__
عنوان بحث
مفهوم كلمات در اشعار مولوی
23 تیر 86 - 20:23

در این قسمت در حد توان خود می خواهم مفهوم كلمات و استعاره های موجود در اشعار مولوی را بیان كنم .... از دوستان عزیز ممنون می شوم كه كمكم كنند تا من هم بیشتر یاد بگیرم ....

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
3
12 آبان 1386 ساعت 22:57

یاهـــــــــــو:

 

مشک: عطر یا بوی خوش

 

پیاز که همان پیاز است

 

دم: نفس

 

راز : سر

 

میفرماید:  تو مناز از اینکه دهنت بوی عطر میده که همین نفست که میاد بوی پیاز را هویدا میکند ( به کنایه از کسانی که با انهمه

 

نادانی خود دعوی علم میکنند یا از یک چیز بی ارزش اصرار دارند که چیز با ارزشی بسازتد)

2
23 تیر 1386 ساعت 20:27

 

شعر  دوم :

 

تو ملاف از مشك كان بوی پیاز

 

از دم تو می كند مكشوف راز

 

مشك ؟

پیاز ؟

دم ؟

راز؟

 

1
23 تیر 1386 ساعت 20:24

 

شعر  اول :

 

ما در این انبار گندم می كنیم  كنیم

گندم جمع آمده گم می كنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش

كین خلل در گندم آمد از مكر موش

 *** 

انبار  :  مغز

 گندم : فكر و اندیشه نیكو

موش : افكار بد و ناپسند

 منظور این است كه ابتدا باید خود شناسی بكنی و خود را از آلودگیها پاك كنی و خوبی و بدی را از هم تشخیص دهی و اراده دوری از ناپاكیها را پیدا كنی و سپس به دنبال جمع آوری صفات نیكو و دانش و اندیشه باشی ...

زیرا كه اگر ذهن را از بدیها آلودگیها و صفات ناشایست پاك نكنی ، همچون همنشین بد گوهری ، صفات خوب تو را از بین برده و تلاش تو برای خودسازی و خودشناسی را هرز می برد.

 

__