاست یعنی به اندازه نیازشون از طبیعت برداشت میکنن و در عین حال هواش رو هم دارن.

  , mkst
Shan MKST - 13:08 1390/01/25
80

سلام

برام جالب بود چیزی در مورد این نشنیده بودم البته میدونستم که الهه در قدیم پرستش میشن اما پاگانیسم رو نمیدونستم هنوز وجود داره.

بهرحال خیلی عقلانی نیست ولی این احترامشون به طبیعت قابل تقدیره. اما نباید  مثل هندی ها افراط کنن.

جوزا    , assassin7
جوزا - 23:09 1389/12/21
79

فکر میکنم این بحث جای مناسبی باشه تا یکی از فرقه هایی که خیلی دوستش دارم معرفی کنم

خوشحال میشم اگه دوستان هم نظری راجبش دارن بگن

 

نئوپاگانیسم

در یونان و روم باستان و حتی در ایران باستان مذاهب مختلفی وجود داشت که برای خود خدایانی داشتند و آنها را پرستش میکردند مثل خدایان رومی یا یونانی ویا در ایران پرستش میترا و آناهیتا و .. پیروان این مذاهب برای تمام عناصر هستی یک الهه داشتند و آنرا پرستش میکردند و برای طبیعت و حیوانات و انسان احترام و ارزش بالایی قائل بودند.

بعد از ورود دین زرتشتی در ایران با اندک تغییراتی این افکار ادامه پیدا کرد و تا زمان اسلام ادامه داشت که با ورود اسلام این عقاید به ورطه نابودی رفت.در روم باستان هم این اعتقادات وجود داشت که با پذیرش دین مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراطوری روم این مذاهب تحریم شد و به طور محدودی در روستاهای امپراطوری روم ادامه پیدا کرد در زبان لاتین پاگان به معنی روستا است و چون این عقاید دیگر فقط در روستاها وجود داشت آنرا پاگانیسم نامیدند.ولی این واژه  در فرهنگ لغات مسیحیت به معنی مشرک آورده شد.

با ظهور موج جدید معنویت خواهی در غرب پاگانیسم هم نمودی دوباره یافت و اینبار پاگانیسم جدید یا نئوپاگانیسم در دنیای غرب شروع به گسترش کرد.پاگانیست ها به خدا یا شیطانی که در کتب ادیان دیگر آمده است معتقد نیستند آنها به نوعی وحدت وجود در تمام ابعاد هستی اعتقاد دارند آنها همه چیز را دارای روح میدانند وبرای آن احترام قائل هستند از نظر انها تمام انسانها حیوانات و اشیاء دارای روحی واحد و یگانه هستند.در واقع پاگانیسم نوعی طبیعت گرایی همراه با اعتقاد به جنبه های متافیزیکی است شبیه اعتقادات سرخپوستان آمریکا به دنیای اطرافشان.

پاگانیسم خود به چند فرقه مختلف تقسیم میشود که عبارتند از:سلتی Celtic، دیریودیک Drudic ، مصری، هرمسی، ویکایی Wiccan و نوردیک Nurdic

گزیده ای از باورهای پاگان ها:

احترام به تمام انسانها: آنها تمام انسانها را خواهر و برادران خود میدانند.

احترام به طبیعت و حیوانات: هیچ حیوانی را آزار نمیدهند و طبیعت را از بین نمیبرند.

برای تمام تغیییراتی که در طبیعت رخ میدهد مثل تغییر فصول جشن بر پا میکنند و آن را گرامی میدارند.

اعتقاد به جادوی سفید دارند و از آن برای کمک به سایرین استفاده میکنند.

و....

I am a Pagan.

 

I am a part of the whole of Nature.

 

The rocks, the animals, the plants, the elements are my relatives.

......

Other humans are my sisters and brothers, whatever their races, colors, ages, nationalities, creeds, or sexual preferences.

 

The earth is my Mother and the sky is my Father.

 

The sun and moon are my Grandparents, and the stars my ancestors

 

……....

پایا  , roozbehs68
پایا - 20:03 1388/09/9
78
نقل قول از : شادمهر سلطان غم ها


دین من؟!
در سخن شما یک سفسطه ریز باز وجود داره! خواهش می کنم کم این کار رو انجام بدید که ما رو هم کمتر آزار بدید!
من از بانو قطره هم پرسش کردم مگر اصلن زرتشت دین است که آن را دین می نامید؟!
شما کجای خوانده اید که زرتشت دین است؟!!!!!!!!!!!!!!!
حال اگر دین بودن آن را برای من ثابت کردید و گفتید من هم ماجرای خدا رو بهتون میگم!
خدا ؟ زرتشت؟ دین؟

+ افلاطون در پی روایتی که به احتمال سفری به ایران داشته در آن زمان ها: می گوید بر من سخت بود که ببینم به جز در یونان هم انسان هایی همچون زرتشت زاده شده و این چنین مردمانی را پرورش داده! دروغ در آنجا از کشتن هم سنگین تر است!
(اگه اشتباه نکنم تو پیشگفتار رساله جمهوریت یا ضیافت افلاطون بزرگ است)


جناب افلاطون چرت و پرت گفته همانطور که هانری کربن چرت و پرت گفته

ببخشید پس زرتشت چیه؟؟؟؟

 

چه جالب! شما خودتون جستار راه می اندازین و این گونه گفتار می نویسید!! جالبه به کل!

دوست گرامی من از شما پرسش کردم! نه شما از من. من از شما پرسیدم شما چگونه برداشته اید که اصلن دینی به نام زرتشت وجود داره!
شما پرسش من رو با پرسش پاسخ می دهید؟!!

+ شادمهر گرامی اگه اشتباه نکنم شما به شدت ناراحتی چشم و نوشتن داشتید برای پاسخ دادن به پرسش های من. ولی می بینم که به خوبی بیماری تون (ّبه حول و قوه الهی!) "مرتفع" شده و کرور کرور یادداشت می ذارین!

کمی بهتر نیست به همون پرسش ها و گفتمان ها بپردیزیم تا اینجه این نوشته ها رو از جایی به اینجا رونوشت بزنیم؟!

شادمهر حسینی , lovetoyou
شادمهر حسینی - 19:39 1388/09/9
77

به شیطان گفتم : لعنت بر شیطان لبخند زد

پرسیدم : چرا می خندی؟

پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام می گیرد

پرسیدم : مگر چه کرده ای ؟؟؟

گفت : مرا لعنت می کنی در حالی که هیچبدی در حق تو نکرده ام

با تعجب پرسیدم : پس چرا زمین می خورم ؟؟؟

جواب داد : نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای . نفس تو هنوز وحشی است ؛ تو را زمین زند !!

پرسیدم : تو چه کاره ای ؟؟؟

پاسخ داد : هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد ؛ فعلاً برو سواری بیامـــــــــوز

شادمهر حسینی , lovetoyou
شادمهر حسینی - 19:30 1388/09/9
76

خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام

 

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ

وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ

أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ

الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ

أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ

لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ

طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ

العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ

هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ

أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ

حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ

دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ

وَحدَهُ.

شادمهر حسینی , lovetoyou
شادمهر حسینی - 19:30 1388/09/9
75
روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.


space.gif

حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.

ستایش می کنم کسی را که منّتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش (بر غضبش) پیشی گرفته است. سخن (و حکم) اوتمامیّت یافته (و قطعی است)؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است.

ستایش می کنم، به سان سپاس آن که معترف به ربوبیّتش و پر خضوع دربندگی اوست. و از گناه خویش (بریده و) کنده شده و به توحید او اقرار می نماید. و از وعید (و بیم) عذابش (به خود او) پناه می برد. و از درگاه پروردگارش امیدوار آمرزشی است که او را نجات بخشد، در روزی که (انسان را به گرفتاری خویش مشغول و) از بستگان و فرزندانش غافل می سازد.

از او یاری و هدایت می جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکّل می کنیم. از ضمیری با اخلاص و یقین، برای او (به توحید) گواهی می دهم و او را به یکتایی می شناسم. یکتا شناسی فردی مؤمن و استوار (در یقین). و او را یگانه می شمارم، یگانه دانستن بنده ای خاضع. نه در پادشاهی خود شریکی دارد و نه درآفرینشش یاوری. برتر از آن است که مشاور و وزیری داشته باشد و منزّه است از داشتن همانند و نظیری. (بر کردارها) آگاهی یافت و پوشیده داشت. و از نهان امور مطّلع گردید و بدان آگاه است و اقتدار و چیرگی دارد.

نافرمانی گشت و آمرزید، طاعت و بندگی اش نمودند و او شکرگزاری نمود. فرمان روایی کرد و عدالت گسترد؛ و برتر از شائبه ی هر نقص و عیبی است و (آنچه شایسته ی هر چیزی بود، به او) عطا فرمود. همیشه بوده و هست و هیچ گاه زوال نمی یابد. و چیزی همانندش نیست. و او پیش از هر چیزی است و پس از هر چیزی. پروردگاری است که به عزّتش یگانه و به قدرت خویش پادشاه (و مقتدر). و به برتری شأنش پاک (و منزّه) است. و به علوّ مقامش (به حق) خود را بزرگ می شمارد. دیده ای او را نمی بیند و نگرشی (در معرفت) بر او احاطه پیدا نمی کند.

قوی و مقتدر و بینا و شنوا و برتر و حکیم و رؤوف و مهربان و عزّتمند و داناست. هر آن که به توصیف او برآید، در وصفش حیران ماند. (به آفریدگان) نزدیک است و (در رفعت مقام، از آنان) دور است. (به علوّ شأنش از آنان) دور است و (به آنان) نزدیک است، و دعای کسی را که او را بخواند، اجابت می کند. و به بنده اش روزی می دهد و بدو عطا می فرماید. دارای لطفی است پنهان و قهری قوی و رحمتی گسترده و کیفری دردناک. رحمتش بهشتی پهناور و زیبباست و کیفرش جهنمی در بسته و هلاکت بار.

و گواهی می دهم به بعثت محمّد صلّی الله علیه و آله، بنده و فرستاده و برگزیده و حبیب و خلیلش که او را –در بهترین (و ضروری ترین) برهه و در دوران گسیختگی (وحی) و کفر- به عنوان رحمتی برای بندگان خود و نعمتی برجسته از نعمتهای فراوان خویش مبعوث فرمود. خداوند کار (برانگیختن پیامبران به) پیامبری (از جانب) خود را به وسیله او به پایان رسانید و برهان خویش را با وی قوّت بخشید و آن بزرگوار نیز موعظه فرمود و خیرخواهی نمود و به سختی کوشید، نسبت به هر مؤمنی رؤوف و مهربان بود. سروری بخشنده و پاک گهر و راضی (به قضا و حکم حق) بود. رحمت و سلام و برکت و تعظیم و تکریمی (ویژه و فراوان) از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان و نزدیک و اجابت کننده، بر او باد.

ای گروهی که نزدم حاضرید؛ شما را به تقوای پروردگارتان سفارش می کنم و به شیوه پیامبرتان یادآوری می نمایم. پس بر شما باد به ترسی که در دلهایتان جای گیرد و هراسی که اشکتان را جاری کند و تقوایی که نجاتتان بخشد، در روزی که هر که وزن نیکی اش سنگین و وزن کار بدش سبک باشد، رستگار شود. درخواست شما (از پروردگارتان) درخواستی توأم با ذلّت و افتادگی و شکرگزاری و فروتنی و توبه و کنده شدن (از گناه) و پشیمانی و بازگشت (به طاعت) باشد.

هر کدامتان که غنیمت شمار (فرصت) است، عافیتش را پیش از بیماری و پیری اش را پیش از تهی دستی و فراغتش را پیش از (گرفتاری و) مشغولیت و زمان حضورش را پیش از کوچ، غنیمت بشمارد. پیش از آن که پیر شود و گرفتار بیماری و ناخوشی گردد و (به حالی افتد که) طبیبش از او ملول شود و (نزدیکترین) دوستش نیز از او روی گرداند و عقلش تباه گردد و رشته عمرش بگسلد. آن گاه گفته شود که فلانی به سختی بیمار است و تنش به شدّت نحیف شده و در بستر احتضاری سخت افتاده است. و هر خویش و بیگانه ای (به عیادت و وداع) به بالینش آمده است. پس دیده اش را با خیرگی به بالا افکنده، نگاهش را بدان سو دوخته، پیشانی اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده و جانش گرفته شد.

(در چنین حالی می بینی که) تیره بختی به همسرش روی آورده، گورش را کندند و فرزندانش بی سرپرست ماندند و نفراتش از دور او پراکنده شدند و آنچه جمع آوری کرده بود، تقسیم شده و بینایی و شنوایی اش از بین رفته است. (هم اکنون می بینی) رویش پوشانده، دست و پایش کشیده، رو به قبله اش کشیده اند و برهنه اش نموده، غسلش داده اند؛ (از هر جامه و پیرایه ای) عاری اش داشته، خشکش نموده اند و پارچه ای بر او افکنده و بر او کشیده اند و آماده اش نموده، (قطعه دیگر) کفنش را نیز بر او افکنده اند، (به گونه ای که) از آن کفن چانه اش را بسته، پیراهن وعمامه هم برایش قرار داده، در لفافش پیچیده اند و (نزدیکان) با او وداع نموده، بدرودش گفتند.

(اینک می نگری) بر تابوتش حمل نمودند و با تکبیر بر او نماز گزارند و از خانه های پر زرق و برق و قصرهای مجلّل، با اتاقهای منظّم و پی در پی، منتقل شده است. در گوری که برایش کنده اند، گذاشته شد. گوری که تنگ است و با خشتهای محکم چیده شده و سقفش با تخته سنگهایی پوشیده شده است و خاک قبرش را بر او ریخته، کلوخ بر او پاشیدند. پس آنچه که از آن هراسان بود، واقع شد و خبرش به فراموشی سپرده شد و (کسانی که) یار و همنشین و خویشاوند و دوست (او بودند)، از وی برگشتند و تنهایش گذاشتند و همدم و رفیق و یار و ندیمش، کسانی دیگر به جای او برگزیدند.

(اکنون) درون قبری قرار گرفته و به مکان تنها و خلوتی سپرده شده. کرمهای قبر در بدنش می دوند و خون و چرک از بینی اش روان است و جامه و بدنش فرسوده می شوند، خونش می خشکد و استخوانش فرسوده می شود. (و بدین گونه است) تا روز حشر او؛ که از قبرش برانگیخته شود و در صور دمیده شود و برای حشر و نشر فرایش خوانند. پس آنجاست که قبور، زیر و رو می گردند و آنچه در سینه هاست، بیرون کشیده (و هویدا) می شوند و هر پیامبر و صدیق و شهید سخنوری (که مجاز به تکلّم است)، آورده می شوند.

داوری قاطع آن روز را پروردگاری به عهده دارد که مقتدر بر بندگانش وآگاه و بینا (به حالشان) است. پس بسا ناله هایی که او را رنجور و زمین گیر و حسرتی که فرسوده و نحیفش می گرداند. در جایگاهی هولناک و عظیم و مجتمعی بزرگ و وسیع، در مقابل پادشاهی بزرگوار که به هر کار کوچک و بزرگی داناست. در آن هنگام عرقش تا به دهان می رسد و اضطراب و ناراحتی اش، آرامش او را می رباید. اشکش مایه ترحّم بر وی نمی شود و ناله اش شنیده (و بدان توجّه) نمی گردد. و دلیل (و عذر) او پذیرفته نخواهد بود. نامه عملش به سویش باز می گردد (و به وی سپرده می شود) و بدی کردارش (بر او و دیگران) بیان می شود.

هر عضوی از او به بدی کارش گواهی می دهد. چشمش به نگاه او (به حرام) و دستش به سخت گیری (نامورد) او و پایش به گام برداشتن (به سوی حرام)، پوستش به لمس (نامشروع) و شرمگاهش به تماس (به حرام) گواهی می دهند. فرشتگان نکیر و منکر او را (به عذاب وحشتناک) تهدید می کنند و (خداوند) بینا از کارش پرده بر می دارد. پس زنجیر در گردنش افکنده، دستش با غل بسته می شود و کشان کشان و در تنهایی رانده می شود. و در آتش دوزخ عذاب می گردد. و شربتی از آب داغ به وی نوشانیده می شود که چهره اش پخته و پوستش را می کند.

فرشته مأمور (عذاب او) به سوی آتش می راندش، او را با گرزی آهنین می زند، (پیوسته) پوستش پس از پخته شدن، به پوستی جدید بر می گردد (و تبدیل می شود). و فریاد استمداد برمی آورد، ولی مأموران جهنم از او روی بر می گردانند. و فریاد سر می دهد و با ندامت دوران طولانی اش را در جهنم می ماند.

به پروردگار توانا پناه می بریم از شرّ هر سرانجام (نا خجسته ای) و از او عفو می طلبیم به سان عفو کسانی که از آنان راضی گردید و آمرزش می جوییم همانند کسانی که (ایمان و طاعتشان را) از آنان پذیرفت. زیرا تنها اوست که کفیل خواهش و تقاضای من است.

پس هر که از عذاب پروردگارش دور گردانده شود، به قرب حضرتش در بهشت سکنا گزیند و در قصرهایی مزیّن جاودانه ماند و از حوریان زیبا و سیه چشم و خادمان (بهشتی) بهره مند می گردد. و جامهایی (مملو از خوراکی و نوشیدنی) پیرامونش می گردانند و در جایگاه منیع و ممتاز بهشت مسکن یابد و در نعمتهای سرشار به سر برد و از تسنیم (و از نوشیدنی های بهشت) بدو نوشانیده می شود و از چشمه، سلسبیل آمیخته به زنجبیل، می نوشد که با مشک و عبیری سربسته شده که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است. از نوشیدنی هایی (پاکیزه) در باغی روشن، (با درختانی) پربار می نوشد که هر کس از آن بنوشد، نه دچار سردرد می شود و نه مست و مدهوش می گردد. ا

این جایگاه کسی است که از پروردگارش بترسد و از نفس خویش بر حذر باشد و آن (نیز) کیفر کسی است که معصیت پروردگارش نماید و نفس (شیطانی) او، نافرمانی آفریدگارش را برایش تزیین نماید.

این کلامی است قاطع و انکارناپذیر و حکمی بر پایه عدل. بهترین سخنی است که (از خدا و رسول) برگرفته شده و برترین پندی است که (درقرآن) بدان تصریح شده است. از سوی پروردگار ستوده نازل شده است و روح القدس (برتر از تمامی فرشتگان و دارای پاکی) ممتاز، آن را بر پیامبری هدایت یافته و بلند منزلت فرود آورده است. درود فرستادگان بزرگوار و گرامی داشتگان شایسته (الهی) بر او باد. پناه می برم به پروردگار مهربان از شرّ هر (شیطان) رانده شده. پس باید هریک از شما (به درگاه خداوند) تذلّل نماید و (به آستانش) دعا و زاری کند تا از پروردگار هر آفریده ای، آمرزش بطلبیم برای خودم و شما.

شرح ابن ابی الحدید ج 19 ص 140 تا ص 143، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه ج 1 ص 87 خ 20، کنز العمال ج 16 ص 208 تا ص 213 ش 44234، سفینة البحار ج 1 ص 397 با نقل از ج 9 بحار الانوار چاپ قدیم، تاریخ عماد زاده ص 436 جلد امیر المؤمنین (ع)

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.