| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
20
|
160
|
91/2/18 (09:59)
|
|
||
|
|
87
|
409
|
91/2/29 (17:51)
|
|
||
|
|
448
|
705
|
91/2/22 (08:42)
|
|
||
|
|
246
|
456
|
91/2/18 (10:12)
|
|
||
|
|
49
|
141
|
90/2/17 (13:45)
|
|
||
|
|
15
|
129
|
90/1/29 (16:57)
|
|
||
|
|
13
|
67
|
89/2/22 (18:02)
|
|
||
|
|
17
|
194
|
91/3/7 (02:46)
|
|
||
|
|
34
|
94
|
90/9/1 (08:43)
|
|
||
|
|
73
|
175
|
90/8/2 (20:12)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/6/8 (17:34)
|
|
||
|
|
33
|
76
|
90/2/17 (12:51)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
89/11/12 (16:31)
|
|
بســــــــــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

زبانحال حضرت زهرا با مولا علی علیه السلام
گفت زهرا یا علی هنگـام تـرک منـزل است
کفت مولا زندگی بی تو برایـم مشـکـل است
گفت زهرا غـصـه من درد مظـلـومی توســت
کفت مولا داغ تـو ویــرانـی بـاغ دل است
گفت زهرا بعد من تاریـک گـردد محـفـلـت
کفت مولا اشک زینـب چلچــراغ محـفـل است
گفت زهرا گریه کن بهرم که من مظلومه ام
کفت مولا چشم من دریا ولی بی سـاحـل است
گفت زهرا بعد من جـان تو و جـان حسـیـن
کفت مولا لطف زینب حال او را شـامـل است
گفت زهرا از حسـن از کوچه و سیلی مپـرس
کفت مولا شـرح آن پیـدا ز چشـم قاتل است
گفت زهرا کن حلالــم یا عـلی مـن می روم
کفت مولا غربتـم با رفتـن تو کـامـل است
گفت زهرا آرزوی دیـگر جـز مـرگ نیـســت
کفت مولا بیشتر از تو دل من مـایـل اسـت
گفت زهرا غـم مخور مهـدی بگیـرد داد من
کفت مولا خـرمـن عـمـر مرا او حاصـل است

قطع شدن دست دختر زیبا روی،بخاطر محبت علی(ع)
در روزگار،مردی خسیسی بود که از دشمنان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بسمار میرفت.او دختر زیبائی داشت که از محـبـین هدان عصمت و طهارت(ع)بود.پدر هر روز به دخترش دو قرص نان می داد.ی روزکه آن مرد در منزل نبود،گدائی به درب خانه آنها آمد و گفت:«به محبت علی (ع) به من چیزی بدهید.»آن دختر که دوستار اهل بیت(ع)بود دو قرص نان خود را به او داد.در همان اثنا،پدر ملعونش از راه رسید و آن گدا را با دو قرص نان بر درب خانه دید.از او سوال نمود:«این نانها را چه کسی به تو داده است؟»
گدا گفت:«دختری که از این خانه،این دو نان را به من داد.»
آن ملعون داخل خانه گردید و از دخترش سوال نمود:«چرا نانهای خود را به گدا دادی؟»
گفت:«مرا به کسی قسم داد که نتوانستم فسم او را رد نمایم.»
آن مرد گفت:«به چه کسی؟»
دختر گفت:«به امیرالمومنین علی (ع)»
پدرش گفت:«آیا او را دوست می داری؟»
دختر گفت:«هزار جان ن به فدای علی (ع) باد »
آن ملعون گفت:«با کدام دستت نان را دادی؟»
دختر گفت:«با دست راست.»
آن ملعون گفت:«اگر به راستی او را دوست داری دستت را بده،تا بخاطر دوستی او قطع کنم؟»
دختر گفت:« دست دادن در راه علی (ع) آسان است!لیکن ای پدر!مرا محتاج و نیازمند به مردم نکن.»ولی هر چه دخترش خواهش و تمنا نمود،پدرش قبول نکرد و بالاخره دست دخترش را قطع کرد و او را از خانه بیرون کرد.دختر رو به بیابان نهاده و در زیر درختی نشیت و از شدت درد،بیهوش شد.
از قضاء،سلطان که در شآن نواحی به شکار مشغول بود،آهوئی را دید و به دنبال او تاخت تا به مکانی رسید که از آن مکان،نوری بسوی آسمان مشتعل بود.جلوتر که رفت،دید در اطرفا یک درخت،حیوانات زیادی جمع شده اند و همه آنها،سرها را بسوی آسمان بلند کرده و گریه می کنند.پس نزدیک آن درخت آمد و دید که دختر زیبایی در زیر درخت است که دست راستش قطع شده و از هوش رفته است و خون ازدست او جاری می باشد.پس ازاسب پیاده شد و دست او را بست.پس ازچند لحظه ،خونریزی او قطع شده و از به هوش آمد.دید که مردی بر بالین او نشسته است.دختر به او سلام کرد.سلطان جواب سلام داد و از او پرسید که چه اتفاقی برایش افتاده است؟
دختر،تمام ماجرا را به عرض سلطان رساند.آنگاه سلطان او را به لشکرگاه آورده و برای او محلی مهیا نمود.بعد او را معالجه کرد تا زخم دستش بهبود یافت.
دختر،روزها را روزه می گرفت و شبها به عبادت خداوند متعال مشغول بود.تا اینکه سلطان تصمیم گرفت که آن دختر را به ازدواج پسر خود در آورد.پس مجلسیمهیا نموده و عقد واقع شد.بعد پسر و دختر را به اتاقی داخل نمود،و خود سلطان نیز بدنبال او رفت تا به گفتگوی آنها گوش بدهد به خاطراین که پسرش از قطع بودن دست دختر،اظهار ناراحتی کرد،او را دلداری دهد.
پسرسلطان از دختر آب طلب نمود.دختر ظرف آب را به دست چپ گرفته و به نزدش آورد.پسر ازروی شوخی،گفت:« پدرم به من زنی داده است که دست راست را از چپ تشخیص نمی دهد.»
دختر با شنیدن این کلمات،منقلب گردید و دلش سوخت و اشک در چشمانش حلقه زد.چون پسرسلطان این حالت را از او مشاهده کرد،از گفته خود پشیمان شد و به خوابگاه خود رفت و خوابید.
در این وقت دختر برخاست و و ضو گرفت و دو رکعت نماز خواند. بعد از نماز سر بهسجده نهاده و با قدر ذوالجلال عرض حال نمود و گفت:« خدایا!تو می دانی که من دست خود را در راه محبت دوستت،امیرالمومنین (ع) داده ام!پس مرا دریاب!یا غیاث المستغیثین.» و سخت گریه کرد.بعد به او حالت بیهوشی خلسه دست داد.در آن حال دید که نوری ظاهرشد و تمام آسمان وزمین را روشن کرد.بعد آن نور دو نصف شد و از میان آن،تختی نمودار گردید که در روی آن،یک زن و چهار مرد نشسته بودند که از نور آنها ،هانه روشن و منور گردید.
در آن حال ، دید که آن زن از تخت پایین آمد و در کنار او نشست و او را در بغل گرفت و به او فرمود:« غصه مخور که غمت به آخر رسید!من فاطمه زهرا هستم و چهار مردی که بالای تخت می باشند،یک پدرم رسول خدا (ص) ،دیگری شوهرم علی(ع)و آن دونفر دیگر فرزندانم حسن و حسین(ع) می باشند.»
بعد،صدیقه طاهره (س)به حضرت امیرالمومنین(ع)فرمود:« یا اباالحسن!دست این زن را در راه محبت تو قطع کرده اند! دعا بفرمایید که دستش،سالم بشود تا به برکت دعای شما خجالت او ازشوهرش رفع بشود.»
آن حضرت چون این کلام را از حضرت زهرا(س)شنیدند،از تخت پایین آمده و دست خود را بلند کردند و دستی را از هوا گرفته و در جای دست قطع شده آن دختر نهادند و سوره «حمد» را قرائت فرمودند.که دست آن دختر صحیح و سالم شد.بعد حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س)بر روی آن تخت نشسته و به آسمان عروج نمودند و از نظر غایب شدند.
سلطان مدتی که پشت در ایستاده بود چون هیچ حرکت و صدایی از پسر نشنید،مضطرب گردید و در را باز کرد و داخل حجره شد.دید که پسرش در خوابگاه خود و آن دختر هم در روی سجاده خویش خوابیده است.
در این اثناء سلطان عطسه ای کرد و دختر ازصدای عطسه،بیدار شد و دستا خود را سالم یافت.پس به سجده افتاد وشکر الهی را بجا آورد.بعد،ازجای خود حرکت کرد و به سلطان سلام نمود و دست خود را به او نشان داد و کیفیت واقعه را برای او نمود.
سلطان نیز سجده شکر بجای آورد و از حجره بیرون آمد.بعد از این جریان،محبت آن دختر در دل سلطان و شوهرش بیشتر شد.

خدایا به حق فاطمه زهرا تمام کسانی که حاجت دارنٰ حاجت روا بگردان
خدایا به حق پهلوی شکسته حضرت فاطمه هرکی گرفتاری و مشکل دارهٰگرفتاری و مشکلش را برطرف بگردان
خدایا به حق طفل شهید در شکم مادر تمام مریض ها را شفا بده
خدایا به حق فرق شکسته ی حضرت علی،جگر سوخته ی امام حسن،سر بریده ی امام حسین و دل خونین زینب هرکی هرحاجتی داره در این شب عزیز حاجت روا بگردان،

محرم تو راهه ....
یا ابا عبد الله الحسین
ماه ماتم و اندوه بر همه تسلیت
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت ؛
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.

فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع ) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها...
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.









@};-@};-@};-@};-
به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی
بیائی و گره از کار بسته ام بگشائی
دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین
دلم گرفته ازین لحظه های تلخ جدائی
غبار آمدنت را ندید قطره ی اشکی
اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی
اللهم عجل لولیک الفرج

میلاد مهدی موعود مبارک









هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به سینه بی قرار است
هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که جمعه آید روزی ... و این پایان خوب انتظار است

اینم یه لینک برای دانلود دعای امام زمان برای نصب روی گوشی موبایل
http://www.ir-tci.org/archives/software/java/emam_zaman_java/
عید میلاد یگانه منجی عالم بشریت
عید نیمه شعبان عید صلح و آرامش و شادابی
بر همه دوستان مبارک

شعبان بهانه ای است برای دوستی با خدا ، لحظه هایت سرشار از این دوستی باد.
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس
بقیه الله آمد
با جلوه
سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه
خورشید در این ماه آمد
ولادت سه نور ولایت بر همگی مبارک


خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید
مبعث بر همگان مبارک
عالم شده معطر از گلشن خدیجه خندد گل محمد در دامن خدیجه آنان که دیده بستند از خدمت خدیجه کی می توان ببینند این عزت خدیجه میلاد دختر نبوت، همسر ولایت ، مادر امامت و روز مادر برشما مبارک باد
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
فرخنده ولادت با سعادت ام الائمه (ع) ، حضرت فاطمه زهرا (س) ،هفته زن و روز مادر بر همگان ، به ویژه زنان و مادران عزیز ایران اسلامی مبارک باد .
تولد حضرت فاطمه(س)
دانشمندان اهل سنت بر این عقیده اند که جضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ پنج سال قبل از بعثت پیامبر گرامی اسلام(ص) به دنیا آمده است. از این رو گفته اند: در همان سالی که قریش خانه کعبه را بنا می کرد آن حضرت متولد شد. اما محدثین و علمای شیعه، ولادت حضرت زهرا(س) را پنج سال بعد از بعثت پیامبر اکرم(ص) دانسته و در این زمینه روایاتی را نیز از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نقل کرده اند.
|
بر عالمیان رحمت رحمن زهراست |
در هر دو جهان سرور نِسوان زهراست |
|
نوری که دهد شاخه طوبی از اوست |
کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست |
خدیجه میهمان زنان بهشتی
شیخ صدوق در کتاب امالی از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: در هنگام ولادت حضرت فاطمه، خدیجه شخصی را به نزد زنان قریش فرستاد و از آن ها خواست تا به خانه او بیایند و در هنگام وضع حمل به او کمک کنند، اما زنان مکه برای خدیجه پیغام دادند که تو به سخنان ما گوش نکردی و با یتیم ابی طالب ـ که مال و ثروتی نداشت ـ ازدواج کردی، لذا ما به کمک تو نخواهیم آمد. خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال اندوه به سر می برد که ناگهان چهار زند گندمگون بلند قامت را ـ که همچون زنان بنی هاشم بودند ـ مشاهده کرد که بر وی وارد شدند. خدیجه از دیدن ایشان نگران شد اما یکی از آن چهار زن به سخن آمد و گفت: ای خدیجه! نترس و محزون مباش که پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم. من ساره ام، این آسیه همسر فرعون است که همدم تو در بهشت خواهد بود. آن دیگری مریم دختر عمران و نفر چهارم کلثوم خواهر حضرت موسی است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در هنگام وضع حمل به تو کمک کنیم.
|
نوری زخدیجه چون قمر پیدا شد |
از مکه ستاره سحر پیدا شد |
|
در بیستم ماه جمادی الثانی |
گنجینه یازده گهر پیدا شد |
به پاس احترام حضرت فاطمه(س)
حضرت زهرا(س) در شرایطی از تاریخ قدم به عرصه وجود نهاد که هنوز ابرهای تیره تفکر جاهلیت بر سر زمین حجاز سایه افکن بود و زن در نظر اعراب، موجودی پست و بی ارزش بلکه مایه خجلت و سرافکندگی به شمار می آمد تا آنجا که هرگاه به یکی از آنان خبر تولد نوزاد دختری را می دادند چهره اش از خشم سیاه می شد و خود را برای دفن او در زیر خاک آماده می ساخت.
با وجود این، رسول خدا(ص) بر خلاف این رسم و اندیشه جاهلانه، از تولد زهرای مرضیه بسیار خوشحال شد و با اظهار شادی همواره در تکریم این دختر و بزرگداشت شخصیت او می کوشید. نقل است هر زمان که فاطمه زهرا بر رسول خدا(ص) وارد می شد آن حضرت به پاس احترام دختر خویش، تمام قامت در مقابلش می ایستاد و گاه به رسم ادب و محبت بر دستان وی بوسه می زد.
|
ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا |
وی سینه تو بهشت احمد زهرا |
|
عید تو بُود ببخش عیدی ما را |
زان دست که بوسیده محمد زهرا |
حضرت فاطمه(س)، گوهر ناشناخته
بیستم ماه جمادی الثانی، سالروز ولادت اختر تابناک آسمان عصمت، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ است.
حقیقت آن است که شخصیت والا و مقام و موقعیت شگفت انگیز این بانوی بزرگ جهان اسلام از ابتدای ولادت تا کنون ـ که نزدیک به چهارده قرن از آن می گذرد ـ آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است.
مقام معظم رهبری در سخنانی که در همین باره ایراد داشته اند، می فرمایند:
«وقتی انسان به روایاتی که مربوط به فاطمه زهرا(س) می باشد و از زبان ائمه ـ علیهم السلام ـ صادر شده است مراجعه می کند، می بیند زبان معصومین ـ علیهم السلام ـ نسبت به این بزرگوار، آن چنان زبان ستایش و خضوع و خشوع است که برای کسی که مقام والای فاطمه زهرا(س) را ندانسته باشد، ممکن است مایه تعجب باشد. از خود پیامبر اکرم(ص) که پدر و مربی این مخدره ی بزرگوار بود تا امیرالمؤمنین که همسر او بود و تا فرزندان او یعنی ائمه(ع) ـ هر کدام راجع به زهرای اطهر جمله ای گفته اند و آن را با زبان تعظیم و ستایش بیان کرده اند. این نشان دهنده آن مقام والا و توصیف ناشدنی است که حقیقتا برای ذهن قاصر ما، آن علو درجه معنوی و ملکوتی امّ الائمة النجباء ـ سلام الله علیها ـ قابل درک نیست.»
خانه حضرت فاطمه(س) پناه مستمندان
خانه فاطمه(س) در مدینه، خانه ایثار و کمک به محرومان بود و دردمندان و مستمندان این شهر آنگاه که از همه جا درمانده و ناامید می شدند، رو به خانه کوچک، اما پر خیر و برکت فاطمه می آورند.
در سال های نخستین هجرت پیامبر اکرم(ص)، هنگامی که حسن و حسین(ع) فرزندان خردسال زهرای اطهر، بیمار شده بودند حضرت زهرا به همراه سایر اعضای خانه، نذر کردند که در صورت شفا یافتن این دو جگر گوشه رسول خدا، سه روز روزه بگیرند. در پی ظهور نشانه های بهبودی در چهره حسن و حسین(ع) اعضای این خانواده به نذر خویش وفا کرده، سه روز روزه گرفتند. اما در غروب هر سه روز قطعه نانی که برای افطار خویش فراهم کرده بودند به یتیم و مسکین و اسیری درمانده که درب منزل آن ها را می کوبید بخشیدند و خود گرسنه شب را به صبح رساندند.
در پایان روز سوم، خداوند سبحان جهت تقدیر و ستایش از این همه اخلاص و ایثار، سوره «هل اتی» را در شأن علی، فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السلام ـ نازل فرمود و این حرکت شگفت انگیز را برای همیشه در سینه تاریخ ثبت نمود.
|
پناه عالمی درگاه زهراست |
بشر حیران زقدر و جاه زهراست |
|
صراط او صراط مستقیم است |
که راه رستگاری راه زهراست |
سیمای حضرت فاطمه(س) در آئینه هنر و ادب
همیشه فصل مهمی از هنر و ادبیات دینی به شرح و توصیف زندگی شخصیت های بزرگ تاریخ و از جمله پیامبران الهی، ائمه معصومین و علمای فرزانه و وارسته اختصاص یافته است و اندیشمندان و هنرمندان متعهد همواره کوشیده اند با خلق آثار نفیس علمی و هنری، به معرفی این الگوهای راستین زندگانی بپردازند.
در این میان، مجموعه کتاب های علمی و تاریخی، و نیز شعر و داستان هایی که به منظور تشریح ابعاد، فضایل و کمالات اخلاقی و رفتاری بانوی نمونه اسلامی حضرت زهرا(س) نوشته شده، بسیار گسترده است. برخی از آن ها عبارتند از:
1 ـ بیت الاحزان، تألیف مرحوم حاج شیخ عباس قمی؛
2 ـ فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت، تألیف سید محمد کاظم قزوینی؛
3 ـ زندگانی حضرت زهرا و دختران آن حضرت، تألیف سید هاشم رسول محلاتی؛
4 ـ چشمه در بستر، نوشته مسعود پور سید آقایی؛
5 ـ کشتی پهلو گرفته، نوشته سید مهدی شجاعی؛
6 ـ زندگانی حضرت زهرا، تألیف آیت الله ناصر مکارم شیرازی؛
7 ـ فاطمه زهرا یاس عصمت، نوشته عبدالرحیم موگهی؛
8 ـ فاطمه گلواژه آفرینش، تألیف واحد خواهران دفتر تبلیغات اسلامی؛
9 ـ سیمای فاطمه در قرآن و عترت، نوشته عبدالحسین اشعری؛
10 ـ کتابنامه حضرت زهرا، تألیف ناصرالدین انصاری.
حضرت فاطمه(ص)، پیشگام در عبادت
نقش دعا، عبادت و نیایش در زندگی فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ بسیار برجسته و چشمگیر است و آنگونه که از روایات دینی و گزاره های تاریخی بر می آید، آن حضرت علی رغم وظایف سخت و طاقت فرسایی که در داخل خانه بر عهده داشت در عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال نیز بسیار کوشا بود و بخشی مهمی از اوقات خویش را به اقامه نماز، تلاوت قرآن و دعا به درگاه ایزد منان اختصاص می داد. تا آنجا که یکی از بزرگان اهل سنت به نام «حسن بصری» می گوید:
«در میان این امت، هیچ کس عابدتر از فاطمه نبود؛ زیرا آن حضرت در مقام عبادت آن قدر روی پاهای خود ایستاد که قدم هایش ورم کرد.»
و نیز در حدیثی، پیامبر عظیم الشأن اسلام خطاب به سلمان می فرماید:
«ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و اعضا و جوارح دخترم فاطمه را به عبادت پر کرده که یکسره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی، خود را از همه چیز فارغ ساخته است.»
حضرت فاطمه(س)،الگوی کامل انسانی
حضرت زهرا(س) با همه عظمت و شکوه دست نایافتنی و فضایل و خصایص توصیف ناپذیرش، الگویی کامل برای بشر معاصر و نسل های آینده است و آشنایی با اخلاق خانوادگی و رفتارهای اجتماعی اش، سرآغاز گام نهادن به سمت روشنایی و معنویت و دوری از انحطاط و تاریکی هاست.
ستاره درخشان
آری آن ستاره درخشان آسمان هدایت، حامل انوار الهی و جامع صفات برجسته انسانی است و زندگی کوتاه و پر فراز و نشیب اش آکنده از رمز و رازهای شگفت انگیز عبودیت و بندگی.
او آن زمان که در محراب عبادت، نماز برپا می دارد، فرشتگان آسمان را به تعجب وا می دارد و آن گاه که با دستان کوچکش گرد و خاشاک را از چهره پدر می زداید، قلب رنج کشیده پیامبر را تسکین می بخشد و آن موقع که در منزل همسر، رنج آسیاب و زحمت حمل مشک آب را متحمل می شود، تحسین امیرمؤمنان را بر می انگیزد. و در آن ساعت که قطعه نان افطاری خویش را به مسکین و یتیم و اسیری درمانده هدیه می کند، فرشته وحی را برای تقدیر و ستایش از این حرکت و نزول گلبانگ آیات قرآنی به جنبش و حرکت در می آورد و در آن لحظات که در هجران پدر، کوهی از مصایب و شداید بر او فرود می آید، صبر جمیل را پیشنه خود می سازد و در همه این حالات، پیشانی عبودیت و سپاس بر درگاه ایزد منان به زمین می ساید. آری فاطمه(س) ستاره ای درخشان و الگویی بررگ و کامل برای همه عصرها و نسل هاست.
نگاهی به اشعار حضرت فاطمه(س)
مجله «المورد» که در کشور عراق به چاپ می رسد، در بررسی اشعار زنان صدر اسلام، در بیست و چهارمین شماره، مقاله ای را به قلم دکتر لیلا محمد ناظم الحیالی از دانشکده ادبیات دانشگاه مستنصریه بغداد، تحت عنوان «نگاهی به شعر فاطمه زهرا(س)» به چاپ رسانده که در بخشی از آن آمده است:
«فاطمه (س) متکلمی بس فصیح بود و سخنرانی بسیار شجاع. خطبه او که در کتاب «بلاغات النساء» ذکر شده، بسیار مشهور است. او در آن خطبه احساسات مردم را نسبت به پیامبر اکرم(ص) برانگیخت. همچنین فاطمه شاعر نیز بوده است. ابن رشیق قیروانی می گوید: فاطمه شعر نیز می سرود و اشعار زیادی از او نقل شده است. از بهترین نمونه های شعر عاطفی که احساسات شاعر را منعکس می کند شعر فاطمه(س) است که حزن و اندوه از آن می چکد و عواطف و ناله از آن سر می کشد.
حضرت فاطمه(س) بر منبر خطابه
از میان سخنان حضرت زهرا(س) خطبه آن حضرت در مسجد مدینه که پس از رحلت رسول خدا(ص) و در میان جمعیت مهاجر و انصار بیان شده معروف و مشهورتر است. این خطبه که علمای بزرگ شیعه و اهل سنت ـ از جمله ابن ابی الحدید معتزلی ـ با سلسله سندهای مختلف آن را نقل کرده اند، از نظر علمای ادب و فصاحت و بلاغت، هم سنگ و هم افق با خطبه های غرّا و شگفت انگیز امیرمؤمنان، علی(ع) است و از لحاظ نظم ظاهری و مفاهیم و معانی و عبارات فوق العاده و تحسین برانگیز می نماید.
سخنرانی حضرت فاطمه(س) در مسجد مدینه
آن حضرت خطبه خویش را ابتدا با تحلیلی عمیق و فشرده از آفرینش جهان آغاز کرده، به تشریح توحید، صفات پروردگار و اسما حسنای خداوند می پردازد سپس مقام والای پیامبر اکرم(ص) و آثار و برکات رسالت آن حضرت را برای مردم جزیرة العرب بیان می کند، آنگاه به توصیف قرآن و انوار و اسرار این کتاب مقدس مشغول شده، همگان را به تبعیت از فرامین جاودانی آن فرا می خواند.
در بخش های بعدی حضرت زهرا(س) به معرفی خود و بازگویی فضایل و مناقب امیرمؤمنان علی(ع) می پردازد و نقش اهل بیت را در استحکام پایه های دین مبین اسلام، به مهاجر و انصار یادآور می شود و ضرورت تبعیت و همگامی و همراهی آنان با این وارثان قرآن و پیامبر را خاطر نشان می سازد و در پایان حقوق اجتماعی و اقتصادی خویش را طلب می کند.
شیعیان از دیرباز به این خطبه شگفت انگیز با دیده عظمت نگریسته، بر اساس سنتی نیکو، به خواندن، یادآوری و حفظ آن می پردازند.
گلواژه های نیایش از زبان حضرت فاطمه(س)
حضرت فاطمه زهرا(س) در همه حالات و شرایط، پیشانی عبودیت بر درگاه معبود یگانه بر زمین می سایید و گلواژه های حمد و ستایش بر زبان مبارکش جاری می شد. در این قسمت به گزیده هایی از نیایش های ستایش گرانه آن حضرت توجه فرمایید:
ـ آفریدگارا! حمد و ستایش و منت و فضل از آن توست، نعمت و شکوه و فرمانروایی و ملکوت، از آن توست. قدرت و افتخار، سروری و منت و بزرگواری از آن توست. یکتایی و ستایش بی همتایی و قداست و عظمت و آمرزش و والایی تو راست.
ـ خدایا! هر ستایش پاک و پسندیده و هر مدح ارجمند و سخن نیکو و زیبا، که سخن و گوینده آن را بپسندی، تنها شایسته توست.
ـ ستایش و حمد مرا با نخستین حمد ستایشگران و ثناگویان بپذیر. تکبیر و تهلیل و سخن نیک و زیبایم را با کلام نخستین تکبیر گویان و ثناخوانان پروردگار جهانیان، پذیرا باش.
ـ ستایشم را از آغاز روزگار تا روز رستاخیز، متصل گردان.
حمد و ستایشی همسنگ ذرات ریگ ها، تپه ها، کوه ها، و به شمار جرعه های آب دریاها و قطرات باران و برگ درختان و عدد ستارگان و هموزن خاک ها و دانه ها و سنگریزه ها و ذرات آسمان ها و زمین و آنچه در آن ها و میان آن ها و زیر آن ها و بالای آن هاست.
http://shahroodut.ac.ir/fa/news/showitem.php?id=890309174209