| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
7
|
45
|
89/7/22 (00:52)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/4/29 (02:14)
|
|
||
|
|
14
|
74
|
87/2/9 (09:42)
|
|
||
|
|
2
|
15
|
87/2/9 (00:29)
|
|
||
|
|
6
|
55
|
86/4/12 (11:05)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
86/1/3 (17:33)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
85/11/19 (12:49)
|
|
||
|
|
9
|
53
|
85/10/8 (18:26)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
85/6/4 (17:35)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
85/6/2 (02:44)
|
|
5. Sakura No Rei
Born from young maiden's hair
Was watered by the children's tears
The tree is rising about the ghosts
And its leaves will never fall
Once the sky was full of flames
The sinister rain was stained fields
But cherry blossoms were all whitened
By the souls of blameless ones
زاییده ی گیسوان دوشیزه ای جوان
آب خورده از اشک های کودکان
درختی در اطراف اشباح در قیام است
و برگ هایش هرگز فرو نخواهد افتاد
وقتی آسمان آکنده از شعله ها بود
بارانی بدشگون زمین ها را آلوده کرده بود
اما شکوفه های گیلاس همگی سپید بودند
بخاطر ارواح افراد بی گناه
6. Sinister Rain
Prophecies in my dreams
Dark rain forming black streams
When I'm waking up
I can still feel it
The deadly rain all over me
Autumn harvest is here
Time of the greatest loss
Take your final glance now
Prophecies in my dreams
Dark rain forming black streams
I dream of the tree
And the spirits around it
Looking calm, still crying for it all
Autumn harvest is here
Time of the greatest loss
Take your final glance now
As it was once told
Flames appeared in the nightly skies
Above this olden town
We were the ones
To guard you all, to soothe you in pain... In pain
Prophecy's in my dreams
Dark rain forming black streams
I've foreseen the day would come
The city's dead, so few survive
We have always been here
'Round the cherry tree
Trying to comfort you all... in pain
غیب گویانی دررویاهای من
باران تیره در حال شکل دادن جویبارهایی سیاه
وقتی بیدار می شوم ، همچنان می توانم آنرا حس کنم
بارانی مهلک مرا در بر گرفته
خرمن پاییز اینجاست ، زمان بزرگترین زیان
اکنون نگاه آخرت را هم بیانداز
غیب گویانی در رویاهایم
بارانی تیره که جویبارهای سیاه می سازد
درختی را در خواب می بینم ، و ارواح اطراف آن
خاموش به نظر می آیند و هنوز همگی برایش می گریند
خرمن خزان در اینجاست ، هنگامه ی بزرگترین زیان
آخرین نظرت را بیافکن ، آنگونه که زمانی گفته شد
شعله ها در آسمان شبانه پدیدار می شوند ، بر فراز این شهر کهن
ما آنهایی بودیم ، که مراقبت بویم ، و تسکین درد هایت... درد
غیب گو در رویاهایم است
بارانی تیره که رودخانه ای سیاه می سازد
روزی را که می آید پیش بینی کرده ام
شهر مرده است و بسیار اندک جان بدر برده اند
ما همواره اینجا بوده ایم
پیرامون درخت گیلاس
در تلاش برای تسکین تو ... در دردها
7. Lost Rune Of Thunder
Mountains are quaking
On the soil of the Gods
Scene's covered by the silvery light
And the falling tears from the cope
Long lasting silence
Has now reached its end
It is time to listen to the ancient tune
From the Valley of Might and fells
Peal of the chariots
Pulled by ancient beasts
Crimson glow in their eyes
Heading for the divine fields
In the halls of Odin,
Blasts away the voice:
"It is time to raise a goblet,
Because the son is back at home!"
Secrets of the lightning
Riders of the storm
Waking up the beast
From his deepest drowse
The mighty word from the heavens
Once again it's been found
The lost rune of thunder
Carved in the stone of the Gods
From the cave of a giant
Into the eye of the storm
Then follows the silence...
And the hammer falls
کوه ها لرزان اند ، در سرزمین خدایان
چشم اندازها پوشیده اند از پرتوهای نقره ای
و از اشک های لغزان از چهره ی کتیبه ها
سکوت دیرپا ، اکنون به پایان خود رسیده است
وقت آن است که به نوایی باستانی گوش فرا دهیم
از دره ی قدرت و مرداب ها
غرش ارابه های جنگی ، که درندگان باستانی آنها را درهم شکسته اند
در چشم هایشان شعله ای سرخ ، در حرکت به سمت زمین های الهی
در تالار ادین (خدای خدایان در افسانه های اسکاندیناوی )
صدایی را می پراکند : " وقت آن است که جام ها را بالا ببریم
چون پسر به خانه برگشت است "
اسرار آذرخش
سواران طوفان که درندگان را از این عمیق ترین خواب بیدار می کنند
کلامی نیرومند از آسمان
بار دیگر پیدا شده است
طلسم گمشده ی تندر که در سنگ های خدایان نقش بسته است
از غار یک غول قوی پیکر به سمت چشم طوفان
پس از آن به دنبال سکوت می رود
... و چکش فرود می آید
8. Tar Still Flows
A growing tension between us
Never letting you rest
Running blindly to the point
Just to be the best
This event only tears you down
Can't you feel the blade?
You're filled with fear, stress and pain
While my strength is HATE!
Every round is beating you
Back deeper into your pit
Can't you see the facts of the life,
Which ain't that hard to admit?
As you raise your fist to fight
It'll loose the stream to flow
It drowns you by the tar of hate
You're the constant number TWO!
Remember, it is up to you
To continue this race
Just those words for giving up
I'm the ruler of this game
It's not a shame to lose the day
If your enemy is stronger
But it is foolishness trying to beat
The tar black stream of Chaos
کشمکشی که درون ما نمو می کند هرگز تو را آسوده رها نمی کند
کورکورانه به سوی نقطه ای که بهترین است دویدن
این حادثه فقط تو را ویران می کند
نمی توانی تیغه را احساس کنی ؟
تو پر از ترس ، فشار و دردی در حالیکه نیروی من «نفرت» است
هر دور به تو ضربه می زند ، بازگشتی عمیق تر به چاله ات
نمی توانی واقعیت های زندگی که پذیرفتنشان مشکل نیست را بفهمی ؟
آنگونه که مشتت را برای مبارزه بلند کردی رودخانه ها برای جریان رها خواهد کرد
و تو را با قیر نفرت غرق خواهد ساخت
تو نفر شماره دو بودی
به یاد داشته باش که ادامه دادن این مسابقه به تو بستگی دارد
فقط آن کلمه ها برای قبول کردن شکست
من قاعده ی این بازی را معلوم می کنم
امروز باختن ننگ نیست اگر رقیب تو قوی تر است
اما سفاهت در این است که جریان سیاه و قیرگون بی نظمی را برهم بزنیم
9. Angelheart, Ravenheart (Act I: Before The Bleeding Sun)
The last ray of the dying sun
Was born from the sacred flames
He was meant to be the One
The One to rule the light,
The forgotten son of wind,
The seventh king of the dawn
He was called by the name... Angelheart
The second tide had turned,
Completing the nightly sign
To start a change to come
Blood of a child was shed
To stain the soul so pure
To wake the heart of the Fallen
He started to live again... Ravenheart
آخرین پرتو خورشید در حال مرگ از شعله هایی مقدس متولد شد
او قصد داشت کسی باشد
کسی که قاعده ی نور است
پسر فراموش شده ی باد ، پادشاه هفتم سپیده دم
او چنین نام گرفت ... انجل هارت ( فرشته قلب)
تقدیر دوم عوض شده است
در کامل شدن نشان شبانه
برای آغاز تغییری تا بیاید
خون یک کودک ریخته شد
تا روحی کاملا ً پاک و بی رنگ شود
تا قلب یک کشته شده بیدار شود
او زندگانی دوباره اش را شروع کرد .... ریون هارت ( سیاه قلب)
[Guardians of Light:]
"Oh Saints we believe in, please come with your might
Can't watch him dying
The heart of the night is choking the flame
Can't watch him dying
Oh saints we believe in, he's wasting away
Can't watch him dying
He's losing his wings and the crown of the dawn
Can't watch him dying"
...The new time has begun...
] اولیاء نور [ :
" ای اولیا ! ما ایمان آوردیم ، با قدرت خویش بیایید
نمی توانیم او را در حال مرگ ببینیم
قلب شب دارد شعله ها را خفه می کند
نمی توانیم او را در حال مرگ ببینیم
ای اولیا ! ما ایمان آوردیم ، او دارد تلف می شود
نمی توانیم او را در حال مرگ ببینیم
او دارد بال هایش و تاج سپیده اش را از دست می دهد
نمی توانیم او را در حال مرگ ببینیم "
.... عهد جدید آغاز شده است ...
[Ravenheart:]
"Unholy troops of the night,
Break the back of the light,
Your Master orders you
Kill the hordes of the sun,
Let the dark age be begun,
Your Master orders you
Let the blade of dark incise
As the moon of blood arises
Your Master orders you
Before the bleeding sun
We'll toast to the Fallen one
As the black dawn greets up all"
" سربازان نامقدس شب
کمر نور را بشکنید
ارباب شما به شما فرمان می دهد
جماعت خورشید را بکشید
بگذارید عصر تیره آغاز شود
اربات شما بهتان دستور می دهد
بگذارید تیغه ی تاریک بدراند
آن زمان که ماه خون برخاست
اربابتان به شما فرمان می دهد
قبل از ریختن خون خورشید
خون کشته شده ای را خواهیم نوشید
وقتی سپیده ی سیاه با همه برخورد می کند "
] سیاه دل [ :
[Guardians of Light:]
"We have to know slaves for the end of time
We have to know writings of the sacred signs
] اولیاء نور [ :
ما ناگزیریم تا بندگان را در انتهای زمان بشناسیم
ما ناگزیریم از شناختن نوشتار نشانه های مقدس
nazare manam hamine... pabande matn nabayad shod
bazia tavagho daran moobe moo mani kalameha too matn biad ama be nazare man bardashte motarjem mooheme
baghiash bikhi
h A i L
s A r A
A growing tension between us
Never letting you rest
Running blindly to the point
Just to be the best
This event only tears you down
Can't you feel the blade?
You're filled with fear, stress and pain
While my strength is HATE!
akh ke cheghad in ahangesho doos daram:X
bizhan kash mishod hesi ke too in kara hast ham tarjome kard
h A i L
s A r A
مگه خودم وقت درست حسابی دارم واسه اینجا بذارم که توقع یه معاون اکتیو داشته باشم ؟ 