userinfo close

  ,

تكامل( میمون جد انسان)


evolutionandapes

تاسیس: 30 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دامون برای دنیای بهتر - معاونان
آیا گفته های مذهبی در جهت یافته های علمی هست؟!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
10
53
86/12/17 (01:35)
0
0
90/9/5 (05:53)
2
21
89/5/18 (03:40)
12
180
89/3/6 (21:57)
0
46
88/12/19 (13:23)
0
23
88/10/6 (02:37)
0
15
88/3/9 (09:51)
0
22
88/1/26 (13:14)
2
48
87/11/14 (09:52)
2
11
86/10/28 (15:26)
2
39
86/6/25 (18:34)
1
75
86/5/30 (17:42)
1
26
86/5/15 (01:53)
1
15
86/4/14 (02:33)
3
51
86/4/13 (01:31)
0
19
86/1/22 (08:55)
3
48
86/1/13 (21:24)
0
66
85/12/13 (15:09)
2
37
85/12/10 (22:40)
0
41
85/10/30 (11:23)

عنوان بحث

دامون برای دنیای بهتر  , damooon

اخبار و مطالب علمی

میكروبها تا 100 هزار سال در یخ زنده می مانند

  میكروب‌های گرفتار شده در بلورهای یخ می‌توانند برای بیش از 100 هزار سال زیر 3 كیلومتر برف زنده بمانند. این یافته از این نظریه پشتیبانی می‌كند كه شاید زندگی در دوردست‌ها در جهان‌های یخی سامانه‌ی خورشیدی ما وجود داشته باشد.

  باكتری‌های زنده در نمونه‌های برداشت‌شده از ژرفای 4 كیلومتری جنوبگان پیدا شده‌اند، گرچه برخی دانشمندان گفته‌اند كه آن میكروب‌ها در پی آلودگی نوك مته‌ها یا در آزمایشگاه به بلورهای یخ راه یافته‌اند. اما در سال 2005 نیز باكتری‌هایی با دیرینگی 32 هزار سال به صورت خفته در آبگیر یخ‌زده‌ای در آلاسكا یافت شدند.

  اكنون بافورد پرایس و رابرت رُده، فیزیكدان‌های دانشگاه كالیفرنیا در بركلی ایالات متحده‌ی آمریكا، سازوكاری پیشنهاد كرده‌اند كه توضیح می‌دهد چگونه میكروب‌ها می‌توانند در چنین شرایط سختی زنده بمانند.

  آنان می‌گویند لایه‌ی نازكی از آب مایع خودبه‌خود پیرامون میكروب را فرا می‌گیرد. سپس، گازهای اكسیژن، هیدرژن، متان و گازهای دیگر از حباب‌های هوا به درون آن انتشار می‌یابند و غذای كافی را برای میكروب فراهم می‌سازند.

  بنابراین، هر میكروبی می‌تواند در یخ جامد زنده بماند و دمای پایین‌تر از 55- درجه سلسیوس و فشار 300 اتمسفر را تحمل كند. در چنین شرایطی میكروب‌ها نمی‌توانند تولید مثل كنند، اما می‌توانند هر آسیب مولكولی را ترمیم كنند و تا هزاران سده زنده بمانند.

  منبع:

  Microbes can survive 'deep freeze' for 100,000 years, NewScientist.com news service, 22:00 08 October 2007

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دامون برای دنیای بهتر  , damooon
10
خور و پف، خطر حمله قلبی را افزایش می دهد
 
یک زوج در خواب
در افراد بالغ، 40 درصد مردان و24 درصد زنان در خواب خور و پف می کنند.
پژوهشگران از چندین سال قبل به ارتباط بین بیماری های قلبی- عروقی مانند حمله قلبی با خورخور کردن پی برده بودند و اکنون یک بررسی تازه، ارتباط زیاد بین خورخور کردن و بیماری قلبی را ثابت کرده است.

این بررسی در مجارستان صورت گرفته و در جریان آن متخصصین با 1200 نفر صحبت کردند و به این نتیجه رسیدند که احتمال سکته قلبی شخصی که در خواب خور و پف می کند 34 درصد بیشتر از سایر مردم است.

طبق این بررسی همچنین احتمال سکته مغزی در این گروه از افراد، 67 درصد بیش از دیگران است.

ولی این خطر در کسانی که با صدای آهسته خورخور می کنند، افزایش نمی یابد.

اگرچه بسیاری از مردم در مرحله ای از زندگی خوروپف می کنند، این عادت در چاق ها بیشتر دیده می شود.

تحقیقات نشان می دهد که در افراد بالغ، 40 درصد مردان و24 درصد زنان در خواب خور و پف می کنند.

ولی این تحقیقات حاوی خبر خوشی برای مردان نیز هست. پس از گذشتن از 70 سالگی، عادت به خورخور کردن در مردان کاهش می یابد.

 
دامون برای دنیای بهتر  , damooon
9
 
 
کهکشان ما احتمالا آکنده از سیارات مشابه زمین است
 
هلن بریگز
گزارشگر علمی بی بی سی، بوستون
 
 
سیارات - عکس از ناسا
منجمان می گویند احتمال وجود سیارات مشابه زمین در کهکشان راه شیری زیاد است
مطالعه ای با کمک یک تلسکوپ فضایی نتیجه گیری کرده است که شمار سیارات خاکی، از جمله آنهایی که احتمالا دارای شرایط مناسب برای پیدایش حیات هستند، در کهکشان راه شیری بیش از آن است که تاکنون تصور می شد.

شواهد تازه حاکی از این است که بیش از نیمی از ستاره های شبیه به خورشید در کهکشان ما می توانند دارای سیاراتی مشابه منظومه شمسی باشند.

منجمان همچنین بر این باورند که شاید صدها سیاره کشف نشده در بخش های دوردست منظومه شمسی ما وجود داشته باشد.

به گفته آنها مطالعات آینده به روی این کرات درک ما از چگونگی تشکیل سیارات را از اساس دگرگون خواهد کرد.

یافته های تازه درباره سیارات در نشست سالانه انجمن آمریکایی پیشبرد علوم (AAAS) در بوستون ارائه شد.

تلسکوپ ناسا

مایکل مایر، اخترشناس دانشگاه آریزونا، گفت به اعتقاد او نمونه سیارات مشابه زمین احتمالا در اطراف ستاره هایی مانند خورشید زیاد یافت می شود.

وی گفت: "رصدهای ما حاکی از آن است که بین 20 تا 60 درصد ستاره های شبیه خورشید حاوی شواهدی از تشکیل سیارات خاکی هستند، که بی شباهت به فرآیندی که به عقیده ما به پیدایش زمین منجر شده نیست."

تیم آقای مایر با استفاده از تلسکوپ فضایی اسپیتزر ناسا، گروه هایی از ستارگان با جرم مشابه خورشید را رصد کرد.

آنها دیسک هایی از غبار فضایی در اطراف ستاره های برخی از جوانترین گروه ها ردیابی کردند.

تصور می شود این غبار محصول جانبی تصادم شدید اجرام سنگی باشد که به تشکیل سیارات منجر می شود.

انتظار می رود ماهواره کپلر ناسا که با هدف یافتن سیارات مشابه زمین و حتی کوچکتر طراحی شده و قرار است سال آینده پرتاب شود، سرنخ های بیشتری درباره این کرات دورافتاده آشکار کند.

سیارات یخی

در نشست بوستون همچنین نظریه هایی درباره منظومه شمسی ارائه شد.

برخی منجمان بر این باورند که ممکن است صدها جرم سنگی کوچک در حاشیه های دوردست منظومه شمسی و حتی شاید چند کره یخی به اندازه زمین وجود داشته باشد.

الن استرن از سازمان هوا فضای آمریکا در این نشست گفت که به تصور او بشر تاکنون تنها گوشه ای از مجموعه سیارات منظومه شمسی را مشاهده کرده است.

وی گفت بیش از هزار شیء تاکنون تنها در کمربند کویپر کشف شده است، که بسیاری از آنها از نظر اندازه مشابه پلوتون هستند.

وی به بی بی سی گفت: "نگاه قدیمی ما، یعنی اینکه منظومه شمسی دارای 9 سیاره است جای خود را به نظری خواهد داد که می گوید صدها، شاید هم هزاران، سیاره در منظومه شمسی وجود دارد."

وی گفت بسیاری از این سیارات یخی و برخی سنگی خواهند بود و حتی ممکن است سیاراتی به اندازه زمین وجود داشته باشد.

وی افزود: "احتمال دارد که اجرامی به اندازه زمین در ابر اورت (Oort Cloud) - که نواری از سنگ و غبار در اطراف منظومه ماست - وجود داشته باشد، اما آنها در این فاصله یخی خواهند بود."

پندار نیک کردار نیک گفتار نیک , kasrafr
8

درود بر شما دوست عزیز

از بابت مطالب جالبتون سپاسگزارم.

تا درودی دیگر بدرود.

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
7
دانشمندان موفق به تبدیل پوست به سلول پایه شدند
 
سلول های خلق شده توسط تیم ژاپنی
سلول های خلق شده توسط تیم ژاپنی
دو گروه از دانشمندان موفق شده اند سلول پوست انسان را طوری بازبرنامه ریزی کنند که همچون سلول های پایه جنینی رفتار کند. این سلول ها قابلیت بدل شدن به انواع سلول های بدن را دارند.

این پیشرفت نویدبخش دسترسی به منبع سرشار تازه ای از سلول های پایه جهت تحقیق در معالجات تازه برای بسیاری از بیماری ها است.

اهمیت اصلی این دستاورد این است که تحقیقات سلول پایه دیگر به استفاده از جنین انسان وابسته نخواهد بود، مساله ای که به شدت جنجال آفرین بوده است.

نتیجه کار تیم های آمریکایی و ژاپنی در نشریات "ساینس" و "سلول" منعکس شده است.

تا به امروز تصور می شد که تنها سلول های استخراج شده از جنین دارای قابلیت نامحدود برای بدل شدن به 220 نوع سلول بدن انسان از جمله سلول های مغز، قلب و نخاع است.

اما برخی فعالان به استفاده از جنین انسان برای تولید این سلول ها اعتراض دارند، با این استدلال که نابود کردن جنین به نام علم کاری غیراخلاقی است.

در آمریکا دانشمندانی که از بودجه دولت استفاده می کنند فقط به طور محدود حق استفاده از سلول پایه جنینی را دارند.

تیم ژاپنی از یک ترکیب شیمیایی حاوی تنها چهار پروتئین کنترل کننده ژن برای تبدیل فیبروبلست بزرگسالان - سلول پوست که استخراج و کشت آن آسان است - به وضعیتی همچون سلول جنینی استفاده کرد.

سلول های خلق شده شبیه به سلول های پایه جنین بودند - اما نه دقیقا عین آنها - و دانشمندان از آن برای تولید بافت مغز و قلب استفاده کردند.

توده های سلولی پرورش داده شده برای تقلید رفتار عضلات قلب، پس از 12 روز در آزمایشگاه، شروع به تپیدن کردند.

تیم محققان آمریکایی از دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، با استفاده از ترکیب کمی متفاوتی از مواد شیمیایی به همین نتیجه دست یافت.

آنها هشت مجموعه تازه سلول پایه را برای استفاده بالقوه در تحقیقات ایجاد کرده اند.

جایگزینی

استفاده از سلول پوست به این معنی است که باید بتوان معالجه را برای هر بیمار شخصی کرد و شانس پس زدن عضو پیوندی را به حداقل رساند.

تکنیک تازه نه فقط نیاز به ایجاد جنین در آزمایشگاه را رفع می کند، بلکه با دقت بیشتری در مقایسه با تکنیک های کنونی کلونینگ (همتاسازی) قابل کنترل است.

پروفسور ایان ویلموت، از دانشگاه ادینبورو، که تیم خالق گوسفند دالی (به شیوه کلونینگ) را در سال 1996 هدایت کرد دستاورد تازه را به معنی یک پیشرفت مهم دانسته است.

با این حال محققان هشدار داده اند که کار بیشتری برای بهبود این فرآیند و اطمینان از ایمنی آن لازم است.

در حال حاضر هر دو تکنیک با معرفی مواد تازه به داخل سلول همراه است، که خطرات بالقوه ای دارد.

پروفسور جیمز تامسون، پژوهشگر، گفت: "سلول های به وجود آمده همه کارهایی که سلول پایه جنینی می کند را انجام می دهد. این (دستاورد) به کلی این رشته علمی را متحول خواهد کرد."

دکتر شینیا یاماناکا، از دانشگاه توکیو، از اعضای تیم تحقیق ژاپنی گفت: "این سلول ها باید در درک مکانیسم بیماری ها و آزمایش داروهای موثر و ایمن خیلی خیلی مفید باشند."

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
6
تراشه ای که افکار انسان را می خواند
 
مغز
این تراشه علائم مغزی را می خواند
برای نخستین بار در جهان یک تراشه کامپیوتری در مغز یک مرد معلول در آمریکا کار گذاشته شده است که می تواند افکار او را بخواند.

متیو نیگل، 25 ساله، در سال 2001 در یک حمله خیابانی از گردن به پایین فلج و به صندلی چرخدار محدود شد.

پزشکان تابستان گذشته در بیمارستان "نیوانگلند ساینای" در ماساچوست این تراشه را در سر او کار گذاشتند که به او امکان داده است برخی وسایل خانه را با فکر کردن کنترل کند.

این تراشه افکار او را می خواند و آنها را برای رمزگشایی به یک کامپیوتر می فرستد.

کنترل از راه دور

او به لطف این دستگاه و نرم افزارهایی که به وسایل خانگی اش وصل شده است می تواند با فکر کردن تلویزیون را روشن و خاموش کند، کانال ها را عوض یا صدا را کم و زیاد کند.

دانشمندان از سال ها قبل سرگرم طراحی و توسعه سیستمی بودند که به معلولان امکان دهد وسایل خانگی را با مغزشان کنترل کنند.

مطالعات نشان داده است که میمون ها می توانند یک کامپیوتر را به کمک الکترودهایی که در مغزشان کاشته می شود کنترل کنند.

اخیرا چهار نفر، که دو نفر از آنها افراد نیمه معلول در صندلی چرخدار بودند، با به سر کردن کلاهی مجهز به 64 الکترود که امواج مغزی را دریافت می کرد، موفق شدند مکان نمای کامپیوتر (cursor) را حرکت دهند.

تراشه ای که برای آقای نیگل ساخته شده و "BrainGate" نام دارد شامل تقریبا 100 الکترود به باریکی موی سر است که در عمق یک میلیمتری بخشی از مغز که مسئول کنترل حرکت است، کار گذاشته شد.

اطلاعات جمع آوری شده توسط الکترودها به کامپیوتری که علائم مغزی را تحلیل می کند منتقل می شود.

این علائم برای به حرکت در آوردن مکان نما ترجمه و تعبیر می شوند و به کاربر امکان می دهد با فکر کردن، وسایلی مانند رایانه شخصی را کنترل کند.

پروفسور جان داناهیو، عصب شناس در دانشگاه براون در "رود آیلند" یکی از دانشمندانی است که در ساخت این دستگاه که تولید شرکت "سایبرکینتیک" است دست داشته است.

وی می گوید: "صفحه کامپیوتری در واقع مثل یک دستگاه کنترل از راه دور تلویزیون است. کاربر تنها کافی است که مکان نما را (با فکر کردن) روی یکی از گزینه ها ببرد و این معادل همان کلیک کردن روی آن گزینه است."

آقای نیگل همچنین امکان یافته است با استفاده از افکارش یک بازوی خودکار و یک دست مصنوعی را برای برداشتن یک شیئ از دست شخصی دیگر و گذاشتن آن در دست یک شخص ثالث کنترل کند.

پروفسور داناهیو امیدوار است که پیوندهایی مانند این در نهایت به افراد معلول امکان دهد بار دیگر بازوها و پاهایشان را به کار گیرند.

هدف بلندمدت، طراحی دستگاهی در ابعاد یک تلفن همراه است که با باتری کار می کند و می تواند عضلات بیمار را به کار اندازد که البته کاری بسیار دشوار خواهد بود.

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
5
انسان مغز بزرگ خود را مدیون یک ژن ناقص است
 
هلن بریگز
گزارشگر علمی بی بی سی
 
 
گوریل
چگونگی تکامل انسان از سایر پستانداران عالی موضوع جدل های زیادی بوده است
انسان احتمالا مغز بزرگ خود را مدیون یک جهش ژنتیکی است که دو میلیون و چهارصد هزار سال قبل روی داد.

این نتیجه مطالعه ای است که اخیرا در نشریه "نیچر" چاپ شده است.

انسان های امروزی بدون استثنا حامل این ژن جهش کرده هستند، اما سایر پستانداران عالی از جمله شامپانزه حامل نمونه جهش نکرده این ژن هستند.

این تغییر ممکن است به جمجمه امکان داده باشد شکل تازه ای به خود بگیرد و فضای لازم را برای رشد مغز فراهم کند.

دانشمندان می گویند این تغییر در یک ژن مرتبط با عضلات آرواره که ما از آن برای جویدن و گاز زدن استفاده می کنیم رخ داد و احتمالا نخستین تفاوت ژنتیکی در زمینه های عملی و کارکردی میان انسان و سایر پستانداران عالی است.

براساس تحقیقاتی که در نشریه نیچر منتشر شده است، این تغییر ژنتیکی تقریبا دو میلیون و چهارصد هزار سال قبل روی داد و این همان دوره ای است که نخستین آثار فسیلی از اجداد انسان که دارای جمجمه های مدور و آرواره های کوچک بودند ظاهر می شود.

جمجمه انسان از آن زمان تاکنون سه برابر شده و همزمان آرواره او عقب نشسته است.

محققان آمریکایی بر این باورند که این نقص ژنتیکی با کوچک کردن آرواره باعث شد از فشار بر جمجمه کاسته و در نتیجه انبساط آن ممکن شود. با رشد جمجمه فضای بیشتری برای رشد مغز فراهم شد.

کمتر کسی است که امروزه نظریه تکامل و اینکه انسان از نسل پستانداران عالی است را انکار کند.

اما این پرسش که این فرآیند چگونه به وقوع پیوست موضوع بحث و جدل های زیادی بوده است.

با توجه به این که پروژه رمزگشایی از ژن های شامپانزه به زودی تکمیل می شود، این ژن می تواند نخستین شاخص اختلافات متعدد ژنتیکی باشد که اساس انسان بودن ما بر آنها استوار است.

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
4
جدلی تازه میان خلقت گرایان و پیروان نظریه تکامل
 
علی امینی نجفی
 
 
چارلز داروین
خلقت گرایان اصرار دارند که "بینش دینی" باید در کنار نظریه تکامل داروین در مدارس تدریس شود
در آلمان وزیر فرهنگ ایالت هسن با طرح این نظر که داستان آفرینش به روایت اسطوره ای تورات باید در درس زیست شناسی مدارس آموزش داده شود، بحثی کهنه را بار دیگر زنده کرده است.

کاترین ولف، وزیر فرهنگ ایالت هسن از حزب دموکرات مسیحی عقیده دارد که دانش آموزان را باید با 'محدودیت های علوم طبیعی' آشنا کرد و با روایت دینی از داستان آفرینش نیز آگاه ساخت.

خانم ولف جمعه گذشته در گفتگویی با روزنامه 'فرانکفورتر الگماینه' گفته است: "میان شناخت علمی و بینش دینی که در 'سفر پیدایش' تورات آمده است، تضادی وجود ندارد".

اظهارات خانم ولف با واکنش تند دولتمردان و محافل علمی روبرو شده است.

بیشتر آنها از نظام آموزشی موجود در آلمان و بیشتر کشورهای اروپایی دفاع کرده اند که عقاید دینی و نظریات علمی در درس های کاملاً جداگانه طرح می شوند.

در کلاس تعلیمات دینی از نظریات علمی خبری نیست و در کلاس زیست شناسی هم به آموزه های کتابهای آسمانی کاری ندارند.

خانم ولف چنین ابراز عقیده کرده است که: "هم در کلاس دینی می توان نظریه تکامل چارلز داروین را به بحث گذاشت و هم در کلاس زیست شناسی باید روایت دینی از آفرینش انسان را آموزش داد"، زیرا به گفته خانم وزیر "میان این دو دیدگاه اختلاف اساسی وجود ندارد".

نمایندگان پارلمان ایالتی هسن با نظر خانم ولف به شدت مخالفت کرده اند، از جمله خانم دوروته هنسلر نماینده لیبرال گفته است: "در درس زیست شناسی باید تنها شناخت علمی به دانش آموزان منتقل شود، آموزه های دینی درباره خلقت جهان و انسان ربطی به علم ندارد، بلکه به قلمرو باورها و اعتقادات تعلق دارد".

بسیاری از محافل علمی و دانشگاهی آلمان نیز سخت به خانم ولف حمله کرده اند.

برای نمونه، اولریش کوچرا از زیست شناسان سرشناس کشور و استاد نظریه تکامل در دانشگاه کاسل به هفته نامه اشپیگل گفته است: "بهتر است که خانم ولف به جای این اظهارنظرهای جاهلانه اندکی کتاب بخواند و معلومات خود را بالا ببرد، تکامل، عقیده و دیدگاه نیست بلکه نظریه ای علمی است، ما نباید شناخت علمی را با افسانه های دینی مخلوط کنیم".

آفرینش هوشمند؟

برخی از رسانه های گروهی خانم ولف را متهم کرده اند که با طرح نظریات 'خلقت گرایان' و پیروان 'آفرینش هوشمند' قصد دارد 'جهل و خرافه' را در مدارس آلمان رواج دهد.

خانم ولف این انتقاد را به شدت رد کرده و گفته است که دیدگاه او با خلقت گرایان هیچ وجه مشترکی ندارد.

خلقت هوشمند

در آمریکا سالهاست که بحث فرهنگی تندی میان دانشمندان از سویی و معتقدان به "خلقت گرایی" از سوی دیگر جریان دارد.

"خلقت گرایان" این فرضیه شناخته شده زیست شناسی را که انسان محصول روند تکاملی طولانی است و با کل موجودات زنده اصلی مشترک دارد رد می کنند و بر آنند که انسان محصول 'آفرینش هوشمند' است و خداوند او را مستقل از موجودات دیگر خلق کرده و برای رسالتی ویژه به زمین فرستاده است.

به عقیده خلقت گرایان بنا به همان منبع دینی، جهان موجود محصول تکاملی دیرین نیست بلکه حد اکثر ده هزار سال پیش حادث شده است.

بنا بر 'سفر پیدایش' در تورات، خداوند جهان را در شش روز آفریده و روز ششم استراحت کرده است، او آدمی را در ظاهری شبیه خود در 'بهشت عدن' خلق کرده و سپس به زمین (هبوط) فرستاده است.

'خلقت گرایان' معتقدند که در مدارس باید 'نظریه آفرینش مطابق تورات' نیز در کنار نظریه تکامل آموزش داده شود.

در برابر، زیست شناسان عقیده دارند که دیدگاه تورات را نمی توان نظریه دانست، نظریه چیزی است که بر پایه مشاهده و تجربه قابل بررسی باشد، در حالی که بینش تورات روایت صرف است و ادعای بیشتری هم ندارد.

در سالهای اخیر در آمریکا نفوذ خلقت گرایان در برابر معتقدان به 'نظریه تکاملی چارلز داروین' که نظریه مسلط در زیست شناسی است، شدت گرفته است.

خلقت گرایان اصرار دارند که 'بینش دینی' باید در کنار نظریه تکامل داروین در مدارس تدریس شود، آن هم نه در رشته 'معلومات دینی' بلکه در درس زیست شناسی.

گفته می شود که این دعوا در ۳۱ ایالت ایالات متحده جریان دارد و در ایالتهای گوناگون به آن پاسخ های متفاوتی داده شده است.

در برخی ایالت ها مانند پنسیلوانیا و کالیفرنیا دادگاه تدریس عقاید دینی را به عنوان نظریه زیست شناسی غیرقانونی دانسته اما در ایالتی مانند کانزاس بینش دینی درباره خلقت در کنار نظریه تکامل در مدارس آموزش داده می شود.

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
3
فداکاری 'در فطرت' انسان سرشته است
 
هلن بریگز
گزارشگر علمی بی بی سی
 
 
کودک خردسال
 این بچه ها آنقدر کوچک هستند که هنوز پوشک می پوشند و به سختی تکلم می کنند، اما از حالا کمک کردن را بلدند
 
فیلیکس وارنکن

پژوهشگران آلمانی کشف کرده اند که انسان از اوان کودکی حتی گاه از 18 ماهگی نشانه های از خودگذشتگی را به نمایش می گذارد که نمایانگر میل ذاتی انسان در بلند کردن دست یاری به سوی دیگران است.

محققان طی آزمایش هایی متوجه شدند کودکانی که تازه درحال آموختن راه رفتن هستند در تکمیل برخی وظایف مانند روی هم چیدن یک دسته کتاب به غریبه ها کمک می کنند.

نتایج این مطالعه در نشریه "ساینس" منتشر شده است.

به علاوه آنها دریافتند که شامپانزه های بسیار نوجوان هم همین خصلت را بروز می دهند که نخستین شاهد از فداکاری در پستانداران عالی غیر از انسان است.

این مطالعه نتیجه گیری می کند که حس فداکاری احتمالا شش میلیون سال قبل در جد مشترک شامپانزه و انسان پدیدار شد.

کمک بی پاداش

دانشمندان از قدیم در این مورد که چه انگیزه ای انسان را فارغ از هرگونه سودجویی شخصی به سوی "نیکی کردن از روی مهر خالص" و کمک به غریبه ها (غیرخویشاوندان) می کشاند بحث کرده اند.

توانایی افراد در همکاری با دیگران - کمک های خیریه، پرداخت مالیات و غیره - لازمه تشکیل و انسجام جامعه انسانی است و بسیاری از دانشمندان استدلال کرده اند که از خود گذشتگی یک رفتار منحصر به انسان است که در اعماق مغز او حک شده.

شامپانزه
شامپانزه، نزدیکترین خویشاوند ما نیز در زمینه کمک به سایرین رفتار ابتدایی نشان می دهد

تازه ترین مطالعه در این زمینه می گوید که فداکاری یک صفت نیرومند انسانی است و احتمالا بیش از شش میلیون سال قبل در جد مشترک انسان و شامپانزه حاضر بوده است.

فیلیکس وارنکن، روانشناس در بخش انسان شناسی تکاملی در موسسه ماکس پلانک در لایپزیگ در آلمان در مورد شامپانزه می گوید: "این نخستین آزمایشی است که نمایانگر از خودگذشتگی در پستانداران عالی غیر از انسان است."

وی افزود: "ادعا می شد که شامپانزه ها عمدتا از روی خودخواهی عمل می کنند؛ اما در آزمایش ما هیچ پاداشی در کار نبود و با این حال آنها به سایرین کمک کردند."

'حیرت انگیز'

دکتر وارنکن و همکارش پروفسور مایکل توماسلو می خواستند ببینند آیا کودکان بسیار خردسال که هنوز مهارت اجتماعی نیاموخته اند آماده کمک به غریبه ها هستند یا نه.

آنها برای این کار هنگام انجام وظایف ساده مثل پهن کردن لباس روی بند، گیره ها را انداختند یا هنگام چیدن کتاب ها یکی را زمین انداختند.

تقریبا هر 24 کودک 18 ماهه که مورد مطالعه بودند با بلند کردن گیره یا کتاب، آن هم اغلب در همان 10 ثانیه اول آزمایش، به محققان کمک کردند.

بچه ها تنها وقتی کمک می کردند که محقق برای تکمیل وظیفه ای که در دست داشت به آن شی نیازمند بود. اگر گیره یا کتاب به طور عمدی روی زمین انداخته می شد بچه ها به آن دست نمی زدند.

فیلیکس وارنکن گفت: "نتیجه حیرت انگیز بود زیرا این بچه ها آنقدر کوچک هستند که هنوز پوشک می پوشند و به سختی تکلم می کنند، اما از حالا کمک کردن را بلدند."

همین آزمایش ها در مورد شامپانزه های خردسال که در حصر به دنیا آمده اند تکرار شد. آنها هم به در انجام کارهای ساده مثل بلند کردن یک شی که بر زمین افتاده بود به محققان کمک کردند اما برخلاف بچه ها در کارهای پیچیده تر چنین نکردند.

این دو محقق در مجله ساینس نوشتند: "کودکان و شامپانزه ها هر دو گرایش به کمک دارند، اما به نظر می رسد توانایی آنها در تعبیر نیازهای دیگران به دریافت کمک در شرایط متفاوت فرق می کند."

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
2
بخشی از شکاف موجود در تاریخ تکامل انسان پر شد
 
پل رینکون
گزارشگر علمی سایت خبری بی بی سی
 
 
بقایای فسیلی آسترالوپیتکوس آنامنسیس در اتیوپی عکس از: تیم وایت/بریل آتلانتا
این بقایا از جمله شامل استخوان های دست، پا و همچنین یک استخوان ران است
جویندگان فسیل، بقایای آنچه را که احتمالا جد مستقیم انسان است و بیش از 4 میلیون سال قبل می زیسته پیدا کرده اند.

کشف بقایای این موجود کهن به دانشمندان کمک کرده است شکاف هایی بزرگ در مرحله ای مهم از تکامل انسان را پر کنند.

پروفسور تیم وایت از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و همکارانش این گنجینه فسیلی را در منطقه "اواش میانی" در اتیوپی کشف کرده اند.

آنها این یافته ها را که می گویند به گونه ای به نام "آسترالوپیتکوس آنامنسیس" (Australopithecus anamensis) تعلق دارند در نشریه "نیچر" تشریح کرده اند.

آسترالوپیتکوس یک نوع اصلی کهن از موجودات انسان نما یا همان هومینیدهاست.

عموما تصور می شود که نوع ما انسانها، هومو، از این گروه تکامل یافته باشد. بنابراین رابطه آسترالوپیتکوس با هومینیدهای دو پای حتی قدیمی تر، برای درک سرمنشاء پیدایش ما انسان ها اهمیت اساسی دارد.

وقتی دانشمندان بقایای 1/4 (چهار و یک دهم) میلیون ساله آنامنسیس را در کنار فسیل های یافته شده در همان ناحیه کلی از اتیوپی قرار می دهند، به این نتیجه می رسند که این نمونه ها ظاهرا سیر تکامل میان گونه های قدیمی تر و جدیدتر را کامل می کند.

تیم وایت به سایت خبری بی بی سی گفت: "نکته با اهمیت در مورد این سلسله اتیوپیایی این است که آنامنسیس بین هومینیدها قدیم تر و اخیرتر جای گرفته است."

انسان میانی

این یافته شکاف میان یک گونه کهنتر به نام آردیپیتکوس رامیدوس با قدمت 4/4 میلیون سال و گونه های تازه تر موسوم به آسترالوپیتکوس آفارنسیس که در حدود 4/3 میلیون قبل در اواش میانی می زیستند را پر می کند.

ناحیه اواش میانی عکس از: تیم وایت/بریل آتلانتا
منطقه اواش میانی در اتیوپی محل کشف بسیاری از بقایای مهم فسیلی است

آسترالوپیتکوس آنامنسیس نقش واسطه را میان این دو بازی می کند؛ نه فقط از لحاظ ترتیب زمانی بلکه همچنین به لحاظ آناتومی.

گونه آنامنسیس برای دانشمندان تازگی ندارد، اما محققان می گویند که "این اولین بار است که نشان داده می شود این سه گونه به ترتیب زمانی و در یک مکان، یکی پس از دیگری ظاهر می شوند."

یک توضیح ممکن برای این کشف این است که یک گونه به سادگی به گونه دیگر تکامل یافته است.

یک احتمال دیگر این است که آسترالوپیتکوس ابتدا به عنوان انشعاب فرعی آردیپیتکوس ظهور کرد. براساس این نظر، گونه مادر برای مدتی در کنار گونه دختر می زیسته تا اینکه منقرض شده است.

اما هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه این سه گونه همزمان در اتیوپی زیسته باشند یافت نشده است.

شکافی که هنوز باز است

تیم وایت توضیح داد: "فکر می کنم بتوان بدون اغراق استدلال کرد که شواهد ضمنی استوار بر جغرافیا و زیستگاه، نشانگر تکامل یکی از گونه ها به دیگری است و آنچه ما اینجا ناظر آن هستیم همانا شکل گرفتن مرحله دوم تکامل انسان یعنی پیدایش آسترالوپیتکوس است."

عکس از: تیم وایت/بریل آتلانتا
این نمونه ها ظاهرا سیر تکامل میان گونه های قدیمی تر و جدیدتر را کامل می کند

کشفیات تازه تا حدودی شکاف میان آردیپیتکوس و آسترالوپیتکوس را پر می کنند اما نه به طور کامل.

پروفسور وایت گفت: "شکاف کاملا پر نمی شود؛ یک شکاف بزرگ پر شده اما دو شکاف کوچکتر ایجاد شده است."

"ما اکنون شکافی میان 4/4 میلیون سال قبل و 1/4 میلیون سال را پیش چشم داریم. این یعنی 300 هزار سال؛ که با مقیاس های انسانی زمانی بس طولانی است، اما نه در مقیاس های زمین شناسی."

این فسیل ها متعلق به حداقل 8 موجود بوده است و شامل بزرگترین دندان نیش متعلق به یک هومینید، قدیمتی ترین استخوان ران شناخته شده از آسترالوپیتکوس و همچنین استخوان های دست و پا از این موجود است.

دامون برای دنیای بهتر  , damooon
1
یافته ها و سوالات تازه درباره واگرایی مسیر تکامل انسان و شامپانزه
 
جمجمه تومای - عکس از مجله نیچر
یافته جدید سوالاتی را درباره فسیل تومای که در چاد کشف شده پیش می آورد
شامپانزه ها و انسان ممکن است در زمانی بسیار اخیرتر از آنچه تاکنون تصور می شد از یک جد مشترک از یکدیگر جدا شده و مسیر تکامی جداگانه ای را پیموده باشند.

تحلیلی دقیق از "دی اِن اِی" انسان و شامپانزه حاکی است که راه تکامل انسان و شامپانزه کمتر از پنج میلیون و چهارصد هزار سال قبل از یکدیگر جدا شد.

این یافته ها که در نشریه "نیچر" چاپ شده یک تا دو میلیون سال اخیرتر از زمانی است که یافته های فسیلی نشان می دهد.

تیمی از محققان آمریکایی می گوید که این نتایج به احتمال جفتگیری میان این دو گونه، برای هزاران یا حتی میلیون ها سال پس از جدایی خط سیر تکاملی آنها، اشاره دارد.

این گروه وابسته به "موسسه وسیع ام آی تی و هاروارد" ( Broad Institute of MIT and Harvard) گفت این جفتگیری میان-گونه ای برای تبادل ژن هایی که به بقای این موجودات نوظهور کمک می کرده اهمیت داشته است.

به علاوه به گفته آنها این نشان می دهد که تکامل انسان تا چه اندازه پیچیده بوده است.

دیوید رایش استادیار علوم ژنتیک در دانشکده پزشکی هاروارد و نویسنده مقاله "نیچر" گفت: "این یک فرضیه است؛ ما هنوز آن را ثابت نکرده ایم اما وجوه متعددی از داده های ما را توضیح می دهد."

"این فرضیه می گوید که پس از جدایی اولیه مسیر تکامل انسان و شامپانزه، یک تبادل ژنتیکی میان آنها جریان داشته است."

وی به یک برنامه بی بی سی به نام "علم در عمل" گفت: "بنابراین ممکن است یک واگرایی و جدایی برای مدت زمانی که به اندازه کافی طولانی بوده است، ادامه داشته که گونه ها از یکدیگر متمایز شدند - برای مثال ممکن است ما خصوصیاتی مانند صاف راه رفتن را آموخته بودیم - و سپس مدت ها بعد آمیزشی دوباره روی داد."

تبادل ژن

انسان و شامپانزه حاوی سلسله "دی اِن اِی"های بسیار مشابه هستند؛ اختلاف ها نیز ناشی از جهش های ژنتیکی یا خطاهایی در کد ژنتیکی است که از زمان جدایی مسیر تکاملی این دو روی داده است.

با تحلیل محل وقوع این اختلاف ها در نقشه ژنتیک حیوانات، امکان آن هست که درکی از گذشته این دو موجود و زمان رویدادهای مهم در تکامل آنها به دست آید.

دانشمندان توانسته اند این کار را انجام دهند و پروژه های اخیر برای گشودن تمامی اسرار نقشه ژنتیکی دو موجود، جزئیاتی فراهم کرده است که این نوع مطالعات را به سطحی بالاتر رهنمون شده.

تحقیقات تازه در آمریکا حاکی از آن است که انسان و شامپانزه حداکثر 3/6 میلیون سال قبل از هم جدا شدند اما احتمال غالب این است که این جدایی کمتر از 4/5 میلیون سال قبل روی داده است.

البته این یافته به دلیل درک کنونی ما از فسیل های اولیه ای مانند گونه مشهور "تومای" که در چاد کشف شده دردسرساز است.

تصور می شد که تومای (ساهلانتروپوس تچادنسیس) درست در بن شجره خانوادگی انسان قرار دارد. قدمت آن 5/6 تا 4/7 میلیون سال است. به عبارت دیگر، این موجود از نقطه جدایی انسان و شامپانزه چنانکه در داده های ژنتیکی دیده می شود پیرتر است.

نیک پترسون، دانشمند و آمارشناس ارشد در "موسسه وسیع ام آی تی و هاروارد" که از نویسندگان اصلی مقاله نیچر است می گوید: "امکان دارد که فسیل تومای اخیرتر از آنچیزی است که تاکنون تصور می شد."

"اما اگر تاریخ گذاری این موجود صحیح باشد، فسیل تومای از نقطه جدایی انسان-شامپانزه قدیم تر است. این واقعیت که تومای دارای مشخصات انسانی است نشان می دهد که پیدایش دو گونه متمایز انسان و شامپانزه، ممکن است در طول یک دوره بسیار طولانی - توام با برخی مقاطع اختلاط میان دو موجود - روی داده باشد."

دانیل لیبرمن، استاد انسان شناسی در دانشگاه هاروارد، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: "این تحلیلی کاملا معرکه و هوشمندانه است. مشکل من، اگر بخواهم به زبانی خیلی ابتدایی بگویم، به تصور در آوردن این مساله است که یک موجود دو پا و یک شامپانزه چگونه یکدیگر را به عنوان جفتی مناسب می نگرند."

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.