| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
762
|
2375
|
90/11/18 (10:32)
|
|
||
|
|
456
|
1507
|
90/11/18 (10:31)
|
|
||
|
|
544
|
1680
|
90/11/18 (10:30)
|
|
||
|
|
4
|
13
|
90/10/29 (22:35)
|
|
||
|
|
494
|
1723
|
90/10/9 (23:28)
|
|
||
|
|
11
|
46
|
90/10/9 (23:26)
|
|
||
|
|
407
|
1692
|
90/10/9 (23:23)
|
|
||
|
|
36
|
282
|
90/9/29 (19:47)
|
|
||
|
|
76
|
418
|
90/8/30 (18:22)
|
|
||
|
|
90
|
444
|
90/8/26 (20:41)
|
|
||
|
|
11
|
57
|
90/7/13 (10:06)
|
|
||
|
|
260
|
1036
|
90/7/13 (10:01)
|
|
||
|
|
306
|
1087
|
90/6/23 (07:45)
|
|
||
|
|
321
|
1364
|
90/6/17 (22:34)
|
|
||
|
|
158
|
604
|
90/6/17 (22:29)
|
|
||
|
|
46
|
216
|
90/5/20 (09:16)
|
|
||
|
|
36
|
175
|
90/4/11 (01:54)
|
|
||
|
|
71
|
240
|
90/4/11 (01:39)
|
|
||
|
|
187
|
882
|
89/11/14 (20:22)
|
|
||
|
|
2
|
28
|
89/7/6 (15:15)
|
|


داماداقای علی ریاضی نیستن









=))
داماداقای علی ریاضی نیستن
غضنفر میره خارج بهش میگن سلام غضنفر كه بلد نبوده این خارجی چی میگه بر میگرده بهش میگه خودتی
من نفهمیدم صادق چی نوشته ولی صادق چون خودتی
داماداقای علی ریاضی نیستن
داماداقای علی ریاضی نیستن
اگه نفر سمتی چپی داماد نباشه یحتمل چیزش خل بوده گل گذاشته تو جیبش رفته عروسی


چون که شد صیغه عاقد جاری هر دو گشتند خر یک گاری
بعد آن وصلت خوب و خَرَکی هردو خوشحال ولیکن اَلَکی
هر دو خرکیف ازین وصلت پاک روز وشب غلت زنان در دل خاک
نرّه خر بود پی ماچۀ خویش آخورش چال ، علف اندر پیش
ماچه خر با ادب و طنّازی داشت می داد خرک را بازی
بُرد سم های جلو را به فراز پوزه چرخاند به صد عشوه و ناز
گفت به به چه خر رعنایی مُردم از بی کَسی و تنهایی
یک طویله خری ای شوهر من تو کجا بوده ای ای دلبر من
بین خرها نبود عین تو خر آمدی نزد خودم بی سر خر
نه بود مادر تو در بر من نه بود خواهر تو سرخر من
چون جدا گشتی از آن جمع خران کور شد چشم همه ماچه خران
بعد ازین در چمن و سبزه و باغ نیست غیر از من و تو هیچ الاغ
یونجه زاریست در این دشت بغل ببر آنجا تو مرا ماه عسل
زود می پوش کنون پالون نو پُر بکن توبره از یونجه و جو
باز شد نیش خر از خوشحالی گفت به به چه قشنگ و عالی
عرعری کرد به آواز بلند هردو از فرط خریّت خرسند
ماچه خر بود پر از باد غرور که عجب نره خری کرده به تور
بعد ماه عسل و گشت و گذار نره خر گشت روان در پی کار
شغل او کارگر خرّاطی گاه می رفت پی الواطی
نره خر چون خرش از پل رد شد با زن خویش شدیداً بد شد
عرعر و جفتک او گشت فزون دل آن ماچه نگو، کاسۀ خون
ماچه خر گشت، بسی دل نگران چه کند با ستم نرّه خران
مادرش گفت کنون در خطری زود آور به سرش کره خری
میخ خود گر تو نکوبی عقبی مگر از بیخ تو جانا عربی
ماچه خر حرف ننه باور کرد پالون تاپ لِسَش دربر کرد
دلبری کرد به صد مکر و فسون ماچه خر لیلی و شوهر مجنون
بعد چندی شکمش باد نمود از بد حادثه فریاد نمود
گشت آبستن و زایید خری شد اضافه به جهان کره خری
نره خر دید که افتاده به دام جفتک خویش بیافزود مدام
ماچه خر داد ز کف صبر و شکیب در طویله تک و تنها و غریب
یک طرف کره خری در آغوش بار یک نره خری هم بر دوش
گشت بیچاره، چو این کاره نبود جز طلاق از خرنر چاره نبود
کرد افسارو طنابش پاره شد جدا ماچه خر بیچاره
تازه فهمید که آزادی چیست درجهان خرمی و شادی چیست
دیگر او خر نشود بیهوده تازه او گشته کمی آسوده
هرکه یک بار شود خر، کافیست بیش از آن احمقی و علافیست
مغز خر خورده هرآنکس که دوبار با خری باز نهد قول و قرار
گفتم این قصه که خرهای جوان پند گیرند ز ما کهنه خران
آقای ناظری اگه خودت باشی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واییییییییییی من که طاقت ندارم... قرارمون این نبودا که من رو تنها بذاری؟
البته به قول صادق خان کی زنش رو به شما میده!!!!
ولی خواستی داماد شی حتمی کراوات بزن این مدلی الواتی نری که عروس خانم می گه نمخوام