| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
57
|
434
|
90/9/17 (20:40)
|
|
||
|
|
65
|
492
|
90/11/12 (20:57)
|
|
||
|
|
55
|
433
|
90/11/7 (02:21)
|
|
||
|
|
127
|
1299
|
90/11/7 (02:10)
|
|
||
|
|
36
|
248
|
90/11/7 (01:56)
|
|
||
|
|
9
|
50
|
90/10/4 (13:07)
|
|
||
|
|
45
|
281
|
90/9/8 (00:03)
|
|
||
|
|
13
|
57
|
90/8/28 (20:15)
|
|
||
|
|
10
|
89
|
90/8/25 (16:35)
|
|
||
|
|
23
|
269
|
90/8/24 (11:53)
|
|
||
|
|
24
|
211
|
90/7/11 (01:10)
|
|
||
|
|
25
|
127
|
90/5/20 (23:04)
|
|
||
|
|
19
|
145
|
90/5/13 (08:21)
|
|
||
|
|
39
|
268
|
90/5/6 (20:15)
|
|
||
|
|
10
|
105
|
90/5/4 (23:57)
|
|
||
|
|
4
|
26
|
90/5/1 (22:46)
|
|
||
|
|
27
|
184
|
90/5/1 (22:07)
|
|
||
|
|
2
|
35
|
90/4/17 (02:23)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
89/12/17 (11:08)
|
|
||
|
|
9
|
57
|
89/8/1 (03:30)
|
|
میخواستم نظرتو کلی بگی ؟
که چی شد فکر میکنی یا و اقعا یه فیمینسم هستی؟
تعریفت از فیمینسم چیه؟
اول اینکه فرد فیمینیسم نمیشه و فمینیست میشه.
دوم اینکه فمینیسم به زبان بسیار ساده جنبش دفاع از حقوق زنان است که شاخه های مختلفی از آن به وجود آمد...
مثل فمینیسم لیبرال- فمینیسم چپ - فمینیسم انتقادی -
فردی هم که به اصول مندرج در این تفکرات اعتقاد داشته باشه فمینیست نامیده میشه.
اگه هر کدوم از دوستان در مورد شاخه های مختلف این جنبش سوالی داشت من در خدمتم.
در ضمن من دقیقا با اون اصول فمنیست نیستم اما تفکرات انتقادی دارم و اصولا به منطق انتقادی در تفکر معتقد هستم.
شاد باشید...
سلام
چون مادر من خواهر من دختر من و همسر من زن است
حفظ شرافت انها در جامعه حفظ شرافت خودم است
بهتر بود سوال میشد چی شد دست از زن گرابودن (فمینیست بودن) کشیدی؟
داستان مفصله. ولی من به این نتیجه رسیدم بزرگترین دشمنان زن گرایی خود زنان هستند. اینرسی و ارتجاع عجیبی که در خود زنان وجود دارد بزرگترین مانع است. وگرنه باور کنید اگر زنها حتی آن عده ای که به ظاهر متجدد می رسند دست از پاره ای اصول و رفتارها و باورهای سنتی بردارند هیچ نیرویی مانع زن گرایی آنها نتواند بود.
راستی این طور حرف زدن اصلا مد روز نیست و محبوبیتی به همراه نمی آورد. ولی من یکی پاک از زنان هموطن قطع امید کرده ام. راستی "دشمن مردم" اثر ایبسن را بخوانید خواندنی است. دشمن مردم همیشه زبان تلخ و غیر مصلحت جویی دارد. سر سبزی دارد و زبانی سرخ. دست آخر هم مورد نفرت توده.
ولی به جهنم بگذار یک نفر بگوید این شاهان همه لختند. بله حکایت زن گرایی زنه طلامدار راحت طلب مهریه دوست خاله زنک باز کتاب نخوان مدباز، دیگر حتی تراژدی هم نیست. کمدی است. می دانید چرا چون بزرگی چنین گفته است:
تراژدی تکرار که می شود کمدی است.
سلام. اولا دوست عزیز لطفا عنوان بحث رو اصلاح کنید.
والله من فکر میکنم معتقد به برابری انسانها هستم. زن یا مرد چه فرقی داره!
راستی رضای عزیز لطفا برای همه یک حکم صادر نکنید....
خیلی خلاصه : من دارم تو جامعه ای زندگی میكنم كه یك "نصف آدم" محسوب میشم پس ناچارم از فمنیست بودن !
در ضمن با رضا هم موافقم !
خیلی خلاصه : من دارم تو جامعه ای زندگی میكنم كه یك "نصف آدم" محسوب میشم پس ناچارم از فمنیست بودن !
در ضمن با رضا هم موافقم !
سارا جان اشتباه نمیکنید؟!
نمیدونم اینو شنیدی ،یا نه؟
میگه دیه تخم یک مرد 3/2 دیه کامل یه مرده و دیه زن 2/1 دیه یک مرد، پس نتیجه اینکه یک زن تخم یک مرد هم نیست.
شما دارید در چنین جامعه ای زندگی میکنی.!!!حله
خیلی خلاصه : من دارم تو جامعه ای زندگی میكنم كه یك "نصف آدم" محسوب میشم پس ناچارم از فمنیست بودن !
در ضمن با رضا هم موافقم !
سارا جان اشتباه نمیکنید؟!
نمیدونم اینو شنیدی ،یا نه؟
میگه دیه تخم یک مرد 3/2 دیه کامل یه مرده و دیه زن 2/1 دیه یک مرد، پس نتیجه اینکه یک زن تخم یک مرد هم نیست.
شما دارید در چنین جامعه ای زندگی میکنی.!!!حله
آنچه در شماره 8 نقل شده و موجبات جریحه دار شدن احساسات شماره 9 شده نمونه کاملی از سفسطه است. به هیچ وجه حوصله نشان دادن جزییات این سفسسطه را ندارم چون تمایلی ندارم فورا به عنوان هوادار تز متقابل مجبور به تحمل انتقادات کیلویی و بازاری باشم. اما یک نکته:
به هنگام نقد یک جریان سعی در فهم کامل داشته باشید. مقتضیات، لوازم و سازگاریهای آن را درک کنید. یک حکم به تنهایی معنا ندارد بلکه در شبکه ای از معارف و عطف به گزاره ها و احکام پیش و پس زمینه فراوان معنای کلی خود را می یابد. به طور مثال همین حکم مورد مثال در شبکه ای از احکامی قرار گرفته است که بسیاری از آنها اصلا به نفع جنس مرد نیست.
شاید من هم منتقد آن باشم ولی هرگز تمایل ندارم به طرح کاریکلماتورانه ای از آن حمله کنم. اصولا حمله به نسخه مبتذلی از آرای رقیب ساده ترین راه مستدل کردن آرای خود است اما نه بهترین راه.
به کار بردن عباراتی چون فاجعه و یا تعبیر خاصی که آقای شماره 8 به کار گرفت معنا کردن یک حکم به صورت منفرد بدون توجه به شبکه معارف مرتبط با آن است. گواین که مدعیان نیز به هنگام پاسخ به طرح مبتذلی از آرای شما حمله می کنند.
فراموش نکنید:
گقتن بخشی از واقعیت عین دروغ است.
جملات در انزوا معنا ندارند. که با نقل منفرد آنها گزاره های ارزشی به آن الصاق شود. گزاره هایی حاکی از تاسف، تمسخر و ...
اگر زن گرایی ( به قول فرنگیها فمینیسم) اینقدر در غرب ریشه دار شده است نه به دلیل انتقادات چنین سفسطه آمیزی بلکه به دلیل فهم عمیق زن گرای غربی از سنتی بوده که میراث دار آن شده بود. نوشته های تاثیر گذار ایشان عبارت از نگاه شناخت شناسانه انتقادی به سنت موجود و طرح یک نظریه بدیل بود که همه عطف به فرهنگ خاص انسان غربی تدوین میشد و به همین دلیل هم جواب داد.
خب در مقام مقایسه من باید چه اظهار نظری در مورد این نوشته هایی بکنم که اینجا می بینم.
هر چقدر سطحی نباشید به همان اندازه تاثیر گذار تر خواهید بود حالا میخواهید زن گرا باشید یا مرد گرا. اگر دنبال تاثیر واقعی و پایدارید دست از نقدهای سطحی و مبتذل برداید. بدین منظور باید شناخت دقیقی از معارف هدف پیدا کنید واین کار با نقل قول احکام منفرد و هوچیگری یا اشک تمساح بر سر آن حاصل نمی شود. کار اندیشیدن بسیار بسیار جدی تر از این قبیل شوهاست. و البته اگر حاصل شد تاثیرات بنیادی و نه زود گذر خود را هم نشان خواهد داد.
اول بگم تفكرات فمینیستی یكی دو تا نیست. بنوعی هر كس میتونه فمینیست باشه اما با دیگری متفاوت.
من یه فمینیست از نوع (بقول خودم) محضش هستم.
برابری:
حقوق+وظایف
حتی از دید من نوع بشر ممكن است در گذشته های دور هیچ جنسیت متمایزی نداشته و این جنسیت بنا به تكامل تدریجی (مشابه برخی موجودات كه از دو جنسیتی به تك جنسیتی و برعكس متكامل شده اند)
می دونم ازدید بسیاری دوستان این خیلی افراطیه و احتمال غلط بودنش هم كم نیست ضمن اینكه احتمال صحیح بودنش هم كم نیست. تنها مبخواهم بگویم برابری به جنسیت ربطی نداره. برابری باید محض باشه و این خود آدما هستن كه باید تصمیم بگیرن چه حقوق رو میخوان كدوم و نه.
ضمنا اشاره كنم من معتقدم نباید هیچ فرق ذاتی بین زن و مرد قائل شد نه تنها در حقوق كه در وظایف هم.
وظایف حقوق را میسازد و حقوق وظایف را....
به نظر من مادر بودن هم باید دلخواه و آزادانه برگزیده شود همانگونه كه پدر بودن میبایست اینگونه باشد. توجه به این نكته هم واقعا مهم است كه برخی زنان هم مشابه برخی مردان حقوق بیشتری میخواهند نه برابر. برابر این است:
كار در بیرون از خانه = برابر
كار داخل خانه = برابر
عاطفه = برابر
مدیریت= برابر
عقل = برابر
استرس = برابر
ارث = برابر
طلاق= برابر
مهریه = حذف
جهیزیه = حذف (برابر)
فرمانبرداری = حذف
بكارت= حذف
زن= آزاد
مرد = آزاد
چرا حتی زایمان در خارج بدن مادر نه؟ (مگر خود مادر بخواهد نه پدر) مگر شدنی نیست؟ یا حداقل در حال گسترش نیست؟
خدامیدونه چند نفر میخوان به من بخاطر حرفام حمله كنند.
فمنیسم یك نظریه و یك جنبش است كه بر طبق آن زن و مرد باید از لحاظ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی برابر باشند.از این تعریف به عنوان هسته تئوریك فمنیسم نام میبرند
درست است كه قدمت فمنیسم در دنیا به بیش از 150 سال نمیرسد اما *پوراندخت*پادشاه ایرانی دوره ساسانی 1400 سال پیش اولین سخن فمنیستی ایرانی را بیان كرد:پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار كند.
انسانهاآزاد به دنیا میایند و بایستی آزاد زندگی كنند و من بخاطر همین آزادی یك فمنیستم و آخر اینكه هیچ انسانی مال كسی نیست .
آنچه در شماره 8 نقل شده و موجبات جریحه دار شدن احساسات شماره 9 شده نمونه کاملی از سفسطه است. به هیچ وجه حوصله نشان دادن جزییات این سفسسطه را ندارم چون تمایلی ندارم فورا به عنوان هوادار تز متقابل مجبور به تحمل انتقادات کیلویی و بازاری باشم. اما یک نکته:
به هنگام نقد یک جریان سعی در فهم کامل داشته باشید. مقتضیات، لوازم و سازگاریهای آن را درک کنید. یک حکم به تنهایی معنا ندارد بلکه در شبکه ای از معارف و عطف به گزاره ها و احکام پیش و پس زمینه فراوان معنای کلی خود را می یابد. به طور مثال همین حکم مورد مثال در شبکه ای از احکامی قرار گرفته است که بسیاری از آنها اصلا به نفع جنس مرد نیست.
شاید من هم منتقد آن باشم ولی هرگز تمایل ندارم به طرح کاریکلماتورانه ای از آن حمله کنم. اصولا حمله به نسخه مبتذلی از آرای رقیب ساده ترین راه مستدل کردن آرای خود است اما نه بهترین راه.
به کار بردن عباراتی چون فاجعه و یا تعبیر خاصی که آقای شماره 8 به کار گرفت معنا کردن یک حکم به صورت منفرد بدون توجه به شبکه معارف مرتبط با آن است. گواین که مدعیان نیز به هنگام پاسخ به طرح مبتذلی از آرای شما حمله می کنند.
فراموش نکنید:
گقتن بخشی از واقعیت عین دروغ است.
جملات در انزوا معنا ندارند. که با نقل منفرد آنها گزاره های ارزشی به آن الصاق شود. گزاره هایی حاکی از تاسف، تمسخر و ...
اگر زن گرایی ( به قول فرنگیها فمینیسم) اینقدر در غرب ریشه دار شده است نه به دلیل انتقادات چنین سفسطه آمیزی بلکه به دلیل فهم عمیق زن گرای غربی از سنتی بوده که میراث دار آن شده بود. نوشته های تاثیر گذار ایشان عبارت از نگاه شناخت شناسانه انتقادی به سنت موجود و طرح یک نظریه بدیل بود که همه عطف به فرهنگ خاص انسان غربی تدوین میشد و به همین دلیل هم جواب داد.
خب در مقام مقایسه من باید چه اظهار نظری در مورد این نوشته هایی بکنم که اینجا می بینم.
هر چقدر سطحی نباشید به همان اندازه تاثیر گذار تر خواهید بود حالا میخواهید زن گرا باشید یا مرد گرا. اگر دنبال تاثیر واقعی و پایدارید دست از نقدهای سطحی و مبتذل برداید. بدین منظور باید شناخت دقیقی از معارف هدف پیدا کنید واین کار با نقل قول احکام منفرد و هوچیگری یا اشک تمساح بر سر آن حاصل نمی شود. کار اندیشیدن بسیار بسیار جدی تر از این قبیل شوهاست. و البته اگر حاصل شد تاثیرات بنیادی و نه زود گذر خود را هم نشان خواهد داد.
اصلاحیه!
به کسی که طرفدار فمینیسم باشد می گویند فمینیست!
پس باید پرسید : چی شد فمینیست شدی؟