| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
17
|
90/11/9 (08:03)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
90/11/9 (07:50)
|
|
||
|
|
3
|
26
|
90/11/1 (00:59)
|
|
||
|
|
2
|
9
|
90/10/29 (18:34)
|
|
||
|
|
42
|
69
|
90/10/8 (16:57)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/14 (01:25)
|
|
||
|
|
52
|
282
|
90/9/13 (12:31)
|
|
||
|
|
1
|
38
|
90/8/10 (18:09)
|
|
||
|
|
49
|
286
|
90/8/10 (17:57)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
90/5/12 (06:20)
|
|
||
|
|
3
|
45
|
90/3/25 (14:25)
|
|
||
|
|
16
|
136
|
90/3/25 (04:44)
|
|
||
|
|
3
|
42
|
89/11/21 (22:43)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
89/6/25 (11:34)
|
|
||
|
|
2
|
48
|
89/6/23 (02:50)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
89/5/27 (20:08)
|
|
||
|
|
3
|
31
|
89/5/27 (19:41)
|
|
||
|
|
10
|
40
|
89/5/18 (07:23)
|
|
||
|
|
2
|
36
|
89/4/3 (15:15)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
89/4/2 (15:01)
|
|
تا كی زنم به روی دریاها خشت / بیزار شدم ز بت پرستان كنشت
خیام كه گفت دوزخی خواهد بود/ كی رفت به دوزخ كی آمد زبهشت
برای بسیاری از ما كه با سینما آشنائی حتی اندك داشته باشیم فیلم " تایتانیك " ساخته جیمزكامرون یكی از به یاد ماندنی ترین آثاری است كه از هنر هفتم به جای مانده است تایتانیك حكایتهای بی شماری دارد قصه عشق پسر فقیر و دختر ثروتمند و داستان اختلافهای طبقاتی و رنجهائی كه از این همه تفاوتها وجود دارد حكایت شادیها و غمها كه هیچ ربطی به موقعیت اجتمائی می تواند نداشته باشد و داستان بزرگ "مرگ "كه هنگامی كه درمی زند فقیر و غنی را نمی شناسد و همه را یكسان برد جیمز كامرون در این فیلم نگاه خاصی نیز به قصه جواهری گمشده دارد گوهری كه در این فیلم از آن سخن می گوید و تا آخر فیلم آن را دنبال می كند اما شاید بسیاری از ما ایرانیان ندانیم كه گوهر واقعی كشتی تایتانیك یك گنج ایرانی بود دست نوشته ای از حكیم عمر خیام در میان دارائی های مسافری از این كشتی بوده و در هنگام غرق شدن تایتانیك این گنجینه بزرگ بشری از بین می رود . لختی بیاندیشیم ... سخت است بسیار دلگیر است حتی اگر به گفته خود خیام دل بندیم كه گوید
خیام اگر زباده مستی خوش باش/ با ماه رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت جهان مانیستی است/انگار كه نیستی چون هستی است خوش باش
اما مگر می توان نیستی چنین گنجی را چون هستی آن دانست ؟ اكنون برای بسیاری از ایرانیان كه عاشق فرهنگ و ادب بی نظیر این دیار كهن هستن مشاهده مجدد فیلم تایتانیك با دانستن این راز كه گنجینه خیام نیز به قعر دریا رفته است باید بسیار سخت باشد اما باید به یاد آوریم كه خود خیام گفته بود
تا كی غم این خورم كه دارم یا نه/وین عمر به خوش دلی گذارم یا نه
پر كن قدح باده كه معلوم نیست/ این دم كه فرو برم برآرم یا نه
آری زیستن جای غصه نیست و زمان آن هم آنچنان طولانی نیست كه بی امیدی و غم را به آغوش كشید اما برایملتی كه دوست دارند بزرگداشت مردگان را بگیرند سخت است كه از پند خیام بزرگ شاعرشان سخن گفتن و اجبارشان كردند كه بشنوند كه خیام چه گفت
ای بس كه نباشیم و جهان خواهد بود/نی نام زما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل/زین پس چونباشیم همان خواهد بود
جراید و رسانه ها و بسیاری از دست نوشته ها حكایت از بزرگانی می كنند كه بوده اند و گوئی كه یا نبوده و یا قدرشان را ندانستیم نگاهی به آگهی های ترحیم روزنامه ها بكنید
عنوانهای آنها را چه می بینیم
دانشمند فرزانه ....,حكیم خردمند....,عالم ربانی ....,بزرگ خاندان ....,و.... بسیار است گوئی در میان زندگان تنها خوبان بوده اند و تازه اگر این خوبان نیز باشند كجا است كسی كه قدر داند ؟ گوئی خوبان را زمانی به خوب بودشان پی می بریم كه نباشند و هنگامی رفتند بنا بر سنت كهن كه پشت مرده نباید حرف زد هیچ نمی گوئیم و از یاد می بریم كه آن كه خوب است نخواهد مرد و چون زنده ماندنش زندگی را می چشد و به دیگران می چشاند چون حكایتی كه سعدی گفت كمتر كسی شنید
سعدیا,مرد نكونام نمیرد هرگز/مرده آن است كه نامش به نكوئی نبرند
امروز شاید بسیاری از ما غم دست نوشته خیام را خوریم اما از میلیونها كتاب چاپ شده در دنیای واقعی و مجازی از ابیات خیام چند تائی از آن را خوانده و به آنها عمل می كنیم نگاه كنید به برخی از معروف ترین آنها كه در مورد ایمان باور است
از منزل كفر تا بدین یك نفس است/وزعالم شك تا بهیقین یك نفس است
این یك نفس عزیز را خوش می دار/چون حاصل عمر همین یك نفس است
و یا
قومی متفكرند در مذهب و دین/ جمعی متحیر در شك و یقین
ناگه برآورد منادی زكمین /كای بی خبران راه نه آن است و نه این
چند نفری ایمان همراه با اندیشه را توشه راه خود كردند ؟ حكایت خیام همان حكایت مقلدین است كه نه شعور و نه اندیشه دارند و ایمان و باورشان به یك تند بادی رود امروز مه گل و معشوقی در بر و فردا دشمنی در تصور دارند كه عمری به پایش ریختند همان حكایتی كه زنده باد و مرده بادها فراوانی را ساخته است و یا حكایتی دیگر از خیام كه می گفت
گر می نخوری طعنه مزن مستان را/ بیداد مكن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو كه می نخوری/ صد لقمه خوری كه می غلام است آن را
آری حكایت قضاوتها به نوع دیگر در سیمای اشعار خیام است آنانی كه او را میخواره,زنباره,...نامیدند اما خود به قول حافظ درهزاران پستو آن كار دگر می كنند براستی قصه خیام بسیار است امروز باید آه و تاسف خورد بهر ثروت بشری كه از دست نوشته های این بزرگ دانشمند و ریاضی دان و شاعر و فیلسوف می توانست باشد و از بین رفته است اما بیائیم نوشته های او را درك كنیم بیائیم زنده ها را قدر دانیم و بیائیم باور كنیم كه دم را غنیمت است و به قول خیام
یاران چوباتفاق دیدار كنید/باید كه زدوست یاد بسیار كنید
چوباده خوشگوار نوشید بهم/نوبت چوبمارسد نگونسار كنید
باشد كه چنین باد
/tourajatef@hotmail.com/wwwlonelyseaman.wordpress.com