| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
105
|
88/6/9 (18:32)
|
|
||
|
|
15
|
94
|
87/12/24 (13:04)
|
|
||
|
|
32
|
290
|
88/9/9 (22:48)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
90/3/1 (15:59)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
90/2/11 (15:31)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
89/6/27 (15:25)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
88/12/16 (10:23)
|
|
||
|
|
28
|
152
|
88/8/29 (08:56)
|
|
||
|
|
29
|
142
|
88/8/10 (11:40)
|
|
||
|
|
4
|
34
|
88/8/6 (00:01)
|
|
||
|
|
7
|
54
|
88/7/20 (21:55)
|
|
||
|
|
22
|
107
|
88/7/12 (14:54)
|
|
||
|
|
14
|
86
|
88/6/24 (17:06)
|
|
||
|
|
4
|
19
|
88/6/23 (22:30)
|
|
||
|
|
16
|
120
|
88/5/17 (22:49)
|
|
||
|
|
14
|
47
|
88/5/15 (11:08)
|
|
||
|
|
3
|
14
|
88/5/3 (22:23)
|
|
||
|
|
27
|
92
|
88/4/26 (11:37)
|
|
||
|
|
35
|
146
|
88/4/22 (13:09)
|
|
||
|
|
3
|
14
|
88/3/21 (10:17)
|
|
به نام خداوند جان و خرد -- كزین برتر اندیشه بر نگذرد
برای ایرانیان، آموختن پهلوی، آسانترین و شادی بخش ترین كارهاست، همچنان كه برای یك كودك، غنودن در آغوش مادر...!
زبان پهلوی، زبان دوره اشكانی و ساسانی است و با اندك نگرشی به آن در می یابیم كه مادر همه زبانهای محلی كنونی ایران مانند كردی و لری و بلوچی و گیلكی و تبری و ...... است، منتها كار بدینجا محدود نمی شود و باید بدانیم كه آفاق جهان بسیار پهناور است!
با نگرشی ژرفتر می بینیم كه زبان پهلوی، پیوندی بسیار عمیق با سایر زبانهای آریایی مانند انگلیسی،ارمنی، آلمانی، فرانسه و ... دارد! باز اگر آفاق جهان را بنگریم و سیری در زبان اوستایی داشته باشیم، می بینیم كه آن نیز با سانسكریت پیوند دارد و بدین ترتیب راز یگانگی و وحدت جامعه بشری، بیش از پیش برایمان آشكار می شود و این مفهوم شگرف، ما را بدانجا می رساند كه یكی هست و جز آن هیچ نیست!
برای نمونه، ساده ترین و كارا ترین حرفی كه در گفتگوی روزمره مان از آن بهره می گیریم، حرف ربط { ’ } است! برای نمونه در تركیب من ’ تو! این حرف ربط در زبان پهلوی نو(گویش دوره ساسانی) او تلفظ می شده و در پهلوی كهن(گویش دوره اشكانی) اود بوده است!
همین واژه در زبان آلمانی با اندك تغییری، Und و در زبان انگلیسی And گفته می شود، شگفت آنكه در میان تاتهای بویین زهرا، این حرف ربط مانند انگلیسی به صورت And تلفظ می شود و برای نمونه به شب و روز می گویند : شو اند ِ روز!
باز اگر بیشتر پیش برویم، این واژه در زبان اوستایی اوتَ تلفظ می شده و با اندك تغییری در زبان فرانسه بدان et می گویند و این است همان یگانگی و وحدت كه درباره آن سخن گفتیم!
زبان پهلوی، به منزله كلیدی است كه می تواند در ِ بوستان پر گل زندگی، فرهنگ و اندیشه نیاكان را به روی ما بگشاید و ما را از گنج نوشته های نیاكان آگاه سازد، در این جستار تلاش می كنیم، نرم نرم با این میراث گرانبهای نیاكان آشنا شویم!
در این چند ترکیب گذشته به برخی از حروف برخورد کردیم ، اینجا همه آنها را یکجا می آوریم تا چشم به آنها آمخته تر گردد :
با فراگرفتن این حروف می توانیم این جمله را به سادگی بخوانیم :
حالا برای تمرین، تلاش کنید جمله زیر را مانند جمله بالا با هام دبیره بنویسید :
آن دوست نباید به دوست داشتن که اندر سختی به فریاد نرسد! **
** این جمله که در متون پهلوی آمده را با این شعر روانشاد سعدی که چند صد سال بعد سروده شده ، مقایسه کنید تا پیوستگی اندیشه و فرهنگ، حتی با دیگر گون شدن آیین را بیشتر دریابید:
دوست مشمار آنکه در نعمت زند لاف یـــاری و برادر خواندگی
دوست آن دانم که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
با سپاس از شما
در این تركیب بالا برای فرزانگان، روی حرف ف، نقطه نگذاشتید و در یك جای دیگه هم همینطور، سهویه یا این كه اینطوری هم نوشته می شن؟
درود بر شما.
در اینجا سهوی است! منتها در آینده خواهید دید كه ما تعدادی از نشانه های كمكی را نرم نرم بر می داریم تا بدون آن نیز بتوانید پهلوی بخوانید! یعنی نوشتن فرزانگان بدون نقطه روی ف، كاملا درسته و هیچ ایرادی ندارد! منتها فعلا برای راحتی كار شما و دیگران كه نوآموز به حساب می آیید، همه جا این نشانه های كمكی را بهره می بریم.
تا چند روز آینده یك متن كوتاه پهلوی را پیدا می كنم تا با هم آن را بخوانیم.
سپاس از پیگیری شما 
با سپاس از شما
در این تركیب بالا برای فرزانگان، روی حرف ف، نقطه نگذاشتید و در یك جای دیگه هم همینطور، سهویه یا این كه اینطوری هم نوشته می شن؟
پیش از آنكه كاربرد حروف در واژه ها و سپس تركیبها را ببینیم، لازم است دو نكته را بر رسیم :
نخست آنكه همانطور كه گفته شد در هام دبیره، همه حروف به حرف پیش از خود می چسبند.
4 واك ، چ و ج و ز و ژ ، هنگامی كه به حرف پیش از خود می پیوندند، در هنگام اتصال به شكلی دیگر نوشته می شوند، در حقیقت همه به شكل پ نوشته می شوند، برای نمونه ، كاربرد دو واك ز و چ را در دو واژه زیر هنگام جدا نوشته شدن و هنگام اتصال به واك پیشین را ببینید :
------------
می بینید كه اگر نقطه یا علامتی بر روی حرف نباشد، بسیاری از واژه ها را می توان به چند نوع خواند! برای نمونه:
البته صورت درست واژه در داخل جمله روشن می شود، زیرا كه مثلا در جمله ای كه مقصود آب از چاه كشیدن باشد، نمی توان آز از چاه بیرون كشید!
نویسندگان، گاه برای آنكه تند نویسی كنند و البته خط زیباتری داشته باشند، صورت برخی واژه ها را كه هم اتصال آنها به یكدیگر زمان گیر بوده و هم شكل ظاهری زشتی داشته، تغییر می دادند! با این نوع تغییرات نرم نرم آشنا می شویم، منتها دو نمونه مهم این تغییرات اینها هستند :
اگر این نكات را درست فرا گرفته باشید، به سادگی می توانید وارد كاربرد واكها در واژه ها و سپس استفاده از واژه ها برای ساخت تركیبها شوید! به چند نمونه زیر دقت كنید :
چاچ، شهر باستانی ایران بوده كه اكنون تاشكند خوانده می شود. در گذشته كمانهای این شهر بسیار مشهور بوده :
بمالید چاچی كمان را به دست به چرم گوزن اندر آورد شست
بر او راست خم كرد و چپ كرد راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست !
روشن است كه كسره ای كه برای ارتباط دو واژه در زبان دری به كار می رود، در پهلوی به صورت ای خوانده می شود و این درست همانست كه در اصفهان جریان دارد : مردی خُب = مرد ِ خوب!
حرف ربط و نیز در زبان دری باید به صورت او تلفظ شود، چرا كه حرف ربط عربی است كه وَ تلفظ می شود! این شعر استاد فردوسی نیز نشان می دهد كه این حرف را باید او یا اٌ تلفظ كرد و تلفظ آن به صورت وَ نادرسته :
از این پنج شین روی رغبت متاب شب و شاهد و شمع و شهد و شراب !

با سپاس و تشكر بسیار زیاد 
واقعا عالیه. یه سوال : از كجا باید بفهمیم چه حرفی به حرف بعد از خودش می چسبه؟ مثلا توی همون جمله بالا كه نوشتید از كجا فهمیدید كه باید پ و ت از هم جدا نوشته بشن؟ 
خواهش می كنم، لطف دارید.
البته این نكته ها را به ترتیب خواهیم گفت، منتها این را بدانید كه از روی شكل واكها، میتوان دریافت كه آیا به واك بعدی می پیوندند یا خیر! حالا اگر می خواهید قاعده ای بگویم، باید گفته شود كه در هام دبیره همه حروف به حرفی پیش از خود می پیوندند اما برخی از آنها به حرف بعدی نمی پیوندند. و آنهایی كه نمی پیوندند اینها هستند:
ب ، پ، ت ، چ، غ ، ف ، ك ، ن ، و
اگر به نشانه هر كدام از این واكها دقت كنید، به روشنی می بینید كه به جز ب و ك، سایر آنها اصلا امكان چسبیدن به واك پس از خودشان را ندارند! حالا حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم آنها را به حرف بعدی پیوند دهیم! نرم نرم به كاربرد این واكها در واژه هم خواهیم رسید....
سوال دیگه این كه، خود جمله ای كه اون بالا نوشتید، یعنی این :
دقیقا به چه معنی هستش؟
آوانویسی جمله بالا به زبان پهلوی چنین است :
Pat NAm i dAtAr Ohrmazd
و معنی سره آن به فارسی می شود : به نام ِ دادار اورمزدـ(=اهورامزدا)
منتها از آنجایی كه استاد فردوسی توسی، برترین ترجمان متون پهلوی بوده اند، زیباترین و بهترین ترجمه ممكن از اهورامزدا و این جمله را، در ابتدای شاهنامه آورده اند :
به نام خداوند جان و خرد كزین برتر اندیشه بر نگذرد!
و اهورامزدا، خداوند جان و خرد است! خود واژه خداوند به معنای دارنده و صاحب است و در واژه ای مانند خداوند بستان یا خداوند باغ، به روشنی معنای دارنده را نشان می دهد! استاد در مصراع دوم خودشان اشاره می كنند كه اندیشه را پروای گذشتن از این معنای شگرف نیست و این نهایت چیزی است كه اندیشه می تواند گرد اهورامزدا از خود بروز دهد!
سوال دیگه این كه، خود جمله ای كه اون بالا نوشتید، یعنی این :
دقیقا به چه معنی هستش؟
با سپاس و تشكر بسیار زیاد 
واقعا عالیه. یه سوال : از كجا باید بفهمیم چه حرفی به حرف بعد از خودش می چسبه؟ مثلا توی همون جمله بالا كه نوشتید از كجا فهمیدید كه باید پ و ت از هم جدا نوشته بشن؟ 
ابن الندیم در كتاب الفهرست، از قول روزبه پارسی (ابن مقفع) دانشمند بزرگ ایرانی می نویسد كه ایرانیان برای نویسندگی در رشته های گوناگون، هفت نوع خط داشته اند البته شوربختانه بیش از 3 نوع آن برای ما باقی نمانده :
1 ) دین دبیره : كه برای نوشتن اوستا به كار می رفته و می رود.
2) هام دبیره : كه خط عمومی كتابها و نامه های ایرانی بوده و با همین می خواهیم آشنا شویم.
3) گشته دبیره : كه برای نوشتن سنگنبشته ها و یا سكه ها به كار می رفته و شباهت زیادی با هام دبیره دارد.
از نظر الفبا، هام دبیره از 14 علامت اصلی تشكیل شده كه با اندك تغییراتی روی این علامتها، تعداد حرفهای آن به عدد 24 می رسد كه برابر با 24 حرف فارسی دری است (به جز حروف عربی)
در فارسی، برخی حروف دارای علامت یكسانی هستند كه با نقطه یا اضافه شدن سركش، از هم متمایز می شوند، برای نمونه ب و ت و ث و پ، همگی یك نوع علامت دارند كه با تغییر مكان نقطه روی آنها، حروف متفاوتی ساخته می شوند!
با یك نگاه به الفبای هام دبیره در می یابیم كه در آن نیز، برخی از حروف، از علامت یكسانی تشكیل یافته اند، برای نمونه بنگرید به چند گروه از حروف شبیه به هم :
----------------
-------------
كه این موضوع، فراگیری هام دبیره را بسیار ساده تر خواهد كرد! سایر حروف هام دبیره نیز اینها هستند :
---------------
البته نیازی نیست همه این حروف را یكجا و در اینجا به خاطر بسپارید، بلكه نرم نرم، كاربرد آنها در واژگان را كه ببینید، چشم بدان آمخته می گردد و به سادگی می توانید آنها را از هم تشخیص بدهید!
درود بر شما.
البته گمان كنم اگر بحثهای این چنینی را در جستار زبان پهلوی و ریشه یابی نامها داشته باشیم، بهتر خواهد بود، چون شاید این جوری آن ترتیب آشنایی با دبیره پهلوی به هم بخوره و شاید بهتر باشه در اینجا تنها درباره همان دبیره پهلوی سخن گفته شود! منتها چون این بحث را راد گرامی در اینحا گشودند در همینجا نیز پاسخ می دهیم: گروهی از مستشرقین و برخی از استادان داخلی كه بیشتر پیرو آنها هستند گمانه زنی های دیگری در مورد پهلوی دارند، برای نمونه گروهی معتقدند، پهلوی صورت دیگری از پرتوی است كه همان پارتی یا اشكانی یا خراسانی باشد. منتها این نظر با متون كهن ایرانی سازگار نیست، چرا كه در متون ایرانی منظور از پهلوی، عموم ایرانیان است و نه یك قوم خاص! چون اشكانیان، خودپرستی برخی از شاهان هخامنشی را نداشته اند، هم نوع حكومت را به صورت خودگردان بر می گردانند و هم آنكه زبان رسمی كشور را، به همان زبان عمومی ایرانیان یعنی پهلوانی باز می گردانند.
دیگر آنكه اگر پهلوی زبان خاص اشكانیان بوده، قاعدتا نباید ساسانیان كه به شدت با اشكانیان به مخالفت برخاستند و تلاش كردند تمام آثار آنها را نابود كنند، زبان قوم آنها را ادامه می دادند! حال آنكه می دانیم كه فهلویات كه نوعی از ترانه های مشهور پس از اسلام است، در میان مناطق دیگر ایران مانند همدان و لرستان و آذربایجان و حتی عراق، بسیار رایج بوده! دیگر آنكه در متون ایرانی، اشاره به پهلو و پهلوی و پهلوان، در دوره هایی به میان می آید كه اصلا سخنی از اشكانیان و هخامنشیان و ... نبوده و این نشان می دهد، این پاژنام بسیار كهن تر از دوره اشكانیان است. برای معنی پهلو نیز، گمان كنم كاملا بیتهای استاد فردوسی در این مورد به روشنی نشان می دهند كه پهلو به معنای كوهستان بوده و گمان نمی كنم نیازی به ریشه یابی دیگری داشته باشیم!
دوستان سلام
آقای یاشار ممنون ، خسته نباشید. لطف کنید منابع را هم ذکر کنید.
شاد باشید
زبان پهلوی، زبان عمومی ایران بوده است كه همه لهجه های محلی از كردی و بلوچی و ارمنی و سیستانی و ... در حكم شاخه هایی از آن بودند و نزدیكی زیادی داشته و دارند! پهلوی برگفته از واژه پَهلَو به معنای كوهستان است و در این بیت استاد كه اشاره به حضور ایرانیان باستان در كوهها دارد، این معنا روشن است :
بفرمود تا قارن رزمجوی ز پَهلَو به دشت اندر آورد روی
یا :
یكی لشكر آمد ز پَهلَو به دشت كه از گرد اسبان هوا تیره گشت
یا :
بفرمود پس تا منوچهر شاه ز پَهلَو به هامون گذارد سپاه
با توجه به این كه مسكن اولیه آریاییان پَهلَو یا همان كوهستان بوده و بعدها با پیدایش قنات یا كاریز، به دشتها آمدند، منظور از پهلوی، ایرانی و منظور از زبان پهلوی، زبان عمومی ایران است! اینست كه در شاهنامه همه جا از پهلوی معنی ایرانی بر می آید و نه یك قوم مانند سیستانیان یا پارسیان یا كردان یا آذربایجانیان! چنانكه افزون بر زبان پهلوی از كیش پهلوی، جامه پهلوی، سرود پهلوی و جوشن پهلوی نیز نام برده شده و به خصوص در این بیت كه به روشنی، پهلوی به معنای ایرانی در برابر رومی و چینی آمده :
بفرمود پس خلعتی خسروی ز رومی و چینی و از پهلوی!
با بررسی متون كهن ایرانی، در می یابیم كه پارتیان كه پس از جانشینان سكندر برای نجات ایران به پا خواستند، دوباره پس از خودپرستی برخی از شاهان هخامنشی، زبان پهلوی را كه زبان عمومی ایران بوده، به صورت زبان رسمی كشور در می آورند! این زبان در دوره ساسانیان نیز، به همان صورت باقی ماند منتها تغییرات كوچكی در تلفظ واژگان آن ایجاد شد، از این روی زبان پهلوی دوره ساسانی را پارسیك یا پهلوی نو و زبان پهلوی دوره اشكانی پهلوانیك یا پهلوی كهن می خوانند. برای نمونه فعل كردن، در تلفظ نوی آن به همین صورت كردن بوده اما در تلفظ كهن آن به صورت كرتن، و یا واژه روز كه در تلفظ نو به همین صورت روز تلفظ می شود اما در تلفظ كهن روچ بوده است! ما نیز در این جستار، تلاش می كنیم همان تلفظ كهن را بر رسیم كه به زبان اوستایی و زبان های محلی، نزدیك تر است!
با سپاس و تشكر بسیار زیاد به خاطر باز كردن این جستار 
اولین سوال اینكه اصلا خود پهلوی یعنی چی و برای چی به این زبان پهلوی می گن؟
با سپاس و تشكر بسیار زیاد به خاطر باز كردن این جستار 
اولین سوال اینكه اصلا خود پهلوی یعنی چی و برای چی به این زبان پهلوی می گن؟