| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
20
|
160
|
91/2/18 (09:59)
|
|
||
|
|
87
|
409
|
91/2/29 (17:51)
|
|
||
|
|
448
|
705
|
91/2/22 (08:42)
|
|
||
|
|
246
|
456
|
91/2/18 (10:12)
|
|
||
|
|
49
|
141
|
90/2/17 (13:45)
|
|
||
|
|
15
|
129
|
90/1/29 (16:57)
|
|
||
|
|
13
|
67
|
89/2/22 (18:02)
|
|
||
|
|
17
|
194
|
91/3/7 (02:46)
|
|
||
|
|
34
|
94
|
90/9/1 (08:43)
|
|
||
|
|
73
|
175
|
90/8/2 (20:12)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/6/8 (17:34)
|
|
||
|
|
33
|
76
|
90/2/17 (12:51)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
89/11/12 (16:31)
|
|
|
|
|
|





















دوستان بیاید این بحث رو با عکس ها و شعرهای قشنگی که میزاریم راه بندازیم


راستی گزینه دنبال میکنم رو یادتون نره بزنیدا 



لطفا بحثم داغ کنید

سلام من نمی دونم شاعر این شعر کیه ولی این شعر برام جالبه خوبه شماهم بخونیدش
دختر ایران زمین آگاه باش
عفت زهرای ما این رنگ نیست
افتخار کشور ایران زمین
مکر نامردان غاضب را ببین
مرگ ایمان ،را چه آسان کرده اند
ایده ات را حربه جان کرده اند
ما علی را در ره دین داده ایم
کربلا را بحر آیین داده ایم
از علی تا قائم امروز دین
خونشان رقصیده بر شمشیرکین
مرهم زخم شهیدان عفت است
آیه تطهیر قرآن عفت است
فاطمه فردا شکایت می کند
پشت بر طرز نگاهت می کند
مردی و مردانگی از آن ماست
غیرت مردان ما دست شماست
چشم گرگی در کمین جان توست
چادرت این لحظه پشتیبان توست
اگر فرهنگ در شلوار تنگ است
کلاست در لبان سرخ رنگ است
اگر خواهم که دردی را بگویم
همان بهتر که از زهرا بگویم
اگر پهلوی زهرا درد دارد
از این نازک تن بی درد دارد
مرامت کو جوان ؟انسانیت کو؟
حریم حرمت آزادیت کو؟
شکستی حرمت خون شهیدان
به استهزاء گرفتی خون آنان
دوچشمم طاقت دیدن ندارد که زهرا نای خوابیدن ندارد
فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟
در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست
.
ای که فقط مقام تو خیر النسا شده
لعنت بر آن که منکر صدق شما شده
جایی که انبیا همگی سائلند و بس
لعنت بر آن که آمده و بی حیا شده
تو دختر رسول ترین برگزیده ای
احمد برای توست اگر مصطفی شده
شیعه شدن که روزی هر کس نمی شود
هر کس که شیعه شده ز عطای شما شده
در سجده ات که تا به سحر طول می کشید
شد عاقبت به خیر هر آن که دعا شده
بعد از ولایت تو و تصدیق تو دلم
احساس می کنم چقدر با خدا شده
تو مادری نمودی و ما را خریده ای
تو خواستی که خاک من از کربلا شده
ما را ببخش نوکر خوبی نبوده ایم
گاهی اگر غلام شما بی وفا شده
این نیز از مجاری فیض خود شماست
پایم اگر به مجلس این روضه وا شده
خیلی رعایت دل بی یار می کنی
داری مرا به خویش بدهکار می کنی
حتی هنوز هم که دگر بی نفس شدی
با این نفس نفس نفسم کارمی کنی
پنهان نکن عزیز دلم بی دلیل نیست
تامی رسم تو روی به دیوار می کنی
حس می کنم خلاصه که نامحرمت شدم
بعدازدوماه ونیم که انکارمی کنی
باشد نگو فقط کمی ارام گریه کن
همسایه را دو مرتبه بیدار می کنی
نیلوفرم قدم به قدم زرد می شوی
پامی شوی دوباره کمردرد می شوی
حیدر که هست پس تو چرا کار میکنی؟!...
نانی بخور که سرفه امانت نمیدهد
تابوت قوس دار وعجیبی که ساختم
شرحی ز قامت چو کمانت نمیدهد
دل مهدی عزادار مدینه است
دو چشمانش گرفتار مدینه است
دلش سوزد به حال زار مادر
که مادر عشق بیمار مدینه است
دل مهدی هزاران درد دارد
ولی نیمی از آن کار مدینه است
بنالد از غم هجران مادر
که دفنش در شب تار مدینه است
گهی بر غربت بابا بگرید
گهی گریان دلدار مدینه است
گهی آهی کشد با ذکر زهرا
دلیلش درد و آزار مدینه است
گهی در کوچه ها در کنج دیوار
به فکر روز غمبار مدینه است
کنار بستر مادر بشیند
خودش هر شب پرستار مدینه است
السلام علیک یا فاطمه الزهراء
این قدر پی قبر من مظلومه نگردید
هر جا دلتان می شکند قبر من انجاست
هر جا که عزا بر من مظلومه گرفتند
ساکت ننشینید حسین و حسن آنجاست



مدینه دم فرو بستی ، نشستی
زمانی که ز حیدر دست بستی
تو که سیلی زدی آتش کشیدی
چرا پهلوی زهرا شکستی
تقدیم به حضرت زهرای مرضیه (س(
تو آمدی و زن به جمال خدا رسید
انسان دردمند به درک دعا رسید
تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد
تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید
هاجر هرآنچه هروله کرد از پی تو کرد
آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید
احمد (ص) اگر به عرش فرا رفت با تو رفت
مولا اگر رسید به حق با شما رسید
داغ پدر، سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع)
شعری شد و به حنجرۀ کربلا رسید
در تلّ زینبیه غروبت طلوع کرد
با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید
با محتشم به ساحل عمّان رسید اشک
داغ تو بود بار امانت به ما رسید
تسبیح توست رشتۀ تعقیب واجبات
قد قامت الصلاتی و حیّ علی الصلات
شب گریه های غربت مادر تمام شد
زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد
امشب اذان گریه بگوید بگو، بلال
سلمان به آه گفت: ابوذر تمام شد
طفلان تشنه هروله در اشک می کنند
ایّام تشنه کامی مادر تمام شد
آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)
چشم حسین(ع) گفت : برادر! تمام شد
تا صبح با تو اُستن حنّانه ضجّه زد
محراب خون گریست: كه منبر تمام شد
زاینده است چشمۀ زهرایی رسول
باور مكن که سورۀ کوثر تمام شد
باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است
باور مکن حماسۀ حیدر تمام شد؟
زهرا (س) اگر نبود حدیث کسا نبود
زینب (س) نبود و واقعۀ کربلا نبود
شب آمده ست گریه كنان بر مزار تو
دریا شکست موج زنان در کنارتو
بعد از تو چلّه چلّه علی (ع) خطبه خواند و سوخت
چرخید ذوالفقار علی بر مدارتو
زینب (س) كجاست؟ همسفر خطبه های خون
دنیا چه كرد بعد تو با یادگار تو
باران نیزه، نعش غریبانۀ حسن (ع)
آن روزگار زینب (س) و این روزگار تو
گل داد روی نیزه، سر تشنۀ حسین (ع)
تا شام و كوفه رفت دل داغدار تو
تو سوگوار زینب (س) و زینب غریب شام
تو سوگوار زینب و او سوگوار تو
بعد از تو سهم آینه درد و دریغ شد
دست نوازشی كه كشیدند تیغ شد

پیغمبری که یک عمر غمخوار امتش بود روی کبود زهرا اجر نبوتش بود؟
![http://entezar1172.persiangig.com/image/post/ya-zahra[1].jpg](http://entezar1172.persiangig.com/image/post/ya-zahra[1].jpg)
السلام علیک ایتهاالصدیقة الشهیده
........
نیمه شب تابوت را
برداشتند
بار غم بر شانهها
بگذاشتند
هفت تن، دنبال یک
پیکر، روان
وز پی آن هفت تن،
هفت آسمان
این طرف، خیل رُسُل
دنبال او
آن طرف احمد به
استقبال او
ظاهراً تشییع یک
پیکر ولی
باطناً تشییع زهرا و
علی
امشب ای مَه، مهر ورزو، خوش بتاب
تا ببیند پیش پایش آفتاب
دو عزیز فاطمه همراهشان
مشعل سوزانشان از آهشان
ابرها گریند بر حال علی
میرود در خاک آمال علی
چشم، نور از دست داده، پا، رمق
اشک، بر مهتاب رویش، چون شفق
دل، همه فریاد و لب، خاموش داشت
مُردهای تابوت، روی دوش داشت
آه، سرد و بغض، پنهان در گلوی
بود با آن عدّه، گرم گفت و گوی
آه آه ای همرهان، آهستهتر
میبرید اسرار را، سر بستهتر
این تنِ آزرده باشد جان من
جان فدایش، او شده قربان من
همرهان، این لیلهی قدر من است
من هلال از داغ و این بدر من است
اشک من زین گل، شده گلفامتر
هستیام را میبرید، آرامتر
وسعت اشکم به چشم ابر نیست
چارهای غیر از نماز صبر نیست
چشم من از چرخ، پُر کوکبترست
بعد از امشب روزم از شب، شبترست
زین گل من باغ رضوان نفحه داشت
مصحف من بود و هجده صفحه داشت
مرهمی خرج دل چاکم کنید
همرهان، همراه او خاکم کنید
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها
