| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
53
|
86/12/17 (01:35)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/5 (05:53)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
89/5/18 (03:40)
|
|
||
|
|
12
|
180
|
89/3/6 (21:57)
|
|
||
|
|
0
|
46
|
88/12/19 (13:23)
|
|
||
|
|
0
|
23
|
88/10/6 (02:37)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
88/3/9 (09:51)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
88/1/26 (13:14)
|
|
||
|
|
2
|
48
|
87/11/14 (09:52)
|
|
||
|
|
2
|
11
|
86/10/28 (15:26)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
86/6/25 (18:34)
|
|
||
|
|
1
|
75
|
86/5/30 (17:42)
|
|
||
|
|
1
|
26
|
86/5/15 (01:53)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/4/14 (02:33)
|
|
||
|
|
3
|
51
|
86/4/13 (01:31)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
86/1/22 (08:55)
|
|
||
|
|
3
|
48
|
86/1/13 (21:24)
|
|
||
|
|
0
|
66
|
85/12/13 (15:09)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
85/12/10 (22:40)
|
|
||
|
|
0
|
41
|
85/10/30 (11:23)
|
|
علم و دین
اگر تاریخ علم را از دوران شكوفایی اش تا به حال ورق بزنیم شاهد این مهم می شویم كه كلیسا در غرب كه نماد مذهب آن دیار هست بارها در برابر دانش بشری ایستاده است و آن را به مثابه توهین بر مقدسات مورد وحشیانه ترین هجمه های خویش قرار داده است طوریكه طلایه داران علوم زمان مقتضی با تردید، یافته های خود را به ثبت رسانیده اند. اگر امروز از كسانی چون گالیله و داروین و نیوتن و انیشتن و... به نیكی و بزرگی یاد می شود در زمان خودشان ایشان را به اتهام كفرگویی و نشر اكاذیبی بر خلاف گفته های دینی محكوم می كردند. زمانیكه باور همگان طبق روایات سردمداران كلیسا این بود كه زمین محور تمام عالم هست گالیله خلاف این ادعا را عنوان كرد. زمانیكه گفته های دینی بر این مدعی بود كه انسان اشرف مخلوقات و هدف غایی تمامی موجودات زنده از منظر خداست داروین با ارائه نظریه تطور گونه ها و انتخاب طبیعی و در نهایت تكامل موجودات زنده، ابراز كرد كه انسان نیز به مانند دیگر جانداران محصول پروسه تكامل هست و این چنین ضربه دیگری بر پیكر ادیان زده شد.
حال با گذشت سالهای دراز از آن یافته ها غرب و در راسش كلیسا قبول كرده است كه دیگر نمی توان علم را با روایات و مطلق گرایی دینی قرنطینه و یا حتی با خود همگام كرد به همین خاطر هست كه نظامهای سكولار لاجرم بر مسند حكومت جای گرفته اند تا دیگر سنگ اندازیهای كلیسا بر مسیر پیشرفت علوم خدشه ای وارد نسازد و چنین هست كه امروز حتی پاپ و اسقفها و كاردینالهای كلیسا برای اینكه از خاموشی مطلق چراغهای كلیسایشان در كل جلوگیری كنند خود با اشتیاق كامل مرز علم و دین را كشیده اند و از ورود مباحث علمی در روایات دینی كاملا ممانعت به عمل می اورند. این در حالی است كه در بیشتر مباحث علمی از موجودیت موجودات و یا مكانهای تعریف شده ادیان هیچ سخنی به میان نمی اید و آن همان دلیل مرزبندیهای ایجاد شده از طرف كلیساست. با این اوصاف و نیز با توجه به پیشرفت روز به روز علوم طبیعی كتابهای درسی دانش اموزان نیز به تبع به شیوه نوین نگارش و در دسترس قرار می گیرد.
اما در نقطه ای دیگر از جهان در كشوری چون ایران مطلق گرایی دینی همچنان ادامه دارد و تمامی یافته ها از فیلتر دین اسلام به اصطلاح تطهیر می شود تا هیچ گونه اختلافی در گفته های دین و یافته های جدید مشاهده نشود. متاسفانه اكثر كتابهای درسی علوم ما در مدارس و حتی دانشگاهها از جانب نه دوستداران و باورمندان علوم بلكه از طرف دگم اندیشان متعصب دینی نگارش و در چند نوبت ویرایش می شود. نتیجه این ادعا این هست كه زمانی كه صحبت از نظریه تكامل می كنیم عده ای به اقتضای آن دروس تحریف شده بانگ وااسفا سر می دهند كه تكامل تنها یك فرضیه هست كه آن هم در حال رد شدن هست. چطور شما مدعی این می شوید كه انسان از نزدیكان شامپانزه هاست- بد نیست در اینجا گریزی به این ماجرا داشته باشیم. توماس هاکسلی، یک دانشمند زمین شناس، دوست مدافع معاصر و پرشور داروین، مناظره ی جالبی با اسقف ویلبرفورس (مخالف سرسخت نظریه ی تکامل) داشت که می ارزد در اینجا بخشی از آن را نقل کنیم. چون علاوه بر اینکه نمونه ایست از اینکه چگونه دین پیشگان برای تخطئه ی یک نظریه ی علمی به اهانت متوسل می شوند، دلیری دانشمندان در ترجیح حقیقت به هر چیز دیگر را نیز نشان می دهد:
اسقف ویلبرفورس: "پس به این ترتیب آقای هاکسلی ادعا دارند که از طرف جد پدری شان به نسل میمون تعلق دارند، یا جد مادری؟"
توماس هاکسلی: "اگر من مخیّر باشم تا انتخاب کنم که اجدادم میمون های بیچاره ای باشند یا کشیش های عالیمقامی که همه ی قوای عقلانی و نفوذ خود را وقف به سخره گرفتن علم می کنند، من بی درنگ میمون را انتخاب می کنم.".
پس قضیه آفرینش آدم و حوا در كتب ابراهیمی چیست و یا خیلی موارد دیگر كه با این ادعا همه انها زیر سوال می رود. آن موقع هست كه انسان را به اتهام كفرگویی با تعصب خاطر دشنام می دهند. متاسفانه فرق بین علم و دین در این هست كه علم طالب پیشرفت و یادگیری ولی دین محكوم به مطلق گرایی است و این همان دلیل اتهامات ادیان بر باورمندان علوم هست. چرا كه هر روز بر ارتفاع هرم علوم افزوده می شود و این یعنی تدفین بیشتر گفته های دینی در جزم خویش. دیگر به باور امروز علم این مسجل هست كه جهان نه در 6 روز بلكه در طی سالیان متمادی تشكیل شده و به فرم امروزی رسیده هست. انسان نه در یك روز و از خاك و گل بلكه در مسیر تكامل موجودات زنده و در طی باز سالهای دراز شكل امروزی را به خود گرفته است. اما هر جواب دندان شكن علم باز مانع بهانه های مدافعین ادیان نمی شود. ایشان با نادیده گرفتن این عقب نشینی در برابر علم این بار متوسل به دو ادعا می شوند كه یكی را برهان نظم می نامند و دیگری را برهان علیت. ایشان مثالی چون ساعت را عنوان می كنند و مدعی این می شوند كه هر نظمی ناظمی دارد طوریكه اگر ساعت سازی وجود نداشت قطعات در كنار هم به طور منظم شكل ساعت را به خود نمی گرفتند. اما این مغلطه ای بیش نیست و آن دلیلش این هست كه جهان كارگاه ساعت سازی نیست كه نیازی به ناظم داشته باشد. اگر علوم طبیعی را در این فرض مد نظر داشته باشیم می توانیم به سهولت این مطلب را درك كنیم. در این مهم دو فاكتور تصادفی جهش و انتخاب طبیعی در موجودات زنده حكم ساعت ساز را در كارگاه ساعت سازی دارند با این توضیح كه در بدن هر موجود زنده ای بنا به تصادف ممكن هست ژنی به اشتباه كپی شود و این منجر به تغییر شكلی در سیستم بدنی آن موجود می شود كه اگر شرایط محیطی به نفع چنین تغییری باشد شانس بقای بیشتر این موجود را در بر خواهد داشت. برای توضیح بیشتر این مثال گویاتر است:
تا قرن نوزدهم، شب پره های منچستر عموماً سفید رنگ بودند. در اثر انقلاب صنعتی، و ایجاد کارخانه های دودزای فراوان در آن منطقه، هوای منچستر بسیار آلوده شد. در آن هوای تیره و تار، پرندگان به راحتی می توانستند بال های سفید شب پره ها را تشخیص دهند و آنها را شکار کنند. در چنین شرایطی یک شب پره ی سیاه شانس بیشتری داشت تا از چشم شکارچیان گرسنه مخفی بماند و بتواند تولید مثل کند. در عمل همین امر رخ داد. در اثر جهش تصادفی ژنتیکی، شب پره های سیاه رنگی ایجاد شدند . این شب پره ها به خاطر مزیت استتار بیشتر توانستند بهتر از اقوام سفید رنگ شان از دید پرندگان شکارچی مخفی بمانند و تولید مثل کنند. در نتیجه، ظرف چند سال شب پره های سیاه در منچستر فراوان تر از شب پره های سفید شدند. اما در قرن بیستم، با پیشرفت فن آوری و کاهش آلودگی هوا، وضعیت هوای منچستر هم بهتر شد. چون هوا دیگر مانند قبل تیره و تار نبود مزیت استتار شب پره های سیاه هم از بین رفت. و باز شب پره های سفید در جمعیت غلبه یافتند. این مثال کاملاً متأخر به روشنی نشان می دهد که چگونه شرایط محیطی می تواند بدون دخالت دست الهی، بر پایه ی جهش ژنتیکی و انتخاب طبیعی به تغییر در ویژگی های یک گونه منجر شود. با ملاحظه ی این نمونه و میلیون ها تغییر تکاملی دیگر درجهان جانداران، می توان دید که نظم موجود در جهان نیازمند ناظم هوشمندی نیست. جهان مانند ساعت نیست كه نیاز به ساعت ساز داشته باشد.
سفسطه ای دیگر با نام برهان علیت دیگر عصای دست باورمندان دینی هست. ایشان می گویند چون هر معلولی علتی دارد و چون غایت تمامی معلولها علت العلل یعنی خدای مطلق هست پس نتیجه می گیرند كه خدا وجود دارد و بر كرسی آفرینش نشسته است. با توجه به یافته های علمی و نیز بنا بر منطق بشری می توان این ادعای باورمندان را نیز رد كرد. اگر قرار باشد یك حكمی جهان شمول باشد دیگر فرض استثنا بر آن وارد نیست چه؛ در این ادعا همه معلولها علتی دارند به غیر از خدا و این به این لحاظ هست كه خدا كل هست و در قالب ماده بیان نمی شود بنابراین همه مادیات در روند علیت، معلول یك علت غایی كه در بعد ماده نمی گنجد -یعنی خدا- هستند. اما سوال این هست كه به چه اعتباری این حكم را صادر كردید كه علیت در مادیات صدق می كند اما در بعد دیگر صادق نیست. من نیز به همین اعتبار مدعی می شوم كه بحث علیت در مادیات منوط به مسلسل خود هستند و از مدار ماده هرگز خارج نمی شوند تا فرض آفریدگار مطلق را لحاظ قرار دهیم.