userinfo close

  ,

یا فاطمه الزهرا


fatemehclub

تاسیس: 25 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عمو ابوالفضل مشکی پوش - معاونان
صحن بقیع خلوتت زهرا یا زهرا دارالسّلام انبیاء زهرا یا زهرا از کوثر احسان تو زهرا یا زهرا لبریز جا ادامه »
صحن بقیع خلوتت زهرا یا زهرا
دارالسّلام انبیاء زهرا یا زهرا
از کوثر احسان تو زهرا یا زهرا
لبریز جام انبیاء زهرا یا زهرا...

امتیاز دادن به کلوب نشان دهنده ارزشی است که برای کلوب خود قائلید!

مقالات زیبای خود (شعر، دستنوشته، عکس، خاطره، کرامات... ) که در مورد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارید درقسمت مقالات کلوب قرار دهید!

آسمان گل بوسه چین پای اوست
افتخار این علی زهرای اوست
سینه بی عشق به زهرا برزخ است
چشم بی اشک به زهرا دوزخ است
این سخن از عاشقان یکدلیست
هرکه زهرائیست اجرش با علیست...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
20
160
91/2/18 (09:59)
87
409
91/2/29 (17:51)
448
705
91/2/22 (08:42)
246
456
91/2/18 (10:12)
49
141
90/2/17 (13:45)
15
129
90/1/29 (16:57)
13
67
89/2/22 (18:02)
17
194
91/3/7 (02:46)
34
94
90/9/1 (08:43)
73
175
90/8/2 (20:12)
1
36
90/6/8 (17:34)
33
76
90/2/17 (12:51)
0
18
89/11/12 (16:31)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

ناصر خادم الزهراءسلام الله , naaid

احادیث و روایات از اهل بیت(ع)

با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان  این مبحث جهت طرح احادیث و روایات متواتر مربوط به اهل بیت(ع) ، با ذکر منبع و مأخذ حدیث ارائه می گردد ، ما را از دانسته ها و اطلاعات دینیه خود محروم نکنید

images?q=tbn:ANd9GcTb6ldvmqSPym1e4bBUFSOepVFyWkq2e7edN66D_Uy_tL3lWwc&t=1&usg=__ndYD1jPaziCUZ0OXFLjVojDLsoE=

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ایمان فریفته , iman_farifteh
ایمان فریفته - 09:59 1391/02/18
20
                                                   بسم الله الرحمن الرحیم



تــکیـه بــــر آروزهـــــا مـکـنــــــــــــ کهـــــــ آن ســـــرمـایـهــــــــ احمـقـــانـــــــــــــ اسـتـــــــــــ . ( مولا حضرت علــــــــی علیه السلام )

.
.

ایمان فریفته , iman_farifteh
ایمان فریفته - 21:18 1391/02/17
19
                                                                     
                                                                 بسم الله الرحمن الرحیم

نـیـکــــیـــــــــــــــــ زبــانـــــــــ بـدگـــو یــــــــــــ را مــی بُــــــــرد . ( حضرت مولا علــــــــــــــــــــــــــــــــی علیه السلام )

.
.
مرتضی 120 مومنی , mortezamoomeny
مرتضی 120 مومنی - 01:39 1390/09/15
18
سلام
تمامی اهل البیت گفته اند که خداوند خیلی مهربان است
پس بیاییم تا دیر نشده است

سید مرتضا حسینی , sayyedmorteza
17

سلام به دوستان خوبم

كلوب محفل انتظار افتتاح شد

از همه ی دوستان و منتظران حضرت صاحب الزمان (ع) دعوت می شود كه به كلوب خودشون تشریف بیارن

لینك كلوب :

http://www.cloob.com/clubname/Mahfele_Entezar

همیشه شاد و سربلند باشید

محبان و یاوران  حضرت بقیه الله  , mahdi_jb1
16

روایت هست که حضرت زهرا سلامه علیها در روز محشر در کنار جهنم ایستاده هست :

خداوند دستور می دهد که یکی از محبین اهل بیت که گناه بسیار کرده هست به سوی جهنم می برند ، آنگاه که شخص به جناب فاطمه رسند ، حضرت در پیشانی این فرد می خواند که محب حضرت و محب یکی از ذریه آن حضرت ....

حضرت رو به خداوند می کند : خدایا تو مرا ، فاطمه نامیدی و فرمودی دوستان و دوستان ذریه مرا از بر آتش حرام کنی ...

ندا آمد:  یا فاطمه ، راست گفتی ، من قسم خوردم که دوستان تو و دوستان ذریه ات را از آتش نجات دهم ، وعده من حق هست ...

پس ای فاطمه ، هرکس که بر پیشانی آن فرد دیدی که محب شماست و مومن هست ، دست آن را بگیر و وارد بهشت گردان ...

شناخت فاطمه مثل شناخت لیله القدر ناشناخته هست ، هرکس  فاطمه راشناسد ، شب قدر را درک کرده هست...

خداوند شب قدر را،شب مغفرت و نجات از آتش جهنم فرموده ،  و خداوند به برکت فاطمه ، دوستان و محبان ان حضرت را از اتش بریده هست

خادم  زینب , shivamostofi
خادم زینب - 19:47 1390/01/1
15

امام صادق علیه السلام :

یُعرَفُ مَن یَصِفُ الحَقَّ بِثَلاثِ خِصالٍ: یُنظَرُ اِلى اَصحابِهِ مَن هُم؟ وَاِلى صَلاتِهِ كَیفَ هىَ؟ وَفى اَىِّ وَقتٍ یُصَلّیها؟؛

كسى كه از حق دَم مى زند با سه ویژگى شناخته مى شود: ببینید دوستانش چه كسانى هستند؟ نمازش چگونه است؟ و در چه وقت آن را مى خواند؟

محاسن، ج 1، ص 396، ح 885

محمد رضا , raulg
محمد رضا - 21:41 1389/04/29
14

خداوند جهاد را موجب عزت و هیبت اسلام ، و صبر را وسیله استحقاق و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد .



(
احتجاج طبرسی ، ایران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258 )

 

سوخته دل  , arnold123
سوخته دل - 00:17 1389/02/1
13
فاطمه(س) فرمود:
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم
سحر   صبح  , sahar6224
سحر صبح - 01:54 1388/12/4
12

حدیث لوح حضرت زهرا علیهاسلام


 

ابوبصیرازامام صادق (علیهم السلام) نقل میکند که حضرت فرمود: روزی پدرمامام باقر علیه السلام بهجابربن عبدالله انصاری فرمود: با شما کاری دارم. هر وقت کارهایت سبک بود بگو تا با هم بنشینیم کهمیخواهم مطلبی را سؤال کنم. جابر گفت: هر وقت که دوست دارید تشریفبیاورید.
پس روزی پدرم به دیدار جابر رفت و به او گفت: می خواهم از آن لوحیکه در دست مادرم حضرت زهرا سلام الله علیها دیدی و گفتگوئی که با همداشتید سخن بگوئی.

جابر گفت: قسم به خدا در زمان حیات رسول خدا بود که برای عرض تبریک میلادامام حسین علیه السلام خدمت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسیدم. پس از تبریک میلاد فرزندش حسینعلیه السلام در دستهای مبارک حضرت زهرا لوح سبزی دیدم که به گمانم از جنسزمرد بود و نوشته سفیدی چون نور خورشید بر آن نقش بسته بود.

به حضرت فاطمه گفتم: پدر و مادرم فدای شما این لوح چیست؟ فاطمه زهراسلام الله علیها فرمود: لوحی است که خداوند به پدرم رسول الله صلی الهعلیه و آله هدیه نمود و در آن نام پدرم و شوهرم و دو فرزندم حسن و حسین واوصیائی که از نسل من می باشند نوشته شده و آن را پدرم به عنوان مژدگانیبمن داده است. جابر گفت: پس آن لوح را حضرت به من داد و خواندم و از رویشنسخه ای برداشتم.

پدرم امام باقر علیه السلام به جابر فرمود: آیا ممکن است نسخه ات رابیاوری و عرضه کنی. . . وقتی جابر نسخه اش را در دست گرفت پدرم امام باقرعلیه السلام برگه ای بیرون آورد و به جابر فرمود من میخوانم و تو روی نسخهخود نگاه کن.
آنگاه نام نوشته لوح را میخواند و یک حرف کم و زیاد نبود در پایان جابر گفت: خدا را به شهادت می گیرم که این چنین در آن لوح دیدم.
و آن نوشته این است: بسم الله الرحمن الرحیم هذا کتاب من الله العزیزالحکیم لحمه بنیه و نوره و سنیره و حجابه و دلیله نزل به الروح الامین منعذاب العالمین.

این نوشته ای است از جانب پروردگار عزیز حکیم به محمد پیامبرش و نورالهی و پیک حق و واسطه بین خلق و خالق و راهنمای مردم این نوشته را روحالامین فرود آورده است. از جانب پروردگار جهانیان.
ای محمد نامهای مرا بزرگ دار و شکر نعمتهایم را بجای آور و منکر نعمتهای من مباش که منم الله. خدایی جز من نیست.
من شکننده ظالمان و یاور مظلومین و صاحب دین هستم منم الله که معبودیجز من نیست هر که به غیر فضل من امید بندد و از غیر عدالت من بترسد عذابیدردناک باد می دهم، پس مرا پرستش کن و بر من توکل نما.
بدرستی که من هر پیامبری فرستادم پس از پایان مأموریتش وصیی برایش معین نمودم.

منابع:
غاصول کافی کتاب الحجه باب 126، ح 3.

 


 





ریحانه ن , ghamedoost
ریحانه ن - 18:19 1388/11/18
11
بدترین امّت من کسانی هستند که :
از انواع نعمتها تغذیه می کنند و خوراکی های رنگارنگ می خورند و لباسهای گوناگون می پوشند و هر چه بخواهند می گویند.

ریحانه ن , ghamedoost
ریحانه ن - 18:14 1388/11/18
10
هر که عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد ، خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوی او پایین فرستد
محمد اسماعیل حسنی , mshj
9

شرح و تفسیر و سندیت حدیث معروف کساء (2)


سند حدیث کساء

تواتر حدیث کساء

خبر متواتر آن است که افراد زیادی به گونه­ای آن را هم­آهنگ نقل کنند که هم­آهنگی و اتفاق نظر آنان به دروغ ممکن نباشد.14 حدیث کساء از جمله­ی احادیثی است که متواتر نقل شده است. در هر عصری، افراد زیادی از بزرگان شیعه و اعاظم اهل سنت با استناد به مدارک کافی اجتماع پنج تن اصحاب کساء را در زیر کساء و دعای پیامبر را در حق آنان و آمدن پیامبر صلی الله علیه و اله به در خانه­ی فاطمه­ی زهرا علیها السلام را نقل کرده­اند.

بعد از پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله تبلیغ این رویداد توسط امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام و امام حسین سید الشهدا علیه السلام و بنابر روایت جابر بن عبدالله، فاطمه­ی زهرا علیها السلام که از اصحاب کساء است و نیز از سایر ائمه­ی اطهار علیهم السلام متواتر نقل شده است و به هر حال در نزد اعاظم شیعه و حتی بسیاری از علمای اهل سنت تواتر این حدیث ثابت و تردید­ناپذیر است.

تأکید عالمان بر تواتر حدیث کساء

دانشمندان بزرگ شیعه نیز به تواتر این حدیث تصریح داشته­اند؛ از جمله:

1) علامه­ی حلی رحمة الله علیه می­نویسد:

به اجماع مفسران و جمهور [علمای عامه] مثل احمد بن حنبل و دیگران، آیه­ی تطهیر در شأن رسول خدا صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم نازل شده است.15

2) شیخ مفید رحمة الله علیه در بحث با فردی به نام کرابیسی می­گوید:

مخالف و موافق نقل کرده­اند که این آیه در خانه­ی ام­سلمه رضی الله تعالی عنها نازل شده و رسول الله صلی الله علیه و اله در آن خانه بود و علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام با او بودند. آنان را با کسای خیبری پوشانید و فرمود: «اللهم هؤلاء اهل بیتی» [خدایا اینان اهل بیت من­اند]. در آن حال خداوند آیه­ی تطهیر را نازل کرد و رسول الله صلی الله علیه و اله آیه را بر آنان خواند. ام­سلمه رضی الله عنها عرض کرد: یا رسول الله، آیا من از اهل بیت تو نیستم؟ آن بزرگوار فرمود: تو به سوی نیکی هستی. ولی نفرمود که تو از اهل بیت من هستی. حتی اصحاب حدیث روایت کرده­اند: درباره­ی آیه­ی تطهیر از عمر پرسیدند؛ گفت: از عایشه سؤال کنید. عایشه نیز گفت: آن آیه در خانه­ی ام­سلمه نازل شده، از او بپرسید؛ بهتر از من می­داند.

3) محدث خبیر، مرحوم حاج شیخ عباس قمی می­گوید:

از توصیف جابر حضرت حسین علیه السلام را به خامس اصحاب کساء معلوم می­شود که این لقب از القاب معروفه­ی آن حضرت بوده و حدیث اجتماع خمسه­ی طیبه علیهم السلام تحت کساء از احادیث متواتره است که علمای شیعه و سنی روایت کرده­اند.16

4) صاحب تفسیر کنز­الدقائق بعد از نقل روایات بسیار در تفسیر آیه­ی کریمه می­نویسد:

تخصیص اهل بیت به آل محمد صلوات الله علیهم از طریق خاصه و عامه متواتر است و روشن شد که دلیل آن اجماع نیست، بلکه احادیث متواتر است.

5) مفسر عالی­قدر شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر این آیه می­نویسد:

و این خطاب مردان را باشد، نه خطاب با زنان. و نیز اخبار متواتره که مخالف و مؤالف روایت کرده­اند از ابوسعید الخدری که رسول علیه السلام گفت: این در حق پنج کس آمد: من و علی و فاطمه و حسن و حسین17.

6) علامه سید شرف­الدین می­نویسد:

بدون شک اهل بیتی را که خدای متعال از آنان آلودگی­ها را دور کرده و به نص آیه­ی تطهیر، هر چه کامل­تر پاکشان کرده، جز پنج تن اصحاب کساء نیستند و این به روشنی افضلیت آنها را بر هر آنچه روی زمین و زیر سایه­ی آسمان است، اثبات می­کند؛ زیرا آنان عبارت­اند از: برادرش علی بن ابی­طالب علیه السلام که به نص قرآن در آیه­ی مباهله، نفس پیامبر است؛ فاطمه علیها السلام پاره­ی تنش که خدا به غضب او غضب می­کند و به رضای او راضی می­شود؛ و دو ریحانه­اش حسنین علیه السلام سید جوانان اهل بهشت­اند. با این دلایل محکم و روشن معلوم می­شود که آن پنج تن مشمول آیه­ی تطهیرند و کسی از فرزندان آدم در این فضیلت با آنان شریک نشده و احدی در این عالم زیر کساء به آنان ملحق نگشته است. در این خصوص کلام رسول الله صلی الله علیه و اله کافی است که فرمود: «أنزلت هذه الآیة فی خمسة: فیّ و فی علی و الحسن و الحسین و فاطمة» [این آیه درباره­ی پنج نفر نازل شده است: من و علی و حسن و حسین و فاطمه] و به اجماع اهل قبله از تمام مذاهب اسلامی آیه­ی تطهیر در خانه­ی ام­سلمه نازل شده است و پس از آن با اجتماع و قرار دادن خود و علی و فاطمه و حسنین در زیر یک پوشش و دعا در حق آنان، ایشان را از همه­ی امت برگزید.18

5) آیة­الله العظمی صافی گلپایگانی می­نویسد:

بر حسب احادیث متواتر و مشهور بین شیعه و سنی آیه­ی تطهیر در مورد اجتماع پنج تن شخصیت ممتاز عالم آفرینش در زیر کساء و دعا و صلوات پیغمبر که صلی الله علیه و اله بر آنها دفعات متعدد در منزل پیغمبر صلی الله علیه و اله و در خانه­ی فاطمه علیها السلام و در حجره­ی ام­سلمه و بعض اماکن دیگر اتفاق افتاده، نازل شده.19

تشکیک در سند حدیث کساء

چنان که آمد تواتر حدیث کساء مورد اتفاق شیعه و سنی است؛ جز نزد عده­ای که برای حفظ شأن خلفای خود از جاعلان حدیث دربار بنی­امیه تقلید می­کنند. اما نویسنده­ی کتاب در پژوهش سند حدیث می­نویسد:

این رویداد از نظر سند هیچ­گونه خدشه­ای را نمی­پذیرد و محدثان بزرگ، آن را در کتب معتبره­ی خود نقل کرده­اند و این حدیث اصطلاحاً مستفیض است.20

صدر و ذیل این گفتار ناسازگار است. زیرا حدیث مستفیض از اقسام خبر واحد است و مترتب بر خبر واحد جز ظنّ نیست و ظنّ در معرض خدشه است. مستفیض خواندن حدیث کساء تازگی ندارد و صالحی نجف­آبادی در مقاله­ای در سال 1338 چنین ادعایی را مطرح کرده است:

مستفیض است: بنابر آنچه گفتم که قصه­ی کساء در خلوت اتفاق افتاده، سند حدیث کساء متواتر نیست؛ زیرا ناقلان اصلی آن منحصر به اصحاب کساء و ام­سلمه (و بنابر احتمالی عمرو بن ابی­سلمه) است و کسی را ندیده­ام که در میان اصحاب کساء این قصه از رسول خدا و فاطمه نقل کرده باشد؛21 از این رو باید گفت راویان اصلی کساء چهار تن هستند: علی، حسنین و ام­سلمه و چنین حدیثی را در اصطلاح مستفیض می­گویند.22

بطلان این گفتار و کج اندیشی در آن از جهاتی چند آشکار است:

الف) ادعای مقاله نسبتی بی­ادبانه به صدیقه­ی طاهره علیها السلام و ام­سلمه بانوی بزرگوار پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله است و مستفیض خواندن حدیث با توضیح وی معنایی جز خدشه در عصمت امامان و نفی آن ندارد؛ زیرا بر آشنایان به علم درایة الحدیث و علم رجال الحدیث (حتی مبتدیان آنان) پوشیده نیست که تقسیم اخبار و احادیث معصومان علیهم السلام به متواتر و واحد و خبر واحد به مستفیض و غیر آن به اعتبار راویان از معصومان است تا صحت احادیث و وثاقت راویان معلوم گردد، نه صحت نقل خودِ معصوم. ساحت مقدس آن برگزیدگان از این اصطلاحات منزه است؛ زیرا اگر این اصطلاحات آنان را نیز فراگیرد، ارکان دین خدا بی­اعتبار می­شود و برای دشمنان اهل بیت ابزار نقد می­گردد؛ چرا که او می­تواند مدعی شود بالاتفاق کسی به غیر از پیامبر از وحی و نزول قرآن خبر ندارد و حق چنین ادعایی را ندارد؛ در حالی که امامان بعد از امام حسین علیه السلام احادیث بسیاری را از پیامبر و امیرالمؤمنین و فاطمه­ی زهرا صلوات الله علیهم نقل کرده­اند که همه­ی آنها خبر واحد و مرسل به شمار آمده و ظنی یا حتی بی­اعتبار خواهند شد. درباره­ی پیامبر صلی الله علیه و اله هیچ­کس، چه شیعه و چه سنی، این نسبت را روا نمی­دارد. شاید علمای اهل سنت، که مطابق مذهبشان منکر عصمت امامان شیعه­اند، جریان این اصطلاحات را درباره­ی آن بزرگواران جایز بدانند، اما شیعه­ی تربیت شده در مکتب قرآن و عترت چنین نسبتی را هرگز جایز نمی­داند.

ب) حتی خود کسانی که این خبر را مستفیض قلمداد کرده­اند، اقرار داشته­اند که این حدیث انکارناپذیر است و البته صالحی نجف­آبادی در جزوه­ای که در حقیقت توبه از مقاله­ی پیشین است، می­نویسد:

متواتر است؛ اگر چه قضیه کساء در خلوت واقع شده، بعداً مردم دیگر این قضیه را از حضرات معصومین یعنی خود اصحاب کساء و هم چنین از ام­سلمه شنیده و برای دیگران نقل کردند و ناقلان آن به قدری زیاد هستند که از نقل آنان یقین حاصل می­شود.23

نشانه­ای از تأثر نویسنده­ی پژوهشی در حدیث کساء از صالحی نجف­آبادی

صالحی نجف­آبادی بعد از ادعای مستفیض بودن حدیث کساء در همان مقاله می­نویسد:

ولی ناگفته نماند که قراین زیادی در کار هست که کسی که به تاریخ آشنا باشد، در وقوع این قضیه هیچ­گونه تردیدی نمی­کند و این قضیه بعداً به قدری معروف شد که آن روز را روز کساء گفتند و رسول خدا و علی و فاطمه و حسنین به اصحاب کساء ملقب گشتند. این بود اصل و ریشه داستان کساء.24

نویسنده­ی پژوهشی درباره­ی درباره حدیث کساء همان مطلب را با تغییر مختصر در عبارت، و باز پس از ادعای مستفیض بودن روایت می­آورد:

به هر حال، قراین بسیاری وجود دارد که اگر کسی با تاریخ اسلام آشنا باشد، نمی­تواند در وقوع این این رویداد تردید کند. این رویداد در جامعه­ی اسلامی به قدری معروف شد که روز وقوع آن روز کساء نامیده شد و پنج تن پاکی که مشمول عنایت الهی در آن روز شدند، به «اصحاب کساء» ملقب گردیدند.25

این نکته نشان می­دهد که نویسنده بر اساس استدلال صالحی نجف­آبادی حدیث کساء را مستفیض می­داند؛ و به هر حال، مستفیض خواندن حدیث کساء جز انکار عصمت اصحاب کساء بر هیچ پایه­ای استوار نخواهد بود؛ اعذنا الله من زلل الاقدام.

اختصاص اهل بیت به پنج نفر

دلایل اختصاص اهل بیت به پنج نفر

به صراحت احادیث بیانگر رویداد کساء، نزول آیه­ی مبارکه­ی تطهیر بعد از اجتماع رسول اکرم و علی امیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم اجمعین در خانه‌ ام سلمه می‌باشد و عنوان «اهل البیت» به آن خاندان وحی تفسیر شده است.

نزول آیه­ی کریمه تطهیر بیانگر طهارت و عصمت «اهل بیت» در مرتبه­ای والاتر از عصمت سایر اولیای الهی است و نزول آن در استمرار دین پیامبر اسلام نقش تعیین کننده دارد. حکمت، صدق و امانت­داری آن حضرت که به گواهی پروردگار «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی»26 گفتارش جز وحی و امر الهی نمی‌باشد، ایجاب می­کند که مصادیق اهل بیت را به درستی و کامل نشان دهد. اولین مبلغ فضیلت رویداد کساء و نزول آیه­ی تطهیر در تبیین عصمت اهل بیت صلوات الله علیهم خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌باشد که با تجمیع مخاطبین آیه­ی شریفه در زیر کسا و بعد از خواندن آیه با دعایش:

اللهم هؤلاء اهل بیتی فأذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهیراً27

به طور شفاف آشکار ساخت کسی جز آن پنج تن حظی از آن اجتماع مقدس ندارد. این امر ناشی از یک محبت غریزی به خانواده نیست؛ بلکه محبت و علاقه‌اش به علی و فاطمه و اولاد پاک آنها در حیطه رسالت آن بزرگوار بوده؛ چنان که امام زین العابدین علیه السلام در این زمینه می‌فرماید:

و حارب فی رضاك اسرته، و قطع فی احیاء دینك رحمه، و اقصی الادنین علی حجودهم، و قرب الاقصین علی استجابتهم لك، و والی فیك الابعدین و عادی فیك الاقربین28.

و در زنده نگه داشتن دین تو از خویشانش برید و بیگانگان را به پذیرفتن دین تو به خود نزدیک نمود و در راه تو با دورترین‌ها دوستی کرد و برای تو با نزدیک‌ترین خویشانش دشمنی کرد.

بنابر این، «اهل بیت» که در این آیه خدای تعالی به طهارت بسیار والای آنها گواهی داده جز آل و عترت هادیه‌ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله نمی‌باشد.

تشکیک در اختصاص اهل بیت به پنج نفر (تحریف معنوی آیه­ی تطهیر)

با وجود تواتر این حدیث نزد علمای فریقین، تفسیر آیه­ی تطهیر و فضیلت اصحاب کساء به گونه­های مختلفی مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته است. این تهاجم از زمان دور دوم غصب خلافت یعنی از زمان عصر تکیه زدن بنی­امیه بر اریکه­ی قدرت آشکارا با سه نفر از جیره­خواران بنی­امیه شروع شد. عکرمه مولی ابن عباس، مقاتل بن سلیمان و عروة بن زبیر مدعی شدند که آیه­ی تطهیر در شأن بانوان پیامبر نازل شده است. اما علمای رجال اهل سنت نیز با دلیل اثبات کرده­اند که آرای این سه تن معتبر نیست.

عکرمه دروغ­پرداز، حدیث­ساز، فاسدالعقیده، از سران خوارج، از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل موسیقی و قمار بود و بر آن بود که خداوند آیات متشابه را برای گمراه کردن مردم نازل کرده است.29

مقاتل بن سلیمان از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و منکر فضایل آن بزرگوار، از رجال مرجئه، از غالیان در تشبیه، مجسمی مذهب، بی­همانند در بدعت­گذاری و دروغگویی و در حدیث­سازی به نام رسول خدا صلی الله علیه و اله مشهور بود و علم تفسیر را از یهود و نصارا گرفته بود.30

عروة بن زبیر از دشمنان امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده و یکی از همان گروه تابعین بود که به دستور معاویه اخبار برای قبیحه بر علیه آن بزرگوار و سایر بنی­هاشم جعل می­نمود.31

با این حال، عده­ای از مفسران اهل سنت از آنها متأثر شده­اند. ولی چنان­که ابن حجر هیتمی آورده است؛ دلیل مفسران بر این که آیه در شأن رسول خدا صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم نازل شده است، این است که ضمایر مخاطب در آیه مذکر است و حدیث متفقٌ علیه سنی و شیعه از ام­سلمه و عایشه و زینب و عده­ای از صحابه ادعای آن سه نفر را تکذیب می­کند32؛ و نیز دقت در متن آیه­ی تطهیر و آیات مربوط به بانوان رسول ­خدا صلی الله علیه و اله دلیل دیگر کذب گفتار آن سه نفر است.

تفسیر موجز آیه­ی تطهیر

إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً (الأحزاب : 33)

واژه­ی إِنَّما از ادات حصر است و متضمن دو معنای لا (نفی) و الاّ (استثناء) است. بنابر این، إِنَّما یعنی جز این نیست. این انحصار دلیل بر این است که این موهبت ویژه­ی مشمولان عنوان أَهْلَ الْبَیْت است و غیر آنها از این موهبت حظی ندارند.

اراده­ی خداوند در این آیه کریمه بهر دو فعل لِیُذْهِبَ و یُطَهِّرَ تعلق یافته و فاعل هر دو خدای متعال است. بنابر این منظور از اراده، اراده­ی تکوینی است نه اراده­ی تشریعی؛ زیرا اراده­ی تشریعی همان اوامر و نواهی الهی است و متعلق آن افعال تکلیفی ما است. اراده تشریعی به افعال تکلیفی و به تقوی و پاکی، انحصار به أَهْل الْبَیْت ندارد؛ چون خداوند بزرگ به همه­ی مکلفین دستور داده است به اوامر و نواهی­اش عمل نمایند و پاک و اهل تقوی باشند. پس همه­ی مکلفان مشمول این فرمان­اند و این اختصاص به مشمولین عنوان ملکوتی أَهْل الْبَیْت ندارد، اراده­ی تشریعی نه تنها با ظاهر آیه بلکه با احادیث وارده در تفسیر آیه که شیغه و سنی متواتر نقل کرده‌اند، سازگار نیست.

در آیه مبارکه تطهیر متعلق اراده افعال خدای بزرگ و فعل اراده کننده، بردن پلیدی از أَهْل الْبَیْت و هرچه کاملتر پاک کردن آنها است. این اراده­ی تکوینی موجب جبر نیست. در مسأله­ی عصمت انبیاء و امامان در کتب مفصله این اشکال مطرح شده و به آن پاسخ محکم و متقن داده شده است. طبیب حاذق و انسان عاقل و دانا چون به خطرناکی و سمی بودن چیزی دانا باشد، هرگز با اختیار به آن نزدیک نمی‌شود و دستش را به سوی آن دراز نمی‌کند. پس تعلق اراده­ی تکوینی حضرت احدیت جلت عظمته به بردن پلیدی و آلودگیها و هرچه کاملتر کردن أَهْل الْبَیْت، بیانگر تفضلی بودن عصمت و طهارت آن برگزیدگان آفرینش است؛ به گونه­ای که نمی­توان آن را امری جبری انگاشت.

در عبارت لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ (لام) به معنای أَنْ33 و یُذْهِبَ مفعول به یُریدُ است. شاید تصور شود لام لِیُذْهِبَ افاده­ی علت می‌کند که نتیجه آن بدون اختیار و جبری بودن عصمت و طهارت اهل البیت می‌باشد. اما این تصور بی‌جا است. بهترین دلیل بر این که لام بعد از ماده اراده لام تعلیل نمی­باشد و برای افاده­ی معنای مصدری است، دو آیه­ی زیر از قرآن می­باشد:

فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا (التوبة : 55)

وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا (التوبة : 85)

فخر رازی می‌گوید: لام به معنی ان می‌باشد؛ چنان چه خدای تعالی می‌فرماید: یُریدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَكُمْ (النساء : 26) به معنی (ان یبین لکم) است.34

هم­چنین قول به این که اذهاب رجس و بردن پلیدیها بعد از ثبوت متصور است، یک توهم بیش نیست؛ زیرا:

منشأ این توهم تفسیر اراده در آیه­ی مبارکه به اراده­ی تشریعی است. اما تعلق اراده­ی خداوند در آن به فعل خود در بطلان تفسیر اراده به اراده­ی تشریعی شک و تردید نمی‌گذارد. در نزد تمام عقلا و اهل ادب صحیح است هرکس به مخاطب خود بگوید خداوند شما را از مریضی‌ها دور کند؛ در حالی که هیچ مریضی به وی عارض نشده است.

پس انحصار اراده­ی خدای تعالی بیانگر سنت مقدسه­ی الهی درباره­ی اهل بیت است که به توفیق و تأیید خاص خود، آنان را از تمام آلودگی‌ها و هر آن چه لایق شأن اطهر آنها نیست، دور گرداند و منزه سازد.

رِجْس یعنی هر آن چه موجب پلیدی باشد. از مصادیق رجس: وسوسه، شک، اضطراب در فکر، در گفتار و در کردار و نیز صفات خسیسه است؛ چنان چه در روایات معتبره­ی فریقین و در موارد استعمال آن در قرآن به این مصادیق تصریح و اشاره شده است. الف و لام در الرِّجْس الف و لام جنس است، پس به اصطلاح الرِّجْس به نحو اطلاق محلی به الف و لام جنس مفید عام استیجابی مجموعی است35؛ یعنی اراده­ی الهی به بردن همه­ی آلودگیها و بردن اسباب آلودگی روحی و هر آن چه موجب نقص از کمال محض است به اعلی درجه­ی عصمت و طهارت تعلق گرفته است؛ مانند حدیث نفس و وسوسه و خواطر مکروهه و ترک مندوب و ترک اولی و ضعیف­ترین کراهت و حتی مباهاتی که دون شأن است که همه از مصادیق رجس­اند.36 شاید به نظر برخی برسد استعاذه­ی اهل بیت و اعتذار آنان از گناهان نشانگر عدم عصمت آنان است. اما این نظر توهمی بیش نیست؛ بندگان خدا به هر منزلتی از مواهب و عطایای خدای متعال به فضل او نائل آیند؛ هر چه بهتر و با معرفت کاملتر به پیشگاه حضرت احدیت اظهار تذلل و ملتزم به آداب عبودیت می‌گردد. از این رو است که می‌بینیم رسول الله و اهل بیت اطهارش صلوات الله علیه و علیهم به توفیق الهی به چنان درجه­ای از عبودیت و اظهار بندگی فائق آمدند که یارای احدی از آفریدگان نیست از آنان سبقت بگیرد یا حتی به آنان برسد؛ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبیرُ . علاوه بر این، از شئون پیامبر و امام آشنا ساختن مردم به وظائف عبودیت و بندگی و تعلیم عملی مراقبت نفس از اعمال سوء و از گرفتاری در چنگال خواسته‌های نفسانی و به دور بودن از صفات ناشایست و خفت بار و نیز تعلیم عملی روش اعتذار به بنده­ی ذلیل خوار در پیشگاه حضرت احدیت جلت عظمته در قالب دعا و مناجات است. بنابراین توهم اقرار به گناه در بعضی از دعاها و مناجاتهای مأثوره از معصومین صلوات الله علیهم بی‌جا و توهم ناشی از جهل به مقام والای حضرات معصومین علیهم السلام است.

در ترکیب أَهْلَ الْبَیْتِ کلمه­ی أَهْلَ منصوب به حرف نداء مقدر است و به قولی منصوب به فعل محذوف است و تقدیرش (اعنی أَهْلَ الْبَیْتِ). کلمه­ی بیت را به شرف، مسکن، عیال مرد، مصراع شعر معنی کرده­اند. مفسران عامه بیت را با تمسک به وحدت سیاق به لحاظ وقوع آیه شریفه در میان آیات مربوط به بانوان پیامبر صلی الله علیه و آله به معنی خانه و محل سکونت تفسیر کرده‌اند. این گفتار آنها از جهانی درستی نیست

بین آیات مربوط به بانوان پیامبر و آیه­ی تطهیر از جهت شأن نزول و معنی مباینت وجود دارد، نه وحدت سیاق؛ زیرا عدول از خطاب به بانوان پیامبر با صیغه­ی جمع مذکر دلیل آشکار بر مباینت بین آیه­ی تطهیر و بین آن آیات است؛ چنان چه ابن حجر هیثمی اقرار صریح بر این معنی دارد.37 ادعای وحدت سیاق تغافل آشکار از سؤال ام­سلمه و عایشه و زینب و از پاسخ صریح رسول اکرم صلی الله علیه و آله به آنها در بیرون بودن بانوان رسالت از اهل بیت است. این دو نکته را فریقین در کتابهای معتبر خود متواتر نقل کرده‌اند. اگر بیت در آیه­ی مبارکه به معنی خانه باشد، سؤال همسران پیامبر به ویژه سؤال ام­سلمه که در خانه او بالاتفاق نازل شده است: انا من اهل البیت؟ تحصیل حاصل می‌باشد و جواب رد آن حضرت به او العیاذ بالله خلاف واقع است. ادعای فوق تغافل از نص روایات متواتر وارده در تفسیر آیه است که فریقین نقل کرده‌اند؛ زیرا در این روایات تصریح شده است آیه­ی مبارکه­ی تطهیر جز در شأن پیامبر و علی و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم نازل نشده است. رسول الله صلی الله علیه و آله بعد از نزول آیه در حق اصحاب کساء چنین دعا فرموده است: «اللهم هولاء اهل بیتی» و فرموده: «نحن اهل بیت طهرهم من شجرة النبوة و موضع الرسالة، و مختلف الملائکة و بیت الرحمة، و معدن العلم38» بودن جمله معترضه در بین کلام و گفتار بلغاء عرب بسیار معمول است و قرآن در آیات زیاد از این روش استفاده نموده است.39

بنا بر این بسی تعجب از بعضی تفسیر نویسان معاصر است به قرینه­ی ما قبل و ما بعد آیه­ی تطهیر کلمه بیت را خانه تفسیر نموده‌اند.

اما برخی از علمای عامه در تفسیر آیه­ی

قالُوا أَ تَعْجَبینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ (هود : 73)

گفته‌اند: بیت به معنی شرف نبوت و کرامت است.40 و نیز ابوالحسن شریف می­گوید: لفظ بیت در موارد بسیار در قرآن و روایات ذکر شده مراد از آن بیوت معنوی به معنی شرف و کرامت است.41 امین الاسلام طبرسی نیز می­گوید: الف و لام البیت عهدی است و مراد از آن بیت نبوت است و عرب آن چه به آن پناه برده شود بیت می‌نامند.42 بنابر این، بیت به معنی شرف و الف و لام آن عهدی است. شرف از امور اضافی است مثل شرف النسب و شرف الحسب، و شرف العلم. أَهْل الْبَیْت رسول خدا و آل اطهارش صلوات الله علیهم هستند که به نص کتاب و سنت عالم به علوم قرآن و به فضل خدا همه چیز را می‌دانند، و پیش سبقت به نیکیها از همه آفریدگانند. همواره از آنچه لایق به شأن آنها از گناه و غیر آن نمی‌باشد، خود را با قدرت و توان ساحت مقدسشان را به فضل خدا منزه می‌سازند. هم از روایات و هم از خود آیه­ی کریمه آشکار است که عنوان ملکوتی اهل البیت شامل همه­ی ائمه­ی اطهار صلوات الله علیهم می‌باشد؛ زیرا این عنوان فراگیر همه­ی کسانی است که به فضل خدای متعال مشرف به شرف ولایت­اند و ممتاز از همه آفریدگان به خواست پروردگارند.

أَهْل الْبَیْت منادی بحرف نداء مقدر در آیه مبارکه است. واو عاطفه جمله­ی یُطَهِّرَكُمْ را به جمله­ی لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ عطف می‌کند و تَطْهیراً مفعول مطلق و به صیغه­ی نکره جهت تفخیم و تعظیم آورده شده است. پس معنای آیه چنین می­شود: ای اهل شرف نبوت و ولایت خداوند به اراده­ی تکوینی هر آلودگی روحی و هر پلیدی را از شما برده و هرچه کاملتر پاکتان گردانیده است.43

نهادینه­سازی اعتقاد به طهارت اهل بیت در امت اسلامی و اقدامات رسول خدا در این امر

فضیلت رویداد کسا باید در هسته­ی آن جستجو شود و آن بیانگری آیه­ی کریمه­ی تطهیر و عصمت محمد و عترت طیبه‌اش صلوات الله علیهم به عصمتی فراتر از عصمت سایر اولیاء مقربین پروردگار می‌باشد و این امر مهم به صریح کتاب و سنت و به حکم عقل رکنی از ارکان رهبریت و هدایت آن برگزیدگان آفرینش است. بنابر این، جنبه­ی مهم این رویداد، تاریخیت آن نیست؛ بلکه عقیدتی بودن آن است. بنابر این، ایجاد باور و اعتقاد عمومی در امت اسلامی به بیانگری آیه­ی تطهیر درباره­ی عصمت و طهارت مشمولین عنوان اهل البیت امری ضروری می­باشد؛ زیرا این عصمت رکنی از ارکان رهبریت و امامت جهانیان تا روز واپسین است. به صریح کرایم آیات و سنت قطعیه، رسول الله و ائمه معصومین صلوات الله علیه و علیهم افضل اولیاء مخلص پروردگارند، تکریم خدای متعال به پنج تن اصحاب کساء، نزول آیه­ی تطهیر و پیوند گسست­ناپذیر اصحاب کساء، روشنگر فضیلتی از اهل این اجتماع می‌باشد که نصیب احدی از اولیاء الهی نشده است.44 این واقعه یکی از استثنایی‌ترین مقاطع تاریخ زندگی رسول الله صلی الله علیه و آله در زمینه تجلی فضائل نخبگان آفرینش و پیشوایان اسلام است. دور از تدبیر حکمت و شأن خاتم الانبیاء و آورنده­ی دین جهانی است این رویداد با عظمت افتخار آفرین را نهادینه ننماید. به این جهت است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله با جمع آنها در زیر یک پوشش و با دعایش در حق آنها از سایرین ممتاز نمود و به روشنی نشان داد این رویداد یک حقیقت و فضیلت مسلّم عقیدتی و تذکر به آن ماندگار است. بقای اعتقاد به این رکن در گرو نهادینه شدن این فضیلت اصحاب کسا بر سایرین در امت اسلامی می‌باشد. منشور عصمت و طهارت در رهبریت اسلام و جهانیان نقشی بسیار مهم دارد؛ چنان­که در آیه­ی کریمه­ی

أَ فَمَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ (یونس : 35)

آیا کسی که به سوی حق راهنمایی می­کند، برای پیروی شایسته­تر است یا کسی که راه نمی­یابد، مگر اینکه هدایت­اش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه حکم می­کنید؟

به طور شفاف بیان شده است و این اقتضا را دارد در جوامع اسلامی نهادینه و پایدار بماند.

حکمت ربانی و مشیت الهی بر این تعلق گرفته که مبدأ منشور عصمت و طهارت اهل البیت که فراتر از عصمت انبیاء علیهم السلام است، از خانه‌ای باشد که خانه بانوی تربیت یافته کانون نبوت و مدافع پایدار ولایت و فضائل اهل بیت علیهم السلام، و روشنگر حق از باطل مشخصه و تمایزیش از سایر بانوان می‌باشد،45 و ختم آن در خانه فاطمه سلام الله علیها باشد که بهترین زنان دنیا و آخرت است به توضیحی که بیان خواهد شد. بر کسی پنهان نیست ام سلمه کریمه­ی بانوان رسالت بعد از حضرت خدیجه علیها السلام، و امانت­دار امیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین صلوات الله علیهم، و مدافع پایدار فضائل اهل بیت علیهم السلام بود و در سایر کمالات اخلاقی و عبادی و اعتقادی افضل بانوان رسالت بود.46 علامه مامقانی در کتاب تنقیح المقال گوید: حال ام سلمه در جلالت اشهر از آن است که ذکر شود و آشکارتر از آن است که نوشته شود.47

تکرار قرائت آیه­ی تطهیر و مخاطب قرار دادن مشمولین عصر نزولش با تکرار تشکل آن انجمن قدسی اقدامی در جهت نهادینه­سازی آن فضیلت و هدایت امت به معرفت مقام والای طهارت و عصمت است؛ فضیلتی که درباره کسی از اولیاء خاص بیان نشده است. پس بسیار به جا است این فضیلت از جایگاه بلند گسترش یابد و حکمت، امانت و صداقت نبی اکرم صلی الله علیه و آله در رساندن حقایق دینی ایجاب می‌کرد تبیین فضیلت نزول آیه تطیر و قضیه کساء توسط ایشان نهادینه شود تا جامعه اسلامی از بهره آن فضیلت در اصلاح دنیا و آخرت محروم نماند. رسول الله صلی الله علیه و آله در نهادینه کردن این رویداد مهم جاودانه روشی بسیار حکیمانه داشته است؛ تکرار هر روزه­ی آیه­ی تطهیر در مقابل منزل و تشکیل مجدد آن محفل قدسی در خانه فاطمه صلوات الله علیها.

و این رویداد را در جامعه اسلامی پیامبر خدا به روش حکیمانه خود چنان تبلیغ کرد و به قدری معروف گردانید و در نهادینه کردن و پایدار ماندن آن در میان امت خویش سعی وافر نمود، که روز وقوع آن، روز کساء نامیده شد48 و پنج تن پاکی که مشمول عنوان «اهل بیت» و عنایت خاص الهی در آن روز شدند به «اصحاب کساء» ملقب گردیدند، و ماهها در هر سپیده دم به در خانه فاطمه سلام الله علیها می‌آمد و آنها را مخاطب قرار می‌داد و می­فرمود:

السلام علیکم اهل البیت و رحمة الله و برکاته الصلوة یرحمکم الله إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً 49

بدیهی است آمدن حضرت هر سپیده دم به در خانه آنها برای تعیین اهل البیت بوده نه دعوت و تشویق آنها به نماز و این واضح به هر صاحب عقل سلیم است (گرچه این در جای خود بسیار مهم است، اما اینجا محل بحث از آن نیست)؛ و این تکرار هر سپیده دم رسول الله صلی الله علیه و آله السلام علیکم یا اهل البیت با تلاوت آیه تطهیر، و ترویج و تبلیغ آن رویداد مهم در تاریخ اسلام توسط آن حضرت جز پایدار ماندن و نهادینه شدن آن در جوامع اسلامی هدفی متصور نمی‌باشد.

با تشکیل مجدد آن محفل قدسی در خانه فاطمه صلوات الله علیها .به ذکر این فضیلت استمرار بخشید. نزول آیه­ی تطهیر در شأن فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش می‌باشد. حدیث کساء دلیل متقن به برتری آن بانوی مکرمه بر تمام زنان عالمیان ملقبه به سیدة نساء العالمین است. آن بزرگوار دختر صاحب نبوت کبری خاتم الانبیاء و همسر صاحب ولایت عظمی و ام الائمة النجباء است؛ پس بسیار شایسته است نهادینه شدن و استمرار ذکر این رویداد مهم وحیانی از خانه‌ای باشد که مهبط ملائک و کانون علم و فضیلت است، و از خانه‌ای و به نام شخصیتی ذکرش تداوم یابد خدای تعالی وجود مقدسش را تمام و کمال به فضل پروردگار خیر و رحمت قرار داده چنان چه خدای تعالی در مقام تسلی خاطر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در برار زخم زبانهای دشمنان می‌فرماید:

إِنَّا أَعْطَیْناكَ الْكَوْثَرَ (الكوثر : 1)

همانا ما کوثر و خیر و برکات فراوان را بر تو عطا کردیم.

علامه سید عبدالحسین شرف الدین که از مفاخر عالم تشیع است چنین توضیح می‌دهد: علما از تکرار قضیه کساء تکرار نزول آیه تطهیر را احتمال داده‌اند، صحیح در نزد ما این است آیه تطهیر بیش از یک بار نازل نشده ولی حکمت صادق و امین در رسائی و بلاغ اشکار این امر مهم تکرار قضیه کساء را می‌طلبید، یک در خانه‌ام سلمه بعد از نزول آیه تطهیر و ابلاغ آن باهل و مخاطبین آیه که (عترت طاهره‌اند) و بار دیگر در خانه فاطمه سلام الله علیها گردهمائی کساء را (رسول الله صلی الله علیه و آله) تشکیل داد، در هر بار دور از مردم در زیر کسا و جمع می‌کرد و آیه را به مخاطبینش تلاوت می‌کرد، تا با نهادینه کردن قضیه کساء شبهه کج اندیشان را دفع نماید50 و به تکرار قضیه کسا در خانه فاطمه سلام الله علیها در روایت از واثلة ابن الاسقع اشاره صریح شده در مصادر معتبر عامه نقل کرده‌اند.51

در سمت راست و حسین را در چپش و علی و فاطمه را در رو به روی خود قرار داد و گفت خدایا به هر پیامبر اهلی هست اینان اهل من می‌باشند. پس خدای تعالی آیه تطهیر را نازل نمود. زینب گفت: آیا من هم با شما داخل شوم؟ پیامبر فرمود: در جای خود باش تو به خیر هستی انشاء الله «انک مکانک فانک علی خیر ان شاء الله». (شواهد التنزیل، ج 2، ص 32)

اگر چه این احادیث منقول در کتب اهل سنت و غیر اینها هر یکی به نوبه‌ی خود خبر واحدند، در مقابل حدیث متواتر کتب شیعه و سنی از ام سلمه و ائمه معصومین صلوات الله علیهم تعارض چندانی ندارند و ممکن است تکرارهای مکرر قرائت آیه باشد. به هر حال از جهت مجادله به احسن مفیدند، و با دقت نظر برگشت همه این روایات به روایت ام سلمه می‌باشد چنان چه شیخ مفید در این باره می‌گوید:

اصحاب حدیث، روایت کرده‌اند که درباره آیه تطهیر از عمر سؤال شد و او گفت در این باره از عایشه سؤال کنید و عایشه در پاسخ گفت: این آیه در خانه خواهرم ام سلمه نازل شده است؛ پس در این باره از او سؤال کنید که در زمینه این آیه از من داناتر است. (الفصول المختاره، ص 53 و 54)

46بحارالانوار، ج 22، ص 221، ریاحین الشریفة، ج 2، ص 288 تا 304.

47مأخذ السابق، ص 288.

48الغدیر 3، ص 405 و ج 4، ص 40.

49بحارالانوار، ج 35، ص 209، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج 1، ص 249 و226. شواهد التنزیل 2، ص11، و 50 و 51، الامالی للشیخ المفید، ص 318 الاملای للشیخ الطوسی ص 387 و 819

50موسوعة الامام السید عبدالحسین شرف الدین، الکلمة الفراء فی تفضیل الزهراء علیها سلام، ج 5، ص 21.

51همان، از مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 107، جامع البیان الطبری، ج 1، ص 297، درالمنثور، ج 6، ص 605، رشفة الصادل ص 30، و ابن ابی شیبة و ابن ابی خاتم طبرانی و بیهقی در سنن خود و حاکم در مستدرک تصحیح نموده است.

محمد اسماعیل حسنی , mshj
8

شرح و تفسیر و سندیت حدیث معروف کساء (1)


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین؛ الصلوة و السلام علی سید المرسلین، محمد رسول الله صلی الله علیه و اله الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهّرهم تطهیراً؛ و لعنة الله علی اعدائهم الی یوم

مقدمه

مسایل امام­شناسی چنان نیست که تنها یک مسئله­ی اعتقادی جدا افتاده از سایر معارف و ساحت ایمانی انسان باشد؛ بلکه امری است که در شبکه­ی معرفت دینی، با تمام اجزای آن می­پیوندد و هویت ایمانی را فرامی­برد تمامیت عرصه­ی شناختی انسان را تحت اندیشه­ی والای ولایت الهی ارتقا می­بخشد.

معرفت به مسایل امام­شناسی با تکوین سعه­ی وجودی انسان و سعادت ابدی وی پیوند دارد که باید با ابتنا بر وحی و برهان سلیم، در روح انسان ریشه دواند و جان انسان جوانه زند. این معرفت ارجمند باید انسان را به سرمنزل اطاعت رساند و در نهایت به مقام و مرتبت فرازمند تسلیم و اسلام محض ره برد. جنس معرفت به مسایل امام­شناسی، از جنس دانستنی­های عقل جزوی­اندیش نیست که تنها در انبان شناخت ذهنی آدمی تلنبار گردد؛ بلکه از جنس دانش و بینشی است که به نور می­پیوندد و صاحب آن را به روشن­بینی و بصیرت معنوی می­رساند که تمام شئونات حیاتش را درمی­نوردد و ساحت اندیشگی و رفتاری را در پرتو خود فروغ می­بخشد. درک فضایل رسول اعظم صلی الله علیه و اله و اهل بیت علیهم السلام و وقوف بر مرتبت الهی آنان، موجب جلای دیده و صفای جان و سبب سیر در مسالک معنوی و صعود بر مدارج کمالات است. این معرفت رهایی­بخش، دل مؤمن را از تیرگی گناهان و کژاندیشی­ها می­شوید و به سرچشمه­ی پاکی و سلامت روح رهنمون می­شود.

خداوند ما را به مودّت اهل بیت علیهم السلام دستور داده است. مودت دوست صدیق و جان­نثاری پایدار را می­گویند.1 معرفت به فضایل و مناقب آنان و مودت بدان بزرگواران در طول حب الهی است و اهل معرفت بدان وسیله در منازل سلوک دینی گام می­نهند و مراتب صعود را به سوی پروردگار طی می­کنند. این روشن ضمیران هرچند در میان مردمان می­زیند، اما پیش از آن و بیش از آن خود را در محضر حضرت احدیت جلّت عظمته می­بینند و در پرتو نور ولایت، آن اولیای معصوم الهی و ائمه­ی هدی علیهم السلام را شاهد کردار و گفتار و پنهان و آشکار خود می­دانند2 و بدان سبب همواره در شکوه حضور الهی، در میانه­ی خوف ورجاء می­زیند. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:

العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع الله3

اهل معرفت به ظاهر با مردم­اند؛ ولی قلبشان متوجه خدای متعال است.

هدایت یافتگان مکتب وحی و امامت، از زلال علوم برهانی معلمان آسمانی بهره­مندند و از اغوا و کژتابی­های معلمانی که خود در تار اندود اوهام گرفتارند و دیگران را نیز به گرداب گمگشتگی و ضلالت دعوت می­کنند، دوری می­گزینند، چه آنان در حصن امان ولایت ­پناه یافته­اند.

اهل معرفت ولایت هرگز از تهاجم فرهنگی کهنسال و دیرینه­ی مخالفان ولایت و دشمنان خداوند و عمال آنان متأثر نمی­شوند؛ بلکه در پرتو انوار تابناک ولایت، سنت حسنه­ی معرفت اهل بیت را با انقیاد و اطاعت از ایشان زینت داده و خود را از عوارض چرکین تهاجم فرهنگی می­پالایند و به سوی کمال معرفت رشد می­کنند.

قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (البقرة : 256)

رشد از قهقرا بازشناسانده شد؛ پس هرکس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به تحقیق به ریسمان محکم چنگ زده است که پارگی برای آن نیست و خدا شنوای دانا است.

اهل معرفت ولایت این سلوک را از امامان معصوم خود علیهم السلام خود آموخته­اند؛ چنان­که امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده­اند:

قلت: یا رسول الله فنحن افضل ام الملائكة؟ فقال: یا علی نحن افضل خیر خلیقة الله علی بسیط الارض و خیرة ملائكة الله المقربین؛ و كیف لاتكون خیراً منهم و قد سبقناهم الی معرفة الله و الی توحیده؛ فبنا عرفوا الله و بنا عبدوا الله و بنا اهتدوا السبیل الی معرفة الله.4.5

پرسیدم: ای رسول خدا، ما برتریم یا فرشتگان؟ فرمود: ای علی ما برتر از آفریده­های خدا بر گستره­ی زمین و از برگزیدگان فرشتگان مقرب درگاه خداوندیم؛ و چرا برتر از آنان نباشیم، در حالی که به شناخت خدای تعالی و معرفت وحدانیتش پیشی گرفتیم؛ آنان به واسطه­ی ما خدا را شناختند و به واسطه­ی ما خدا را بندگی و عبادت کردند و به واسطه­ی ما به راه شناخت خدا هدایت شدند.

به اهل معرفت آشکار است که ارشاد و هدایت آن اصفیای به معارف الهی و برگزیدگان در وفای به پیمان فطرت، مردمان را نیز به وفاداری به پیمان فطرت رهنمون ساخته و نعمتهای فراموش شده­ی خدا را در دلها زنده می­سازد. بر اثر انس دل به فضایل و معرفت آل محمد علیهم السلام صعود به مدارج کمال و شجره­ی طیبه­ی شرح صدر به درک حقایق و واقعیت­ها به بار می­نشیند و راه تعالی به مقامات عالی معرفت هموار می­شود و صبر بر مشکلات مادی و گذشت از علقه­های دنیوی آسان می­گردد. امام صادق علیه السلام راه­یافتگان به اوج کمال معرفت را علوی نامید و فرمود:

المؤمن علوی لانه علا فی المعرفة6

مؤمن علوی (عالی­رتبه) است؛ زیرا او در معرفت به مقام عالی راه یافته است.

بنابر این، انوار تابناک ولایت، تمام وجود مؤمن را فرا می­گیرد و از درخشش فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام روح و روانش صفا و آرامش می­یابد و توان تمییز حق از باطل و صواب از ناصواب در دلش متبلور می­گردد و به هر چیز با فراست می­نگرد. امام رضا علیه السلام می­فرماید:

اتقوا فراسة المؤمن فإنه ینظر بنور الله7

از فراست مؤمن بپرهیزید که همانا او با نور خدا می­نگرد.

مؤمن، با این فراست هرگز آخرتش را با زندگی زودگذر معامله نمی­کند و در فرصت کوتاهِ عمر محدود خود، از پرداختن به اموری که ضایع کننده­ی عمر و سرمایه­ی آخرت است، پرهیز می­کند؛ زیرا با نور معرفت ولایت همه­ی برنامه­ی زندگی­اش هدفمند گشته و ملاک انتخابش سود آخرت می­شود؛ در اوج صفا و نورانیت دل، ولایت و فضایل اهل بیت صلوات الله علیهم و برائت از دشمنان آنها در قلب او همواره افزون می­گردد و از کج­اندیشی و الهامات شیطانی در امان می­ماند و هرگز به خود اجازه­ی ابراز آنچه سوژه و بهانه تبلیغی به دشمنان آل محمد صلوات الله علیهم است، نمی­دهد و دل و جان عاشقان ولایت و تربیت شدگان مکتب قرآن و عترت را جریحه­دار نمی­سازد.

امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه­ی کریمه­ی:

ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی‏ جَوْفِهِ (الأحزاب : 4)

از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می­کند که فرمود:

لایجتمع حبّنا و حبّ عدوّنا فی جوف انسان، ان الله لم یجعل لرجل من قلبین فی جوفه، فیحبّ هذا و یبغض هذا، فأمّا محبّنا فیخلّص الحبّ لنا كما یخلّص الذهب بالنار لا كدر فیه، فمن اراد ان یعلم حبّنا فلیمتحن قلبه، فإن شاركه فی حبّنا حبّ عدوّنا فلیس منّا و لسنا منه و الله عدوّهم و جبرئیل و میكائیل و *الله عدوّ للكافرین*(البقرة : 96).8

محبت ما (آل محمد) با محبت دشمنان ما در درون انسانی هرگز جمع نمی­گردد؛ خداوند برایش در درون او دو قلب قرار نداده است که یکی را دوست بدارد و با دیگری دشمنی بورزد. دوست ما دوستی خود را در حق ما خالص می­گرداند، چنان که آتش طلا را خالص می­سازد. پس هر کس بخواهد بداند دوست ما است، دلش را آزمایش کند. اگر در دوستی ما، دوستی دشمن ما را شریک سازد، نه او از ما است و نه ما از اوییم و خداوند و نیز جبرییل و میکاییل دشمن اویند و خداوند دشمن کافران است.

آنان که از زلال کوثر قرآن کریم و آموزه­های حیات­بخش ائمه­ی اطهار علیهم السلام بهره­ای دارند، باید به نیکی مقام ارجمند آن بزرگواران را دریابند و برای احیای امر الهی در جوامع بشری، جایگاه والا و معارف بلند و روشن آنان را در تیره­گون دنیای امروز بگسترند و آوای فلاح آنان را به جان­های آماده بنیوشانند.

معرفی فضائل ائمه­ی هدی علیهم السلام آنگاه بیشتر ضروری می­نماید که بدین نکته­ی حسرت­بار توجه کنیم که در ادوار مختلف تاریخ اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله عشیره­مداران اموی و سایر زورمندان زرپرست که از همه­ی هستی و حیات انسانی، جز ظاهر نتوانستند ببینند و جز بنا نهادن کاخ­های تمتع و هوس آرمانی نداشتند و آموزه­های جاودان را تاب نیاورده و حتی گوشه­هایی ناچیز از فضایل آنان را خطری ریشه­کن در برابر خواسته­های دنیوی خود می­دیدند. از این رو، تا آنجا که در توان داشتند با تبلیغات پردامنه در اذهان مردمان بی­خبر، بر تصویر ملکوتی آنان چنگ انداختند و به انکار تمام فضایل آنان کمر بستند و به مدد زر و زور خویش، مزدوران فرهنگی بدین کار گماشتند و اوراق تاریخ را به ناروا آلودند. این اقدام ضد خرد و ایمان آنان تنها بدین میزان محدود نماند و تمام عرصه­های معارف دینی، از توحید نبوت و امامت و معاد تا فروع احکام دینی، را تحریف کردند و در آینه­ی زنگار بسته­ی خود کژتاب کردند.

برای زدودن این تحریفات، مجاهده­ای علمی و فراوان بایسته است و وظیفه­ی عالمان دینی است که بر آن همت گمارند. ما در این نوشتار تنها به بررسی یکی از بی­شمار فضایل آن بزرگوار که در جریان حدیث کساء و نزول آیه­ی تطهیر بدان اشارت شده است، می­پردازیم؛ واقعه­ای که از جمله حوادث روشنگری است که اندیشه و شیوه­ی رسول اعظم صلی الله علیه و اله را برای تداوم هدایت و رهبری مسلمانان و جامعه­ی اسلامی را نشان می­دهد.

یکی از وظایف مهم تربیت شدگان قرآن و عترت، شناخت درست مقام و فضیلت آهل بیت اطهار صلوات الله علیهم و شناخت موارد تهاجم فرهنگی علیه آن اصفیای پروردگار و فضایل آنها است. تهاجم فرهنگی بر قرآن و عترت تازگی ندارد و دیرینه و کهنسال است که البته اختصاص به مورد خاص ندارد. بلکه در تمامی مسایل اعتقادی توحید، نبوت، معاد و امامت و نیز در فروع دین جریان دارد. بررسی هر کدام این موارد فرصتی طولانی را می­طلبد که این مختصر گنجایش تمام آن را ندارد. بلکه موضوع پژوهش و تحقیق این نوشته، فضیلتی از فضایل اهل بیت صلوات الله علیهم حدیث کساء و نزول آیه­ی تطهیر است.

اهمیت حدیث کساء

رویداد نزول آیه­ی تطهیر و صدور حدیث کساء از استثنایی­ترین حوادث روشنگر و رکنی از ارکان هدایت و رهبری در تاریخ زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و اله است. آنچه انسان را به حقیقت این واقعیت عقیدتی9 نزدیک می­کند، دقت و تأمل بی­هیچ گونه پیش داوری در متن واقعه­ی کساء و آیه­ی تطهیر و احادیثی است که در تبیین آن از ائمه­ی اهل بیت صلوات الله علیهم وارد شده است. فضای خاص این رویداد و اجتماع پنج تن اصحاب کساء در زیر کساء و نزول آیه­ی کریمه به روشنی اثبات می­کند که ارتباطی ناگسستنی بین آن دو است که دل­های آزاداندیشان را تا روز واپسین به عظمت و اهمیت این واقعه در معرفی پیشوایان آینده­ی جامعه­ی اسلامی و تحکیم بنیان رهبریت اسلام و مسلمین معطوف داشته و با برجسته­ترین خصایص و فضایل اهل بیت آشنا می­گرداند.

بین نزول آیه­ی تطهیر و اجتماع اصحاب کساء پیوندی ناگسستنی وجود دارد؛ چنان­که در اکثر روایات وارده در تفسیر آیه­ی تطهیر بیان شده است.10 نقل تاریخی کامل رویداد کساء مهم نیست؛ بلکه مهم تحلیل اعتقادی آن است که دو نتیجه­ی باعظمت دارد و از احادیث متواتر وارده در تفسیر این حدیث از طریق شیعه و سنی روشن می­شود:

1) آیه­ی تطهیر رکنی از ارکان رهبری امت اسلامی است.

2) خدای تبارک و تعالی هیچ­یک از انبیا و اولیای خود را، به جز اصحاب کساء به چنین عنوان ملکوتی معرفی نفرموده است.

در اهمیت و جلالت این واقعه همین بس که به اتفاق محدثان و مفسران رسول خدا صلی الله علیه و اله ماه­ها بعد از این رویداد خود شخصاً به تبلیغ آن می­پرداخت و هر سپیده­دم به در خانه­ی فاطمه­ی زهرا علیها السلام می­آمد و می­فرمود:

السلام علیكم اهل البیت و رحمة الله و بركاته، *إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً* (الأحزاب : 33)11

سلام و رحمت خدا و برکات او بر شما ای اهل بیت؛ همانا خدا می­خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و به کمال پاکی پاک گرداند.

متن آیه­ی تطهیر و حدیث کساء

عن أم سلمة زوجة النبی صلی الله علیه و اله:

أن رسول الله كان فی بیتها على منامة لها علیه كساء خیبری فجاءت فاطمة ببرمة فیها حریرة فقال رسول الله ادعی زوجك و ابنیه حسنا و حسینا فدعتهم فبینما هم یأكلون إذ نزلت على النبی‏ هذه الآیة إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً.

قالت: فأخذ رسول الله بفضل الكساء فغشاهم إیاه؛ ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی و خاصتی فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. قالها النبی صلی الله علیه و اله ثلاث مرات. فأدخلت رأسی فی الكساء فقلت: یا رسول الله و أنا معكم فقال إنك إلى خیر12

ام­سلمه همسر پیامبر گوید:

رسول خدا صلی الله علیه و اله در خانه­اش بر خوابگاهش زیر کسای خیبری بود که فاطمه علیها السلام دیگ کوچکی که در آن حریره بود، برای پدرش آورد؛ رسول خدا صلی الله علیه و اله به او فرمود: شوهرت و دو پسرش را بخوان. فاطمه علیها السلام آنان را خواند. بعد از اجتماع همگی به خوردن آن مشغول شدند که در این هنگام آیه­ی «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً» بر پیامبر نازل شد. ام­سلمه ادامه می­دهد: رسول الله صلی الله علیه و اله زیادی کساء را گرفت و با آن آنان را پوشاند. بعد دست خود را از زیر آن بیرون آورد و به سوی آسمان اشاره کرد و گفت: «خدایا اینان اهل بیت من و خاصّان من­اند؛ پس از آنان آلودگی را دور کن و هر چه کاملتر پاکشان گردان.» این دعا را پیامبر صلی الله علیه و اله سه بار تکرار کرد. من سرم را به درون کساء بردم و گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه و اله من نیز با شمایم؟ فرمود: تو به سوی خیری.

به روایت عَمرَه­ی همدانیه، ام­سلمه می­گفت:

پیامبر در پاسخ من فرمود: تو از زنان صالح من هستی؛ ولی اگر می­فرمود بلی، برای من از هر آنچه خورشید بر آن می­تابد و فرومی­نشیند، بهتر بود.13

محمد اسماعیل حسنی , mshj
7

متن و ترجمه حدیث کساء:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
سَمِعْتُ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ عَلَیْها سَلامُ اللَّهِ (بِنْتَ رَسوُلِ اللَّهُ صَلَّى اللَّهِ عَلَیْهِ وَ الِهِ)، أَنَّها قالَتْ: دَخَلَ عَلىَّ أَبى‏ رَسوُلُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ فى‏ بَعْضِ الْأَیَّامِ، فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ وَ عَلَیْكَ السَّلامُ یا اَبَتاهُ فَقالَ: اِنّى‏ لَأَجِدُ فى‏ بَدَنى‏ ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ: أُعیذُكَ بِاللَّهِ یا أَبَتاهُ مِنَ الضَّعْفِ، فَقالَ: یا فاطِمَةُ ایتینى‏ بِالْكِساءِ الَْیَمانی وَ غَطّینى‏ بِهِ، فَأَتَیْتَهُ وَ غَطَّیْتُهُ بِهِ وَ صِرْتُ أَنْظِرُ اِلَیْهِ فَاِذاً یَتَلَأْلَأُ كَاَنَّهُ الْبَدْرُ فى‏ لَیْلَةِ تَمامِهِ وَ كَمالِهِ، فَما كانَتْ اِلاَّ ساعَةً وَ اِذاً بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ (عَلَیْهِ السَّلامُ) قَدْ أَقْبَلَ فَقالَ: السَّلامُ عَلَیكِ یا أَمَّاهُ. فَقُلْتُ: وَ عَلَیْكِ السَّلام یا قُرَّةَ عَیْنى‏ وَ ثَمَرَةَ فُؤادى‏، فَقالَ لى‏: یا أُمَّاهُ اِنّى‏ أَشُمُّ عِنْدَكِ رائِحَةً طَیِّبَةً كَأَنَّها رائِحَةُ جَدّى‏ رَسوُلِ اللَّهِ صَلَى‏اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ، فَقُلْتُ: نَعَمْ یا وَلَدى‏ اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِساءِ فَاقْبَلَ الْحَسَنُ (عَلَیْهِ السَّلامِ) نَحْوَ الْكِساءِ، وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا جَدَّاهُ یا رَسوُلَ اللَّهِ أَتَأْذِنُ لى‏ أَنْ أَدْخُلَ مَعَكَ، فَقالَ: وَ عَلَیْكِ أَلسَّلامُ یا وَلَدى‏ وَ صاحِبَ حَوْضى‏ قَدْ أَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعْهُ تَحْتَ الْكِساءِ، فَما كانَتْ اِلاَّ ساعَةً فَاِذاً بِوَلَدِىَ الْحُسَینِ (عَلَیْهِ السَّلامُ) قَدْ أَقْبَلَ وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا اُمَّاهُ فَقُلْتُ: وَ عَلَیْكَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَینى‏ وَ ثَمَرَةَ فُؤادى‏، فَقالَ لى‏: یا أُمَّاهُ اِنى‏ أَشُمُ رائِحَةً طَیِّبَةً كَأَنَّها رائِحَةٌ جَدى‏ رَسوُلِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)؛ فَقُلْتُ: نَعَمْ یا بُنَىِّ اِنَّ جَدَّكَ وَ أَخاكَ تَحْتَ الْكِساءِ فَدَنَى‏ الْحُسَیْنُ (عَلَیْهِ السَّلامُ) نَحْوَ الْكِساءِ وَ قالَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا جَدَّاهُ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ أَتَأْذِنُ لى‏ أَنْ أَكوُنَ مَعَكُما تَحْتَ هُذَا الْكِساءِ: فَقالَ: وَ عَلَیْكَ السَّلامُ یا وَلَدى‏ وَ یْا شافِعَ أُمَّتى‏ قَدْ أَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْكِساءِ، فَأَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ أَبوُالْحَسَنِ عَلىُ بْنُ أَبى‏ طالِبٍ، وَ قالَ: السَّلامُ عَلَیْكِ یا فاطِمَةُ یا بِنْتَ رَسوُلِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)، فَقُلْتُ: وَ عَلَیْكَ السَّلامُ یا أَبَاالْحَسَنِ وَ یا أَمیرَالْمؤمِنینَ، فَقالَ: یا فاطِمَةُ اِنّى‏ أَشُمُّ عِنْدَكِ رائِحَةً طَیِّبَةً كَأَنَّها رائِحَةُ أَخى‏ وَ ابْنِ عَمّى‏ رَسوُلِ‏اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)؛ فَقُلْتُ: نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَ لَدَیْكَ تَحْتَ الْكِساءِ، فَأَقْبَلَ عَلىٌّ نَحْوَ الْكِساءِ وَ قالَ: اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا رَسوُلَ اللَّهِ أَتَأْذِنُ لى‏ أَكوُنَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساءِ. قالَ لَهُ وَ عَلَیْكَ السَّلامُ یا أَخى‏ وَ خَلیفَتى‏ وَ صاحِبَ لِوائى‏ فِى الَْمحْشَرِ نَعَمْ قَدْ أَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ عَلىٌّ تَحْتَ الْكِساءِ. ثُمَّ أَتَیْتُ نَحْوَ الْكِساءِ وَ قُلْتُ: السَّلامُ عَلَیْكَ یا أَبَتاهُ یا رَسوُلَ اَللَّهِ أَتَأْذِنُ لى‏ أَنْ أَكوُنَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساءِ: قالَ لى‏: وَ عَلَیْكِ السَّلامِ یا بِنْتى‏ وَ یا بِضْعَتى‏ قَدْ أَذِنْتُ لَكِ فَدَخَلْتُ مَعْهمْ فَلَمَّا اِكْتَلَمْنا وَ اجْتَمَعْنا جَمیعاً تَحْتَ الْكِساءِ فَأَخَذَ أَبى‏ رَسوُلُ اللَّهِ بِطَرَفِى الْكِساءِ وَ أَوْمى‏ بِیَدِهِ الْیُمْنى‏ اِلِى السَّماءِ وَ قالَ: اَللَّهُمَّ اِن هؤلاءِ أَهْلُ بَیْتى‏ وَ خاصَّتى‏ وَ حامَّتى‏، لَحْمُهُمْ لَحْمى‏، وَ دُمُهُمْ، دَمى‏ یُؤلِمُنى‏ ما یُؤْلِمَهُمْ، وَ یَحْزُنُنى‏ ما یَحْزُنُهُمْ، أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارِبَهُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالِمَهُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ، وَ مُحِبّ‏ٌ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ، وَ أَنَّهُمْ مِنّى‏ وَ أَنَا مِنْهُمْ، فَاجْعَلْ صَلواتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ غُفْرانَكَ وَ رِضْوانَكَ عَلىَّ وَ عَلَیْهِمْ، وَأَذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُم تَطْهیراً. فَقالَ اللَّهُ عَزوَجَلِّ: یا مَلائِكَتى‏ وَ یا سُكَّانِ سَمواتى‏ اِنّى‏ ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّةً وَ لا أَرْضاً مَدْهِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً، وَ لا شَمْساً مُضیئةً، وَ لا فَلَكاً یَدُورُ وَ لا فَلَكاً تَسْرى‏، وَ لا بَحْراً یَجرى‏ اِلاّ لِمَحَبةِ هؤلاءِ الْخَمْسَةِ الّذینَ هُمْ تَحْتَ الْكِساءِ. فَقالَ الْأَمینُ جَبْرئیلُ یا رَبُّ وَ مَنْ تَحْتَ الْكِساءِ؛ فَقالَ اللَّهُ عَزُّوَجَلَّ: هُمْ أَهْلُ بَیْتِ النُبُوَّةِ، وَ مَعْدِنِ الرِسالَةِ، وَ هُمْ فاطِمَةُ وَ أَبوُها وَ بَعْلُها وَ بَنوُها، فَقالَ جِبرَئیلُ: یا رَبِّ أَتَأذُنُ لى‏ اَنْ أَهْبِطَ اِلَى الْاَرْضِ لَأَكوُنَ مَعَهُمْ سادِساً؛ فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: قَدْ أَذِنَتُ لَكَ، فَهَبِطَ الأَمینُ جِبْرِئیلَ، وَ قالَ لِأَبى‏: السَّلامُ عَلَیكَ یا رَسوُلَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ) أَلْعَلِىُّ الأَعْلى‏ یَقْرَئُكَ السَّلامَ وَ یَخُصُّكَ بِالتَّحِیَّةِ وَ الْاِكْرامِ وَ یَقوُلُ: لَكَ وَ عِزَّتى‏ وَ جَلالى‏، اِنّى‏ ما خَلَقْتُ سَماءاً مَبْنِیَّةً وَ لاأرْضاً مَدْحِیّةً، وَ لا قَمَراً مُنیراً، وَ لا شَمْساً مُضیئةً، وَ لافَلَكاً یَدُورُ وَ لا بَحْراً یَجْرى‏ وَ لا فَلَكاً تَسْرى‏ اِلاَّ لِأَجْلِكُمْ وَ مَحَبَّتِكُمْ، وَ قَدْ أَذَّنَ لى‏ أَنْ أدْخُلَ مَعَكُمْ، فَهَلْ تَأْذِنُ لى‏ أَنْتَ یا رَسوُلَ اللَّهِ؛ فَقالَ أَبى‏: وَ عَلَیْكَ السَّلامُ یا أَمینَ وَحْىِ اللَّهِ نَعَمْ قَدْ أَذَنْتُ لَكَ، فَدَخَلَ جِبْرئیلُ مَعْنا تَحْتَ الْكِساء. فَقالَ جِبْرَئیلُ لِأَبى: اِنَّ اللَّهُ قَدْ اَوْحى‏ اِلَیْكُمْ یَقوُلُ: «اِنَّما یُریدُ اللَّهَ لِیُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرِكُمْ تَطْهیراً». فَقالَ عَلىٌّ یا رَسوُلَ اللَّهِ أَخْبِرْنى‏ مالِجُلوسِنا هذا تَحْتَ هذا اَلْكِساءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَاللَّهِ؛ فَقالَ: (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) وَالَّذى‏ بَعَثَنى‏ بِالْحَقِّ نَبیّاً، وَاصْطَفانى‏ بِالرَسالَةِ نَجِیّاً، ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى‏ مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ أَهْلِ الْاَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبینا اِلاَّ وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ، وَ حَفَّتْ بِهِمُ‏الْمَلائِكَةُ وَ اسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى‏ أَنْ یَتَفَرَّقوُا، فَقالَ عَلىّ‏ٌ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ فَقالَ: اَبى‏ یا عَلىّ‏ٌ وَالَّذى‏ بَعَثنى‏ بِالحَقِّ نَبِیّاً، وَاصْطَفانى‏ بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذَا فى‏ مَحْفِلِ مِنْ مَحافِلِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبینا وَ فیهِمْ مَهْموُمٌ اِلاّ وَ فَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ، وَ لا مَغْموُمٌ اِلاّ وَ كَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ، وَ لا طالِبِ حاجَةٍ اِلاّ وَ قَضَى اللَّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلىّ‏ٌ اِذاً وَ اللَّهُ فَزْنا وَ سُعِدْنا وَ كَذلِكَ شیعَتُنا فازُوا وَ سُعِدوُا فِى الدُّنیا وَ الْأخِرَةِ بِرَبِّ الْكَعْبَةِ.
جابر بن عبدالله انصاری گفت: از فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: روزی از روزها پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه­ی من آمد، و فرمود: من در بدن خود احساس ضعف می‌کنم.

به او گفتم پدر مهربانم از ناتوانی تو به خدا پناه می‌برم فرمود: کساء یمانی را برایم بیاور. برایش بردم و او را پوشانیدم. نگاهش کردم؛ دیدم صورتش همانند ماه تمام و کامل می‌درخشد.
اندکی بعد، فرزندم حسن علیه السلام وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادر، گفتم: و سلام بر تو ای روشنی دیده‌ام و میوه­ی دلم. سپس گفت: ای مادر من عطری پاک استشمام می‌کنم؛ گویا عطر جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله است. گفتم: بلی، ای فرزندم؛ جد بزرگوارت رسول خدا صلی الله علیه و آله زیر کساء است. پس حضرت حسن علیه السلام نزد کساء آمد و گفت سلام بر تو ای جد بزرگوار، یا رسول الله، آیا به من اجازه می‌فرمائی که زیر کساء در­آیم و با تو باشم. فرمود: سلام بر تو ای فرزندم و ای صاحب حوض من، به تو اجازه دادم. پس حسن زیر کساء شد و با جد بزرگوارش با هم شدند.


اندکی بعد حسین علیه السلام وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادر. گفتم: و سلام بر تو ای روشنایی چشمم و میوه­ی دلم. حسین علیه السلام گفت: ای مادر؛ عطری پاک استشمام می‌کنم. گویا عطر جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله است. گفتم: بلی، ای پسر کوچکم، جد تو و برادرت در زیر کسایند. حسین علیه السلام به کساء نزدیک شد و گفت: سلام بر تو باد ای جد بزرگوار، ای برگزیده­ی خداوند؛ آیا اجازه می‌فرمائی که زیر کساء درآیم و با شما باشم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سلام بر تو باد ای فرزندم و شفاعت کننده امتم؛ البته به تو اجازه می­دهم. پس داخل شد و با آنها در زیر کسا با هم شدند.

در این حال ابوالحسن علی بن ابی طالب وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فاطمه ای دختر رسول الله صلی الله علیه و آله گفتم: سلام بر تو ای اباالحسن و ای امیرالمؤمنین، و گفت: ای فاطمه من در نزد تو عطری پاک استشمام می‌کنم؛ گویا عطر برادرم و پسر عمویم رسول الله صلی الله علیه و آله است. گفتم: بلی، چنین است؛ او با دو فرزندت زیر کسایند. پس علی علیه السلام به طرف کسا آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا اجازه می‌فرمایی در زیر کساء درآیم و با شما باشم؟ به او فرمود: سلام بر تو ای برادرم و جانشینم و صاحب پرچم من در روز محشر، البته تو را اجازه می­دهم. پس او نیز زیر کساء شد.
فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌فرماید: بعد من به طرف کسا آمدم و گفتم: سلام بر تو ای پدر مهربان، ای رسول خدا؛ آیا اجازه می‌فرمایی من هم با شما باشم، فرمود: سلام بر تو ای دخترم و ای پاره تنم، تو را نیز اجازه دادم. من هم داخل شدم و همه زیر کساء جمع شدیم.

پس از آن که همگی در زیر کسا جمع گشتیم؛ پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله دو طرف کساء را گرفت و به دست راست خود به سوی آسمان اشاره کرد و گفت: خدایا براستی اینان اهل بیت من­اند و از شرف نبوت و ولایت بهره‌مندند، و خواص من و حمایت کننده­ی من­اند؛ گوشتشان از گوشت من و خونشان از خون من است، آن چه آنان را اذیت کند و غمگین سازد، مرا اذیت می‌کند؛ دشمنم با هر که با آنان دشمن باشد، و در جنگم با هرکس که با آنان در جنگ باشد، و دوستم با هرکس که آنان را دوست بدارد؛ آنان از من­اند و من از آنانم؛ خدایا صلوات و برکاتت و رحمتت و آمرزشت و رضای خود را بر من و بر آنان قرار بده و از آنان همه­ی آلودگی­های روحی را دور کن و هرچه کاملتر پاکشان فرما.

پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم، به راستی من نه آسمان برافراشته، نه زمین گسترده، نه ماه درخشان، نه آفتاب درخشان، نه فلک چرخان، نه فلک گردان و نه دریای روان را نیافریدم، جز به جهت محبت آن پنج نفر که زیر کسایند.
پس امین وحی الهی، جبرئیل، عرض کرد:

پروردگارا، چه کسانی زیر کسایند؟ خدای عزوجل فرمود: آنها اهل بیت نبوت، و گنجینه رسالت­اند؛ آنان فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندان اویند.

 جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا اجازه می‌دهی من به زمین فرود آیم و ششمین با آنها باشم؟ خدای عزوجل فرمود: اجازه دادم. پس جبرئیل علیه السلام فرود آمد و به پدرم گفت: سلام بر تو ای رسول خدا صلی الله علیه و آله؛ خدای برتر از برتران به تو سلام می‌رساند و به تحیت و اکرام مخصوص می‌گرداند، و می‌فرماید: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم، به راستی من نه آسمان برافراشته، نه زمین گسترده، نه ماه درخشان، نه آفتاب درخشان، نه فلک چرخان، نه دریای روان و فلک گردان را نیافریدم جز به خاطر شما و محبت ش؛ و به من اجازه داد در زیر کسا با شما باشم، یا رسول الله شما نیز چنین اجازه­ای می‌دهی؟

 پدرم فرمود: بلی ترا اجازه دادم. جبرئیل نیز زیر کساء درآمد و با ما شد. آنگاه جبرئیل به پدرم گفت: همانا خداوند به شما وحی کرد که:

 همانا خدا می­خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و به کمال پاکی پاک گرداند. پس علی علیه السلام گفت ای رسول خدا این جلوس ما در زیر کسا نزد خدا چه فضیلتی دارد؟ ما را از آن آگاه کن.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سوگند به آن خدایی که به حق مرا به پیغمبری برانگیخته، و مرا به رسالت و نجات دهنده برگزیده است، این خبر ما ذکر نمی‌شود در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از شیعیان ما و دوستا ما جمع شده‌اند مگر آن که بر آنها رحمت الهی نازل می‌گردد و ملائکه آنها را احاطه می‌نمایند و برای آنها طلب مغفرت و آمرزش می‌کند، مادامی که متفرق نشده‌اند.

 علی علیه السلام گفت: در این صورت به پروردگار کعبه سوگند که ما رستگار شدیم و شیعیان ما رستگار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله بار دوم فرمود: ای علی قسم به آن خدایی که به حق مرا به نبوت برانگیخته و به رسالت و نجات دهنده برگزیده، این خبر ما ذکر نمی‌شود در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از شیعیان ما و دوستان ما جمع شده‌اند، و در میان آنان گرفتاری بوده باشد مگر آن که خداوند گرفتاری او برطرف و فرجی بر وی می­گشاید و اگر غمناکی در میان آنها باشد مگر آن­که غم او را برطرف می‌کند، و خواهان حاجتی باشد مگر آن که حاجتش برآورده می‌گردد. علی علیه السلام در این هنگام فرمود: قسم به خدا و به پروردگار کعبه رستگار شدیم و سعادتمند گردیدیم و هم چنان شیعیان ما رستگار و سعادتمند در دنیا و آخرت شدند.
عین الله حسنی

ناصر خادم الزهراءسلام الله , naaid
6
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا.
«وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295»

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.