__
عنوان بحث
شهادت حضرت زهرا-س- ( فاطمیه اول ):ایام فاطمیه
30 اردیبهشت 87 - 09:32

 

ای قلم بنویس


ای تاریخ ثبت كن


در میان كوچه ها یك تن یاور زهرا نشد ...

 

شهادت زهرای مرضیه-س- تسلیت باد.

لطفا هر چیزی در مورد ایام فاطمیه دارید در این بحث قید بفرمایید

دست حضرت زهرا نگهدار همه شما

 

 
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
1
30 اردیبهشت 1387 ساعت 23:42

باز باران ! باز باران بی صدا

می چکد در حجم سرد کوچه ها

کوچه های بی تفاوت از عبور

کوچه های خالی از سنگ صبور

کوچه های سرد و ساکت خالی اند

مسکن  نامردم   پوشالی اند

کوچه ها احساس را گم کرده اند

چینه هایش یاس را گم کرده اند

کوچه ی بی یاس یعنی انجماد

بر خزان کیشان، هماره انقیاد

کوچه ها فریاد را نشنیده اند

قصه ی بیداد را نشنیده اند

ساکنان با دیو و دد خو کرده اند

فتنه های خفته را رو کرده اند

کوچه ها ! ققنوس آتش زادتان

شد خلاص از شعله ی بیدادتان

این شما و شهر و این شهر شما

شهر خالی از خدا بهر شما

ای شمایان ، ای شمایان دروغ!

این شما و ناخدایان دروغ !

شهر خالی از صدا ، مال شما

خوان الوان ریا ، مال شما

ای اهالی فریبستان هیچ

گمرهان سیب سیبستان هیچ

رفت خورشید و نشد پروایتان

با چه روشن می شود فردایتان

تا شما مشتاق از این تیره شبید

نا شناس  حرمت  ام ابید

لیلة القدر از کف ایام رفت

مطلع الفجر از کف ایام رفت

موکنان  مویه کنان گل می برند

یاس را از پیش بلبل می برند

منخسف شد چون عذار ماه ماه

بعد از این خورشید می موید به چاه

بعد از این خورشید می ماند غریب

می تراود از لبش امن یجیب

لانه خالی از کبوتر شد دریغ!

خالی از عشق پیمبر شد دریغ!

بعد تو شعری  که در چشم تر است

چادر خاکی و مسمار در است

مثنوی ای مثنوی ! فریاد کن !

بغض صدها ساله را آزاد کن !

یاد کن از شعر زهرا ای نسیم

انّ مولانا علیٌ مستقیم

باز باران ! باز باران بی صدا

می چکد در حجم سرد کوچه ها ...(به نقل از محمد علی جعفریان )

2
30 اردیبهشت 1387 ساعت 23:45

روزگار فاطمه(س)

 

آفتاب، از كجا طلوع می كند، از كجا نور می افشاند، و پرتو پرتلالو خود را از كجا همچون بارانی از پولك های طلایی و ذراتی از گرد نقره و قطراتی از شبنم عطرآگین، فرو می پاشد؟

اگر برخاستگاه آفتاب طبیعت، افق های سیمابگون پهنه جهان ما است، آفتاب معنویت و روحانیت، خانه ای دیگر و برخاستگاهی دیگر دارد: خانه محمد(ص) رسول خدا، پیامبر اسلام، و آخرین پیامبر الهی، خانه نور و جایگاه آفتاب معنویت است...

اینجا، این خانه كوچك و ساده، اما در عین حال شكوهمند و پرجلال - كه شكوه و جلال آن، نه در عظمت ساختمان كه در عظمت صاحب آن و عزت ساكنان آن است - خانه ای است كه آفتاب معنویت و روحانیت، در آن تجسم پیدا می كند و آفتاب طبیعت، این چراغ پرفروغ منظومه شمسی، با چشم حسرت بدان می نگرد(عظیم جان ابادی )...

و در گستره انوار همین آفتاب زرتاب است كه آن اختر تابناك عصمت و طهارت، یعنی فاطمه زهرا(ع)، چشم به جهان می گشاید، تا چشم جهان را به تماشای جمال پرجلال خود خیره سازد...

آری، فاطمه زهرا(ع)، آن اختر تابان عصمت و طهارت، در خاندان نور، در خانه وحی، در فرودگاه فرشتگان آسمان، در منزلگه جبرئیل، در مشرق رسالت و تقوی چشم به جهان گشود، و جهان اسلام و افق معنویت و روحانیت را با طلوع مسعود وجود مبارك خویش، نوری دیگر و فروغی دیگر بخشید...

او در خانه ای چشم به جهان گشود كه چشمان پرانتظار جهان انسانیت، در درازنای زمانها، و در فراخنای مكانها، بدان دوخته شده است. خانه ای كه چشم جهان و چشم تاریخ به شعاع های پرنور و گرم و گرمی بخش فروغ تربیتهای آن و روشنایی تعلیمات و اشراقات آن، خیره مانده است. خانه ای كه با همه كوچكی و سادگی اش، مكتب پرعظمت و پرجلال و انسان ساز جهان انسانیت است. خانه ای كه جایگاه و پایگاه یگانه معلم راستین جامعه انسانیت در آن قرار داده شده است: خانه محمد(ص)، خانه پیامبر، خانه معلمی كه خود به مكتب نرفت و خط ننوشت، لكن به غمزه مساله آموز صد مدرس و صدها مدرس شد.

آری، اینجا خانه پیامبر و تولدگاه ستاره پرفروغ خاندان رسالت و سازنده گهواره امامت و سمبل پاكی و عصمت بود... فاطمه زهرا(ع) دوران كودكی و صباوت را در این خانه گذراند. در این خانه و در مهد تربیت و تحت ارشادهای مستقیم پیامبر اسلام، یگانه مربی جهان بشری... و خوشا بر كودكی كه خداوندگار زمین و زمان و آفریدگار هستی و جهان چنین آموزگاری را برای تربیت و ارشاد او برگزیند و سایه مهر و عطوفتش را بر سر او بگسترد. آموزگاری بر قله رسالت و پیامبری در اوج آموزگاری و مهر و عطوفت كه خود شایسته ترین پدر جهان و بایسته ترین تربیت دهنده افراد بشر و نسلهای انسان، در گستره زمین و زمان است.

درباره پدر بزرگوار و عالیقدر فاطمه(ع)، به راستی چه می توان گفت كه از فرط عظمت و جلال و شكوه و جمال او لب از گفتن و قلم از نوشتن فرو می ماند. تاریخ جهان در پی شناختن چنین پدری قد علم كرده و در طول قرنها ،نسل در پی نسل زبان به وصفش گشوده اند . لیكن تاریخ هنوز در خم كوچه اول درمانده و بشریت هنوز بیان نخستین كلام وصف او را به پایان نبرده است.

راستی این است كه بیان خصلتها و خصوصیات پیامبر و بر زبان آوردن توصیف صفات او، جدا از شناخت قدرت آفریدگار و بیان آن میسر نیست. از این رو چه بهتر كه ما نیز به ذكر یكی از كلمات بلیغ آسمانی اكتفا كنیم: آنجا كه خداوند، خلق و خوی پیامبر و روش زندگی او را، با صفتی شایسته توصیف می كند و با این وصف بی بدیل، قدرت بی مانند خویش را بیان می نماید. بدینسان كه می فرماید: انك لعلی خلق عظیم، یعنی در حقیقت تو بر خلق و خویی نیكو و پرعظمت آراسته هستی.

آری راستی كه او به حق زیبنده چنین ستایشی و سزاوار چنین توصیفی بود و آنجا كه خداوندگار در وصف پدر فاطمه زهرا چنین سخن می گوید، مخلوق ناتوان خداوند چه كلامی می تواند بر زبان و قلم آورد؟

فاطمه زهرا(ع) در روزگاری پا به عرصه هستی نهاد كه پدر گرامی اش دشوارترین دوره حیات پربركت خود را می گذرانید. از چندی پیش، دشمنان سرسخت و قسم خورده پیامبر، كه با همدستی گروهی از افراد نادان و سیاه دل قریش، سپاهی از جهل و شرك تشكیل داده بودند، پیامبر اسلام و یاران فداكارش را در حلقه خصومت های خود به محاصره گرفته بودند. این محاصره، تنها یك محاصره سیاسی نبود، بلكه در عین حال، محاصره وحشت و خطر و تهدید، و بدتر از همه محاصره اقتصادی هم بود.

مشركین، در پی مبارزاتی سخت و فرساینده، سرانجام مسلمانان را از شهر و زادگاه خود، «مكه» بیرون راندند و آنها را، در خارج از شهر، درون دره یی كه در تاریخ به نام «شعب ابی طالب» معروف شده، به صورت گروهی تبعیدی و رانده شده، در محاصره نگاه داشته بودند. سران قریش، برای تمام افراد قبایل، به شدت قدغن كرده بودند كه هیچكس به آن پناهگاه آكنده از وحشت و خطر نزدیك نشود، هیچكس با پیامبر و یارانش تماس نگیرد، و هیچكس با آنها داد وستد نكند، نه چیزی از آنها خریداری كند، نه به آنها كاری رجوع كند و دستمزدی بدهد، و نه حتی یك قرص نان بفروشد.

 

بدینسان، زندگی پیامبر و یارانش، در آن تبعیدگاه پررنج، با درد و محرومیت و گرسنگی می گذشت. مواد خوراكی جیره بندی شده بود، و گاهی غذا چنان كم بود كه بزرگسالان از فرط گرسنگی به ناله می افتادند و كودكان بی هوش بر زمین می افتادند.

همراه با فقر و گرسنگی، بیماری و مرگ و میر نیز آمده بود و گروهی از نزدیكان رسول خدا و تنی چند از بهترین یاران و یاورانش در همان تبعیدگاه و بر اثر آن محاصره مخوف و گرسنگی و امراض ناشی از آن، جان سپردند.

و در چنان دوران سیاه و دردباری بود كه فاطمه زهرا(ع) چشم به جهان گشود. دوران شیرخوارگی خود را، در همان محیط سپری كرد. در همان ریگزار داغ، برپای ایستادن و راه رفتن را آموخت و در همان دره تحت محاصره، گوش دردآشنایش با فریادها و ناله های كودكان گرسنه و محروم، آشنا و همنوا شد. آری، او از نخستین روزهای میلاد مبارك اما آمیخته به رنج و دردش، زندگی را با محرومان آغاز كرد، با محرومیت كشیدگان و زجردیدگان و مستضعفان زیست، و همگام با دردمندان و ستم دیدگان روزهای زندگی را پشت سر نهاد...

اما در كنار این همه درد و رنج و محرومیت، بزرگترین نعمت ها نیز با او بود: زیرا كه آن دختر بی همتا، از لطف بسر بردن از سایه مهر و عطوفت پیامبر خدا بهره مند بود. او، در مكتب انسان ساز رسول خدا(ص)، و در دامن پر از صفای خدیجه كبری پرورش می یافت و هر روز، جهانی از پاكی و صفا و معنویت و جهان بینی عمیق و راستین معنوی، و در یك كلام تمامی رمز و رازهای شگرف خداشناسی و خداجویی و خدابینی را در آن مكتب سازنده و ارزنده می آموخت.

بدینگونه بود كه فاطمه زهرا(ع) الگوی بی مانند و شاخص و نمودار كامل یك بانوی نمونه، اسوه راستین تربیت اسلامی و اسوه باشكوه مكتب الهی اسلام گردید. بدانسان كه از همان سنین نوجوانانی و آغاز شكوفایی و بالندگی، وجود گرامی اش، در بردباری و استقامت در برابر سختی ها و مصائب، و علاقه و مهر بی پایان به محرومان و مستمندان جامعه، اسطوره ای جاودانه و مصداقی روشن و بارز گردید.

فاطمه زهرا(ع) كه در سنین كودكی، مادر بزرگوار و ارجمندش را - در پی تحمل مصائب زندگی در شعب ابی طالب- از دست داده بود، از همان دوران طفولیت، مسئولیت های سنگینی را بر دوش های ترد و كودكانه اش تحمل كرد. بالاترین آن مسئولیت ها، نگهداری و پرستاری از پدربزرگوارش بود، كه اندوه از دست دادن همسری چون خدیجه كبری در اعماق جانش باقی مانده بود، و دختر خردسال، خود را در آن اندوه شریك و همدرد پدر می ساخت و همواره می كوشید تا درد پدر را تسكین دهد و جای خالی مادر را، در زندگی اندوهبار داخلی، با لطف وجودش و فهم و درك و درایتش، و فضل و فضیلت و كمالش پر كند...

او از نظر مراتب كمال و فضیلت، و همدردی هوشمندانه با پدری چون پیامبر خدا و مسئولیت پرستاری از قلب شكسته چنان پدری، به چنان پایه و مایه ارجمندی رسید، كه از سوی پدر عالیقدرش، سند افتخار و سرفرازی بی مانندی درباره اش صادر شد و از لسان رسول خدا(ص) لقب «ام ابیها» یافت...

«ام ابیها»، یعنی «مادر پدر خویش» كه از یك دیدگاه، نشانه نقش مادرانه یی بود كه فاطمه زهرا(ع) درباره پدر بزرگوارش ایفا كرده بود. از دیدگاه دیگر نیز مطرح و درخور بررسی است: این لقب، نشانگر احترام عمیقی است كه پدر گرانقدر فاطمه، برای دختر محبوب و میوه دل و جان خود قائل بود. و نیز نشانگر نوعی احترام آمیخته به قدردانی، نسبت به كل شخصیت و اعتبار قشر محروم و متروك و ستمدیده «زن» بود. موجودی كه سالها و قرنها، در جامعه عرب جاهلی سركوب شده بود و در آخرین سالهای پیش از اسلام، می رفت كه دوران فنای كامل و زوال قطعی خود را سپری سازد. می رفت تا به محض تولد، یا زنده به گور شود، یا چون لكه ننگی، چون شیء ناپاك و منفوری، دور از دیدرس و دور از دسترس، در تاریك ترین گوشه انبارها و زیرزمین ها، زندانی شود و مخفیانه به زندگی سرشار از درد و رنج و نكبت و ذلت خود ادامه دهد. تا وقتی به سن بالندگی رسید، مانند كالایی بی ارزش، به دیگران واگذار شود، تا از او به عنوان وسیله ای برای زاد وولد پسران، یعنی اصحاب كار و تلاش و جنگ و كشتار، استفاده شود. و این، تازه سرنوشت خوشبخت ترین دختران عرب می توانست به شمار آید، كه سعادت رهایی از مرگ بی رحمانه و زنده به گور شدن با دست پدران خود را یافته باشند...

اما وجود گرانقدر فاطمه زهرا(ع) با آن احترام عمیق و محبت سرشاری كه پدرش برای او قائل بود، یكباره طومار چنین سرنوشتی را در زندگی جامعه زنان، درهم پیچید و سرنوشتی تازه برای «زن» رقم زد. به بركت تربیت های اسلامی، از محیط خانه، كانونی پر از صفا و صمیمیت و سرشار از عطوفت و مهربانی به وجود آورد. خانه را به صورت آموزشگاه بزرگی بازسازی كرد، كه توانست در آن، پسرانی همانند حسن و حسین(ع) و شیرزنانی همچون زینب و ام كلثوم را به وجود آورد و تربیت كند.

آری، او به عنوان نمونه «زن» در جامعه اسلامی و انسانی، توانست در راه ایمان و تقوای استوار، و در مسیر تشیید مبانی انقلاب نوپای اسلام، سنگر به سنگر و خانه به خانه و میدان به میدان، همراه با پدر و همگام با همسر بزرگوارش پیش رود، تا جایی كه حتی جان عزیز خود را در مسیر تعهد و مسئولیت عمیق اسلامی خود، فدا كند...

بانوی نمونه اسلام، در عرصه خانه اش یك كدبانوی كامل، در برابر شوهرش یك همسر فداكار و شكیبا، در مورد فرزندانش یك مادر بی همتا و دلسوز و مربی، در پهنه كار و تلاش، یك كوشنده خستگی ناپذیر، در جهان اسلام یك مسلمان نمونه و الگو، در عرصه حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی یك مبارز تلاشگر و سازنده، و در برابر خالق خویش یك مؤمن پرهیزگار و پاكدامن و پارسا بود... در خانه اش با دست های رنج دیده خود، كه از فرط كار و تلاش، لطمه دیده و آزرده و تاول زده بود، كار می كرد و «دستاس» می كشید و گندم می كوبید و نان می پخت، تا سفره بی رنگ و رونق خانه، قوت لایموتی داشته باشد. با سن و سال اندك خود، كارهای طاقت فرسای خانه پرجمعیت و عائله مندشان را شخصاً انجام می داد، و انتظام امور خانه را به تنهایی برعهده داشت... شب ها را، با تنی خسته و جسمی درهم كوفته، به جای آرام و استراحت، تا نیمه شبان و گاه تا سحرگاهان، بر سر سجاده بیدار می نشست و به دعا و نیایش و راز و نیاز با آفریدگار یكتای خود می گذرانید... در معركه جنگ و مهلكه نبرد حق و باطل، به یاری مجروحان و زخم خوردگان می شتافت و با دست های مهربانش، مرهم بر جراحاتشان می گذاشت... و در عالم سیاست و جهان بینی سیاسی اسلام، قهرمانی نستوه، مجاهدی راستین، و رزمنده ای خستگی ناپذیر و به تمام معنی انقلابی بود...

او در راه دفاع از حق خود و خاندانش، كه در حقیقت حق جامعه مسلمین و طبقه محرومان بود و با پایمال شدن آن، حق جامعه و حقیقت انقلاب اسلامی پایمال می شد، یك دم از پای نمی نشست. چون كوهی استوار، در برابر ناملایمات می ایستاد و می جنگید. به مسجد می رفت و با ایراد خطابه های آتشین و سخنرانی های روشنگر، حق خود و خاندانش را آشكار می ساخت و حكومت وقت را رسوا و استیضاح می كرد.

همین اعمال و كنش ها و واكنش های آگاهانه و روشنگرانه او، به روشنی نشان می دهد كه دختر پیامبر و همسر جانشین پیامبر و مادر امامان برحق، تنها زن خانه و كدبانوی كاشانه نبود، بلكه او بانوی كار و پیكار، زنی قهرمان و رزمنده ای شایسته در عرصه های گوناگون زندگی بود: قهرمان صحنه كار، صحنه سیاست، صحنه عبادت، صحنه آموزش و تربیت، صحنه جهاد و پیكار و شهادت، و بالاخره سرآمد فضایل و فضیلت ها، كارآیی ها و كاردانی ها، دانایی ها و توانایی ها، و شایستگی ها و بایستگی ها بود...

در زندگی فردی و اجتماعی فاطمه زهرا(ع)، دیده تیزبین واقع نگران، به نكات برجسته ای برخورد می كند، كه هر یك می تواند حلال مسائل و گره گشای بسیاری از مشكلات خانوادگی دختران و بانوان جامعه اسلامی ما باشد.

3
3 خرداد 1387 ساعت 20:28

کلوب آی دی : zaker_ghareb
نام : زائر بقیع (خادم الحسن )
تولد : 30 شهریور 1362
محل سکونت : Iran سیستان و بلوچستان زاهدان
مرد ، مجرد

ویژه نامه شهادت حضرت زهرا

1چشم تر ---۲پرستوی علی پر کشید---۳روزگار فاطمه --4مباهله ---۵-- مصحف فاطمه 6-ماجرای فاطمه

7 -ماجرای فدک 8 ماجرای سقیفه ۹حکایت علی و چاهای صبور مدینه ۱۰10 فاطمه و حضور در صحنه های نبرد

۱۱ایا خانه داری فضیلت است

۱۲زهرا علیه السلام علت خلقت

۱۳ جریان شهادت حضرت زهرا نقل از اسما بنت عمیس

۱۴وصیت حضرت زهرا

۱۵تصاویری ویژه شهادت حضرت زهرا 1

۱۶دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 2

۱۷دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا مرثیه 1

۱۸دانلود فیلیم با عنوان قربت بقیع ویژه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا

۱۹بخش هایی از خطبه حضرت زهرا در مسجد

۲۰در واژه هایی از حضرت زهرا

۲۱اعتقاد به شهادت

۲۲مرا ببخش بانو

۲۳غروب آفتاب

۲۴باز شدن در با نام حضرت فاطمه علیها سلام

۲۵منظومه غم

۲۶حضرت زهرا پس از پدر

۲۷اخرین اذان

۲۸مادر شهید

۲۹دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 2

۳۰دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا 3

۳۱تنهای تنها

۳۲مباهله .جلوه ایی از حضور حضرت زهرا در سیاست

۳۳حضرت زهرا علیه السلام علت خلقت

۳۴ماجرای سقیفه بنی ساعده

۳۵حمله به خانه حضرت زهرا علیه السلام

۳۶غضب فدک

۳۷خطبه حضرت زهرا در مسجد و پاسخ ابوبکر به ایشان

۳۸بیماری وشهادت حضرت زهرا

۳۹کفن و دفن و قبر حضرت زهرا

۴۰وصیت نامه حضرت زهرا

4
3 خرداد 1387 ساعت 20:29

زائر بقیع (60)i

۴۱پرستوی علی پر کشید

۴۲قصیده در مدح فاطمه الزهرا

۴۳دانلود کلیپ ویژه شهادت حضرت زهرا 

۴۴دانلود اسکرین سرور ویژه شهادت حضرت زهرا

۴۵دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا 3

۴۶لحظات وداع حضرت زهرا علیهاسلام

۴۷درسوگ ریحانه رسول خدا 

۴۸جایگاه حضرت زهرا در روایات

۴۹عشق یعنی ...

۵۰ضریح گمشده

۵۱حضرت زهرا از منطر امیرالمومنین

۵۲سیمای حضرت فاطمه علیها السلام

۵۳وجه تمسیه حضرت فاطمه علیها السلام

۵۴دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه4

۵۵دانلود روضه ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه 5 

۵۶ازار فاطمه آزار خدا و پیامبر است

۵۷چرا حضرت زهرا علیها سلام فدک را مطالبه نمود

۵۸حوادث بعد از پیامبر در خطبه حضرت زهرا علیهماالسلام

۵۹مزار دختر پیغمبر کجاست

۶۰مقام حضرت زهرا در بهشت

۶۱غروب گل محمدی

۶۲دعای بهشتیان

۶۳زبان حال حضرت زهرا علیها سلام

۶۴قامت طوبی

۶۵خانه بی بی فاطمه الزهر علیها سلام

۶۶دانلود تصاویر ویژه شهادت حضرت زهرا

۶۷دانلود سخنرانی درس اخلاق دکتر مرتضی آقا تهرانی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه فاطمیه

۶۸دانلود مداحی ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیه فاطمیه 6

5
18 خرداد 1387 ساعت 00:42

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

شهادت مظلومانه ی زهرای اطهر (س) را به دست عمر (لعنت الله علیه ) تسلیت عرض مینمایم

لعنت خدا و فرشتگان خدا بر عمر حرام زاده و پیروانش باد

6
18 خرداد 1387 ساعت 19:02
(دفاع از ولایت)مظلومیت تاریخی حضرت زهرا(س)
11 خرداد 87 - 01:15
به نام خدا
دوستان سلام
در درجه و مقام و رتبه حضرت فاطمه الزهرا(س) هیچ گونه شك و ابهامی برای كسی وجود نداره
چه از نظر نسبت كه ایشان دختر پیامبرند(ص) و چه از نظر مرتبه علمی و معنوی
اما سوالی كه وجود داره اینه كه چرا با این همه فضایل اینقدر در مورد این بانو ظلم میشه و تمام صحبتها مربوط میشه به لگد و سیلی و بین در و دیوار موندن و میخ در، ولی كسی نمیگه چرا ؟
این همون ظلمیه كه در طول تاریخ به این بانوی گرامی شده
7
18 خرداد 1387 ساعت 19:02
(مخصوص شهادت حضرت زهرا)
17 خرداد 87 - 18:55

إن الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضى لرضاها. فاطمة بضعة منی من آذاها فقد آذانی ومن أحبها فقد أحبنی. فاطمة قلبی وروحی

حتما این  حدیث راشنیده ای

چرا؟چرا؟

مگر  نمی دانستند گل تاب ذر و دیوار ندارد؟

8
19 خرداد 1387 ساعت 10:54
درسوگ فاطمه ع
10 خرداد 85 - 06:27
به هنگامى كه آن كاشانه مى‏سوخت
حرم با استن حنانه مى‏سوخت
تمام آفرینش، ناله مى‏كرد
ز غم شمع و گل و پروانه مى‏سوخت
در آن شب كل عالم اشك مى‏ریخت
ولى‏الله اعظم اشك مى‏ریخت
به زیر خاك پنهان شد چو خورشید
ز چشم ماه نم‏نم اشك مى‏ریخت
على(ع) بر جسم زهرا آب مى‏ریخت
سرشك از دیده در مهتاب مى‏ریخت
به روى برگ خونین شقایق
على(ع) دردانه‏هاى ناب مى‏ریخت
9
19 خرداد 1387 ساعت 10:54
3
18 خرداد 1385 ساعت 07:25
فاطمه(س) پرتلاش‏ترین مدافع امامت

صدیقه طاهره(س) فداكارترین فردى بود كه بعد از رحلت پیامبر(ص) در برابر ناكسان ایستاد و مصرانه حق امیرمؤمنان(ع) كه حاكمیت وى بود از آنان مطالبه مى‏نمود، او شبها به همراه شوهر خویش بر در خانه انصار مى‏رفت و آن‏گاه كه بر مجالس آنان گذر مى‏كرد براى یارى شوهرش استغاثه مى‏نمود و به آنان اعتراض مى‏كرد و خاموش نمى‏نشست. آنان مى‏گفتند اگر زودتر مى‏آمدید ما به غیر شما رجوع نمى‏كردیم. آن دو پاسخ دادند: شما انتظار داشتید جنازه پیامبر خدا(ص) را رها كنیم و دفن ننماییم و با اینان بر سر قدرت به نزاع و جدال برخیزیم! فاطمه مى‏فرمود: على آنچه را سزاوار بود انجام داد.

امام باقر(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) پس از مجروح شدن پانزده روز بیشتر در بستر نماند.

و نیز آن هنگام كه على(ع) را جهت گرفتن بیعت‏به سوى مسجد مى‏بردند در برابر خلیفه اول و دوم و طرفداران آنها ایستاد و فریاد برآورد:

خلوا عن ابن عمى فو الذى بعث محمدا بالحق لان لم تخلوا عنه لانشرن شعرى و لاضعن قمیص رسول الله صلى الله علیه و آله على راسى و لاصرخن الى الله فما ناقة صالح باكرم على الله من ولدی; دست از پسرعمویم بردارید سوگند به كسى كه محمد(ص) را به پیامبرى برگزید اگر شماها دست از على(ع) برندارید موهایم را [به نشانه عزا و ناراحتى]پریشان و پیراهن پدرم پیامبر خدا(ص) را بر روى سر مى‏گذارم و بر شما نفرین مى‏كنم، مسلم فرزندان من در پیشگاه خدا گرامى‏تر از ناقه صالح هستند. سلمان - ره - مى‏گوید: تا فاطمه(س) چنین گفت‏سوگند به خدا پایه‏هاى دیوار مسجد پیامبر(ص) از جا كنده شد به طورى كه مى‏توانست از زیر آنها كسى عبور كند. نزدیك دختر پیامبر فاطمه(س) آمدم و عرض كردم: خانم بزرگ و مولاى من خداوند تبارك و تعالى پدر تو را رحمت‏براى امت قرار داده مبادا با دعاى شما عذاب نازل شود در آن وقت دیوارها به جاى خود برگشت و گرد و غبار بلند شد به طورى كه مردم آن را استشمام كردند.
10
19 خرداد 1387 ساعت 10:55
2
18 خرداد 1385 ساعت 07:17
فاطمه(س) از زبان پیامبر(ص)

رسول خدا(ص) در زمان حیات خویش به ویژه ماههاى آخر عمر خود در باره دخترش فاطمه(س) سفارش بسیار نمود به طورى كه مردم او را پاره تن پیامبر و روشنى قلب مصطفى و وارث همه خصلتهاى خداگونه محمد بن‏عبدالله‏9 مى‏دانستند، او عصمت كبرایى بود كه دوستیش دوستى پیامبر و خداى پیامبر بود ودشمنیش دشمنى با خاتم انبیاء و مبدا هستى همه عالم بشمار مى‏رفت، مردم آن روز فاطمه(س) را محدثه، صدیقه، طاهره و زكیه و ... مى‏دانستند، زیرا آنگاه كه پیامبر خدا(ص) با سلمان - ره - سخن مى‏گفت مردم از آن حضرت شنیدند كه مى‏فرمود:

سلمان! دوستى و محبت دخترم فاطمه در صد موطن و جایگاه سود خواهد بخشید كه ساده‏ترین آن جایگاه‏ها این چند موضع است: هنگام مرگ، خانه قبر، زمان سنجش اعمال، وقت‏حشر، به هنگام عبور از صراط، زمان حسابرسى.

یا سلمان من احب فاطمة بنتى فهو فى الجنة معی، و من ابغصها فهو فى الناریا سلمان حب فاطمة ینفع فی مائة من المواطن، ایسر ذلك المواطن الموت و القبر و المیزان و المحشر و الصراط و المحاسبة. فمن رضیت عنه ابنتى فاطمة رضیت عنه و من رضیت عنه رضى الله عنه، و من غضبت علیه غضبت علیه و من غضبت علیه غضب الله علیه.

یا سلمان، ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمؤمنین علیا، و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها.

اى سلمان، كسى كه دخترم فاطمه(س) را دوست‏بدارد پس آن كس همراه من در بهشت‏خواهد بود و كسى كه او را دشمن بدارد جایگاه آن كس جهنم است.

سلمان! دوستى و محبت دخترم فاطمه در صد موطن و جایگاه سود خواهد بخشید كه ساده‏ترین آن جایگاه‏ها - این چند موضع است: هنگام مرگ، خانه قبر، زمان سنجش اعمال، وقت‏حشر، به هنگام عبور از صراط، زمان حسابرسى. پس كسى كه دخترم فاطمه از او خشنود باشد من از آن كس خشنود خواهم بود و هر كس كه من از او خشنود باشم خداوند از او خرسند خواهد شد. و چنانچه دخترم بر كسى خشم كند من را خشمگین كرده است. و كسى كه مورد خشم من واقع شود مورد خشم خداوند قرار خواهد گرفت.

اى سلمان واى بر كسى كه بر فاطمه و شوهرش امیرمؤمنان على [ابن‏ابى‏طالب] ظلم كند و واى بر كسى كه بر فرزندان و شیعیانش ستم روا دارد.

باید اذعان كرد كه همان توصیه‏هاى بى‏شمار رسول خدا(ص) در باره دخترش فاطمه(س) سبب شده كه ابن ابى‏الحدید معتزلى در صداقت و راستگویى و حقانیت ادعاى فاطمه(س) در باره فدك چنین بنویسد:

از استادم (على بن‏فارقى) در مدرسه بغداد پرسیدم: آیا فاطمه(س) در ادعاى مالكیت «فدك‏» صادق نبود؟ پاسخ داد: آرى گفتم: پس چرا خلیفه اول فدك را به او نداد در حالى كه فاطمه نزد او راستگوبود؟

او تبسمى كرد و با زبان طنز و لطیفه گونه‏اى گفت: اگر ابى‏بكر آن روز «فدك‏» را به مجرد ادعاى فاطمه مى‏داد فردا به سراغش مى‏آمد و ادعاى خلافت‏براى همسرش مى‏كرد! و او را از مقامش كنار مى‏زد در آن هنگام خلیفه هیچگونه دفاعى از خود نداشت زیرا با دادن فدك پذیرفته بود كه فاطمه(س) هر چه را ادعا كند راست مى‏گوید و نیازى به دلیل و گواه ندارد.

سپس ابن ابى‏الحدید اضافه مى‏كند: این یك حقیقت است، گرچه استادم آن را به عنوان مزاح مطرح كرد
11
19 خرداد 1387 ساعت 10:55
1
18 خرداد 1385 ساعت 07:14
فاطمه(س) از زبان پیامبر(ص)

رسول خدا(ص) در زمان حیات خویش به ویژه ماههاى آخر عمر خود در باره دخترش فاطمه(س) سفارش بسیار نمود به طورى كه مردم او را پاره تن پیامبر و روشنى قلب مصطفى و وارث همه خصلتهاى خداگونه محمد بن‏عبدالله‏9 مى‏دانستند، او عصمت كبرایى بود كه دوستیش دوستى پیامبر و خداى پیامبر بود ودشمنیش دشمنى با خاتم انبیاء و مبدا هستى همه عالم بشمار مى‏رفت، مردم آن روز فاطمه(س) را محدثه، صدیقه، طاهره و زكیه و ... مى‏دانستند، زیرا آنگاه كه پیامبر خدا(ص) با سلمان - ره - سخن مى‏گفت مردم از آن حضرت شنیدند كه مى‏فرمود:

سلمان! دوستى و محبت دخترم فاطمه در صد موطن و جایگاه سود خواهد بخشید كه ساده‏ترین آن جایگاه‏ها این چند موضع است: هنگام مرگ، خانه قبر، زمان سنجش اعمال، وقت‏حشر، به هنگام عبور از صراط، زمان حسابرسى.

یا سلمان من احب فاطمة بنتى فهو فى الجنة معی، و من ابغصها فهو فى الناریا سلمان حب فاطمة ینفع فی مائة من المواطن، ایسر ذلك المواطن الموت و القبر و المیزان و المحشر و الصراط و المحاسبة. فمن رضیت عنه ابنتى فاطمة رضیت عنه و من رضیت عنه رضى الله عنه، و من غضبت علیه غضبت علیه و من غضبت علیه غضب الله علیه.

یا سلمان، ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمؤمنین علیا، و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها.

اى سلمان، كسى كه دخترم فاطمه(س) را دوست‏بدارد پس آن كس همراه من در بهشت‏خواهد بود و كسى كه او را دشمن بدارد جایگاه آن كس جهنم است.

سلمان! دوستى و محبت دخترم فاطمه در صد موطن و جایگاه سود خواهد بخشید كه ساده‏ترین آن جایگاه‏ها - این چند موضع است: هنگام مرگ، خانه قبر، زمان سنجش اعمال، وقت‏حشر، به هنگام عبور از صراط، زمان حسابرسى. پس كسى كه دخترم فاطمه از او خشنود باشد من از آن كس خشنود خواهم بود و هر كس كه من از او خشنود باشم خداوند از او خرسند خواهد شد. و چنانچه دخترم بر كسى خشم كند من را خشمگین كرده است. و كسى كه مورد خشم من واقع شود مورد خشم خداوند قرار خواهد گرفت.

اى سلمان واى بر كسى كه بر فاطمه و شوهرش امیرمؤمنان على [ابن‏ابى‏طالب] ظلم كند و واى بر كسى كه بر فرزندان و شیعیانش ستم روا دارد.

باید اذعان كرد كه همان توصیه‏هاى بى‏شمار رسول خدا(ص) در باره دخترش فاطمه(س) سبب شده كه ابن ابى‏الحدید معتزلى در صداقت و راستگویى و حقانیت ادعاى فاطمه(س) در باره فدك چنین بنویسد:

از استادم (على بن‏فارقى) در مدرسه بغداد پرسیدم: آیا فاطمه(س) در ادعاى مالكیت «فدك‏» صادق نبود؟ پاسخ داد: آرى گفتم: پس چرا خلیفه اول فدك را به او نداد در حالى كه فاطمه نزد او راستگوبود؟

او تبسمى كرد و با زبان طنز و لطیفه گونه‏اى گفت: اگر ابى‏بكر آن روز «فدك‏» را به مجرد ادعاى فاطمه مى‏داد فردا به سراغش مى‏آمد و ادعاى خلافت‏براى همسرش مى‏كرد! و او را از مقامش كنار مى‏زد در آن هنگام خلیفه هیچگونه دفاعى از خود نداشت زیرا با دادن فدك پذیرفته بود كه فاطمه(س) هر چه را ادعا كند راست مى‏گوید و نیازى به دلیل و گواه ندارد.

سپس ابن ابى‏الحدید اضافه مى‏كند: این یك حقیقت است، گرچه استادم آن را به عنوان مزاح مطرح كرد
12
19 خرداد 1387 ساعت 11:08

سلام

یعنی حضرت زهرا را در حدمادر من كه یه زن بی سواد و با ایمان كم است پایین میاورید

من هیچ یك از این حرفا را قبول ندارم

زهرا ماموم امامی است بنام علی و كسی چون زهرا از امامش جلو نمیزند