userinfo close

  ,

دو آتیشه


fire2club

تاسیس: 5 اردیبهشت 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آرمیتا - معاونان
به ** کلوب دوآتیشه ** خوش آمدید هر روز با ده ها مطلب و خبر داغ از تمام موضوعات مورد علاقه شما - ادامه »
به ** کلوب دوآتیشه ** خوش آمدید

هر روز با ده ها مطلب و خبر داغ از تمام موضوعات مورد علاقه شما
---------------------------------------------------------------------------

اینجا ما فقط نقل قول میکنیم و در برابر نظرات شما مسئولیتی نداریم!

درخواست ما از شما فقط احترام به همدیگه و رعایت در گفتار است

* کلوب دوآتیشه تبلیغات قبول میکنه *

-----------------------------------------------------------------------------
برای دریافت روزانه مطالب جالب و خواندنی دوآتیشه http://www.cloob.com/name/firex اَد کنید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1874
3801
91/3/12 (02:06)
1314
4557
91/3/11 (20:40)
86
264
91/3/12 (00:20)
112
1791
91/3/11 (22:00)
246
1087
91/3/11 (18:16)
43
460
91/3/11 (18:11)
9
50
91/3/11 (16:55)
529
5249
91/3/11 (09:33)
1400
7263
91/3/11 (08:58)
339
3412
91/3/10 (21:35)
39
260
91/3/10 (15:21)
769
13513
91/3/8 (22:30)
195
820
91/3/3 (12:06)
32
123
91/2/31 (10:49)
14
61
91/2/16 (23:34)
7
72
91/1/28 (14:43)
54
655
91/1/22 (19:00)
97
1899
91/1/22 (12:16)
36
134
91/1/16 (11:20)
15
276
91/1/16 (11:10)

عنوان بحث

(M ! l_ @ |D   , dariush_2009
(M ! l_ @ |D   - 08:00 1387/05/8

داستان کوتاه

کودکی که آماده تولد بود ...

کودکی که آماده تولد بود نزد خدارفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی امامن به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد ازمیان فرشتگان بیشمارم یکی رابرای تو در نظر گرفته اما و درانتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود.کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز وشادی کاری ندارم.خداوند لبخند زد:فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هرروز به تو لبخند خواهد زد تو عشق اورا احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که زبان آنها را نمی دانم؟خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرینترین واژه هایی راکه ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یادخواهد داد که چگونه صحبت کنی. کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟و خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنارهم قرار خواهد داد وبه تو می آموزد که چگونه دعا کنی.کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد.خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم تمام شود.کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد،اگر چه من همیشه در کنار تو هستم.در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک میدانست که بزودیب اید سفر خود را آغازکند. پس سوال آخر را به آرامی از خداوندپرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیئت نداردولی می توانی او رامادرصدا کنی ...

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مسعود  نارسیس , khatere_narsis2000
مسعود نارسیس - 11:38 1387/05/10
6

ashk az chesham jari shod vagti kalamaye madaro didam.pahasho mibosam.biyayid gadreshono vagti zende hastan bedonim na vagti mordan.

ساث گرین , sath
ساث گرین - 16:40 1387/05/9
5
عالی بود...
مونا ممممم , mona_16
مونا ممممم - 01:44 1387/05/9
4

من مامانمو می خوام

دخمل  صورتی , coon
دخمل صورتی - 22:38 1387/05/8
3
خیلی زیبا بود
مسعود بنکدار , masuod_nice
مسعود بنکدار - 21:38 1387/05/8
2
ریما     , rima711
ریما - 08:26 1387/05/8
1
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.