| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1845
|
3707
|
91/3/2 (10:52)
|
|
||
|
|
82
|
284
|
91/2/29 (20:19)
|
|
||
|
|
68
|
335
|
91/2/1 (15:45)
|
|
||
|
|
120
|
4658
|
91/1/11 (19:05)
|
|
||
|
|
8
|
112
|
90/7/27 (12:59)
|
|
||
|
|
1
|
70
|
90/4/20 (23:56)
|
|
||
|
|
46
|
483
|
90/3/6 (15:35)
|
|
||
|
|
7
|
195
|
90/2/21 (12:55)
|
|
||
|
|
0
|
48
|
91/1/17 (02:05)
|
|
||
|
|
1
|
19
|
91/1/16 (19:13)
|
|
||
|
|
5
|
20
|
91/1/12 (17:02)
|
|
||
|
|
2
|
36
|
91/1/9 (19:24)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
91/1/5 (10:41)
|
|
||
|
|
2
|
26
|
91/1/1 (00:20)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/12/24 (21:19)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/11/29 (21:31)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/9/4 (12:22)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/6/20 (23:07)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/6/12 (17:17)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
90/5/14 (14:18)
|
|






هر لحظه نام فاطمه را جار می زنم
هرجاکه، مادری به زمین می خورد فقط
با دست چاره بر سر ناچار می زنم
وقتی که صحبت از در و دیوار می شود
دیوانه وار بر در و دیوار می زنم
حس می کنم شکستگی سینه تورا
سینه میان کوچه که هر بار می زنم
حجم تمام سینه من تیر می کشد
وقتی گریز روضه به مسمار می زنم
گاهی کبوترانه به قم پرکشیده و
از دوری مزار شما زار می زنم





اشعار : http://wait-a-minute.mihanblog.com/post/category/5
این قدر پی قبر من مظلومه نگردید
هرجا دلتان می شکند قبر من آنجاست
هرجا که عزا برمن مظلومه گرفتند
ساکت ننشینید حسین و حسن آنجاست

عشق یعنی معنی بالا بلند
عشق یعنی دوری از هر دام و بند
گر که خواهی عشق را معنی کنم
بحر باشم بایدت باشی چو نم
عشق یعنی آتش اندر جان شدن
سوختن در آتش و درمان شدن
عشق یعنی ناله های فاطمه
خطبه خواندنهای او بیواهمه
عشق یعنی در تب و تاب علی
نام مولا بر زبان راندن جلی
عشق یعنی ماجرای کوچه ها
دانی آیا بر سرش آمد چه ها
فاطمه معنای عشق برتر است
ذوب در مولا و میرش حیدر است
فاطمه دستش بدامان علیست
عشق بازیهای زهرا منجلیست
عشق یعنی جان نثاری پشت در
از پی مولا دوید آسیمه سر
دست مولا را به هم پیچیده دید
از پی مولا و عشق خود دوید
گفت مولایم رهانیدش ز بند
روبهان حیله گر گیرید پند
بر سر پیمان خود جان را نهاد
هر چه جانانش بگفت آنرا نهاد
گفتش او جانم چه باشد بهر یار
میکنم قربانیش دار و ندار
عشق یعنی عشق زهرا و علی
جان یکی اندر دو قالب تن گلی
اینچنین مولای من تعلیم داد
درس عشق اندر نهاد من نهاد
نام زهرا دین و هم دنیای ماست
عشق پاکش آخرین سودای ماست
اول و آخر رضای فاطمه
منتهای آرزوی ما همه
سرمایه محبت زهراست دین من *** من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد فلک *** یک ذره از محبت زهرا نمی دهم
آهسته می شوید یگانه همسرش را
با آب زمزم آیه های کوثرش را
آهسته میشوید غریب شهر یثرب
پشت وپناه وتکیه گاه و یاورش را
تنها کنار نیمه های پیکر خود
می شوید امشب نیمه های دیگرش را
آهسته می شویدمبادا خون بیاید
آن یادگاریهای دیوار ودرش را
پی می برد آن دستهای مهربانش
بی گوشواره بودن نیلوفرش را
می گوید اما باز مخفی می نماید
با آستینی بغضهای حنجرش را
در خانهی اوپهلوی زهرا ورم کرد
حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را
با گریه های دخترانه زینب آمد
بوسد کبودی های روی مادرش را
برشانه های آفتابی اش گرفته
مهتاب هجده سالهی پیغمبرش را
دور از نگاه آسمانها دفن میکرد
در سرزمینهای سؤالی همسرش راطرفدار كدام جناح یا حزب هستید؟؟
http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/salareghamha/memid/1999950
لطفا داغ کنید........
در زمانیکه زمان یاد ندارد چه زمان
و مکانیکه مکان یاد ندارد چه مکان
دل من در بی یک واژه ی بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س)بود