userinfo close

استقلال تهران


esteghlal_tehran

تاسیس: 6 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آرش ق - معاونان
در صورت مشاهده موارد خلاف این قوانین بدون تذکر پستها حذف خواهند شد. و اما این موارد عبارتند از: ادامه »
در صورت مشاهده موارد خلاف این قوانین بدون تذکر پستها حذف خواهند شد.
و اما این موارد عبارتند از:

1. نقل قولهای تو در تو بیشتر از سه بار حذف خواهند شد. گاهی دیده شده از یک پست دهها نقل قول انجام شده که باعث آشفتگی پستها و بهم ریختن نظم تاپیکها شده.

2. استفاده از فونت با سایز بزرگتر از 14 در پستها باعث حذف آن پست خواهد شد.

3. پستهای دارای تصاویر غیر ضروری که باعث پایین آمدن سرعت لود صفحه شده و کاربران را دچار مشکل میکند حذف خواهند شد.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1440
6078
91/3/11 (01:39)
484
2304
91/3/11 (02:11)
56
188
91/3/10 (22:03)
799
7105
91/3/10 (22:02)
30
561
91/3/6 (23:08)
87
642
91/3/11 (00:34)
50
447
91/3/10 (21:49)
1153
4653
91/3/10 (08:57)
43
172
91/3/9 (15:49)
522
2233
91/3/9 (14:42)
647
1190
91/3/9 (01:38)
108
370
91/3/8 (00:28)
476
1475
91/3/7 (01:25)
1128
15475
91/3/4 (11:56)
149
1131
91/3/3 (06:59)
815
815
91/2/28 (21:19)
853
19044
91/2/24 (21:41)
526
652
91/2/23 (13:57)
1058
11836
91/2/19 (21:07)
103
727
90/12/19 (16:11)

عنوان بحث

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 00:08 1390/07/26

سلاطین آبی (غلامحسین مظلومی - بهترین مهاجم تاریخ - قاتل لنگ)


یادی از بزرگان تاریخ استقلال تهران


26357718-e02a-4af2-8a17-5be4b5f46629.jpg


 این تاپیك هر هفته اختصاص داره به معرفی و صحبت در مورد یكی از مردان بزرگ تاریخ استقلال 



  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بهادر دهکردی , bahasafa
بهادر دهکردی - 14:58 1391/01/24
18

عقاب آسیا

 

زنده در دلها ناصر خان حجازی

 

یادش گرامی

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 17:56 1391/01/8
17

غلامحسین مظلومی 

29011_0c70d9992ec2b02119adf064eaae791b375567a5.jpg


زاده ۱۳۲۸ در آبادان.
مظلومی در دوران بازیگری، عضو باشگاه استقلال تهران و تیم ملی ایران بود.

مردی كه با 5 گل زده به پرسپولیس از بهترین گلزنان تارج در دربی هست ، لنگ كشی یكی از تخصص های این گلزن برجسته بوده.

وی در سال ۱۳۴۷ و زمانی که در حال گذراندن دوران تحصیلی بود به تیم تاج پیوست و مجموعا ۹ سال برای تاج بازی کرد و در سال ۱۹۷۱ در حالیکه تاج اولین قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا را کسب کرد او با زدن 5 گل بهترین گلزن مسابقات شد.

مظلومی در این مدت در تیم تاج و شهباز با به‌ثمر رساندن ۶۵ گل در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های ایران و سه دوره کسب عنوان گلزن برتر لیگ تخت جمشید (دوره اول 15 گل دوره دوم 10 گل و دوره چهارم 19 گل) دارای یک رکورد است.

همچنین در سه دوره شرکت تاج در جام میلز با زدن 26 گل آقای گل مسابقات میلز بود. در سال 1356 پس از جدایی از شهباز به الوصل امارت پیوست و با درخشش او الوصل قهرمان جام حذفی امارت شد و مظلومی با زدن 9 گل بهترین گلزن مسابقات شد.

در سن 29 سالگی در بازی با ذوب آهن مینیسک پای او دچار آسیب شدید شد و با اینکه آن زمان جراحی مینیسک به سادگی مقدور نبود ولی او بازگشت موفقیت آمیزی به فوتبال داشت و مجددا برای تیم ملی انتخاب شد. ولی پس از چند ماه در بازی با تیم سابق خود نفت آبادان دچار اسیب دیدگی مجدد شد و در سن 30 سالگی در حالیکه در اوج دوران بازیگری بود مجبور به خداحافظی از فوتبال شد.


وی به همراه تیم ملی جوانان در بازی‌های ۱۹۶۹ تایلند لقب آقای گلی را با به ثمر رساندن 6 گل به خود اختصاص داد و همچنین دو سال بعد بار دیگر در بازی‌های جوانان آسیا این بار در فیلیپین با زدن 5 گل عنوان آقای گلی را به دست آورد . در بازی های آسیایی تهران بازدن 5 گل لقب بهترین مهاجم آسیا در سال 1974 را به دست آورد. وی در المپیک مونترال کانادا به همراه تیم ملی فوتبال ایران حضور داشت و تنها گل ایران در مقابل تیم ملی فوتبال کوبا را به ثمر رساند.او در تیم ملی با زدن 37 گل در 48 بازی برای سالهای متمادی عنوان بهترین گلزن رده ملی را در اختیار داشت.



  • قهرمانی ۳ دوره جام میلز هندوستان با تیم استقلال
  • بهترین گلزن ۳ دوره از جام تخت جمشید
  • بهترین گلزن باشگاه‌های آسیا با ۹ گل زده
  • بهترین بازیکن اسیا در سال ۱۹۷۴ در مسابقات المپیک آسیایی تهران
  • آقای گلی در المپیک آسیایی تهران با 5 گل
  • 2 دوره قهرمانی و کسب مدالهای طلا در جام ملتهای آسیا همراه با تیم ملی ایران
  • قهرمانی وکسب مدال طلا با تیم ملی در المپیک آسیایی تهران
  • یک دوره قهرمان جام قهرمانان باشگاه های اسیا با تیم استقلال(تاج سابق)
  • زننده تنها گل تیم ملی ایران به تیم ملی کوبا در المپیک مونترال کانادا 1976
  • حضور در 2 دوره مقدماتی جام جهانی 1974 آلمان غربی و 1978 آرژانتین



غلامحسین مظلومی پس از کسب افتخارات زیاد در دوران بازیگری در تیم ملی و رده باشگاهی به جرگه مربیان پیوست. کلاسهای مریگری را با موفقیت به اتمام رساند. او دارای مدرک مربیگری A B ،C آسیایی و دارای مدرک B اروپا(اتحادیه فوتبال انگلیس) می باشد.

  • سرمربی تیم فوتبال بزرگسالان استقلال در سال ۱۳۶۷
  • سرمربی تیم فوتبال امید ایران سال ۱۳۶۸
  • سرمربی تیم فوتبال استقلال اهواز لیگ آزادگان سال‌های ۱۳۷۱ و ۱۳۷۳
  • سرمربی تیم فوتبال شهرداری کرمان، مقاومت تهران، کشتی سازی بندرعباس، پتروشیمی ماهشهر و موتوژن تبریز، استقلال نوین تهران و پیام تهران در لیگ دسته یک
  • مدیر فنی تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان ایران
  • سرمربی تیم ملی نوجوانان ایران
  • مدیرفنی تیم‌های پایه استقلال و پاس
  • سرپرست تیم فوتبال بزرگسالان استقلال در سال 1388
  • عضو کمیته فنی باشگاه استقلال در سال 1389
  • سرپرست تیم فوتبال بزرگسالان شاهین بوشهر در لیگ برتر(جام خلیج فارس)

در سالی که مرحوم ناصر حجازی سرمربی تیم محمدان بنگلادش بود به مظلومی پیشنهاد مربیگری ابوهانی بنگلادش شد ولی او حاضر به پذیرش این پیشنهاد و جلای وطن نشد.


نام کاملغلام‌حسین مظلومی تنگستانی
زادروز۱۳۲۸
زادگاهآبادان، ایران
اطلاعات باشگاهی
پُستمهاجم
باشگاه‌های حرفه‌ای
سال‌هاباشگاه‌هابازی(گل)
۱۳۴۷-۱۳۵۵استقلال تهران
تیم ملی
ایران۴۸(۳۷)
دوران مربیگری
۱۳۶۷
۱۳۸۸
استقلال تهران
استقلال تهران (مدیر)

اگر بخواهیم در مورد غلامحسین مظلومی قلم بزنیم باید او را یکی از نوادر فوتبال بنامیم . نادری که می تواند عنوان بهترین مهاجم و گلزن تاریخ فوتبال ایران را از ان خود کند . اما همین نادر معایبی داد که این معایب او را از چشم هم تیمی هایش می اندازد !! 
غلامحسین مظلومی زبان باز نیست و چاپلوسی نمی کند ! لذا مورد حسادت کسانی است که دوست ندارند بهتر از خود را ببینند و بهمین دلیل کسی که رکوردهای بسیاری دارد باید بنشیند و تماشاچی تاخت و تاز کسانی باشد که بند کفش او هم حساب نمی شوند
غلامحسین از یک خانواده زحمت کش فوتبالی است . فرزند دوم یک خانواده 11 نفری . او در ابادان بدنیا امده و در این شهر گرم و پر هیجان رشد و نمو یافته است غلامحسین الفبای فوتبال را در مدارس اموخت  و اولین مربی اش احمد هدایت بود . او از همان نو جوانی نشان داد که شاگرد حرف شنوی است و تعلیمات مربی را با جان و دل پذیرفته و از قوه به فعل می اورد .
در میان پستهای مختلف ، مظلومی به گلزنی علاقه داشت . بهمین خاطر تمامی زوایای دروازه را در ذهن سپرد تا بعد ها از کوچکترین رخنه ان توپ را گذرانده و مبدل به گل کند .غلامحسین مظلومی که ناجوانمردانه توسط همبازیهایش زده می شد خیلی زود به عضویت تیم منتخب اموزشگاهها در امد و طی سفری که تیم ملی به ابادان داشت در مقابل این تیم ایستاد که به راحتی دروازه تیم ملی نوجوانان را گشود و همین کار کارستانی بود که باعث دعوت او به تیمی شد که سکوی پرتابش بود .
مظلومی با این نمایش ملی پوش شد و با گلهایی که در طول تمرینات به ثمر رساند جزو مسافران تایلند گشت . این سفر نقطه عطفی در زندگی دومین فرزند خانواده مظلومی ها بود . چراکه غلامحسین بهمراه دیگر ملی پوش ( حسین باباخانلو ) اقای گل بازیها شدند و پرچم کشور خود را در بالاترین نقطه به اهتزاز در اوردند
قهرمانی ایران در قاره کهن بهانه ای بود برای ستاره یابی ، تا تیمهای مختلف به سراغ تیم ملی نو جوانان بروند تا امیدهای خود را بجویند . اما غلامحسین مورد توجه تیمهای زیادیقرار گرفت ... اما دل او در باشگاه ابی پوشان بود . باشگاهی که توانست میان همه صیادها گلزن نوظهور ایران و اسیا را از ان خود کند
غلامحسین مظلومی به استقلال امد تا تمرینات این تیم را پر از تماشاگر کند ! فوتبال دوستانی که می خواستند ببینند جوان سیه چرده خوزستانی چگونه گل میزند و چرا همیشه بوی گل می دهد . انها نخبه ای را دیدند که هر شلیکش یک گل به همراه داشت . بازیکنی که فرصت طلب بود و با دو پا فوتبال بازی می کرد ضمن اینکه در سر زنی هم استثنا بود .

 اگر بخواهیم از افتخاراتی که غلامحسین برای استقلال کسب کرده حرف بزنیم ، داستان مثنوی هفتاد من کاغذ است . بازیکنی که توانست در سه دوره قهرمانی جام میلز هندوستان بیشترین تاثیر را بر جای بگذارد و مجموعا 27 گل بزند . رکوردی که اغراق امیز و اعجاب اور است ! اما جای تعجب نیست چون این اعداد و ارقام ثبت شده است . مظلومی با گلهای خود دو بار استقلال را قهرمان لیگ تخت جمشید کرد و خود بر مقام اقای گلی نشست ... ضمنا 63 گل در لیگ سراسری زده است که این رکورد هم پابرجاست و هنوز هیچ کس نتوانسته این رکورد را افزایش دهد ! از دیگر افتخاراتی که مظلومی کبیر برای استقلال تدارک دیده ... قهرمانی باشگاههای اسیا است که او و یارانش در فینال هاپوئل رژیم اشغالگر قدس را دو بر یک شکست دادند و مقام اول قاره کهن را برای کانون محبت امیزی چون استقلال فراهم اوردند
مهارتهای مظلومی محجوب خیلی زود پای او را به تیم ملی باز کرد . او موهبت بازی در تیم ملی جوانان و افتخار افرینی برای ان را کسب کرده بود اما اولین بازی ملی او در تیم بزرگسالان مربوط به مقابله تیمهای ایران و پاکستان در ترکیه است ، که طی ان غلامحسین دوبار تور دروازه پاکستانی ها را لرزاند و دو بار هم پاس گل داد تا حسین کلانی گلزن باشد . از این تاریخ مهاجم ثابت و گلزن استقلال مبدل به یک ملی پوش ثابت شد و در قهرمانی های سه دوره ایران در اسیا نقش کلیدی و ارزنده ایفا کرد . او با تیم ملی در جام کوروش هم اول شد . ضمن انکه در بازیهای المپیک مونترال به تیم ملی کوبا گل زد تا نتنها زننده تنها گل ایران باشد ، بلکه پیروزی را برای اولین بار در مقابله با کوبا به اردوی ایران اورد
اگر در حوصله بگنجد باز هم می توان از مظلومی و افتخارات وی گفت . همانکه مخالفان به او لقب « مرده خور !» داده بودند ، همانکه وقتی « مانگا » در تهران گفت : اگر یک ایرانی دروازه اشرا باز کند فوتبال را کنار می گذارد ... و همانکه مهاجمین ایرانی را طی سه دیدار به تمسخر گرفت ... اما طی یکی از این تحقیرها غلامحسین با عکس العملی دیدنی دروازه « مانگا » را گشود تا او هاج و واج بماند و علی رغم میل باطنی مجبور به تمجید از گلزن ایرانی باشد . غلامحسین مظلومی در جام جهانی کوچک یکی از ملی پوشان بود و در مسابقات مقدماتی جام جهانی ارژانتین هم یکی از عوامل موفقیت . او به تنهایی و طی دو دیدار رفت و برگشت چهار بار عربستان را به زانو در اورد ... اما متاسفانه بخت با او یار نبود ! زیرا در طی این بازیها مینسیک خود را پاره دید تا از حضور در بزرگترین رقابت های جهانی باز بماند .
غلامحسین مظلومی این ملی پوش اسبق و ساکت بعد از اینهمه سال از لحاظ مالیدر مضیقه بود و اینده مبهم او را ازار می داد ... لذا وقتی باشگاه شهباز قد علم کرد و شروع به ریخت و پاش کرد ، نه برای زیاده خواهی و زیاده طلبی ، بلکه برای تهیه یک سرپناه محقر و کوچک به مدت یکسال پیراهن این تیم را پوشید و عجیب انکه با این تیم اقای گل لیگ شد . انگاه به تیم الوصل امارات رفت تا از توانایی های خود این تیم را نیز بهره مند کرده باشد . مهاجم با ادب و با فرهنگ فوتبال ما که به تمامی تیمهای و دروازه بانهای نامدار گل زده ، در حالی که می توانست هنوز کارساز و گره گشا باشد در سال 1358 از فوتبال قهرمانی خداحافظی کرد ... او گل زدن به تیمهای ملی - چک - رومانی - یوگسلاوی- مجارستان - کوبا - عربستان - و ... را در پرونده افتخارات خود دارد ... وی با بیش از 50 بازی ملی و رفتارهایی که جملگی مقبول بوده است قطعا تا ابد در تاریخ فوتبال ایران باقی خواهد ماند .
غلامحسین مظلومی بعد از فوتبال به جرگه مربیان پیوست و کلاسهای مختلف بین المنلی را گذراند .... او شاگرد مردانی چون «کرامر» و «مدزوخ» و «سرالف رمزی» شد تا بلکه در امر مربیگری هم چون فوتبال منشا خیر و برکت باشد ، غافل از انکه برای مربیگری در در این کشور باید صاحب ارتباطات بود !! به همین لحاظ شاهد جولان کسانی شد که به یقه کت شان هم گل نزده بودند
غلامحسین مظلومی این چهره ماندگار فوتبال ایران ازدواج موفقی داشته که حاصل این وصلت فرخنده چهار پسر به نامهای امید و امیر و ارش و اشکان که تمامی ورزشکارا و تحصیل کرده هستند .
او کارمند بازخرید شده دخانیات است و خرج سنگینی دارد ... اما مورد توجه نیست ، تنها فدراسیون فوتبال در تیمهای پایه از توانایی های او بهره می برد ... حضوری که موفق امیز بوده است .


سهیل م , sozuki
سهیل م - 00:11 1391/01/5
16
مرسی رضا

یادش بخیر اون زمانا که با امیر حال می کردیم عاشق تاپیک دست نوشته ها بودم

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 18:59 1391/01/4
15
عزت الله جانملكی 



37803_view.jpg


آقاعزت همان بازیكن مستحكم اواسط دهه 40 و اوایل 50 است كه همچون صخره ای دردفاع تیم تاج و تیم ملی حضورداشت...

یكبار یكی از خبرنگاران تعریف میكرد كهسالها پس ازكناره گیری او ازفوتبال ، وقتی برای مصاحبه به منزل وی رفته است خود عزت خان درب منزل را بازكرد و خبرنگار باشگفتی مشاهده میكند كه پیراهن عزت درمنزل ، همان پیراهن آبی باشگاه محبوبش با همان شماره معروف ( شماره 5) بود!.....

یك بیماری ناخواسته ( ام . اس) بر او یورش برد تا قهرمان باغیرت آبی دل را بی رحمانه سالها درچنگال خود بفشارد و بر صندلی چرخدار بنشاند.

شاید برخی هواداران قدیمی این صحنه رابیادداشته باشند ، وى را برهمان صندلی نشانده و برای یكی ازبازیهای استقلال به ورزشگاه آزادی آوردند....


چندی نگذشت كه ( عزت الله جانملكی) برحمت خدا پیوست و دارفانی راوداع گفت ولی خاطره و یاد او كه سینه به سینه نقل شده بود درخاطره ها باقی ماند...

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 02:13 1390/11/27
14

منصور پورحیدری


آبی ترین مرد تاریخ باشگاه استقلال خود میگوید

عشق را آدم های عاشق می دانند باید با من باشی تا این عشق را بشناسی.من و استقلال و زندگی یکی هستیم.این خود عین عاشقی است. عشق من به استقلال ابدی و جداناشدنی است




وی ابتدا در سن ۱۷ سالگی در باشگاه فوتبال دارایی بازی می‌کرد اما سپس به باشگاه تاج (استقلال) رفت و به مدت ۹ سال در تیم تاج به عنوان دفاع راست بازی می‌کرد و در سال ۱۳۴۹ عنوان قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا را به همراه تیم تاج کسب کرد.

او با پنج دوره حضور در ادوار رقابتهای آسیایی به عنوان سرمربی رکورددار تاریخ باشگاه استقلال است که ۳۲ مرتبه مربی‌گری یک باشگاه در جام باشگاههای آسیا را به عهده داشته‌است.

او در پنج دوره حضور خود؛ یک مقام قهرمانی، یک مقام نایب قهرمانی و یک مقام سوم جام باشگاههای آسیا و همچنین دو مقام چهارم جام برندگان جام آسیا را برای استقلال به ارمغان آورده‌است.

پورحیدری در ۳۰۹ مسابقه مربی‌گری تیم فوتبال استقلال تهران را بر عهده داشته‌است و ۸۱ بار به عنوان مربیدر خدمت آبی‌پوشان بود که از این لحاظ در تاریخ باشگاه استقلال رکورددار می‌باشد. پورحیدری همچنین رکورددار مربی‌گری در شهرآورد تهران است.

وی دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر است که متولد سالهای ۱۳۶۲ و ۱۳۷۰ می‌باشند. پورحیدری در مجموع ۳۹۰ مرتبه برروی نیمکت استقلال نشسته‌است.[۱]


افتخارات 

دوران بازیکنی 

دوران مربی‌گری منصور پورحیدری




       پورحیدری پرافتخارترین مربی آبی


منصور پورحیدری

دنیای کودکی و دبستان فردوسی



منصور پورحیدری اواسط زمستان، در یکی از شب های سرد بهمن ماه سال 1324 خورشیدی به دنیا آمد و در خانواده ای هفت نفره بزرگ شد و پا گرفت. خیابان های حوالی میدان خراسان، کودکی منصورخان را به خوبی به یاد دارند. دبستان فردوسی هر صبح و عصر میزبان کودک بازیگوشی بود که از همان ابتدای کودکی، ورزش را بهترین تفریح زندگی اش انتخاب کرده بود ... 

 


 کودکی منصورخان سرشار بود از تجربیات مختلف ورزشی از والیبال، پینگ پنگ تا دو و میدانی و در نهایت فوتبال. شاید آن روزها خودش هم نمی دانست که عاقبت، همین فوتبال و توپ گرد دوست داشتنی اش، سرنوشتش را رقم خواهد زد. دبیرستان تمدن و ایرانمهر خاطرات نوجوانی منصورخان را در خشت خشت دیوارها و البته زمین فوتبالش به یادگار حفظ کرده است ... منصور خان که به سن نوجوانی رسید، فوتبال شد همه زندگی اش. زمین های خاکی الهیه، قلهک شاید باعث و بانی پیشرفت مرد محبوب آبی ها بود، او که به همراه خانواده در ابتدای نوجوانی به محله قلهک تهران نقل مکان کرده بود، حالا دیگر آنقدر بزرگ شده که به این نتیجه برسد که باید آینده اش را در زمین های خاکی محله جدیدش جستجو کند.


اولین مسابقات رسمی


منصورخان، در دبیرستان عضو تیم مدرسه بود. مسابقات آموزشگاه های تهران در آن زمان مسابقاتی کاملاً  رسمی و در عین حال سنگین بود، به گونه ای که حتی در هر تیم، چند بازیکن ملی پوش بازی می کردند. منصور پورحیدری فوتبالش را به صورت جدی با تیم دبیرستانش شورع شد و مسابقات آموزشگاه ها اولین مسابقات رسمی بود که منصورخان در آن حضور یافت و اتفاقاً چند باری هم موفق شد که در این مسابقات قهرمانی را تجربه کند.


معلم ورزش، کاشف استعداد او


مرد محجوب آبی ها، فوتبالش را مدیون معلم ورزشش است. مرحوم پورامیر، کسی بود که استعداد منصورخان را کشف کرد و به او توصیه نمود که فوتبال را بین سایر ورزش ها در اولویت قرار دهد. او به خوبی به این مهم دست یافته بود که منصورخان استعدادی خارق العاده دارد و مطمئناً پیشرفت خواهد کرد. 

تیم دخانیات و باشگاه دارایی


تیم دخانیات وابسته به باشگاه دارایی، اولین تیم رسمی منصور پورحیدری بود. مرحوم پورامیر پس از کشف استعداد منصورخان او را به آقای غلامحسین نوریان در باشگاه دارایی معرفی کرد و پورحیدری در سال 1341 به صورت رسمی کارش را در این باشگاه با تیم دخانیات آغاز کرد. او در ابتدا دفاع وسط بازی می کرد، اما بعدها مربی اش به این نتیجه رسید که کارآیی مدافع جوانش در پست دفاع راست بیشتر است و از آن پس، از او در این پست بازی گرفت. منصورخان تا سال 45 با دارایی ادامه داد و با این تیم، قهرمان باشگاه های تهران شد. 
منصور پورحیدری

سال 45 و شروع با تاج


سال 1345 نقطه عطفی در زندگی منصور پورحیدری بود، وقتی برای نخستین بار با لباس خوشرنگ آبی اش با تیم تاج وارد میدان شد و تا آخرین روزی که تصمیم گرفت کفش هایش را بیاویزد، حاضر نشد پیراهن محبوبش را از خود جدا کند. تا آخر با استقلال ماند و با استقلال از فوتبال خداحافظی کرد. هم دوره های او در استقلال جملگی بازیکنان نام آشنایی بودند، بزرگانی که نام و یادشان تا ابد در یادها خواهد ماند و افتخارآفرینی هایشان زبانزد خواهد بود. قلیچ خانی، طالبی، مرحوم کامبیز جمالی، حسین فرزامی و بعدها ناصر حجازی و ... همگی هم بازی های منصورخانن در استقلال بودند. 

ویترین افتخارات


منصور پورحیدری در مقام بازیکن، 3 عنوان قهرمانی در باشگاه های تهران، باشگاه های ایران و جام دوستی و همچنین سه دوره قهرمانی جام میلز و مقام سومی جام باشگاه های آسیا را در کارنامه اش دارد. او 9 سال با استقلال بود و با تیم محبوبش در سال 49 قهرمان باشگاه های آسیا شد تا ویترین افتخاراتش را تکمیل کند. 

خداحافظی پس از 9 سال


اسطوره محبوب آبی ها، در طی 9 سال حضورش در استقلال از حضور مربیانی چون مرحوم علی دانایی فر، برادران بیاتی و پس از آن رایکوف استفاده کرد تا اینکه در سال 1354 تصمیم گرفت تنها با 30 سال سن از دنیای بازیگری فوتبال خداحافظی کند. 

ازدواج، هم زمان با آویختن کفش ها


سال 54، برای منصورخان سال به یاد ماندنی و سرنوشت ساز در زندگی شخصی اش بود. همسرش خانم فریده شجاعی، آن روزها در باشگاه تاج بسکتبالیست بود و او هم، همچون منصورخان ورزش اولویت اول زندگی اش بود. باید گفت همانگونه که باشگاه تاج، سرنوشت فوتبالی منصورخان را رقم زده بود، دست تقدیر این بار باعث شد تا این باشگاه، سرنوشت زندگی اش را هم مرقوم کند، حضور خانم شجاعی در این باشگاه مقدمه ای شد برای آشنایی و ازدواج منصور پورحیدری در سال 54، یعنی دقیقاً همان سالی که منصورخان کفش هایش را برای همیشه آویخته بود. 

و شروع مربیگری


پورحیدری سال 54 و پس از خداحافظی از دنیای بازیگری در فوتبال، رفت تا به جرگه مربیان بپیوندد و به عنوان کمک مربی در کنار رایکوف، هدایت تیم محبوبش «تاج» را عهده دار شد. 
منصور پورحیدری

تیمی به نام استقلال


در بحبوحه انقلاب، تیم تاج در آستانه انحلال قرار گرفت. اما منصور پورحیدری در کنار دیگرانی چون شاهرخ و شاهین بیانی، مظلومی، حاجیلو، رجبی و ... تلاش بسیاری کردند تا تیم را دوباره جمع و جور کنند و با کمک آقای آتشی که بعد از انقلاب مسئولیت باشگاه را عهده دار شد، تیم آبی پوشان تهرانی را با نام جدید «استقلال» راهی میدان کردند و در اولین جام پس از انقلاب با نام جام شهید اسفندی در فروردین ماه 58 شرکت کردند. اتفاقاً شهید اسفندی هم یکی از بازیکنان جوانان استقلال بود که به مقام رفیع شهادت نایل گشت و اولین دوره مسابقات را با نام ایشان مزین کردند. 

افتخارآفرینی با لباس مربیگری پورحیدری در سال 59 راهی دبی شد و در باشگاه الاهلی امارات به عنوان کمک جکیچ، قریب به یک سال و نیم فعالیت کرد و پس از آن به ایران بازگشت و در اوایل سال 1362 مربی استقلال شد و در همان سال، استقلال را به مقام قهرمانی رساند. سه دوره قهرمانی باشگاه های تهران، دو دوره قهرمانی جام آزادگان، نایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا، قهرمانی باشگاه های آسیا در سال 1990، دو دوره قهرمانی جام حذفی افتخاراتی است که کارنامه مربیگری پورحیدری در استقلال با آن مزین شده است.


مقام سومی که پورحیدری در آسیا به آن دست یافت را حتماً اکثریت فوتبالدوستان به خاطر دارند، آن بازی معروف با آنیانگ کره و آن باران سیل آسا، شاید اگر زمین آزادی تبدیل به دریاچه نشده بود، آن اتفاق هم رقم نمی خورد و استقلال با پورحیدری قهرمانی دیگری را تقدیم هوارادانش کرده بود.


رکورددار بازی آبی و قرمز


پورحیدری تا به امروز در 309 مسابقه رهبری استقلال را به عنوان سرمربی برعهده داشته است و 81 بار نیز به عنوان مربی در کنار آبی پوشان بوده است، او همچنین رکوردار بازی های آبی و قرمز است. 

منهای استقلال


علاوه بر استقلال، منصور پورحیدری مدتی سرمربی فجر شیراز بود. فجری ها که تازه به لیگ برتر آمده بودند در سال 77 تصمیم گرفتند از تجربیات ارزشمند مربی باسابقه و ارزشمند ایرانی استفاده کنند و منصور پورحیدری را انتخاب کردند. همزمان با سرمربیگری در شیراز، منصورخان راهی تیم ملی شد و پس از آن، سال 78 از فجری ها جدا شد. منصور پورحیدری مدتی هم با صنعت نفت کار کرد اما بحث استقلال مطرح شد و او هم مجبور شد راهی استقلال شود. 

صنایع اراک دیگر تیمی بود که مدتی پذیرای اسطوره محبوب آبی ها بود. منصورخان به خاطر روابط دوستانه ای که با مهندس بازوند، معاون عمرانی استان مرکزی داشت و از آنجا که خوب می دانست ایشان انسان بزرگ و بسیار علاقمند به ورزش و علی الخصوص فوتبال است، برای کمک به تیم صنایع، راهی اراک شد. دو سال و چند ماهی هم با پاس همدان بود. زمانی که پاس به تازگی راهی همدان شده بود. در آن شرایط سخت که همدان هیچ گونه تجربه تیمداری نداشت، پورحیدری به عنوان مدیرفنی و سرپرست در کنار پاس در همدان بود.


منصورخان و تیم ملی


منصور پورحیدری در سال 1970 در خدمت تیم ملی بود و با تیم ملی راهی بازی های آسیایی تایلند شد. ضمن آنکه چند بار با تیم منتخب ایران به مصاف منتخب شوروی رفت و در المپیک آسیایی هم همراه تیم ملی بود. منصورخان یک مقام قهرمانی هم در تورنمنتی که در تهران برگزار شد با مربیگری مرحوم دهداری در کارنامه اش دارد. 

 سال 78 منصور پورحیدری سرمربی تیم ملی فوتبال بود و مشغول آماده سازی تیم برای جام ملت های آسیا، اما در اوایل اسفندماه به علت نتایج ضعیفی که استقلال با هدایت یوگنی سکوموروخوف کسب کرده بود از مربیگری تیم ملی کناره گیری کرد و بدون تامل برای کمک به تیم محبوبش بر روی نیمکت آبی ها نشست. پورحیدری برای تیم ملی کشورمان نیز افتخاراتی کسب کرده است. قهرمانی در بازی های آسیایی بانکوک را می توان یکی از این افتخارات طلایی دانست.


... و بازگشت دوباره

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 02:21 1390/10/20
13

کارو حق وردیان

steghlal_Upload_01324905127.jpg

کارو حق‌وردیان (به انگلیسیKaro Haghverdian) هافبک معروف تیم ملی ایران و باشگاه تاج (استقلال)، بدون تردید یکی از فوتبالیست‌های نامی تاریخ فوتبال ایران است. کارو حق‌وردیان از اواسط دههٔ چهل شمسی به عضویت تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد و به مدت ۱۷ سال (۱۳۵۷ ش.) عضو تیم ملی فوتبال ایران بود. از افتخارات کارو حق‌وردیان کسب مقام قهرمانی جام ملت‌های آسیا در سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷ ش) در تهران می‌باشد. او همچنین به همراه تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ۱۹۷۸ (۱۳۵۷ش.) شرکت داشت. کارو حق‌وردیان هم اکنون در آمریکا زندگی می‌کند.

ما که بازیهای او را ندیده ایم. ولی قدیمیها همیشه از بازیهای خوب او برای تاج و تیم ملی صحبت میکنند. این بازیکن ارمنی سالهای دور آبیها نه تنها از نظر فنی , بلکه از نظر اخلاقی نیز, همیشه جزو بهترینها بوده است. مدتهای زیادی بود که از او نیز مثل سایر نامداران استقلال , خبری نبود. صحبت از (کارو حق وردیان) مهره ی ارزشمند فوتبال ایران در دهه ی 60 است

کارو حق وردیان هافبک خوشفکر و دونده تاج .وقتی که او به حرکت در می امد، تمام تیم حرکت می کرد. و ازاین رو تماشاگران به او لقب "موتور تاج" داده بودند.





علی پارسی  , paarseh
علی پارسی - 04:56 1390/09/25
12

علی جباری 20 سال پیش هم به استقلال برگشت و پست مدیریت فنی و داشت. امسال که می گفتند رییس کمیته فنی کی باشه من می گفتم پیش خودم چرا علی جباری نباشه خیلی بهتر از حسن روشن هست و وزنه ی تعصب هست که از لحاظ فنی هم فوق العاده بوده در زمان خودش

 

 

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 00:06 1390/09/25
11


علی جباری

تنها ۱۰ دقیقه تا پایان ۹۰ دقیقه باقی مانده بود و تیم ملی فوتبال ایران بازی را با نتیجه ۰ – ۲ به میزبان رقابت های جام ملتهای آسیا ( تایلند ) واگذارکرده بود… یک شکست تاریخی درانتظار تیم ملی فوتبال ایران بود اما اینگونه نشد!… همان دقایق اندک کافی بود تا شاه ماهی نسل طلایی فوتبال باشگاه تاج وفوتبال ایران دردهه چهل و پنجاه قادر باشد هتریک نماید و تیم ملی فوتبال ایران را که درزیر باران سیل آسا یک شکست سنگین را انتظار می کشید در پایان ۹۰ دقیقه به پیروزی برساند و یک برگ طلایی از تاریخ فوتبال ایران زمین را ورق بزند… 

آری ، از علی جباری سخن می گوییم… اسوه تعصب و تکنیک ناب فوتبال باشگاهی و ملی ایران در زمانیکه آبی پوشان و تیم ملی فوتبال ایران قدرت بلامعارض قاره کهن آسیا بودند…

  

درتداوم آن پیروزی تاریخی بود که ایران باقربانی کردن حریفان دیگر به فینال رسید تا بازهم علی جباری یکی از ۲ گل بازی فینال را در برابر کشور کره جنوبی به ثمر برساند و حریف را در برابر شیران ایران زمین تسلیم نماید… با این نتیجه برای دومین بار همای سعادت و خوشبختی برروی شانه های یک ملت فوتبالدوست نشست ( سال ۱۹۷۲) تا رنسانس فوتبال ایران در دهه پنجاه شکل بگیرد و به قدرت اول فوتبال آسیا تبدیل شود. 

  

آن سالها قهرمانی جام ملت ها حتی در خانه حریف برای ایرانیان یک رویا و سراب نبود زیرا امثال جباری ها را داشتیم… 

  

علی جباری را بدون تردید باید یکی ازبهترین و بااخلاق ترین بازیکنان فوتبال ایران و استقلال دانست… بازیکنی تکنیکی و سرعتی که از فاکتور تعصب و هوشی سرشار بهره می برد و معمولا در پست هافبک تهاجمی بازی می کرد و باتوجه به شرایط بازی به خط حمله می پیوست و درکار تیمی مشارکتی چشمگیر داشت... قدرت رهبری ، هوش و ذکاوت او باعث گردید سالیان سال بعنوان کاپیتان تاج به ایفای نقش بپردازد. 

 

وی در جام ملتهای آسیا که درسال ۱۹۶۸ در تهران برگزارشده بود بازهم عضو تیم ملی فوتبال ایران بود و باهمان تیم عنوان قهرمانی جام ملتها را کسب کرده بود.

  

رشد فوتبالی علی جباری طبق معمول آن زمان و مانند بسیاری از ستارگان دهه چهل و پنجاه در زمین های خاکی آغازشد… محله معروف چهارصد دستگاه واقع در شرق تهران که با همان امکانات حداقلی توانسته است دهها بازیکن در رده ملی و باشگاهی را به فوتبال ایران تقدیم نماید… بازیکنانی که در آن مقطع طلایه داران نسل طلایی فوتبال ایران زمین بودند و غرور ملی ایرانیان را در نبردهای بین المللی و فرامرزی احیا می کردند.

 

 

علی جباری درسال ۱۹۷۰ بعنوان کاپیتان تیم تاج موفق گردید دراولین دوره حضور این تیم در جام باشگاههای آسیا کاپ قهرمانی آسیا را بالای سر برده و باعث سرافرازی میلیونها نفر از ایرانیان گردد… درهمان بازی که تاج از حریف اسرائیلی ( تیم هاپوئل ) ۰ – ۱ عقب افتاده بود اما توانست در اواخر بازی با تک گل غلام وفاخواه نتیجه را به تساوی بکشاند تا درادامه بازی و دروقت اضافه باگل مسعود معینی برنده یک بازی تاریخی گردد و اولین قهرمانی یک باشگاه ایرانی را در قاره کهن آسیا رقم بزند.

  

نگارنده افتخاردارد بازگو نماید که علی جباری را از دوران نوجوانی جزو محبوب ترین بازیکنانش قرارداده است و درگذرزمان ذره ای ازاین محبوبیت کاسته نشده که حتی افزایش داشته است!… بازیکنی که مانند بسیاری از هم نسلان خود هیچگاه با احساسات هوادار بازی نکرد و رنگ پیراهن را تغییر نداد تا خود را در دل هواداران برای همیشه جاودان نماید.

  

هنگامیکه درورزشگاه امجدیه برای بازی های تیم محبوب حضور پیدا می کردم ، در زمان ورود بازیکنان به زمین چشمانم بدنبال یک بازیکن بااخلاق و خنده رو می دوید که بادیدن وی درترکیب دلگرم می شدم… آری ، او همان علی جباری بود… بازیکن محبوب دوران نوجوانی ام که انتظار برای بازی بعدی و دیدن چهره وی و تیم محبوب برایم طاقت فرسابود…!

  

حسن اخلاق و تعصب مثال زدنی این بازیکن ، تواضع و چهره همیشه خندان وی و تاثیرگذاری اش برجریان بازی و کسب موفقیت های تیم بدون تردید در پیدایش محبوبیت شاه ماهی سالیان دور فوتبال تاج و ایران نقش چشمگیری داشته است. جباری و جباری ها با تمام وجود در قلب میلیونها هوادار ذوب شده بودند

  

علی جباری و اصولا جباری ها عنصر گمشده فوتبال ملی و باشگاهی ایران درزمان حال هستند… برخی ازاین ستارگان دیروز و فراموش شدگان امروز درپیچ و خم های زندگی و روزگار ومشکلات روزمره خود ازیادها رفته اند بخصوص آنها که مناعت طبع دارند و هیچگاه بدنبال هزینه کردن ازگذشته های پرافتخار و درخشان خود برای منافع شخصی و موقعیتی نبوده اند… آنها گمشده ها و ستارگان ناپیدایی هستند که حتی درنقش یک پیشکسوت هم کمتر ازآنان یاد می شود اما ماهواداران که دردنیایی متفاوت با موج سواران ورزش کشور زندگی می کنیم می بایست بایاد کردن ازاین عزیزان اززحمات و فدارکاری هایشان برای باشگاه محبوب و فوتبال ایران تقدیر کرده و یادشان را گرامی بداریم.




علی جباری شروع بازی كردنش را در باشگاه تاج كه با به خدمت گرفتن رایکوف یوگوسلاو تحولی شگرف در فوتبال ایران به وجود آورده بود آغاز كرد . نسل ماندگار فوتبال ایران به خصوص استقلال، را بوجود اورد . افرادی چون ناصر حجازی، منصور پورحیدری،نصر ا.. عبدالهی،پرویز قلیچ خانی،فرامرز ظلی،جلال طالبی،جواد قراب،غلامحسین مظلومی،عزت جانملکی، ایرج دانائی فرد، منصور رشیدی، حسن روشن و ... از جمله آنان بودند.

وی كه از ستارگان فوتبال ایران در دهه 40 و 50 بود بازیهای خاطر انگیزی در پیراهن استقلال و تیم ملی به یادگار گذاشته . از خاطرات قابل ذكر ایشان بازی ایران با تایلند در جام ملتها بود كه در سال 1970 برگذار شد . وی با زدن 3 گل در 10 دقیقه بازی 2-0 باخته ایران مقابل تایلند را به پیروزی 3-2 تبدیل كرد . !!!

وی با 5 گل زده به تیم پرسپولیس و 10 بار داشتن بازوبند كاپیتانی ركوردی دست نیافتنی در مقابل این تیم ایجاد كرده .


1.جباری كاپیتان تیم استقلال ( تاج سابق) بود بخصوص در همان فینال روءیایی كه نماینده اسراییل ازاستقلال شكست خورد و استقلال برای اولین بارسر برآسمان قاره كهن آسیا سایید!

2.میگویند جباری معروف بود كه میتواند برروی یك محوطه بسیاركوچك ( مانند دستمال!) براحتی درییل برند..... تكنیك ناب او هیچگاه ازیادهواداران قدیمی استقلال وملی كه بازیهای اورابیاد دارند نمیرود.... دریكی ازخاطرات اوخوانده ام كه وقتی باتیم ارتش به مصاف تیم عراق رفت تصمیم گرفت كه یارمستقیم خودرا كه در عراق آزارش داده بود تنبیه نماید!..... او دربازی برگشت و درورزشگاه امجدیه ( شیرودی) و دربازی برگشت آن حریف قدرتمند و هیكل دار خود را چنان دریبل میزد كه وی چندین بار سرنگون شد و جباری درمحوطه ای كه كمی خیس بود و به گل و لای آلوده بود اینكاررامیكرد تا حریفش بداند عاقبت آزاردادن جباری گل آلودگی است!....

3.جباری از بچه های چهارصددستگاه ( منطقه ای در خیابان پیروزی) بود كه دهها فوتبالیست ملی و باشگاهی را به فوتبال ایران عرضه كرده بود....... درخاطراتش خوانده ام كه دراین محله سه یاردبستانی بودند كه ازبچگی فوتبال بازی میكردند و هرسه فوتبالدوست شدند. آنها عبارت بودند از ( علی جباری و حمید امینی خواه و غلام وفاخواه) و جالب ترین خاطره آنها درجام ملتهای آسیا درسال 1968 و درتهران بود كه دراولین بازی تیم ملی ایران به میدان رفتند و هرسه درتركیب ثابت حضورداشتند و این موضوع نهایت آرزو وروءیاهای این سه یاردبستانی بود!.. درآن بازی ها ایران برای اولین بار توانست باشكست اسراییل قهرمان جاتم ملتها گردد.......البته ازمیان این سه نفر حمیدامینی خواه برحمت خداپیوسته است.... درمحله مزبور فوتبالیستهایی مانند حسن و منوچهر و گودرز حبیبی ( سه برادران!) و پرویزمیرزاحسن و هادی نراقی ومجید تشرفی و ... بسیاری دیگر به تیمهای باشگاهی و ملی راه یافتند.....

4.جباری در استقلال ( تاج سابق) درحالی كاپیتان بود كه بازیكنانی همچون پرویزقلیچ خانی و جلال طالبی و ... هم حضورداشتند و این دو بازیكن جزو بهترین های ایران و آسیابودند ولی جباری بخوبی میتوانست تیم را رهبری نماید.....

5.جباری در دهه پنجاه هم چندین سال درتیم تاج سابق ( استقلال) و تیم ملی بازی كرد... بازیهای جام ملتهای آسیا در پنچمین دوره آن در سال 1351 (1972 میلادی) و دركشوربانكوك برگزارمیشد و ایران باید ازعنوان خوددفاع میكرد..... ایران بازیهای خودرابرنده شد و به دیدار میزبان رفت و 2 بار دروازه خودرا فروریخته دید..... تماشاگران تیم خودرا درفنیال میدیدند تااینكه ( علی جباری) همچون صاعقه برسرآنان فرودآمد!..... جباری كه یكی ازخطرناكترین و بهترین مهاجم - هافبك های دوران تاریخ ایران است توانست در فاصله فقط 5 دقیقه ( دقیقه 74 و 77 و 79) سه بار دروازه تیم میزبان (تایلند) را بگشاید و بازی باخته را باپیروزی 2-3 برای ایران به اتمام رسانده و تیم ملی رابه فینال این رقابتها سوق دهد!...... او و یاران ملی پوش ایران را به فینال رساندند و بازهم درفینال پیروزشدند و كره جنوبی را هم باشكست بدرقه كردند تا برای دومین دوره متوالی سر برآسمان قاره كهن آسیابسایند و ازعنوان خوددفاع كنند.........

علی پارسی  , paarseh
علی پارسی - 06:42 1390/09/9
10

یادم میاد همیشه اهل برنامه بود. اون بازی معروف با بحرین وقتی انجام شد تازه توی تلویزیون نشون دادند که ایشون از چند ماه پیش با دلیل و برهان عدم صعود به جام جهانی و با جزییات شامل برد باخت و امتیاز تیم ایران و بقیه رقبا در جدول پیش بینی کرده بود. فکر کنم حتی گروه دوم که ایران هم توش نبود و گفته بود که چطور رتبه بندی میشه و در واقع همه اینها رو روی برنامه ای مدون مثل کاغذ دیورای درست کرده بود ولی کسی گوش نکرد تا اینکه تیم به بحرین و بعد ایرلند باخت و حذف شدیم

در استقلال بارها پرویز ابوطالب مدیر تیمهای پایه استقلال و بر عهده داشته و خیلی کار بلد هست

 

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 02:00 1390/09/9
9

پرویزابوطالب


بیوگرافی  پرویز ابوطالب:
1-شروع فوتبال سال1329 از زمین های خاکی منطقه راه آهن تهران
2-بازیکن تیم های دسته اول باشگاه های راه آهن،تاج سابق،دیهیم سابقو منتخب تهران در تیم ملی و آموزشگاه ها و قهرمان چهار دوره مسابقات قهرمانی باشگاه ها و قهرمان سه دوره آموزشگاه های کشور.
3-شروع مربیگری سال 1345 با تیم های جوانان راه آهن-تاج-مرکزی جوانان-دسته دوم ژاندار مری-نگهبان-افسر-دیهیم و راه آهن که همگی به دسته اول باشگاه های تهران رسیدند.
4-شرکت در نخستین کلاس مربیگری بین المللی ژاپن در سال 1348(1969)و اخذ درجه ممتاز لیسانس مربیگری از فدراسیون بین المللی (فیفا).
5-مدرس رسمی فیفا به منظور تربیت مربی در سطح بین المللی.
6-رئیس سابق کمیته آموزش فدراسیون فوتبال در دو دوره بمدت چهار سال.
7-اولین مربی بین المللی فیفا در منطقه آسیا با درجه ممتاز از کشور ژاپن.
8-اولین مربی تیم ملی جوانان ایران در مسابقات آسیایی توکیو و بانکوک با کسب اولین مدال برنز آسیایی1970 و 1971 برای ایران.
9-مربی تیم ملی امید در مسابقات بین المللی جام دوستی تهران و کسب مقام سوم در بین 7 تیم اروپایی.
10-سرمربی تیم ملی ایراندر سال1360 پیش از بازی های آسیایی و کسب مقام قهرمانی در مسابقاتبین المللی پاکستان.
11-سرمربی تیم ملی نو جوانان ایران در بازی های آسیایی قطردر کشور قطر و مرحله نهایی مسابقات نوجوانان آسیا در تایلند.
12-کسب مقام قهرمانی مسابقات بین المللی نوجوانان در بیست ونهمین دوره مسابقات در سال1372 در کشور آلمان شهر وردربرمن،بین6تیم اروپایی.
13-سرمربی تیم های راه آهن،دیهیم،نگهبان،بوتان،بانک تجارت،افسر،نادر.
14-نویسنده کتاب((فن و هنرفوتبال پیشرفته و پویا)).
15-مبتکر وسازنده شابلون های مغناطیسی آموزش روش مربیگری فوتبال.


فرزندان حجت‌الاسلام ابوطالب، از جمله مهمترین، بزرگترین و تاثیرگذارترین مردان تاریخ فوتبال ایران هستند. پرویز ابوطالب در بین این برادران از همه مطرح‌تر است اما بعد از او امیر ابوطالب، مهدی ابوطالب و علی ابوطالب هم مردان مهمی در تاریخ فوتبال ایران بوده‌اند كه امروز به بررسی عملكرد سه برادر اصلی می‌پردازیم.
پرویز ابوطالب متولد سال 1320، بازیكن سابق تیم‌های تاج و دیهیم بود كه در اواخر دهه 40 تیم پله را تاسیس كرد. این تیم در دهه 50 تبدیل به بوتان شد. از تیم بوتان در سال‌های 50 تا 68 مردانی چون محمد دادكان، اكبر میثاقیان، جواد زرینچه، حسن شیرمحمدی و رضا جلولی به تیم ملی رسیدند. او در سال 50 اولین دوره كلاس مربیگری دتماركرامر را طی كرد و سرمربی تیم‌ملی جوانان شد و سه سال این مسوولیت را بر عهده داشت. در سال 1360 در مقطعی سرمربی تیم‌ملی فوتبال بزرگسالان بود و در مقاطعی سرمربی تیم‌ملی نوجوانان بود. ابوطالب نویسنده كتاب‌های سه جلدی تاكتیك‌های فوتبال است. او كارخانه بزرگ تولیدات ورزشی پویا را دارد. در مدارس فوتبال او هم ستارگان بسیاری رشد كردند كه از آن جمله می‌توان به جواد نكونام اشاره كرد. امیر ابوطالب از سال 1344 سرمربی تیم راه‌آهن شد و تا سال 82 در چهار مقطع هدایت این تیم را برعهده داشت. در دوران مربیگری او در راه‌آهن، كریم شاهرودی، علی گیوه‌ای، منصور كاویانپور، احمد نعیما، ناصر محمدخانی، غلامرضا فتح‌آبادی، مرتضی شاهپرست، فرشاد پیوس، نادر فریادشیران، منوچهر طاهرخانی، بهتاش فریبا، مرتضی یكه، بیژن طاهری، رضا عباسی، محمود صالح‌آبادی، امیر قلعه‌نویی، رحیم یوسفی و... جذب فوتبال ایران شدند
رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 11:34 1390/08/21
8

پرویز كوزه كنانی


از بازیکنان نسل اول تاج بود . همزمان با مرحوم دهداری و دیگر سردمداران فوتبال ایران توپ می زد در نوک حمله تیم ملی و کلاب تاج بازیکن بی چون وچرای میدان بود.
کاپیتان تیم ملی بود و از اولین لژیونرها کشور بود که در آلمان با تیم کلن قرارداد بست اما وقتی که شرایط بهتری در بایرن لورکوزن دید به این تیم رفتول بازیهای آسیایی 1958 و نیاز مفرط تیم ملی به وی او را به تهران کشانید.در آن زمان باشگاه تاج در وضعیتی بحرانی به سر می برد و حضور مجدد او در تاج باعث شد که تیم تاج دوباره قدرت بگیرد وقهرمانی این تیم را تکرار شود.در سال 1960 به آمریکا رفت و پس از دو سال مجداد به ایران بازگشت و سه سال تیم تاج را همراهی کرد اما در یک دیدار تدارکاتی با استلال دچار مصدومیت شد واین مصدومیت باعث شد که دیگر نتواند به جدی فوتبال بازی کند.کوزه کنانی در سا 49 سرپرست تیم فوتبال تاج شد.

ایشان در حال حاضر در آمریکا سکونت می کنند .



رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 14:56 1390/08/13
7

محمود بیاتی



Mohamad bayati.jpg


محمود بیاتی
شناسنامه
زادروز۱۳۰۷
زادگاه،
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی
پُست
باشگاه‌های حرفه‌ای
سال‌هاباشگاه‌هابازی(گل)
تاج
تیم ملی
۱۳۲۹-۱۳۳۷پرچم ایران تیم ملی فوتبال ایران
دوران مربیگری
۱۳۴۷-[[]]
۱۳۵۱-[[]]
پرچم ایران تیم ملی فوتبال ایران
پرچم ایران تیم ملی فوتبال ایران


محمود بیاتی دو دوره هدایت تیم ملی ایران را برعهده داشت. در سال ۱۳۴۷ تیم ایران را برای اولین بار قهرمان جام ملت های آسیا کرد و در سال ۱۳۵۱ به همراه تیم ملی در بازی های المپیک مونیخ شرکت کرد.

زندگینامه 

محمود بیاتی متولد سال ۱۳۰۷ و امروز مقیم کشور امریکا است. او در حال حاضر 79 ساله است و هر از گاهی به ایران آمده و از دوستان و خانواده دیدار می کند.


وی در دوران تحصیل در دبیرستان، کاپیتان تیم آموزشگاه های تهران بود و از همان جا به عضویت تیم جوانان تهران درآمد. در سال ۱۳۲۹ در جریان سفر تیم ملی ترکیه به ایران با ترکیب تیم ملی بزرگسالان برای اولین بار بازی ملی انجام داد. او پیراهن تیم ملی را تا سال ۱۳۳۷ به طور مستمر بر تن داشت و در تمام این سال ها، همواره جزء بهترین ها بود.


بیاتی فن بیان بسیار قوی داشت و با همین فن بیان بازیکنان را اداره می کرد.


او تحصیلکرده دانشکده افسری بود. در سال های بعد هم بودند مربیانی که با داشتن تحصیلات در دانشکده افسری روی نیمکت تیم ملی نشستند، در واقع حضور در تیم پاس بازیکنان آن دوره را در این میسر قرار می داد که در دانشکده افسری مشغول تحصیل شوند و مربیانی چون حشمت مهاجرانی و حسن حبیبی که در دهه های ۱۳۵۰و ۱۳۶۰ روی نیمکت ملی نشستند از این امتیاز بهره مند بودند. در این میان مهاجرانی یک ویژگی برجسته داشت آن هم روابط عمومی عالی او بود.


محمود بیاتی یکی از مربیان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است که رهبری این تیم را در 2 دوره برعهده داشت و هر بار دستیار اول او در راه اداره تیم ملی فوتبال، محمد برادرش بود. اصولاً محمود بیاتی، احمد بیاتی و محمد بیاتی یکی از چند برادر معروف در تاریخ فوتبال ایران هستند و تنها برادرانی که در تاریخ فوتبال ایران همزمان با هم اداره تیم ملی فوتبال را برعهده گرفتند همین برادران معروف بیاتی بودند


سلطان آبی ها 

محمود بیاتی یک هافبک میانی ایده آل در ترکیب آبی پوشان پایتخت بود. بعد از آویزان کردن کفش ها، محمود بیاتی مربیگری را آغاز کرد و در تیم باشگاهش به کار پرداخت، دو - سه سال تاج سابق را هدایت کرد و سپس در فروردین سال ۱۳۴۷ سرمربی تیم ملی شد.


دور اول موفقیت 

در سال ۱۳۴۷ و در اردیبهشت ماه، مسابقات چهارمین دوره جام ملت های آسیا به میزبانی کشورمان برگزار شد. در این دوره از رقابت ها تیم ملی فوتبال کشورمان به عنوان قهرمانی رسید. محمود بیاتی با هدایت مثال زدنی تیم ملی فوتبال کشورمان نشان داد که به خوبی با کار خود آشنا است. تیم ملی در این دیدار ها هر چهار حریف خود را با شکست رو به رو ساخت. بعد از این رقابت ها محمود بیاتی به خاطر درگیری با مشکلات کاری از مسوولیت خود استعفا داد و جای خود را به رایکوف داد.


دور دوم مربیگری 

بعد از قهرمانی تیم ملی در جام ملت های ۱۹۷۲ و صعود به المپیک ۱۹۷۲، مسوولان وقت فدراسیون مرتکب اشتباهی بزرگ شدند و بی اعتنا به عوامل دخیل در صعود و قهرمانی از وجود محمود بیاتی به جای پرویز دهداری و محمد رنجبر در تیم ملی بهره بردند. استفاده از بیاتی در دور دوم منطقی نبود. تیم ملی در دوران دوم مربیگری بیاتی نتایج خوبی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ به دست نیاورد و در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان هم حذف شد و موفق نشد حضور در جام جهانی را تجربه کند.



افتخارات ملی و باشگاهی محمود بیاتی 

او در 22 سالگی با تیم ملی به عنوان نایب قهرمانی بازی های آسیایی ۱۹۵۱ دهلی نو رسید. شرکت در بازی‌های آسیایی ۱۹۵۸، سال ها بازی، کاپیتانی و مربیگری در تیم ملی ارتش از دیگر افتخارات ملی او است.




سالهای مربیگری 




mahmoud_bayati_3x2_02.jpg

محمود بیاتی کاپیتان تاج ( استقلال) قهرمان باشگاه های تهران.

رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 16:39 1390/08/6
6

بیوک جدیکار



159198100145107206134539782127616911195243.jpg


این چند خط را تقدیم می کنم به پیر فوتبال ایران که بوی نسل اولیه فوتبال این مرز و بوم را می توان از او کشید. تجربه و عشق و بی ریایی در وجود او و امثال نسل او نمایان است.اگر می خواهید بیشتر او را بشناسید به کهنه کاران و عاشقان موسپید فوتبال  و یا باقیماندگان نسل او مراجعه کنید تا کلمات تحسینی و تعریفی و القاب و نسبتهای جالبی را از آنها در خصوص شیرمرد دیروز و پیرمرد امروز فوتبال ایران بشنوید. حال اگر اغراق نباشد من نیز اندکی از شنیده های خود را می گویم، او چپ طلایی فوتبال ایران بود، او مهلک ترین ضربات پای چپ را وارد می کرد، ضربات پای چپ او را خریده بودند تا با چپ شوت نزند و ضربات او به هر که می خورد خطر مرگ داشت.

این عبارات بخشی از القاب و امثالی بود که مردم آنروز و آن روزگار به مرد منتخب ما داده بودند او مدتی است که سالی یکبار به ایران بر می گردد تقریباً حدود 4 سال است که بیشتر اوقات سال را نزد فرزندانش در اروپا و آمریکا می گذراند، و سالی یکبار برای دیدن اقوام و تجدید خاطرات به وطن باز می گردد.

آقای بیوک جدیکار هر چند طراوت و شادابی سالهای گذشته را نداشته و ندارد اما هرگز دوست ندارد لقب پیر به او بدهند و او را خارج از رده حساب کنند در چهره وی موی سفید نشانی از تجربه درسالهای دراز و در  و چشمان آسمانی اش امید و عشق و به قول خودش علاقه به آبی( استقلال) را نشان می دهد موج می زند.



معرفی بیوك جدیكار از زبان خود ایشون


-  سن و محل تولد :من در تبریز و در سال 1308 بدنیا آمده ام.

- حدود 9 یا 10 ساله بودم که گذرم به زمین شماره 3 شهباز افتاد و با دیدن آن مسابقه عاشق فوتبال شدم.

-اولین تیم : باشگاه تهران جوان. اول دروازه بان بودم آن هم در حدود 2 سال، تا اینکه زنده یاد علی دانایی فرد با تاسیس تیم تور به سراغ من آمد و به خاطر شوتهای سهمگین پای چپم مرا ملزم به بازی در خط حمله کرد.

-تیم ملی : با درخشش در همان مسابقات و شکست تیم شاهین به تیم منتخب تهران دعوت شدم که همان تیم ملی بود. حدوداً 17 یا 18 ساله بودم که عضو تیم ملی شدم .

- اولین مربی : مرحوم آقای علی دانایی فرد پدر ایرج دانایی فرد.

-  پست تخصصی : مهاجم گوش چپ با شماره 11.

- خاطرات اولین بازی های ملی :در اولین بازی ملی در مقابل افغانستان بازی کردم و در دومین بازی ملی ام که مقابل ترکیه بود یک اتفاق جالب صورت گرفت که بعنوان خاطره برایتان تعریف می کنم . در آن بازی ایران سه بر یک از حریف خود پیش بود که یکباره داود نصیری داور مسابقه من را از بازی اخراج کرد و ترکها هم یکی از گلهای خورده را جبران کردند تا اینکه تماشاچیان بیش از اندازه اعتراض کردند و داور در یک اقدام نادر و خنده دار مرا صدا کرد و از من خواست تا به زمین بازی برگردم. و بعد هم ترکها اعتراض کردند.

باشگاه ها : تور، تهران جوان، تاج سابق و ویکتوریا کلوپ برلین در آلمان.

- تعداد بازی و گل ملی :‌ در آن موقع مستقیم به تیم بزرگسالان رفتم. و حدود 15 سال سابقه ملی و باشگاهی داشتم و 143 گل ملی و باشگاهی در طول 15 سال عمر مفید فوتبالم به ثمر رساندم که حدود 130 گل آن با پای چپ و شوت بود.

- بازیكن مورد علاقه : بازیکنان آنروزها واقعاً چیز دیگری بودند اما من  بیاتی، عارف قلی زاده ، پرویز ابوطالب ، محمد رنجبر و منصور امیرآصفی را بیشتر می پسندیدم.

- اولین پول از فوتبال : از باشگاه تاج در سال اول پولی نگرفتم و حتی در کارخانه چیت سازی کار می کردم تا هم خرج زندگی را بدهم و هم بتوانم به فوتبال بپردازم اما بعدها مسئولان تیم تاج آن موقع مقداری پول و مزایایی را در نظر گرفتند و بعد هم توسط تاج به تیم آلمانی رفتم که آن زمان 1500 مارک بطور ماهیانه حقوق می گرفتم.

-افتخارات ورزشی:  بازی در تیم کشورم آنهم در تیم ملی روزگاران قدیم که همه بازیکنان آماده و از سطح بالایی برخوردار بودند. حضور در تیم ارتش ایران، بازی در تیم باشگاهی ویکتوریا برلین، گلزنی به لئویاشین دروازه بان نامی آنروز دنیا و از همه مهمتر با غیرت و با عشق بازی کردن برای سربلندی باشگاه و کشورم و رضایت  فوتبالدوستان .

- گلزنی به یاشین :‌فکر می کنم با تیم زسکا مسکو بود که در تهران یاشین گلر افسانه ای جهان کری خوانده بود و گفته بود کسی نمی تواند در ایران به من گل بزند. و همین انگیزه و لطف خدا باعث شد که من آنچنان گلی از گوش چپ و با پای چپ به او زدم که مات و مبهوت ماند و بعد از بازی نیز به من ابراز محبت و تحسین کرد. البته یادم هست که بعدها یکبار دیگر اکبر افتخاری چپ پای دیگر تیم ملی به یاشین گل زد.



اولین بازیکنان ایرانی که به آلمان رفتند، از بازیکنان نسل دوم فوتبال ایران بودند که در سال های گمنامی فوتبال ایران به آلمان رفتند.بیوک جدیکار اولین لژیونر ایرانی در فوتبال آلمان بود. بازیکن اسبق تیم ملی ایران در دهه 30 شمسی، پس از بازی دوستانه تیم ملی با ویکتوریا برلین آلمان در تهران مورد توجه این تیم آلمانی قرار گرفت که در آن روزگار برای خود نامی در فوتبال آلمان داشت. جدیکار در فصل 58-1957 به آلمان رفت و مدتی را در این تیم توپ زد و ماهیانه 1500 مارک حقوق می گرفت. اما به علت درگذشت پدرش به ایران بازگشت و دیگر به آلمان بازنگشت.


رضا شباویز , shabavizz
رضا شباویز - 16:32 1390/08/6
5
نقل قول از : محمد ب

مرسی داش رضا
مرسی محمد

فقط دوستان اینو بدونن این تاپیگ صرفا جهت مطالعه نیستا 
محمد ب  , mohamad234
محمد ب - 09:01 1390/08/5
4
مرسی داش رضا
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.