| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
53
|
86/12/17 (01:35)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/5 (05:53)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
89/5/18 (03:40)
|
|
||
|
|
12
|
180
|
89/3/6 (21:57)
|
|
||
|
|
0
|
46
|
88/12/19 (13:23)
|
|
||
|
|
0
|
23
|
88/10/6 (02:37)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
88/3/9 (09:51)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
88/1/26 (13:14)
|
|
||
|
|
2
|
48
|
87/11/14 (09:52)
|
|
||
|
|
2
|
11
|
86/10/28 (15:26)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
86/6/25 (18:34)
|
|
||
|
|
1
|
75
|
86/5/30 (17:42)
|
|
||
|
|
1
|
26
|
86/5/15 (01:53)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/4/14 (02:33)
|
|
||
|
|
3
|
51
|
86/4/13 (01:31)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
86/1/22 (08:55)
|
|
||
|
|
3
|
48
|
86/1/13 (21:24)
|
|
||
|
|
0
|
66
|
85/12/13 (15:09)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
85/12/10 (22:40)
|
|
||
|
|
0
|
41
|
85/10/30 (11:23)
|
|
آفـریـنـش انـسـان
« و ما انسان را "از خاک کوره در گل و لایِ سیاهِ بد بویِ تعـفـن گرفته" آفریدیم».
یکی از مباحث مبحث مجاز در زبان عربی "گـفـتـن نـتـیجه کار بجای خود کار" است. مانند:
ـــ نان می پزم. بجای خمیر می پزم.
ـــ جام شـفـا نوشیدم. بجای جـام دوا نوشیدم.
ـــ سیب کاشتم. بجای درخت سیب یا تخم آنرا کاشتم.
ــــ ساعت 12 پرواز می کنم. بجای هواپیما پرواز می کند.
آیه مزبور نیز مانند جملات مزبور در چهارچوب مبحث مجاز گفـته شده. یعنی "آفرینش انسان" در آیه به معنی آفرینش خود انسان نیست. بلکه آفرینش چیز دیگری است که قرار بوده نتیجه آن آفرینش انسان بشود. پیش از این نیز در آیه 20 عنکبوت دیدیم که قرآن گفـت: بروید در زمین و ببینید خدا حیات را چگونه آغاز کرد
قـُلْ سـیروُا فِی الاَرْضِ فـَانـْظـُروُا کَـیْـفَ بَـدَاَ الـْخـَلـْقَ). و در آیه 54 فـرقان دیدیم که خدا "موجود بی ریش و پشمی" را در آب آفرید (خـَلـَقَ مِـنَ الْـماءِ بَـشَراً).
و در این آیه، محل آغاز حیات و مواد آنرا را گفـته، که از "خاک کوره (خاک آتشفشانی) و در مرداب و گِـل و لای لجن متعـفـن" بوده است. (یعنی چنین حیاتی تکامل یافـته و راه به پیدایش انسان برده است).
و در سوره سجده آیات 7 تا 9 نیز چنین می خوانیم:
« الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانـْسَانِ مِنْ طِینٍ ـــ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ ــ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالافْئِدَةَ قَلِیلاً مَا تَشْكُرُونَ ».
« آن خدائی که آفرینش هر چیزی را بهتر نمود و آفرینش انسان را در گِـل آغاز نمود ـــ مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزشی قرار داد ــ مدت درازی بعد او را راست (قامت) نمود و از روح خود در او دمید. همینطور شنوائی و بینائیها و احساسات (اعصاب) برای شما درست کرد. افراد کمی از شما سپاسگذار هستند».
در این آیات می بینیم که انسان راست قامت کرده شده (یعنی در آغاز آفرینش خود راست قامت نبوده)، و پیش از راست قامت شدن نیز از طریق نطفه تولید مثل داشته، و راست قامت شدن وی نیز مدت زمان درازی پس از تولید مثل وی از طریق نطفه صورت گرفته، (چنانکه حرف ثـُمّ که برای بیان فاصله زمانی و زمان بلند مدت است بر آن دلالت دارد). دمیده شدن روح خدائی در وی بمعنی: دادن کارکرد و عملکرد خدائی به وی است. یعنی اندیشمند نمودن وی. (واژه روح از جمله به معنی: حرکت و کارکرد و عملکرد است).
پـیـدایـش گـیـاه وار انسان
«خدا شما را "گیاه وار" از زمین رویانید»!
آیه نقل قول صحبت حضرت نوح به قوم خود است. تـشـبیـه رویـش انـسـان از زمـیـن مانند رویش گیاه بـه این معنی است که انسان درجا آفـریده نشده بلکه ضمن مراحلی گیاه وار آفـریده شده است:
ـــــــ گـیـاه (یعـنی دانه ای که منجر به پـیدایش گیاه می شود) در ابتدای خود عنصری بسیار ساده و در آب و خاک است. بنابر این انسان (یعنی موجودِ زنده ای که منجر به پیدایش انـسـان شـده) نـیـز در ابـتـدای خـود می بـایست عنصری ساده در آب و خاک بوده باشد. بر اساس شناخت امروزی ما از حیات اولـیه، چنین نیز بوده است.
ـــــــ گـیـاه رفـتـه رفـتـه جـوانه می زند و شـاخ و بـرگ می دهد. بـنابر ایـن آن عـنصر حیاتی اولیه نیز رفـته رفته پیچیده و پیچیده شده و صاحب شاخ و برگ یعنی دست و بال و غـیره شده است.
چـیـزی که یک پـیامبر در چند هزار سال پیش گفـته و کسانیکه خود را روشنفکر می دانسته اند به آن می خندیده اند امروزه علم عصر ماست.
آفرینش بشر ضمن مراحل بلند مدت
« مشکل شما کدام است که به خدا شکوهمندانه نگاه نمی کنید در حالیکه شما را طی دوره های بلند مدت آفرید».
آیه نقـل قول از گفتارهای نوح به قوم خود است. وی چند هزار سال پیش از میلاد به مردم خود گفته بوده که انسان ضمن مراحل بلند مدت «انسان» شده، ولی مردم طبق معمول بـوی می خندیده اند و از جمله بوی می گفته اند: تو حالت خوب نیست. (اطوار از جمله جمع « طـَور» است به معنی: یک گام، یک مرحله، یک حالـت از گامها و مراحل و حالات شئ).
منظور آیه از " روآوردن با وقار و شکوهمندانه به خدا" بخاطر آفرینش انسان در دوره های طولانی، این بوده که از آنجا که انسان در دراز مدت آفریده شده مانند هر چیز دست ساز وقـت گیرِ دیگر ارزشمند و نفیس است، و خالق آن نیز ارزشمندتر. بنابر این انسان باید با وقار و شکوه به آفـریدگار شکوهـمـند خود روبیاورد.
تنوع یافتن جانوران و هر یک از نژادهای آنها
« و در خلقت خود شما و خلقت هر نوع جانور دیگری که بطور غیر منظم گسترش میدهد نشانه هائی برای کسانیکه مسائل را عینی و مادی می فهمند وجود دارد»!
نکته آیه: 1ـــ موجودات بثّ پیدا می کنند. 2ـــ فعل « یبثُّ» در وزن مضارع است. 3ـــ در خلقت انسان و خلقت هر جانور دیگری نشانه هائی وجود دارد.
1ـــ موجـودات بثّ پیدا می کنند:
واژه بَثّ به معنی: گسترش دادن (یا پخش نمودن) غیر منظم است. (یعنی: گسترش دادن یا پخش نمودن چیزی به شیوه ها و اشکال گوناگون و متنوع). و «بثّ» نمودن هر نوع جانوری به این معنی است که: هر نوع جانوری (یعنی هـر نژاد و تیره ای از جانوران) را در اشکال و صورتهای متنوع زیاد می کند. که بطور ضمنی و تلویحی به این معنی است که آنـها را از همدیگر در می آورد.
2ـــ فعل « یبثُّ» در وزن مضارع است:
مضارع بودن فعـل « یَـبُـثُّ» به این معنی است که هـنوز نیز نژادهـا و تیره های جدیدی از انواع موجودات آفریده می شوند. چند صد سال پیش انسان انـواع مـوجودات را شمرده بود و عددی حول و حوش هفت هزار را برای آنها تعـیـین کرده بود. امروزه انسان در حدود بیش از یک میلـیون و هـفت صد هـزار نوع موجود زنده را می شناسد. و پیوسته انواع جدیدی را پیدا می کند. (برخی نوشته اند که تکامـل و تـنوع انـواع مـوجـودات تـمـام شـده و دیـگـر مـوجـود جـدیـدی بوجود نمی آید. (ولی این فـقـط یک نظریه است و هـیچگونه توضیح و مبنای علمی برای آن وجود ندارد).
3ـــ در خلقت انسان و خلقت هر جانور دیگری نشانه هائی وجود دارد:
تصویر 1 دست انسان، تصویر 2 بال یک پرنده، تصویر 3 بال خفاش و تصویر 4 بال مارمولک پرنده، تصویر 5 فسیل یک جانور دوزیست است. در همه آنها مچ بازو، مـچـهـای سـاعـد، مچهای دست و انگشتان مشترک است. تفاوت در شکـل و اندازه آنها است که به نوع کاربرد آنها مربوط می شود.
آیه خطاب به بت پرستان است که برای هر چیزی خدائی قـائل بودند. آیه با استدلال به ساختمان بدن انسان و جانوران یگانگی خدا را استدلال می کند. و منظور آن اینست که در موجودات ردی بیش از رد یک آفریننده دیده نمی شود.
تـکامـل چـهـره بشر
« و به شما رفته رفته رنگ و رو (رنگ و روی بشری) داد و مدت کوتاهی بعد رنگ و روی شما را بهتر نمود»!
نکته آیه: انسان ابتدا رنگ و روی بشری داده شده و بعد ضمن مدت کوتاهی بهتر کرده شده:
انسان در بلند مـدت (چنانکه مصدر «تـصـویر» به معنی: رسم نـمودن و نقاشی کردن ضمن پروسه بر آن دلالت دارد) چهره بشری بخود گرفته است. (مدت آن 14 میلیون سال برآورد می شود). و بعـد در مدت کوتاهی ظرافت و زیبائی فعلیِ آن را بخود گرفـته، (حرفِ «فـاء» که بر ترتیب و تعـقـیـب دلالت دارد، آمـدن آن بر سرِ فعل اَحْـسَـنَ، بیانگر"بهـتر سـازی چـهـره در کـوتـاه مـدت" پـس از رنگ و روی انسانی بخود گرفتن چهره است). در بررسی هـائی که انـجـام شـده بـرآورد شـده که ظرافـت و زیبائی چـهـره انسان در 10000 سال گـذشـتـه صـورت گرفـته است. و از آنـجـا کـه مـورد خــطاب آیه انسان می باشد، بهتر سازی چهره شامل همه تیره ها می شود.
تغییر متناسب با محیط طبیعی
« به آنها بگو: خداست که شماها را بنابر وضعیت سرزمین ها آفـرید».
واژه « ذرء» به معنی: درست کردن اختراعی است.« فـی» در آیه سببی است. و «ارض» در آیه به معنی «سرزمین و طبیعت» است که از معانی آنست.
آیه روی هم رفـته به این معنی است که انـسـان در ابتدا یک گونه بـوده، پـس از پخـش شـدن در سرزمـینهای مختلـف بنابر وضعیت طبیعتی که در آن زندگی می کرده تغـیـیـرات فـیـزیکی داده شده است.
آفرینش همه از یک بشر
«همه شما را از یک بشر آفرید».
نکته آیه: همه انسانها از یک انسان آفریده شده اند:
آخرین تحقیقات مربوط به مسائل توارثی نشان می دهد که هـمه انسانها (چه آنهائی که پیش از این زیسته اند، چه آنهائی که فعلا زندگی می کنند و چه آیندگان) همه در ذریه اولین انسان بوده اند.
همه نژادها از یک پدر و مادر هستند
« مردم! ما همه شماها را از یک نر و یک ماده آفریدیم، و شماها را تیره بندی کـرده و افـراد هم تیره را کمی با هم تفاوت دادیم تا بتوانید همدیگر را تشخیص بدهـید. فـرد ارزشـمـند تر شما پیش خدا کسی از شماست که نیکوکارتر باشد».
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-kashida: 0%; text-autospace: none; direction: rtl; unicode-bidi: //embed//;زهرا خانوم سلام
هر زمان در باره خلقت انسان در قران آمده از کلمه عام ( انسان ) استفاده شده است نه کلمه خاص ( آدم )
زحمت بکشید و افتخار بدهید یه سر به وبلاگ شخصی من بندازید
اونجا ترتیب و تدریج در خلقت انسان از منظر قرآن به قلم ( مرحوم سحابی ) آمده است
افتخار میدهید