userinfo close
  ,

فمنیسم


feminismclub

تاسیس: 22 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مارگاریتا ایرانی - معاونان
بیدار شو خواهر ! در دنیایی که "جمیله"ها با خون خود ، سند آزادی ملتی را در تاریخ صادر می کن ادامه »
بیدار شو خواهر ! در دنیایی که "جمیله"ها با خون خود ، سند آزادی ملتی را در تاریخ صادر می کنند ، تنها چشمان مخمور و لبان گلگون داشتن شرط زن بودن نیست.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
57
434
90/9/17 (20:40)
65
492
90/11/12 (20:57)
55
433
90/11/7 (02:21)
127
1299
90/11/7 (02:10)
36
248
90/11/7 (01:56)
9
50
90/10/4 (13:07)
45
281
90/9/8 (00:03)
13
57
90/8/28 (20:15)
10
89
90/8/25 (16:35)
23
269
90/8/24 (11:53)
24
211
90/7/11 (01:10)
25
127
90/5/20 (23:04)
19
145
90/5/13 (08:21)
39
268
90/5/6 (20:15)
10
105
90/5/4 (23:57)
4
26
90/5/1 (22:46)
27
184
90/5/1 (22:07)
2
35
90/4/17 (02:23)
1
21
89/12/17 (11:08)
9
57
89/8/1 (03:30)

عنوان بحث

ایراندخت آریانا , iraniangirl

درس هر روز ، مشق هر شب : "ز" مثل "زن"

ای زن ای حضور زندگی

به سر رسید زمان بندگی

جهان دیگری ممکن است

تلاش ما سازنده ی آن است

این صدا، صدای آزادیست

این ندا طغیان آگاهی ست

رهایی زنان ممکن است

این جنبش سازنده ی آن است..

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دیاکو قهرمانی , deiako
دیاکو قهرمانی - 01:28 1389/06/6
73
نقل قول از : سـارا jojo

اگر ریش نشان مردی باشد،  بز از همه کس مردتر است؛

اگر شکم نشان مردی است، گاو مردترین موجودی  است که می شناسیم؛

اگر قد نشانه مردی است، مردتر از زرافه وجود ندارد؛

اگر زور نشان مردی است، درود بر خر!

اگر می خواهی از بز و گاو و خر و زرافه کمتر نباشی، نشانه های مردانگی ات را عوض کن.

سارا     , sara_bm_ict
سارا - 13:06 1389/06/3
72

اگر ریش نشان مردی باشد،  بز از همه کس مردتر است؛

اگر شکم نشان مردی است، گاو مردترین موجودی  است که می شناسیم؛

اگر قد نشانه مردی است، مردتر از زرافه وجود ندارد؛

اگر زور نشان مردی است، درود بر خر!

اگر می خواهی از بز و گاو و خر و زرافه کمتر نباشی، نشانه های مردانگی ات را عوض کن.

محمد ابراهیمی , ebrahimi_mr5
محمد ابراهیمی - 20:00 1389/04/19
71

هنوزم پر کلاغ سیاه

هنوزم فردا بهاره

هنوزم خانوم کوچولو

پر واسه پرواز نداره

الهام ن , merlin251
الهام ن - 12:56 1389/03/17
70

مگه نمی گن حجاب یه سنت پذیرفته از طرف ایرانیان است

سنت مثل نوروز...

مگه چیزی با زور سنت میشه؟ فقط زنان بیشتر تحت فشار روحی قرار می گیرند

محمد ابراهیمی , ebrahimi_mr5
محمد ابراهیمی - 02:02 1388/11/9
69
مقصر خود شما زن ها هم هستید من هر جا که مبارزه ای برای حق زن یا مبارز حقوق زنی رو دیدم صحبت از مرد هم بود هیچ وقت استقلال کافیو حتی در مبارزات خودتو ن نمی دید شما حق مرد رو ملاکی قرار می دید و میگید برابری حالا اگه بگید حق من چی ؟

متنی که پایین هست از نظر ادبی زیباست نکاتی واقعا جالبه که خود زن رو به نظرم در جایی مقصر می دونه سطحی گری در زنان امروز موج می زنه البته بخشیش به جامعه بر می گرده که به خاطر اشکالاتی که در قانون اساسی نصبت به جامعه که احکام مذهبی رو وارد بر این قانون کرده هست
از نظر من جنبش امروز ایران ستونی جز زنان نداره اما امید وارم که این ستون منحرف نشه
الهام خ , aferodit69
الهام خ - 13:34 1388/10/18
68
نقل قول از : ندا -

سلام...به همه.....

این زندگی من است:


 هر روز صبح دو ساندویچ درست می کنم : یکی از جنس نان و کالباس....دیگری از جنس خودم!


هر روز صبح برای بیرون رفتن از منزل....به دقت خودم را در انواع مختلف پارچه ها می پیچم... مهم نیست چه فصلی از سال باشد...من همیشه  ساندویچ از خودم درست می کنم!!!..و البته برای حسن ختام... پارچه ای بر سرم می اندازم و آنرا به دور حلقم گره می زنم .... و  تمام روز  ...مراقبم که از سرم نیافتد!!! تمام روز ...پارچه بر سر....و مراقب......20.gif


پس ار اینکه این ساندویچ عظیم مهیا شد....از خانه بیرون می زنم....آه چه عالی...یک روز دلپذیر بهاریست!!! هوا مطبوع است و باد ملایمی می وزد ....جان می دهد برای اینکه در گیسوانت بپیچد و گردنت را نوازش کند! اما من...در حالیکه مراقبم که نگاهم به نگاه هیچ نامحرمی تلاقی نکند!!!!!!!...گربه ماده ای را می بینم ....که خرامان گردن افراشته و به نوازش باد تن داده!!! و حسرت می خورم که ای کاش زن نبودم اما گربه بودم .....2.gif


وقتی سوار تاکسی می شوم و به دقت کیفم را بین خودم و برادر بغل دستی حایل می کنم تا مبادا برادر مهربان دینی از گرمای تنم به هوس بیافتد و خدای نا کرده سر و کارش به جهنم بکشد....راننده رادیو را روشن می کند ....گوش می دهم که چگونه فرمانده ناجا یا هرجا! در خصوص برنامه مدون و منظم و جدی مبارزه با بدحجابی سخن می گوید....به یاد می آورم که چند سال پیش می گفتند طالبان ریش مردان را در قیف می کند و اگر ریششان به حدی نباشد که از قیف بیرون بزند....مجازاتشان می کند!!! نا خداگاه تصور می کنم که در ایران نیز زنان را در قیف کنند تا بلکه طول مانتو و شلوار  بانوی فهیم ایرانی محک زده شود!!!!از این تصور خنده ام می گیرد....!!البته.....چه فرقی می کند...به هر حال آزادی را متری اهدا(!) می کنند!

رادیو هنوز در گیر حجاب است! پس از پخش گزارشی از بدحجابانی که در یک تجمع خواستار بر خورد با بدحجابی شده اند(جل الخالق!!!)گوینده بار دیگر سوال برنامه را تکرار می کند: " برامون بگید که برای مبارزه با بدحجابی باید چی کار کرد؟...." و من می اندیشم : ساده ترین راه برای مبارزه با بدحجابی برداشتن حجاب است!... یک آن به قدری این جواب به نظرم واضح می رسد که خنده ام می گیرد: به راستی اگر حجاب اجباری نبود ...هیچ بدحجابی هم باقی نمی ماند!!!!!!به همین سادگی...به همین خوشمزگی!!!


از پنجره به بیرون زل می زنم....پسری لاغر اندام با شلواری که به فوت بند است و موهایی که عرش را سیر می کند ...بر و بر زاغ سیاه دختری را چوب می زند که با مانتوی کوتاه و چسبان و شلواری کوتاه ...هنگام راه رفتن ...تمام اندام چاقش از چپ به راست و از راست به چپ نوسان می کند! ......کمی آنطرفتر زن محجبه ای بدون اینکه نگاهی را ...به جز نگاه من.. به دنبال بکشد از عرض خیابان میگذرد... و من تجسم می کنم...که در زیر این چادر احتمالا اندامی مشابه اندام دخترکِ مانتو چسبان در نوسان است!!!!  نیازی نیست که ببینم تا بدانم در زیر آن چادر سیاه هم تمام عناصر جنسی زنانه احتمالا وجود دارد!!!!اگر کمی دیگر وقت بگذارم می توانم تمام بدن زن را آنگونه که می پسندم در ذهنم طراحی کنم!!!بدون حتی ...یک نگاه!!! (به این می گویند تجسم مردانه!!!!!)


با پوزخند ...می اندیشم: بالاخره همه ی ما "آن زیر میرها" یک چیزهایی داریم!!!!احتمالا اگر سردار ناجا می توانست و رویش می شد.....تمام زنانگیمان را نیز از بین می برد ...تا مردها خیالشان راحت باشد...که از هیچ چیز، هیچ خبری نیست.....و همه به سلامت به بهشت برویم!!!


چشمانم را می بندم و با تاسف به یاد نوشته ای می افتم که بر درب امامزاده ای نصب شده بود.....نوشته ای با این مضمون: ای زنان مومن! همانطور که گنجهایتان را از دستبرد دزدان پنهان می کنید...  همانطور که خانه هایتان را با حصار از شر حشرات و حیوانات موذی در امان نگاه می دارید....با حفظ حجاب ، خود را نیز از گزند نگاه مردان نامحرم محفوظ بدارید!


و من...با اندوهی دو چندان ....چشم باز می کنم و در خیابان به مردانی با غیرت می نگرم که دزد و موذی نامیده می شوند.....و هنوز می توانند بخندند!!!!!!!

 

 

عالی بوددددددددددددددددددددددددددد
رقاصه ی شخصی دف , arnica
رقاصه ی شخصی دف - 16:01 1387/11/4
67
نزن، به اون کسی که باور داری، نزن
تو دستت قویه، ظریفه صورت این زن
به خدا همه‌ی تنم اینجا داره می‌لرز ه
کی گفته پسرامون اوباشن، دخترامون هرزه؟
تو چشات از حادثه سیاهه، می‌دونم
میگن نفس بودنت گناهه، می‌دونم
تو مث مرواریدی ، اما نه واسه زینت
ظریفی، زیبایی، گرونی ... اینه صحبت
آدما مریضن، تو بودنت سلامت داره
آره تو گناهی؛ گناهی که برکت داره
این سر واسه شکستنه، آره درد می‌کنه
بزن، منم حرف می‌زنم ببین کی جون می‌کنه

باور کن از تو کتابا اسم مردو خط زدن
آدما امروز دوجنسن : یا نــــــــامـــــردن یـــــــا که زن
من واسه‌ت چی هستم تو این دنیای وحشی؟
یه چیز میگم زانو بزنی، کم بیاری، تا شی
این آدمیت نیست، مغزتون تو کمرتونه
بهتره بچرین، هرزگی آب و نونِتونه
عشق براتون یه حرفه، مضحکه، توخالیه
بچه خونه خونواده یه چیزه پوشالیه
اما من گرونم، قیمتم بالا خونَ‌مه
آسون به دست نمیاد، این بسته به جونَ‌مه
هر وقت که اراده کردی برات مادر شدم
اگه جنگ بود پا به پات جنگیدم، خواهر شدم
آره این زن خرد و شکسته همسرته
آره این زن که حالا نمی‌شناسی تو، زنته
تجاوز یعنی همین، هر کاری که خواستی کردی
با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟
یه روز میشه که تو نمی‌تونی بگی چی بپوشم
من عروسک نیستم که شخصیتمو بفروشم
من پوششم عوض میشه، تو سطح قضیه اینه تو
با مغزه که می‌کنی که تا قیامت همینه
دیگه سنگِ هیچ دستی سرمو نمی‌شکونه
کسی دیگه تو گوشم آیه‌ی وحشت نمی‌خونه
.
شاهــــــــــــــــــــین نجـــــــــــفی
دانیال   , dani57
دانیال - 21:06 1387/10/8
66
نقل قول از : حماسه موسوی

سلام...به همه.....

این زندگی من است:


 هر روز صبح دو ساندویچ درست می کنم : یکی از جنس نان و کالباس....دیگری از جنس خودم!


..................................  همانطور که خانه هایتان را با حصار از شر حشرات و حیوانات موذی در امان نگاه می دارید....با حفظ حجاب ، خود را نیز از گزند نگاه مردان نامحرم محفوظ بدارید!

و من...با اندوهی دو چندان ....چشم باز می کنم و در خیابان به مردانی با غیرت می نگرم که دزد و موذی نامیده می شوند.....و هنوز می توانند بخندند!!!!!!!

 

 

  هنوز سرگندش زیر لحافه...................
مطمئن باش سردار به همون یه جا فکر میکنه.پس غصه نخور!
امیدوارم درست شه.با این حاجی تناسلیا................بعید میدونم
اما جالب نوشتی.
متین رحیمی , matin500r
متین رحیمی - 16:10 1387/05/31
65
م مثل مرد=ز مثل زن
ندا نداییان , hemaseh
ندا نداییان - 03:40 1387/05/26
64

سلام...به همه.....

این زندگی من است:


 هر روز صبح دو ساندویچ درست می کنم : یکی از جنس نان و کالباس....دیگری از جنس خودم!


هر روز صبح برای بیرون رفتن از منزل....به دقت خودم را در انواع مختلف پارچه ها می پیچم... مهم نیست چه فصلی از سال باشد...من همیشه  ساندویچ از خودم درست می کنم!!!..و البته برای حسن ختام... پارچه ای بر سرم می اندازم و آنرا به دور حلقم گره می زنم .... و  تمام روز  ...مراقبم که از سرم نیافتد!!! تمام روز ...پارچه بر سر....و مراقب......20.gif


پس ار اینکه این ساندویچ عظیم مهیا شد....از خانه بیرون می زنم....آه چه عالی...یک روز دلپذیر بهاریست!!! هوا مطبوع است و باد ملایمی می وزد ....جان می دهد برای اینکه در گیسوانت بپیچد و گردنت را نوازش کند! اما من...در حالیکه مراقبم که نگاهم به نگاه هیچ نامحرمی تلاقی نکند!!!!!!!...گربه ماده ای را می بینم ....که خرامان گردن افراشته و به نوازش باد تن داده!!! و حسرت می خورم که ای کاش زن نبودم اما گربه بودم .....2.gif


وقتی سوار تاکسی می شوم و به دقت کیفم را بین خودم و برادر بغل دستی حایل می کنم تا مبادا برادر مهربان دینی از گرمای تنم به هوس بیافتد و خدای نا کرده سر و کارش به جهنم بکشد....راننده رادیو را روشن می کند ....گوش می دهم که چگونه فرمانده ناجا یا هرجا! در خصوص برنامه مدون و منظم و جدی مبارزه با بدحجابی سخن می گوید....به یاد می آورم که چند سال پیش می گفتند طالبان ریش مردان را در قیف می کند و اگر ریششان به حدی نباشد که از قیف بیرون بزند....مجازاتشان می کند!!! نا خداگاه تصور می کنم که در ایران نیز زنان را در قیف کنند تا بلکه طول مانتو و شلوار  بانوی فهیم ایرانی محک زده شود!!!!از این تصور خنده ام می گیرد....!!البته.....چه فرقی می کند...به هر حال آزادی را متری اهدا(!) می کنند!

رادیو هنوز در گیر حجاب است! پس از پخش گزارشی از بدحجابانی که در یک تجمع خواستار بر خورد با بدحجابی شده اند(جل الخالق!!!)گوینده بار دیگر سوال برنامه را تکرار می کند: " برامون بگید که برای مبارزه با بدحجابی باید چی کار کرد؟...." و من می اندیشم : ساده ترین راه برای مبارزه با بدحجابی برداشتن حجاب است!... یک آن به قدری این جواب به نظرم واضح می رسد که خنده ام می گیرد: به راستی اگر حجاب اجباری نبود ...هیچ بدحجابی هم باقی نمی ماند!!!!!!به همین سادگی...به همین خوشمزگی!!!


از پنجره به بیرون زل می زنم....پسری لاغر اندام با شلواری که به فوت بند است و موهایی که عرش را سیر می کند ...بر و بر زاغ سیاه دختری را چوب می زند که با مانتوی کوتاه و چسبان و شلواری کوتاه ...هنگام راه رفتن ...تمام اندام چاقش از چپ به راست و از راست به چپ نوسان می کند! ......کمی آنطرفتر زن محجبه ای بدون اینکه نگاهی را ...به جز نگاه من.. به دنبال بکشد از عرض خیابان میگذرد... و من تجسم می کنم...که در زیر این چادر احتمالا اندامی مشابه اندام دخترکِ مانتو چسبان در نوسان است!!!!  نیازی نیست که ببینم تا بدانم در زیر آن چادر سیاه هم تمام عناصر جنسی زنانه احتمالا وجود دارد!!!!اگر کمی دیگر وقت بگذارم می توانم تمام بدن زن را آنگونه که می پسندم در ذهنم طراحی کنم!!!بدون حتی ...یک نگاه!!! (به این می گویند تجسم مردانه!!!!!)


با پوزخند ...می اندیشم: بالاخره همه ی ما "آن زیر میرها" یک چیزهایی داریم!!!!احتمالا اگر سردار ناجا می توانست و رویش می شد.....تمام زنانگیمان را نیز از بین می برد ...تا مردها خیالشان راحت باشد...که از هیچ چیز، هیچ خبری نیست.....و همه به سلامت به بهشت برویم!!!


چشمانم را می بندم و با تاسف به یاد نوشته ای می افتم که بر درب امامزاده ای نصب شده بود.....نوشته ای با این مضمون: ای زنان مومن! همانطور که گنجهایتان را از دستبرد دزدان پنهان می کنید...  همانطور که خانه هایتان را با حصار از شر حشرات و حیوانات موذی در امان نگاه می دارید....با حفظ حجاب ، خود را نیز از گزند نگاه مردان نامحرم محفوظ بدارید!


و من...با اندوهی دو چندان ....چشم باز می کنم و در خیابان به مردانی با غیرت می نگرم که دزد و موذی نامیده می شوند.....و هنوز می توانند بخندند!!!!!!!

 

 

رقاصه ی شخصی دف , arnica
رقاصه ی شخصی دف - 13:09 1387/03/27
63

ز مثه زن

 

 

من مقدسم..!

از این بابت ست که مرا به قتل گاه میبرند!

این را میدانستی دخترک؟

داود عزیزیان , davood_az
داود عزیزیان - 14:43 1386/12/4
62

برابری:

حقوق+وظایف

حتی از دید من نوع بشر ممكن است در گذشته های دور هیچ جنسیت متمایزی نداشته و این جنسیت بنا به تكامل تدریجی (مشابه برخی موجودات كه از دو جنسیتی به تك جنسیتی و برعكس متكامل شده اند)

می دونم ازدید بسیاری دوستان این خیلی افراطیه و احتمال غلط بودنش هم كم نیست ضمن اینكه احتمال صحیح بودنش هم كم نیست. تنها مب‌خواهم بگویم برابری به جنسیت ربطی نداره. برابری باید محض باشه و این خود آدما هستن كه باید تصمیم بگیرن چه حقوق رو می‌خوان كدوم و نه.

ضمنا اشاره كنم من معتقدم نباید هیچ فرق ذاتی بین زن و مرد قائل شد نه تنها در حقوق كه در وظایف هم.

وظایف حقوق را می‌سازد و حقوق وظایف را....

به نظر من مادر بودن هم باید دلخواه و آزادانه برگزیده شود همانگونه كه پدر بودن می‌بایست اینگونه باشد. توجه به این نكته هم واقعا مهم است كه برخی زنان هم مشابه برخی مردان حقوق بیشتری می‌خواهند نه برابر. برابر این است:

كار در بیرون از خانه = برابر

كار داخل خانه = برابر

عاطفه = برابر

مدیریت= برابر

عقل = برابر

استرس = برابر

ارث = برابر

طلاق= برابر

مهریه = حذف

جهیزیه = حذف (برابر)

فرمانبرداری = حذف

بكارت= حذف

زن= آزاد

مرد = آزاد

چرا حتی زایمان در خارج بدن مادر نه؟ (مگر خود مادر بخواهد نه پدر) مگر شدنی نیست؟ یا حداقل در حال گسترش نیست؟

خدامی‌دونه چند نفر می‌خوان به من بخاطر حرفام حمله كنند.

حسین رونقی ملکی , 14tir
حسین رونقی ملکی - 01:26 1386/11/16
61
با درود به همگی

مطالب و شعرهای بسیار زیبایی نوشتین دوستان سپاس از همگی

ز مثل زندگی برای زن ...

ز مثل زن هم انسان است ...
caspian daryayi , korelor
caspian daryayi - 15:29 1386/11/2
60

باسلام

خیلی متاسفم برای كسانی كه میخواهند برای زن ایرانی كاری بكنند ولی فرهنگ و اعتقاد او را قبول ندارند

متاسفانه برخی از ان طرف دیوار سقوط میكنند

اگر از یك زن عشقش و مادر بودنش رابگیرند چی میماند؟ برای ان دوستانی هم كه خیلی از حمله تازیان دم میزنند توجه انها را به جنگ سلاسل كه در اطراف شوشتر رخ داد جلب میكنم جنگی كه صفوف جلو را با زنجیر به هم بسته بودند چون از ظلم و ستم درباریان ان زمان مردم بستوه امده بودند

برای ان كسانی هم كه دم از حقوق زن در ایران باستان میزنند كتاب زن در شاهنامه چاپ دانشگاه مسكو منتشر شده در سال 54 را معرفی میكنم

خوشبختی براساس واقعیت شكل میگیرد نه بر اساس شعار

گرچه اعتقاد دارم جامعه سلام و مترقی و پیشرفته با وجود زن و مرد كامل شكل میگیرد بازهم از دوستانم خواهش میكنم زن را با تمامی خصوصیات زنانه اش در نظر بگیرند

موفق باشید

داریوش ایرانی , amir16702
داریوش ایرانی - 21:57 1386/09/15
59

ز مثل زن

ز مثل زلله

ز مثل زلزله

ز به خیلی چیزا شبیهه کدومشو میخواین؟؟؟

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.