
| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
43
|
277
|
88/12/17 (12:20)
|
|
||
|
|
82
|
1149
|
88/12/23 (08:41)
|
|
||
|
|
68
|
1211
|
88/11/9 (02:02)
|
|
||
|
|
253
|
1435
|
88/8/25 (12:43)
|
|
||
|
|
4
|
16
|
88/12/23 (08:49)
|
|
||
|
|
1
|
24
|
88/12/20 (22:37)
|
|
||
|
|
10
|
58
|
88/12/20 (22:21)
|
|
||
|
|
4
|
25
|
88/12/19 (19:08)
|
|
||
|
|
6
|
43
|
88/12/17 (13:38)
|
|
||
|
|
23
|
209
|
88/11/27 (19:35)
|
|


عنوان بحثچی شد فیمینسم شدی 30 مهر 86 - 13:40 | |
میخواستم نظرتو کلی بگی ؟ که چی شد فکر میکنی یا و اقعا یه فیمینسم هستی؟ تعریفت از فیمینسم چیه؟ | |


23 27 بهمن 1388 ساعت 19:35 | |
قربونت برم اخه اینم پرسیدن داره؟! وختی از صبح تا شوم دلت تو خونه و بیرون خونه واسه خودت کباب بشه اونوخ فمنیست که سهل اونور تر از فمنیستم میشی!!! | |
22 27 بهمن 1388 ساعت 19:17 | |
ما نا خواسته در خانواده هستیم اولین جایگاه انسان خانوادس شما مواردی رو که گفتید رو از کجا و از کی می خواید ÷یدا کنید هر آنچه که من از مارکس دیدم از دیدگاه اقتصاد از نظر من بوده و بس اگر در کمونیست به خانوادم جایگاهی داده نمی شه به خاطر اینه که از نظر من بنیاد اقتصادی در کمونیست فرد نه خانواده من هیچ نقطه ی مشترکی بین کمونیست و فمنیست نمی بینم تنها می شه به حقی که در نظام کمونیستی به زنان اونم بدون هیچ تابعی داده می شه اشاره کرد در مورد مطلب آخر هم من گفتم مروز در ایران ارزشی به زن در جامعه حکومت نمی ده و زن رو در جامعه بی ارزشه جایگاه زن کجاس که شما از ارزشش حرف می زنی و از اون یه چیز با ارزش می خوای ؟ | |
21 27 بهمن 1388 ساعت 14:00 | |
به نظر من این بنیانی که برای خانواده در نظر می گیرن و به اون تکیه می کنن خیلی مسخرس من سعی می کنم روی خودم اتیکت نچسبونم ، من سعی می کنم قبل از هر چیز انسان باشم و انسانیت رو با تمام خوبی هاش و ملایمت هاش و تمام بدی ها و وحشی گری هاش ببینم. به نظر من همین کافیه ما اگر یاد بگیریم که انسان باشیم دیگه نه از نظر طبقاتی دچار مشکل خواهیم شد و نه از نظر جنسیتی و حتی از خیلی لحاظ های دیگه. یعنی مشکل های بنیادی حل می شه ولی ساعت جهان همیشه به یک طرف می چرخه. من ابتدا با مارکسیسم آشنا شدم و بعد تونستم نظریه های فمینیستی رو مبنی بر شیء وارگی زن متوجه بشم و در تاریخ دیدم که هر کجا ارزش پول کاغذی بالا رفت و سرمایه داری رشد کرد ارزش زن در جامعه کمتر شد. هر گاه گرسنگی به خردم هجوم آورد ابتدا دامن زنان لکه دار شد و سپس همون زنان برای قبیله گرسنه نان آوردند. البته این رو هم بگم که کمتر زنی امروز هست که به ارزش های واقعی خودش واقف باشه امیدوارم کسایی که اینجا هستند به ارزش های واقعی خودشون واقف باشن .
| |
20 9 بهمن 1388 ساعت 02:12 | |
نقل قول از : امید ج سلام فهمیدم چه ظلمی به زن ها میشه . به خاطر همین فمنیست شدم . یک تلنگر باعث شد از خواب بلند بشم و ببینم واقعیت چیه . برداشت های قشنگی از فمنیست اینجا دیدم جنبش زنان بدون افکار فمنیست هم هست لازم نیست چنین تفکری که به نظر من باعث جدایی زن از خانواده و به دنبال ارزشی واحی گشتن میکنه در قانون باشه در فمنیست به خانواده که فرد ارزشش رو اول در خانواده پیدا می کنه بعد در جامعه اهمیتی داده نشده چطور میشه که فرد بدون هیچ هویتی ( صرفا هویت شناسنامه ای و نمی گم ) و بدون هیچ ارزش اولیه ای کهدر خانواده به وجود مییاد به دنبال ارزش خودش در جامعه باشه ؟ امروز در ایران ارزشی به زن در جامعه حکومت نمی ده و زن رو در جامعه بی ارزش می کنه اما برای باز گرداندن این ارزش نباید ارزش خانواده پایمال بشه که متاسفانه امروز این اتفاقداره می افته و از نظر من رشدفساد در جامعه عاملی جز این نداره ![]() | |
19 28 دی 1388 ساعت 12:45 | |
سلام فهمیدم چه ظلمی به زن ها میشه . به خاطر همین فمنیست شدم . یک تلنگر باعث شد از خواب بلند بشم و ببینم واقعیت چیه . | |
18 21 اردیبهشت 1388 ساعت 23:45 | |
فمنیسم اسم جنبش هست. به طرفدار این جنبش فمنیست میگویند نه فمنیسم i am a (liberal) femenist coz i beileve humanity is not a matter of gender | |
17 21 اردیبهشت 1388 ساعت 23:32 | |
من وقتی دیدم هر کاری که یه مرد میتونه انجام بده , یه زن هم میتونه انجام بده به سمت برابری رفتم.کم کم به فمنیسم اعتقاد پیدا کردم چون دیدم تفاوت در جنسیت در زمان حال به تفاوت در آموزش در زمان کودکی مربوط میشه. | |
16 21 اردیبهشت 1388 ساعت 20:39 | |
فمینیسم یک پارادایم فکری هست که شایددر هرجامعهایدنبالیکچیزاست.برعکستفکرعمومیفمینیسم صرفا"برابریحقوقزن و مردنیست چون اساسا" زن ومردباهم از خیلی لحاظ فرق میکنن ازلحاظفیزیک و .... فمینیسم میگه کهزن و مرد آن قدر باید شعور داشته باشن که حقوق همدیگه رو محترم بشمارن تا بتونن زندگی بهتریکنار هم داشته باشن فمینیسم جدال دو جنس نیست برابربریزمانی تو ی یهجامعه به وجود میاد کهیک زن با کفش پاشنه بلند و حالتزنانه بتونه تو جامعه تو هر پستیو مقامی قرار بگیره نه اینکه ادایمرد دربیاره اینیعنیرعایت حقوقبشر نه با اینکهحتما" چادر وداشتهباشه و نتونه آراسته باشهو همیشه طعمه ء1 عده نفس پرست زن بایدبهدیده انساننگریسته بشه نه به دیده جنس اونوقته که برابریحاصل میشه | |
15 7 اردیبهشت 1388 ساعت 10:24 | |
اصلاحیه! به کسی که طرفدار فمینیسم باشد می گویند فمینیست! پس باید پرسید : چی شد فمینیست شدی؟ | |
14 2 مهر 1387 ساعت 17:02 | |
به دلیل انسان بودن. وبه خاطر برابری.
| |
13 27 خرداد 1387 ساعت 10:13 | |
نقل قول از : رضا علیزاده آنچه در شماره 8 نقل شده و موجبات جریحه دار شدن احساسات شماره 9 شده نمونه کاملی از سفسطه است. به هیچ وجه حوصله نشان دادن جزییات این سفسسطه را ندارم چون تمایلی ندارم فورا به عنوان هوادار تز متقابل مجبور به تحمل انتقادات کیلویی و بازاری باشم. اما یک نکته: به هنگام نقد یک جریان سعی در فهم کامل داشته باشید. مقتضیات، لوازم و سازگاریهای آن را درک کنید. یک حکم به تنهایی معنا ندارد بلکه در شبکه ای از معارف و عطف به گزاره ها و احکام پیش و پس زمینه فراوان معنای کلی خود را می یابد. به طور مثال همین حکم مورد مثال در شبکه ای از احکامی قرار گرفته است که بسیاری از آنها اصلا به نفع جنس مرد نیست. شاید من هم منتقد آن باشم ولی هرگز تمایل ندارم به طرح کاریکلماتورانه ای از آن حمله کنم. اصولا حمله به نسخه مبتذلی از آرای رقیب ساده ترین راه مستدل کردن آرای خود است اما نه بهترین راه. به کار بردن عباراتی چون فاجعه و یا تعبیر خاصی که آقای شماره 8 به کار گرفت معنا کردن یک حکم به صورت منفرد بدون توجه به شبکه معارف مرتبط با آن است. گواین که مدعیان نیز به هنگام پاسخ به طرح مبتذلی از آرای شما حمله می کنند. فراموش نکنید: گقتن بخشی از واقعیت عین دروغ است. جملات در انزوا معنا ندارند. که با نقل منفرد آنها گزاره های ارزشی به آن الصاق شود. گزاره هایی حاکی از تاسف، تمسخر و ... اگر زن گرایی ( به قول فرنگیها فمینیسم) اینقدر در غرب ریشه دار شده است نه به دلیل انتقادات چنین سفسطه آمیزی بلکه به دلیل فهم عمیق زن گرای غربی از سنتی بوده که میراث دار آن شده بود. نوشته های تاثیر گذار ایشان عبارت از نگاه شناخت شناسانه انتقادی به سنت موجود و طرح یک نظریه بدیل بود که همه عطف به فرهنگ خاص انسان غربی تدوین میشد و به همین دلیل هم جواب داد. خب در مقام مقایسه من باید چه اظهار نظری در مورد این نوشته هایی بکنم که اینجا می بینم. هر چقدر سطحی نباشید به همان اندازه تاثیر گذار تر خواهید بود حالا میخواهید زن گرا باشید یا مرد گرا. اگر دنبال تاثیر واقعی و پایدارید دست از نقدهای سطحی و مبتذل برداید. بدین منظور باید شناخت دقیقی از معارف هدف پیدا کنید واین کار با نقل قول احکام منفرد و هوچیگری یا اشک تمساح بر سر آن حاصل نمی شود. کار اندیشیدن بسیار بسیار جدی تر از این قبیل شوهاست. و البته اگر حاصل شد تاثیرات بنیادی و نه زود گذر خود را هم نشان خواهد داد. | |
12 15 خرداد 1387 ساعت 14:54 | |
فمنیسم یك نظریه و یك جنبش است كه بر طبق آن زن و مرد باید از لحاظ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی برابر باشند.از این تعریف به عنوان هسته تئوریك فمنیسم نام میبرند درست است كه قدمت فمنیسم در دنیا به بیش از 150 سال نمیرسد اما *پوراندخت*پادشاه ایرانی دوره ساسانی 1400 سال پیش اولین سخن فمنیستی ایرانی را بیان كرد:پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار كند. انسانهاآزاد به دنیا میایند و بایستی آزاد زندگی كنند و من بخاطر همین آزادی یك فمنیستم و آخر اینكه هیچ انسانی مال كسی نیست . | |
11 14 اردیبهشت 1387 ساعت 21:58 | |
ای منورالفکر،ادامه بده آخر یه چی میشی | |
10 4 اسفند 1386 ساعت 14:43 | |
اول بگم تفكرات فمینیستی یكی دو تا نیست. بنوعی هر كس میتونه فمینیست باشه اما با دیگری متفاوت. من یه فمینیست از نوع (بقول خودم) محضش هستم. برابری: حقوق+وظایف حتی از دید من نوع بشر ممكن است در گذشته های دور هیچ جنسیت متمایزی نداشته و این جنسیت بنا به تكامل تدریجی (مشابه برخی موجودات كه از دو جنسیتی به تك جنسیتی و برعكس متكامل شده اند) می دونم ازدید بسیاری دوستان این خیلی افراطیه و احتمال غلط بودنش هم كم نیست ضمن اینكه احتمال صحیح بودنش هم كم نیست. تنها مبخواهم بگویم برابری به جنسیت ربطی نداره. برابری باید محض باشه و این خود آدما هستن كه باید تصمیم بگیرن چه حقوق رو میخوان كدوم و نه. ضمنا اشاره كنم من معتقدم نباید هیچ فرق ذاتی بین زن و مرد قائل شد نه تنها در حقوق كه در وظایف هم. وظایف حقوق را میسازد و حقوق وظایف را.... به نظر من مادر بودن هم باید دلخواه و آزادانه برگزیده شود همانگونه كه پدر بودن میبایست اینگونه باشد. توجه به این نكته هم واقعا مهم است كه برخی زنان هم مشابه برخی مردان حقوق بیشتری میخواهند نه برابر. برابر این است: كار در بیرون از خانه = برابر كار داخل خانه = برابر عاطفه = برابر مدیریت= برابر عقل = برابر استرس = برابر ارث = برابر طلاق= برابر مهریه = حذف جهیزیه = حذف (برابر) فرمانبرداری = حذف بكارت= حذف زن= آزاد مرد = آزاد چرا حتی زایمان در خارج بدن مادر نه؟ (مگر خود مادر بخواهد نه پدر) مگر شدنی نیست؟ یا حداقل در حال گسترش نیست؟ خدامیدونه چند نفر میخوان به من بخاطر حرفام حمله كنند. | |
9 28 بهمن 1386 ساعت 03:09 | |
آنچه در شماره 8 نقل شده و موجبات جریحه دار شدن احساسات شماره 9 شده نمونه کاملی از سفسطه است. به هیچ وجه حوصله نشان دادن جزییات این سفسسطه را ندارم چون تمایلی ندارم فورا به عنوان هوادار تز متقابل مجبور به تحمل انتقادات کیلویی و بازاری باشم. اما یک نکته: به هنگام نقد یک جریان سعی در فهم کامل داشته باشید. مقتضیات، لوازم و سازگاریهای آن را درک کنید. یک حکم به تنهایی معنا ندارد بلکه در شبکه ای از معارف و عطف به گزاره ها و احکام پیش و پس زمینه فراوان معنای کلی خود را می یابد. به طور مثال همین حکم مورد مثال در شبکه ای از احکامی قرار گرفته است که بسیاری از آنها اصلا به نفع جنس مرد نیست. شاید من هم منتقد آن باشم ولی هرگز تمایل ندارم به طرح کاریکلماتورانه ای از آن حمله کنم. اصولا حمله به نسخه مبتذلی از آرای رقیب ساده ترین راه مستدل کردن آرای خود است اما نه بهترین راه. به کار بردن عباراتی چون فاجعه و یا تعبیر خاصی که آقای شماره 8 به کار گرفت معنا کردن یک حکم به صورت منفرد بدون توجه به شبکه معارف مرتبط با آن است. گواین که مدعیان نیز به هنگام پاسخ به طرح مبتذلی از آرای شما حمله می کنند. فراموش نکنید: گقتن بخشی از واقعیت عین دروغ است. جملات در انزوا معنا ندارند. که با نقل منفرد آنها گزاره های ارزشی به آن الصاق شود. گزاره هایی حاکی از تاسف، تمسخر و ... اگر زن گرایی ( به قول فرنگیها فمینیسم) اینقدر در غرب ریشه دار شده است نه به دلیل انتقادات چنین سفسطه آمیزی بلکه به دلیل فهم عمیق زن گرای غربی از سنتی بوده که میراث دار آن شده بود. نوشته های تاثیر گذار ایشان عبارت از نگاه شناخت شناسانه انتقادی به سنت موجود و طرح یک نظریه بدیل بود که همه عطف به فرهنگ خاص انسان غربی تدوین میشد و به همین دلیل هم جواب داد. خب در مقام مقایسه من باید چه اظهار نظری در مورد این نوشته هایی بکنم که اینجا می بینم. هر چقدر سطحی نباشید به همان اندازه تاثیر گذار تر خواهید بود حالا میخواهید زن گرا باشید یا مرد گرا. اگر دنبال تاثیر واقعی و پایدارید دست از نقدهای سطحی و مبتذل برداید. بدین منظور باید شناخت دقیقی از معارف هدف پیدا کنید واین کار با نقل قول احکام منفرد و هوچیگری یا اشک تمساح بر سر آن حاصل نمی شود. کار اندیشیدن بسیار بسیار جدی تر از این قبیل شوهاست. و البته اگر حاصل شد تاثیرات بنیادی و نه زود گذر خود را هم نشان خواهد داد. | |
- 1
- 2























بعد بگو بهت نگفتم
