__
عنوان بحث
كسی كه سیلی به فاطمه(س) زد میشه ازش گذشت كرد ؟
20 فروردین 86 - 23:02

با سلام

میخوام موضع معاون رو بدونم ;)

من نمیدونم هی میخوایم ساكت باشیم

بابا یكی از اهل تسنن بیاد بالا بگه كه عمر چرا اینكار رو كرده البته جون مادرش باز شروع نكنه بگه حدیث جعلی هست كه مجبور میشیم از روایات اهل سنت استفاده كنیم ;)

جا پای علی(ع) را با میلیاردها عمر زمانه عوض نمیكنیم

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
17
19 آبان 1387 ساعت 11:17
نقل قول از : زازان دیرانی ........................

روش ما در باره عمر بن خطاب تبعیت از حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیهاست

مطلب به اندازه ای شفاف و روشن است که نیازی به شرح و بسط ندارد.

دانشمند بزرگ اهل سنت ابو محمد عبد الله بن مسلم بن قتیبه دینوری متوفی 276 هجری در ص 14 جلد اول کتاب تاریخ الخلفاء الراشدین معروف به الامامه و السیاسه و نیز ابن ابی الحدید و غیره در سایر کتابهای معتبر اهل سنت نقل کرده اند که:

پس از ماجرای آتش زدن خانه حضرت زهرا (س)، عمر به ابو بکر گفت بیا با هم برویم بسوی خانه فاطمه زیرا که ما او را به غضب آورده ایم. ( ایندو از کثرت اصحابی که شاهد سخن پیامبر در باره آزار حضرت زهرا بودند احساس نگرانی می کردند ).
موقعی که به خانه ایشان رسیدند حضرت به آنها اجازه ورود نداد. آندو حضرت علی علیه السلام را واسطه کردند. حضرت زهرا در پاسخ به امیر المومنین سکوت کردند و آنحضرت به همین اکتفاء کرده و اجازه ورود داد. ابو بکر و عمر وارد شدند و سلام کردند اما حضرت زهرا رویش را بسوی دیوار برگرداند و پاسخ نداد.
ابوبکر سخنانی در دلجویی از ایشان به زبان آورد. حضرت زهرا در حالی که روی بسوی علی علیه السلام داشت فرمود: من حدیثی از رسول اکرم بیادشان می آورم، شما را به خدا قسم آیا نشنیدید از آنحضرت که فرمود "رضای فاطمه رضای من است و خشم فاطمه خشم من. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس فاطمه از او راضی باشد من از او راضی هستم و هر کس فاطمه بر او غضبناک باشد مرا به خشم آورده است؟"
آندو گفتند: بله این سخن را از پیامبر شنیده ایم.
حضرت فرمود:
فانی اشهد الله و ملئکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی لاشکونکما الیه
من خداوند و فرشتگانش را گواه می گیرم که شما دو نفر مرا آزردید و راضی نکردید و آنگاه که پیامبر را ملاقات کنم در باره شما شکایت خواهم کرد.
ابو بکر از شنیدن این سخنان گریان شد و گفت: بخدا پناه می برم از سخط تو و خشم پیامبر.
در اینجا حضرت فرمود:
و الله لادعون الله علیک فی کل صلوه اصلیها
به خدا قسم در هر نمازی که می خوانم بر تو نفرین می کنم

16
26 مهر 1387 ساعت 16:15

عمر رو از قبر میاره بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

ببخشید نتونستم جلوی خودمو بگیرم!!!!!!!!!!!!

15
26 مهر 1387 ساعت 16:14

سیلی به مادرتون زدن؟؟؟

 

کی؟؟؟

 

به مادرهای همتون؟؟ یه جا؟؟؟؟ هم زمان؟؟؟؟؟!!

 

من که نمی فهمم میگه میشه مدرای میتون یه جا جمع بشن بعد یکی که 1500 ساله پیش به رحمت خدا رفته مادراتونو سیلی بزنه؟؟؟!!!!!!!!!!!!

14
5 مهر 1387 ساعت 16:02

سلام

اگه راستشو بخوایید من اصلان نمی تونم به اون لحظه که جلوی امام حسن سیلی به مادرش زدن فکر کنم .

 

13
5 مهر 1387 ساعت 15:24

این هم یه مژده برای همه خاطرخواهان حضرت زهرا::::

روایتی هست که میگوید:

وقتی امام آخر الزمان ظهور کنه عمر رو از قبر به اذن خدا بیرون میاره و یک سیلی بهش میزنه که گردنش تماما برمیگرده به پشت و دیگر به جای اولش بر نمیگردد

12
29 شهریور 1387 ساعت 17:09

با سلام به همه ی شما عزیزان:

بنده  به دو دلیل می گم هیچگاه نمی شه ازشون گذشت:

1. به  این دلیل که پیامبر(ص) فرمود:" فاطمه پاره ی تن من است ، هرکس او را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر که او را بیازارد مرا آزرده." این حدیثی است که خود اهل تسنن نیز تایید کردند. در نتیجه کسی که به مادر ما سیلی زده حتما او را آزرده پس...

2. به این دلیل که خود خانوم هم هیچگاه از اونا دل خوشی نداشته و اصلا اونا رو نبخشیده و این رو می تونیم از یک برهان موجود اثبات کنیم و اون قبر مخفی مادر ماست که بعد از این همه سال مخفی باقی مانده.

دلایل دیگه ای هم هست از جمله شبانه دفن کردن فاطمه زهرا(س) و.....

و در جواب کسایی که می گن که نباید به کسی توهین بشه باید بگم که انشاالله قسمت حج بشه برین اون موقع می فهمین توهین یعنی چی؟

واقعا اهل تسنن خودشون رو دارن گول میزنن و حتی بعضی از حرف های خودشون رو خودشون تحریف می کنن و احتیاجی به تحریف شیعه نیست.

        کافر همه را به کیش خود پندارد....

در آخر هم گناهی را که آن نامرد انجام داد همانند لکه ی ننگی همیشه بر دامنشان می مانند و خواهد ماند .

با تشکر.

11
23 شهریور 1387 ساعت 05:11
روش ما در باره عمر بن خطاب تبعیت از حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیهاست

مطلب به اندازه ای شفاف و روشن است که نیازی به شرح و بسط ندارد.

دانشمند بزرگ اهل سنت ابو محمد عبد الله بن مسلم بن قتیبه دینوری متوفی 276 هجری در ص 14 جلد اول کتاب تاریخ الخلفاء الراشدین معروف به الامامه و السیاسه و نیز ابن ابی الحدید و غیره در سایر کتابهای معتبر اهل سنت نقل کرده اند که:

پس از ماجرای آتش زدن خانه حضرت زهرا (س)، عمر به ابو بکر گفت بیا با هم برویم بسوی خانه فاطمه زیرا که ما او را به غضب آورده ایم. ( ایندو از کثرت اصحابی که شاهد سخن پیامبر در باره آزار حضرت زهرا بودند احساس نگرانی می کردند ).
موقعی که به خانه ایشان رسیدند حضرت به آنها اجازه ورود نداد. آندو حضرت علی علیه السلام را واسطه کردند. حضرت زهرا در پاسخ به امیر المومنین سکوت کردند و آنحضرت به همین اکتفاء کرده و اجازه ورود داد. ابو بکر و عمر وارد شدند و سلام کردند اما حضرت زهرا رویش را بسوی دیوار برگرداند و پاسخ نداد.
ابوبکر سخنانی در دلجویی از ایشان به زبان آورد. حضرت زهرا در حالی که روی بسوی علی علیه السلام داشت فرمود: من حدیثی از رسول اکرم بیادشان می آورم، شما را به خدا قسم آیا نشنیدید از آنحضرت که فرمود "رضای فاطمه رضای من است و خشم فاطمه خشم من. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس فاطمه از او راضی باشد من از او راضی هستم و هر کس فاطمه بر او غضبناک باشد مرا به خشم آورده است؟"
آندو گفتند: بله این سخن را از پیامبر شنیده ایم.
حضرت فرمود:
فانی اشهد الله و ملئکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی لاشکونکما الیه
من خداوند و فرشتگانش را گواه می گیرم که شما دو نفر مرا آزردید و راضی نکردید و آنگاه که پیامبر را ملاقات کنم در باره شما شکایت خواهم کرد.
ابو بکر از شنیدن این سخنان گریان شد و گفت: بخدا پناه می برم از سخط تو و خشم پیامبر.
در اینجا حضرت فرمود:
و الله لادعون الله علیک فی کل صلوه اصلیها
به خدا قسم در هر نمازی که می خوانم بر تو نفرین می کنم
10
29 فروردین 1386 ساعت 10:58

اونی که به مادرمون سیلی زد باید از جهان محو بشود و نه در این دنیا و نه در آن دنیا وجود داشته باشد

چون به کسی که هدف خلق انشان هستش سیلی زده و

لعنت خدا بر او باد

9
27 فروردین 1386 ساعت 00:46

اگه به بزرگواری مادرمون فاطمه زهرا باشیم       اره

اما من نه

8
27 فروردین 1386 ساعت 00:27

اقای کمیل من با چند  شکل تو کلوب پراکنده هستم

و هر جا شما را دیدم یک بر خورد داشتید شما

تو کلوب اهل سنت فحش می دهید و به اهل سنت توهین می کنید

و در ضمن اقای  محترم ما چاپخانه نداریک که بتونیم

 

 چیزی را سانسور کنیم

 کتاب و مطالب ما هم توسط علامای اهل تشیع نگارش و چاپ می شود

پس حال خودتان بهتر وضع کتاب های ما را می دانید

ولی 

باز خدا را شکر کشور های عربی نسخه فارسی چاپ می کنن برای ما

که مجبور نیستیم منت  کسی را در ایران بکشیم

 

7
25 فروردین 1386 ساعت 15:55

سلام

آقای کاکا بد نمی دونم این بحثتون چه ربطی به من داشت

ولی ما بچه شیعه ها ترس توی وجودمون نیست این حرف ما رو خوب می فهمید

در ضمن میشه بگید شما از کجا فهمیدید من آدم دو رویی هستم؟

6
25 فروردین 1386 ساعت 14:51

سلام آقای کاکا بد

فکر میکنم از بچه های خوب کردستان باشی

ولی بچه کردها که اینقدر بی ملاحظه نبودن

این چه طرز صحبت کردنه برادر من چرا اینقدر راحت به بقیه توهین میکنی؟

در ضمن اونی که همیشه توی غفلت بوده سنی بوده نه شیعه

شما اسناد و مدارک خودتون رو هم سانسور میکنید مدرک میخوای بیا زاهدان

صحاح سته خودتون که همش تحریف شده به دست خودتون هرجا به نفعتون نبوده سریع سانسورش کردید

در ضمن به اون دوستانی که دم از وحدت میزنن بگم آقا جون سرتون رو از زیر برف بیارید بیرون من با فحاشی مخالفم ولی این آقایون اهل سنت تو خواب غفلتن باید بیدار شن

هرچند که.......

 

5
22 فروردین 1386 ساعت 15:54

javabe in soalo tu delam mirizam,amma khanoome MAEDE IRANI:ba jenabali movafegham ke nabayad tahte hich soorati fohshi dade beshe,khoda la'n ro gozashte ke be 2shmanaye ahle beyt dedade she,na fohsh,,inam begam ma bayad mora'at konim,amma az aghayedemoon nabayad begzarim.

ya ZAHRA madad.

4
22 فروردین 1386 ساعت 10:48

خدا لعنت کنه اوناییرو که به مادرمون سیلی زدن خدا لعنت کنه اوناییرو که ا حترامشو نگه نداشتن     به هیچ وجه نمیشه گذشت          

3
22 فروردین 1386 ساعت 04:10

با سلام

باشه مشكلی نیست

باز هم سكوت میكنیم. چه عیبی داره ؟؟

بحث رو حذف كنید

ان شاء الله موفق باشید

 

__