| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1440
|
6078
|
91/3/11 (01:39)
|
|
||
|
|
484
|
2304
|
91/3/11 (02:11)
|
|
||
|
|
56
|
188
|
91/3/10 (22:03)
|
|
||
|
|
799
|
7105
|
91/3/10 (22:02)
|
|
||
|
|
30
|
561
|
91/3/6 (23:08)
|
|
||
|
|
87
|
642
|
91/3/11 (00:34)
|
|
||
|
|
50
|
447
|
91/3/10 (21:49)
|
|
||
|
|
1153
|
4653
|
91/3/10 (08:57)
|
|
||
|
|
43
|
172
|
91/3/9 (15:49)
|
|
||
|
|
522
|
2233
|
91/3/9 (14:42)
|
|
||
|
|
647
|
1190
|
91/3/9 (01:38)
|
|
||
|
|
108
|
370
|
91/3/8 (00:28)
|
|
||
|
|
476
|
1475
|
91/3/7 (01:25)
|
|
||
|
|
1128
|
15475
|
91/3/4 (11:56)
|
|
||
|
|
149
|
1131
|
91/3/3 (06:59)
|
|
||
|
|
815
|
815
|
91/2/28 (21:19)
|
|
||
|
|
853
|
19044
|
91/2/24 (21:41)
|
|
||
|
|
526
|
652
|
91/2/23 (13:57)
|
|
||
|
|
1058
|
11836
|
91/2/19 (21:07)
|
|
||
|
|
103
|
727
|
90/12/19 (16:11)
|
|
یادی از بزرگان تاریخ استقلال تهران

این تاپیك هر هفته اختصاص داره به معرفی و صحبت در مورد یكی از مردان بزرگ تاریخ استقلال

وی در سال ۱۳۴۷ و زمانی که در حال گذراندن دوران تحصیلی بود به تیم تاج پیوست و مجموعا ۹ سال برای تاج بازی کرد و در سال ۱۹۷۱ در حالیکه تاج اولین قهرمانی در جام باشگاههای آسیا را کسب کرد او با زدن 5 گل بهترین گلزن مسابقات شد.
مظلومی در این مدت در تیم تاج و شهباز با بهثمر رساندن ۶۵ گل در جام تخت جمشید و جام باشگاههای ایران و سه دوره کسب عنوان گلزن برتر لیگ تخت جمشید (دوره اول 15 گل دوره دوم 10 گل و دوره چهارم 19 گل) دارای یک رکورد است.
همچنین در سه دوره شرکت تاج در جام میلز با زدن 26 گل آقای گل مسابقات میلز بود. در سال 1356 پس از جدایی از شهباز به الوصل امارت پیوست و با درخشش او الوصل قهرمان جام حذفی امارت شد و مظلومی با زدن 9 گل بهترین گلزن مسابقات شد.
در سن 29 سالگی در بازی با ذوب آهن مینیسک پای او دچار آسیب شدید شد و با اینکه آن زمان جراحی مینیسک به سادگی مقدور نبود ولی او بازگشت موفقیت آمیزی به فوتبال داشت و مجددا برای تیم ملی انتخاب شد. ولی پس از چند ماه در بازی با تیم سابق خود نفت آبادان دچار اسیب دیدگی مجدد شد و در سن 30 سالگی در حالیکه در اوج دوران بازیگری بود مجبور به خداحافظی از فوتبال شد.
وی به همراه تیم ملی جوانان در بازیهای ۱۹۶۹ تایلند لقب آقای گلی را با به ثمر رساندن 6 گل به خود اختصاص داد و همچنین دو سال بعد بار دیگر در بازیهای جوانان آسیا این بار در فیلیپین با زدن 5 گل عنوان آقای گلی را به دست آورد . در بازی های آسیایی تهران بازدن 5 گل لقب بهترین مهاجم آسیا در سال 1974 را به دست آورد. وی در المپیک مونترال کانادا به همراه تیم ملی فوتبال ایران حضور داشت و تنها گل ایران در مقابل تیم ملی فوتبال کوبا را به ثمر رساند.او در تیم ملی با زدن 37 گل در 48 بازی برای سالهای متمادی عنوان بهترین گلزن رده ملی را در اختیار داشت.
غلامحسین مظلومی پس از کسب افتخارات زیاد در دوران بازیگری در تیم ملی و رده باشگاهی به جرگه مربیان پیوست. کلاسهای مریگری را با موفقیت به اتمام رساند. او دارای مدرک مربیگری A B ،C آسیایی و دارای مدرک B اروپا(اتحادیه فوتبال انگلیس) می باشد.
در سالی که مرحوم ناصر حجازی سرمربی تیم محمدان بنگلادش بود به مظلومی پیشنهاد مربیگری ابوهانی بنگلادش شد ولی او حاضر به پذیرش این پیشنهاد و جلای وطن نشد.
| نام کامل | غلامحسین مظلومی تنگستانی | |
| زادروز | ۱۳۲۸ | |
| زادگاه | آبادان، ایران | |
| اطلاعات باشگاهی | ||
|---|---|---|
| پُست | مهاجم | |
| باشگاههای حرفهای | ||
| سالها | باشگاهها | بازی(گل) |
| ۱۳۴۷-۱۳۵۵ | استقلال تهران | |
| تیم ملی | ||
| ایران | ۴۸(۳۷) | |
| دوران مربیگری | ||
| ۱۳۶۷ ۱۳۸۸ | استقلال تهران استقلال تهران (مدیر) | |
اگر
بخواهیم در مورد غلامحسین مظلومی قلم بزنیم باید او را یکی از نوادر فوتبال بنامیم
. نادری که می تواند عنوان بهترین مهاجم و گلزن تاریخ فوتبال ایران را از ان خود
کند . اما همین نادر معایبی داد که این معایب او را از چشم هم تیمی هایش می اندازد !!
غلامحسین مظلومی زبان باز نیست و چاپلوسی
نمی کند ! لذا مورد حسادت کسانی است که دوست ندارند بهتر از خود را ببینند و بهمین
دلیل کسی که رکوردهای بسیاری دارد باید بنشیند و تماشاچی تاخت و تاز کسانی باشد که
بند کفش او هم حساب نمی شوند .
غلامحسین از یک خانواده زحمت کش فوتبالی
است . فرزند دوم یک خانواده 11 نفری . او در ابادان بدنیا امده و در این شهر گرم و
پر هیجان رشد و نمو یافته است غلامحسین الفبای فوتبال را در مدارس اموخت و
اولین مربی اش احمد هدایت بود . او از همان نو جوانی نشان داد که شاگرد حرف شنوی
است و تعلیمات مربی را با جان و دل پذیرفته و از قوه به فعل می اورد .
در میان پستهای مختلف ، مظلومی به گلزنی
علاقه داشت . بهمین خاطر تمامی زوایای دروازه را در ذهن سپرد تا بعد ها از
کوچکترین رخنه ان توپ را گذرانده و مبدل به گل کند .غلامحسین مظلومی که
ناجوانمردانه توسط همبازیهایش زده می شد خیلی زود به عضویت تیم منتخب اموزشگاهها
در امد و طی سفری که تیم ملی به ابادان داشت در مقابل این تیم ایستاد که به راحتی
دروازه تیم ملی نوجوانان را گشود و همین کار کارستانی بود که باعث دعوت او به تیمی
شد که سکوی پرتابش بود .
مظلومی با این نمایش ملی پوش شد و با
گلهایی که در طول تمرینات به ثمر رساند جزو مسافران تایلند گشت . این سفر نقطه
عطفی در زندگی دومین فرزند خانواده مظلومی ها بود . چراکه غلامحسین بهمراه دیگر
ملی پوش ( حسین باباخانلو ) اقای گل بازیها شدند و پرچم کشور خود را در بالاترین
نقطه به اهتزاز در اوردند .
قهرمانی ایران در قاره کهن بهانه ای بود
برای ستاره یابی ، تا تیمهای مختلف به سراغ تیم ملی نو جوانان بروند تا امیدهای
خود را بجویند . اما غلامحسین مورد توجه تیمهای زیادیقرار گرفت ... اما دل او در
باشگاه ابی پوشان بود . باشگاهی که توانست میان همه صیادها گلزن نوظهور ایران و
اسیا را از ان خود کند .
غلامحسین مظلومی به استقلال امد تا
تمرینات این تیم را پر از تماشاگر کند ! فوتبال دوستانی که می خواستند ببینند جوان
سیه چرده خوزستانی چگونه گل میزند و چرا همیشه بوی گل می دهد . انها نخبه ای را
دیدند که هر شلیکش یک گل به همراه داشت . بازیکنی که فرصت طلب بود و با دو پا
فوتبال بازی می کرد ضمن اینکه در سر زنی هم استثنا بود .
اگر بخواهیم از افتخاراتی که غلامحسین برای استقلال کسب کرده
حرف بزنیم ، داستان مثنوی هفتاد من کاغذ است . بازیکنی که توانست در سه دوره
قهرمانی جام میلز هندوستان بیشترین تاثیر را بر جای بگذارد و مجموعا 27 گل بزند . رکوردی
که اغراق امیز و اعجاب اور است ! اما جای تعجب نیست چون این اعداد و ارقام ثبت شده
است . مظلومی با گلهای خود دو بار استقلال را قهرمان لیگ تخت جمشید کرد و خود بر
مقام اقای گلی نشست ... ضمنا 63 گل در لیگ سراسری زده است که این رکورد هم
پابرجاست و هنوز هیچ کس نتوانسته این رکورد را افزایش دهد ! از دیگر افتخاراتی که
مظلومی کبیر برای استقلال تدارک دیده ... قهرمانی باشگاههای اسیا است که او و
یارانش در فینال هاپوئل رژیم اشغالگر قدس را دو بر یک شکست دادند و مقام اول قاره
کهن را برای کانون محبت امیزی چون استقلال فراهم اوردند .
مهارتهای مظلومی محجوب خیلی زود پای او را
به تیم ملی باز کرد . او موهبت بازی در تیم ملی جوانان و افتخار افرینی برای ان را
کسب کرده بود اما اولین بازی ملی او در تیم بزرگسالان مربوط به مقابله تیمهای
ایران و پاکستان در ترکیه است ، که طی ان غلامحسین دوبار تور دروازه پاکستانی ها
را لرزاند و دو بار هم پاس گل داد تا حسین کلانی گلزن باشد . از این تاریخ مهاجم
ثابت و گلزن استقلال مبدل به یک ملی پوش ثابت شد و در قهرمانی های سه دوره ایران
در اسیا نقش کلیدی و ارزنده ایفا کرد . او با تیم ملی در جام کوروش هم اول شد . ضمن
انکه در بازیهای المپیک مونترال به تیم ملی کوبا گل زد تا نتنها زننده تنها گل
ایران باشد ، بلکه پیروزی را برای اولین بار در مقابله با کوبا به اردوی ایران
اورد .
اگر در حوصله بگنجد باز هم می توان از
مظلومی و افتخارات وی گفت . همانکه مخالفان به او لقب « مرده خور !» داده بودند ،
همانکه وقتی « مانگا » در تهران گفت : اگر یک ایرانی دروازه اشرا باز کند فوتبال
را کنار می گذارد ... و همانکه مهاجمین ایرانی را طی سه دیدار به تمسخر گرفت ... اما
طی یکی از این تحقیرها غلامحسین با عکس العملی دیدنی دروازه « مانگا » را گشود تا
او هاج و واج بماند و علی رغم میل باطنی مجبور به تمجید از گلزن ایرانی باشد . غلامحسین
مظلومی در جام جهانی کوچک یکی از ملی پوشان بود و در مسابقات مقدماتی جام جهانی
ارژانتین هم یکی از عوامل موفقیت . او به تنهایی و طی دو دیدار رفت و برگشت چهار
بار عربستان را به زانو در
اورد ... اما متاسفانه بخت با او یار نبود ! زیرا در طی این بازیها مینسیک خود را
پاره دید تا از حضور در بزرگترین رقابت های جهانی باز بماند .
غلامحسین مظلومی این ملی پوش اسبق و ساکت
بعد از اینهمه سال از لحاظ مالیدر مضیقه بود و اینده مبهم او را ازار می داد ... لذا
وقتی باشگاه شهباز قد علم کرد و شروع به ریخت و پاش کرد ، نه برای زیاده خواهی و
زیاده طلبی ، بلکه برای تهیه یک سرپناه محقر و کوچک به مدت یکسال پیراهن این تیم
را پوشید و عجیب انکه با این تیم اقای گل لیگ شد . انگاه به تیم الوصل امارات رفت
تا از توانایی های خود این تیم را نیز بهره مند کرده باشد . مهاجم با ادب و با
فرهنگ فوتبال ما که به تمامی تیمهای و دروازه بانهای نامدار گل زده ، در حالی که
می توانست هنوز کارساز و گره گشا باشد در سال 1358 از فوتبال قهرمانی خداحافظی کرد
... او گل زدن به تیمهای ملی - چک - رومانی - یوگسلاوی- مجارستان - کوبا - عربستان
- و ... را در پرونده افتخارات خود دارد ... وی با بیش از 50 بازی ملی و رفتارهایی
که جملگی مقبول بوده است قطعا تا ابد در تاریخ فوتبال ایران باقی خواهد ماند .
غلامحسین مظلومی بعد از فوتبال به جرگه
مربیان پیوست و کلاسهای مختلف بین المنلی را گذراند .... او شاگرد مردانی چون «کرامر»
و «مدزوخ» و «سرالف رمزی» شد تا بلکه در امر مربیگری هم چون فوتبال منشا خیر و
برکت باشد ، غافل از انکه برای مربیگری در در این کشور باید صاحب ارتباطات بود !! به
همین لحاظ شاهد جولان کسانی شد که به یقه کت شان هم گل نزده بودند !
غلامحسین مظلومی این چهره ماندگار فوتبال
ایران ازدواج موفقی داشته که حاصل این وصلت فرخنده چهار پسر به نامهای امید و امیر
و ارش و اشکان که تمامی ورزشکارا و تحصیل کرده هستند .
او کارمند بازخرید شده دخانیات است و خرج
سنگینی دارد ... اما مورد توجه نیست ، تنها فدراسیون فوتبال در تیمهای پایه از
توانایی های او بهره می برد ... حضوری که موفق امیز بوده است .

آقاعزت همان بازیكن مستحكم اواسط دهه 40 و اوایل 50 است كه
همچون صخره ای دردفاع تیم تاج و تیم ملی حضورداشت...
یكبار یكی از خبرنگاران تعریف میكرد كه
: سالها پس ازكناره گیری او ازفوتبال ، وقتی برای
مصاحبه به منزل وی رفته است خود عزت خان درب منزل را بازكرد و خبرنگار باشگفتی
مشاهده میكند كه پیراهن عزت درمنزل ، همان پیراهن
آبی باشگاه محبوبش با همان شماره معروف ( شماره 5) بود!.....
یك بیماری ناخواسته ( ام . اس) بر او یورش برد تا قهرمان باغیرت آبی دل را بی رحمانه سالها درچنگال خود
بفشارد و بر صندلی چرخدار بنشاند.
شاید برخی هواداران قدیمی این صحنه رابیادداشته باشند ، وى را برهمان صندلی نشانده و برای یكی ازبازیهای استقلال به
ورزشگاه آزادی آوردند....
چندی نگذشت كه ( عزت الله جانملكی) برحمت خدا پیوست و
دارفانی راوداع گفت ولی خاطره و یاد او كه سینه به سینه نقل شده بود درخاطره ها
باقی ماند...
منصور پورحیدری
وی ابتدا در سن ۱۷ سالگی در باشگاه فوتبال دارایی بازی میکرد اما سپس به باشگاه تاج (استقلال) رفت و به مدت ۹ سال در تیم تاج به عنوان دفاع راست بازی میکرد و در سال ۱۳۴۹ عنوان قهرمانی جام باشگاههای آسیا را به همراه تیم تاج کسب کرد.
او با پنج دوره حضور در ادوار رقابتهای آسیایی به عنوان سرمربی رکورددار تاریخ باشگاه استقلال است که ۳۲ مرتبه مربیگری یک باشگاه در جام باشگاههای آسیا را به عهده داشتهاست.
او در پنج دوره حضور خود؛ یک مقام قهرمانی، یک مقام نایب قهرمانی و یک مقام سوم جام باشگاههای آسیا و همچنین دو مقام چهارم جام برندگان جام آسیا را برای استقلال به ارمغان آوردهاست.
پورحیدری در ۳۰۹ مسابقه مربیگری تیم فوتبال استقلال تهران را بر عهده داشتهاست و ۸۱ بار به عنوان مربیدر خدمت آبیپوشان بود که از این لحاظ در تاریخ باشگاه استقلال رکورددار میباشد. پورحیدری همچنین رکورددار مربیگری در شهرآورد تهران است.
وی دارای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر است که متولد سالهای ۱۳۶۲ و ۱۳۷۰ میباشند. پورحیدری در مجموع ۳۹۰ مرتبه برروی نیمکت استقلال نشستهاست.[۱]
پورحیدری پرافتخارترین مربی آبی
دنیای کودکی و دبستان فردوسی
کودکی منصورخان سرشار بود از تجربیات مختلف ورزشی از والیبال، پینگ پنگ تا دو و میدانی و در نهایت فوتبال. شاید آن روزها خودش هم نمی دانست که عاقبت، همین فوتبال و توپ گرد دوست داشتنی اش، سرنوشتش را رقم خواهد زد. دبیرستان تمدن و ایرانمهر خاطرات نوجوانی منصورخان را در خشت خشت دیوارها و البته زمین فوتبالش به یادگار حفظ کرده است ... منصور خان که به سن نوجوانی رسید، فوتبال شد همه زندگی اش. زمین های خاکی الهیه، قلهک شاید باعث و بانی پیشرفت مرد محبوب آبی ها بود، او که به همراه خانواده در ابتدای نوجوانی به محله قلهک تهران نقل مکان کرده بود، حالا دیگر آنقدر بزرگ شده که به این نتیجه برسد که باید آینده اش را در زمین های خاکی محله جدیدش جستجو کند.
اولین مسابقات رسمی
منصورخان، در دبیرستان عضو تیم مدرسه بود. مسابقات آموزشگاه های تهران در آن زمان مسابقاتی کاملاً رسمی و در عین حال سنگین بود، به گونه ای که حتی در هر تیم، چند بازیکن ملی پوش بازی می کردند. منصور پورحیدری فوتبالش را به صورت جدی با تیم دبیرستانش شورع شد و مسابقات آموزشگاه ها اولین مسابقات رسمی بود که منصورخان در آن حضور یافت و اتفاقاً چند باری هم موفق شد که در این مسابقات قهرمانی را تجربه کند.
معلم ورزش، کاشف استعداد او
تیم دخانیات و باشگاه دارایی
سال 45 و شروع با تاج
ویترین افتخارات
خداحافظی پس از 9 سال
ازدواج، هم زمان با آویختن کفش ها
و شروع مربیگری
تیمی به نام استقلال
افتخارآفرینی با لباس مربیگری پورحیدری در سال 59 راهی دبی شد و در باشگاه الاهلی امارات به عنوان کمک جکیچ، قریب به یک سال و نیم فعالیت کرد و پس از آن به ایران بازگشت و در اوایل سال 1362 مربی استقلال شد و در همان سال، استقلال را به مقام قهرمانی رساند. سه دوره قهرمانی باشگاه های تهران، دو دوره قهرمانی جام آزادگان، نایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا، قهرمانی باشگاه های آسیا در سال 1990، دو دوره قهرمانی جام حذفی افتخاراتی است که کارنامه مربیگری پورحیدری در استقلال با آن مزین شده است.
مقام سومی که پورحیدری در آسیا به آن دست یافت را حتماً اکثریت فوتبالدوستان به خاطر دارند، آن بازی معروف با آنیانگ کره و آن باران سیل آسا، شاید اگر زمین آزادی تبدیل به دریاچه نشده بود، آن اتفاق هم رقم نمی خورد و استقلال با پورحیدری قهرمانی دیگری را تقدیم هوارادانش کرده بود.
رکورددار بازی آبی و قرمز
منهای استقلال
صنایع اراک دیگر تیمی بود که مدتی پذیرای اسطوره محبوب آبی ها بود. منصورخان به خاطر روابط دوستانه ای که با مهندس بازوند، معاون عمرانی استان مرکزی داشت و از آنجا که خوب می دانست ایشان انسان بزرگ و بسیار علاقمند به ورزش و علی الخصوص فوتبال است، برای کمک به تیم صنایع، راهی اراک شد. دو سال و چند ماهی هم با پاس همدان بود. زمانی که پاس به تازگی راهی همدان شده بود. در آن شرایط سخت که همدان هیچ گونه تجربه تیمداری نداشت، پورحیدری به عنوان مدیرفنی و سرپرست در کنار پاس در همدان بود.
منصورخان و تیم ملی
سال 78 منصور پورحیدری سرمربی تیم ملی فوتبال بود و مشغول آماده سازی تیم برای جام ملت های آسیا، اما در اوایل اسفندماه به علت نتایج ضعیفی که استقلال با هدایت یوگنی سکوموروخوف کسب کرده بود از مربیگری تیم ملی کناره گیری کرد و بدون تامل برای کمک به تیم محبوبش بر روی نیمکت آبی ها نشست. پورحیدری برای تیم ملی کشورمان نیز افتخاراتی کسب کرده است. قهرمانی در بازی های آسیایی بانکوک را می توان یکی از این افتخارات طلایی دانست.
... و بازگشت دوباره
کارو حق وردیان

کارو حق وردیان هافبک خوشفکر و دونده تاج .وقتی که او به حرکت در می امد، تمام تیم حرکت می کرد. و ازاین رو تماشاگران به او لقب "موتور تاج" داده بودند.
علی جباری 20 سال پیش هم به استقلال برگشت و پست مدیریت فنی و داشت. امسال که می گفتند رییس کمیته فنی کی باشه من می گفتم پیش خودم چرا علی جباری نباشه خیلی بهتر از حسن روشن هست و وزنه ی تعصب هست که از لحاظ فنی هم فوق العاده بوده در زمان خودش
علی جباری
تنها ۱۰ دقیقه تا پایان ۹۰ دقیقه باقی مانده بود و تیم ملی فوتبال ایران بازی را با نتیجه ۰ – ۲ به میزبان رقابت های جام ملتهای آسیا ( تایلند ) واگذارکرده بود… یک شکست تاریخی درانتظار تیم ملی فوتبال ایران بود اما اینگونه نشد!… همان دقایق اندک کافی بود تا شاه ماهی نسل طلایی فوتبال باشگاه تاج وفوتبال ایران دردهه چهل و پنجاه قادر باشد هتریک نماید و تیم ملی فوتبال ایران را که درزیر باران سیل آسا یک شکست سنگین را انتظار می کشید در پایان ۹۰ دقیقه به پیروزی برساند و یک برگ طلایی از تاریخ فوتبال ایران زمین را ورق بزند…
آری ، از علی جباری سخن می گوییم… اسوه تعصب و تکنیک ناب فوتبال باشگاهی و ملی ایران در زمانیکه آبی پوشان و تیم ملی فوتبال ایران قدرت بلامعارض قاره کهن آسیا بودند…
درتداوم آن پیروزی تاریخی بود که ایران باقربانی کردن حریفان دیگر به فینال رسید تا بازهم علی جباری یکی از ۲ گل بازی فینال را در برابر کشور کره جنوبی به ثمر برساند و حریف را در برابر شیران ایران زمین تسلیم نماید… با این نتیجه برای دومین بار همای سعادت و خوشبختی برروی شانه های یک ملت فوتبالدوست نشست ( سال ۱۹۷۲) تا رنسانس فوتبال ایران در دهه پنجاه شکل بگیرد و به قدرت اول فوتبال آسیا تبدیل شود.
آن سالها قهرمانی جام ملت ها حتی در خانه حریف برای ایرانیان یک رویا و سراب نبود زیرا امثال جباری ها را داشتیم…
علی جباری را بدون تردید باید یکی ازبهترین و بااخلاق ترین بازیکنان فوتبال ایران و استقلال دانست… بازیکنی تکنیکی و سرعتی که از فاکتور تعصب و هوشی سرشار بهره می برد و معمولا در پست هافبک تهاجمی بازی می کرد و باتوجه به شرایط بازی به خط حمله می پیوست و درکار تیمی مشارکتی چشمگیر داشت... قدرت رهبری ، هوش و ذکاوت او باعث گردید سالیان سال بعنوان کاپیتان تاج به ایفای نقش بپردازد.
وی در جام ملتهای آسیا که درسال ۱۹۶۸ در تهران برگزارشده بود بازهم عضو تیم ملی فوتبال ایران بود و باهمان تیم عنوان قهرمانی جام ملتها را کسب کرده بود.
رشد فوتبالی علی جباری طبق معمول آن زمان و مانند بسیاری از ستارگان دهه چهل و پنجاه در زمین های خاکی آغازشد… محله معروف چهارصد دستگاه واقع در شرق تهران که با همان امکانات حداقلی توانسته است دهها بازیکن در رده ملی و باشگاهی را به فوتبال ایران تقدیم نماید… بازیکنانی که در آن مقطع طلایه داران نسل طلایی فوتبال ایران زمین بودند و غرور ملی ایرانیان را در نبردهای بین المللی و فرامرزی احیا می کردند.
علی جباری درسال ۱۹۷۰ بعنوان کاپیتان تیم تاج موفق گردید دراولین دوره حضور این تیم در جام باشگاههای آسیا کاپ قهرمانی آسیا را بالای سر برده و باعث سرافرازی میلیونها نفر از ایرانیان گردد… درهمان بازی که تاج از حریف اسرائیلی ( تیم هاپوئل ) ۰ – ۱ عقب افتاده بود اما توانست در اواخر بازی با تک گل غلام وفاخواه نتیجه را به تساوی بکشاند تا درادامه بازی و دروقت اضافه باگل مسعود معینی برنده یک بازی تاریخی گردد و اولین قهرمانی یک باشگاه ایرانی را در قاره کهن آسیا رقم بزند.
نگارنده افتخاردارد بازگو نماید که علی جباری را از دوران نوجوانی جزو محبوب ترین بازیکنانش قرارداده است و درگذرزمان ذره ای ازاین محبوبیت کاسته نشده که حتی افزایش داشته است!… بازیکنی که مانند بسیاری از هم نسلان خود هیچگاه با احساسات هوادار بازی نکرد و رنگ پیراهن را تغییر نداد تا خود را در دل هواداران برای همیشه جاودان نماید.
هنگامیکه درورزشگاه امجدیه برای بازی های تیم محبوب حضور پیدا می کردم ، در زمان ورود بازیکنان به زمین چشمانم بدنبال یک بازیکن بااخلاق و خنده رو می دوید که بادیدن وی درترکیب دلگرم می شدم… آری ، او همان علی جباری بود… بازیکن محبوب دوران نوجوانی ام که انتظار برای بازی بعدی و دیدن چهره وی و تیم محبوب برایم طاقت فرسابود…!
حسن اخلاق و تعصب مثال زدنی این بازیکن ، تواضع و چهره همیشه خندان وی و تاثیرگذاری اش برجریان بازی و کسب موفقیت های تیم بدون تردید در پیدایش محبوبیت شاه ماهی سالیان دور فوتبال تاج و ایران نقش چشمگیری داشته است. جباری و جباری ها با تمام وجود در قلب میلیونها هوادار ذوب شده بودند
علی جباری و اصولا جباری ها عنصر گمشده فوتبال ملی و باشگاهی ایران درزمان حال هستند… برخی ازاین ستارگان دیروز و فراموش شدگان امروز درپیچ و خم های زندگی و روزگار ومشکلات روزمره خود ازیادها رفته اند بخصوص آنها که مناعت طبع دارند و هیچگاه بدنبال هزینه کردن ازگذشته های پرافتخار و درخشان خود برای منافع شخصی و موقعیتی نبوده اند… آنها گمشده ها و ستارگان ناپیدایی هستند که حتی درنقش یک پیشکسوت هم کمتر ازآنان یاد می شود اما ماهواداران که دردنیایی متفاوت با موج سواران ورزش کشور زندگی می کنیم می بایست بایاد کردن ازاین عزیزان اززحمات و فدارکاری هایشان برای باشگاه محبوب و فوتبال ایران تقدیر کرده و یادشان را گرامی بداریم.
علی جباری شروع بازی كردنش را در باشگاه تاج كه با به خدمت گرفتن رایکوف یوگوسلاو تحولی شگرف در فوتبال ایران به وجود آورده بود آغاز كرد . نسل ماندگار فوتبال ایران به خصوص استقلال، را بوجود اورد . افرادی چون ناصر حجازی، منصور پورحیدری،نصر ا.. عبدالهی،پرویز قلیچ خانی،فرامرز ظلی،جلال طالبی،جواد قراب،غلامحسین مظلومی،عزت جانملکی، ایرج دانائی فرد، منصور رشیدی، حسن روشن و ... از جمله آنان بودند.
وی كه از ستارگان فوتبال ایران در دهه 40 و 50 بود بازیهای خاطر انگیزی در پیراهن استقلال و تیم ملی به یادگار گذاشته . از خاطرات قابل ذكر ایشان بازی ایران با تایلند در جام ملتها بود كه در سال 1970 برگذار شد . وی با زدن 3 گل در 10 دقیقه بازی 2-0 باخته ایران مقابل تایلند را به پیروزی 3-2 تبدیل كرد . !!!
وی با 5 گل زده به تیم پرسپولیس و 10 بار داشتن بازوبند كاپیتانی ركوردی دست نیافتنی در مقابل این تیم ایجاد كرده .
1.جباری كاپیتان تیم استقلال ( تاج سابق) بود بخصوص در همان فینال روءیایی كه نماینده اسراییل ازاستقلال شكست خورد و استقلال برای اولین بارسر برآسمان قاره كهن آسیا سایید!
2.میگویند جباری معروف بود كه میتواند برروی یك محوطه بسیاركوچك ( مانند دستمال!) براحتی درییل برند..... تكنیك ناب او هیچگاه ازیادهواداران قدیمی استقلال وملی كه بازیهای اورابیاد دارند نمیرود.... دریكی ازخاطرات اوخوانده ام كه وقتی باتیم ارتش به مصاف تیم عراق رفت تصمیم گرفت كه یارمستقیم خودرا كه در عراق آزارش داده بود تنبیه نماید!..... او دربازی برگشت و درورزشگاه امجدیه ( شیرودی) و دربازی برگشت آن حریف قدرتمند و هیكل دار خود را چنان دریبل میزد كه وی چندین بار سرنگون شد و جباری درمحوطه ای كه كمی خیس بود و به گل و لای آلوده بود اینكاررامیكرد تا حریفش بداند عاقبت آزاردادن جباری گل آلودگی است!....
3.جباری از بچه های چهارصددستگاه ( منطقه ای در خیابان پیروزی) بود كه دهها فوتبالیست ملی و باشگاهی را به فوتبال ایران عرضه كرده بود....... درخاطراتش خوانده ام كه دراین محله سه یاردبستانی بودند كه ازبچگی فوتبال بازی میكردند و هرسه فوتبالدوست شدند. آنها عبارت بودند از ( علی جباری و حمید امینی خواه و غلام وفاخواه) و جالب ترین خاطره آنها درجام ملتهای آسیا درسال 1968 و درتهران بود كه دراولین بازی تیم ملی ایران به میدان رفتند و هرسه درتركیب ثابت حضورداشتند و این موضوع نهایت آرزو وروءیاهای این سه یاردبستانی بود!.. درآن بازی ها ایران برای اولین بار توانست باشكست اسراییل قهرمان جاتم ملتها گردد.......البته ازمیان این سه نفر حمیدامینی خواه برحمت خداپیوسته است.... درمحله مزبور فوتبالیستهایی مانند حسن و منوچهر و گودرز حبیبی ( سه برادران!) و پرویزمیرزاحسن و هادی نراقی ومجید تشرفی و ... بسیاری دیگر به تیمهای باشگاهی و ملی راه یافتند.....
4.جباری در استقلال ( تاج سابق) درحالی كاپیتان بود كه بازیكنانی همچون پرویزقلیچ خانی و جلال طالبی و ... هم حضورداشتند و این دو بازیكن جزو بهترین های ایران و آسیابودند ولی جباری بخوبی میتوانست تیم را رهبری نماید.....
5.جباری در دهه پنجاه هم چندین سال درتیم تاج سابق ( استقلال) و تیم ملی بازی كرد... بازیهای جام ملتهای آسیا در پنچمین دوره آن در سال 1351 (1972 میلادی) و دركشوربانكوك برگزارمیشد و ایران باید ازعنوان خوددفاع میكرد..... ایران بازیهای خودرابرنده شد و به دیدار میزبان رفت و 2 بار دروازه خودرا فروریخته دید..... تماشاگران تیم خودرا درفنیال میدیدند تااینكه ( علی جباری) همچون صاعقه برسرآنان فرودآمد!..... جباری كه یكی ازخطرناكترین و بهترین مهاجم - هافبك های دوران تاریخ ایران است توانست در فاصله فقط 5 دقیقه ( دقیقه 74 و 77 و 79) سه بار دروازه تیم میزبان (تایلند) را بگشاید و بازی باخته را باپیروزی 2-3 برای ایران به اتمام رسانده و تیم ملی رابه فینال این رقابتها سوق دهد!...... او و یاران ملی پوش ایران را به فینال رساندند و بازهم درفینال پیروزشدند و كره جنوبی را هم باشكست بدرقه كردند تا برای دومین دوره متوالی سر برآسمان قاره كهن آسیابسایند و ازعنوان خوددفاع كنند.........
یادم میاد همیشه اهل برنامه بود. اون بازی معروف با بحرین وقتی انجام شد تازه توی تلویزیون نشون دادند که ایشون از چند ماه پیش با دلیل و برهان عدم صعود به جام جهانی و با جزییات شامل برد باخت و امتیاز تیم ایران و بقیه رقبا در جدول پیش بینی کرده بود. فکر کنم حتی گروه دوم که ایران هم توش نبود و گفته بود که چطور رتبه بندی میشه و در واقع همه اینها رو روی برنامه ای مدون مثل کاغذ دیورای درست کرده بود ولی کسی گوش نکرد تا اینکه تیم به بحرین و بعد ایرلند باخت و حذف شدیم
در استقلال بارها پرویز ابوطالب مدیر تیمهای پایه استقلال و بر عهده داشته و خیلی کار بلد هست
پرویزابوطالب
پرویز كوزه كنانی
از بازیکنان نسل اول تاج بود . همزمان با مرحوم دهداری و دیگر سردمداران فوتبال ایران توپ می زد در نوک حمله تیم ملی و کلاب تاج بازیکن بی چون وچرای میدان بود.
کاپیتان تیم ملی بود و از اولین لژیونرها کشور بود که در آلمان با تیم کلن قرارداد بست اما وقتی که شرایط بهتری در بایرن لورکوزن دید به این تیم رفتول بازیهای آسیایی 1958 و نیاز مفرط تیم ملی به وی او را به تهران کشانید.در آن زمان باشگاه تاج در وضعیتی بحرانی به سر می برد و حضور مجدد او در تاج باعث شد که تیم تاج دوباره قدرت بگیرد وقهرمانی این تیم را تکرار شود.در سال 1960 به آمریکا رفت و پس از دو سال مجداد به ایران بازگشت و سه سال تیم تاج را همراهی کرد اما در یک دیدار تدارکاتی با استلال دچار مصدومیت شد واین مصدومیت باعث شد که دیگر نتواند به جدی فوتبال بازی کند.کوزه کنانی در سا 49 سرپرست تیم فوتبال تاج شد.
ایشان در حال حاضر در آمریکا سکونت می کنند .
محمود بیاتی

| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| زادروز | ۱۳۰۷ | |
| زادگاه | ، | |
| اطلاعات باشگاهی | ||
| باشگاه کنونی | ||
| پُست | ||
| باشگاههای حرفهای | ||
| سالها | باشگاهها | بازی(گل) |
| تاج | ||
| تیم ملی | ||
| ۱۳۲۹-۱۳۳۷ | ||
| دوران مربیگری | ||
| ۱۳۴۷-[[]] ۱۳۵۱-[[]] | ||
محمود بیاتی متولد سال ۱۳۰۷ و امروز مقیم کشور امریکا است. او در حال حاضر 79 ساله است و هر از گاهی به ایران آمده و از دوستان و خانواده دیدار می کند.
وی در دوران تحصیل در دبیرستان، کاپیتان تیم آموزشگاه های تهران بود و از همان جا به عضویت تیم جوانان تهران درآمد. در سال ۱۳۲۹ در جریان سفر تیم ملی ترکیه به ایران با ترکیب تیم ملی بزرگسالان برای اولین بار بازی ملی انجام داد. او پیراهن تیم ملی را تا سال ۱۳۳۷ به طور مستمر بر تن داشت و در تمام این سال ها، همواره جزء بهترین ها بود.
بیاتی فن بیان بسیار قوی داشت و با همین فن بیان بازیکنان را اداره می کرد.
او تحصیلکرده دانشکده افسری بود. در سال های بعد هم بودند مربیانی که با داشتن تحصیلات در دانشکده افسری روی نیمکت تیم ملی نشستند، در واقع حضور در تیم پاس بازیکنان آن دوره را در این میسر قرار می داد که در دانشکده افسری مشغول تحصیل شوند و مربیانی چون حشمت مهاجرانی و حسن حبیبی که در دهه های ۱۳۵۰و ۱۳۶۰ روی نیمکت ملی نشستند از این امتیاز بهره مند بودند. در این میان مهاجرانی یک ویژگی برجسته داشت آن هم روابط عمومی عالی او بود.
محمود بیاتی یکی از مربیان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است که رهبری این تیم را در 2 دوره برعهده داشت و هر بار دستیار اول او در راه اداره تیم ملی فوتبال، محمد برادرش بود. اصولاً محمود بیاتی، احمد بیاتی و محمد بیاتی یکی از چند برادر معروف در تاریخ فوتبال ایران هستند و تنها برادرانی که در تاریخ فوتبال ایران همزمان با هم اداره تیم ملی فوتبال را برعهده گرفتند همین برادران معروف بیاتی بودند
محمود بیاتی یک هافبک میانی ایده آل در ترکیب آبی پوشان پایتخت بود. بعد از آویزان کردن کفش ها، محمود بیاتی مربیگری را آغاز کرد و در تیم باشگاهش به کار پرداخت، دو - سه سال تاج سابق را هدایت کرد و سپس در فروردین سال ۱۳۴۷ سرمربی تیم ملی شد.
در سال ۱۳۴۷ و در اردیبهشت ماه، مسابقات چهارمین دوره جام ملت های آسیا به میزبانی کشورمان برگزار شد. در این دوره از رقابت ها تیم ملی فوتبال کشورمان به عنوان قهرمانی رسید. محمود بیاتی با هدایت مثال زدنی تیم ملی فوتبال کشورمان نشان داد که به خوبی با کار خود آشنا است. تیم ملی در این دیدار ها هر چهار حریف خود را با شکست رو به رو ساخت. بعد از این رقابت ها محمود بیاتی به خاطر درگیری با مشکلات کاری از مسوولیت خود استعفا داد و جای خود را به رایکوف داد.
بعد از قهرمانی تیم ملی در جام ملت های ۱۹۷۲ و صعود به المپیک ۱۹۷۲، مسوولان وقت فدراسیون مرتکب اشتباهی بزرگ شدند و بی اعتنا به عوامل دخیل در صعود و قهرمانی از وجود محمود بیاتی به جای پرویز دهداری و محمد رنجبر در تیم ملی بهره بردند. استفاده از بیاتی در دور دوم منطقی نبود. تیم ملی در دوران دوم مربیگری بیاتی نتایج خوبی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ به دست نیاورد و در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان هم حذف شد و موفق نشد حضور در جام جهانی را تجربه کند.
او در 22 سالگی با تیم ملی به عنوان نایب قهرمانی بازی های آسیایی ۱۹۵۱ دهلی نو رسید. شرکت در بازیهای آسیایی ۱۹۵۸، سال ها بازی، کاپیتانی و مربیگری در تیم ملی ارتش از دیگر افتخارات ملی او است.

بیوک جدیکار

این عبارات بخشی از القاب و امثالی بود که مردم آنروز و آن روزگار به مرد منتخب ما داده بودند او مدتی است که سالی یکبار به ایران بر می گردد تقریباً حدود 4 سال است که بیشتر اوقات سال را نزد فرزندانش در اروپا و آمریکا می گذراند، و سالی یکبار برای دیدن اقوام و تجدید خاطرات به وطن باز می گردد.
آقای بیوک جدیکار هر چند طراوت و شادابی سالهای گذشته را نداشته و ندارد اما هرگز دوست ندارد لقب پیر به او بدهند و او را خارج از رده حساب کنند در چهره وی موی سفید نشانی از تجربه درسالهای دراز و در و چشمان آسمانی اش امید و عشق و به قول خودش علاقه به آبی( استقلال) را نشان می دهد موج می زند.
اولین بازیکنان ایرانی که به آلمان رفتند، از بازیکنان نسل دوم فوتبال ایران بودند که در سال های گمنامی فوتبال ایران به آلمان رفتند.بیوک جدیکار اولین لژیونر ایرانی در فوتبال آلمان بود. بازیکن اسبق تیم ملی ایران در دهه 30 شمسی، پس از بازی دوستانه تیم ملی با ویکتوریا برلین آلمان در تهران مورد توجه این تیم آلمانی قرار گرفت که در آن روزگار برای خود نامی در فوتبال آلمان داشت. جدیکار در فصل 58-1957 به آلمان رفت و مدتی را در این تیم توپ زد و ماهیانه 1500 مارک حقوق می گرفت. اما به علت درگذشت پدرش به ایران بازگشت و دیگر به آلمان بازنگشت.