| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1440
|
6093
|
91/3/11 (01:39)
|
|
||
|
|
496
|
2363
|
91/3/11 (11:07)
|
|
||
|
|
56
|
191
|
91/3/10 (22:03)
|
|
||
|
|
799
|
7106
|
91/3/10 (22:02)
|
|
||
|
|
30
|
561
|
91/3/6 (23:08)
|
|
||
|
|
87
|
654
|
91/3/11 (00:34)
|
|
||
|
|
50
|
452
|
91/3/10 (21:49)
|
|
||
|
|
1153
|
4658
|
91/3/10 (08:57)
|
|
||
|
|
43
|
172
|
91/3/9 (15:49)
|
|
||
|
|
522
|
2233
|
91/3/9 (14:42)
|
|
||
|
|
647
|
1190
|
91/3/9 (01:38)
|
|
||
|
|
108
|
370
|
91/3/8 (00:28)
|
|
||
|
|
476
|
1475
|
91/3/7 (01:25)
|
|
||
|
|
1128
|
15475
|
91/3/4 (11:56)
|
|
||
|
|
149
|
1131
|
91/3/3 (06:59)
|
|
||
|
|
815
|
815
|
91/2/28 (21:19)
|
|
||
|
|
853
|
19044
|
91/2/24 (21:41)
|
|
||
|
|
526
|
652
|
91/2/23 (13:57)
|
|
||
|
|
1058
|
11836
|
91/2/19 (21:07)
|
|
||
|
|
103
|
727
|
90/12/19 (16:11)
|
|
|
|
|
||||||
|
پنجشنبه 27 فروردین بعد از بازی با سایپا:
نمیدونم چرا تو این بازی یه حسی بهم میگفت نتیجه اونی که انتظارش رو میکشیم نمیشه... انگار بهم الهام شده بود. تا میومدم این ذهنیت رو از افکارم بردارم، باز سراغم میومد... میدونستم این تموم بزرگی خدا نیست... قدرت خدا بیشتر و بزرگتر از این حرفاست...
به گل که رسیدیم... گفتم انگار یه چیزی این وسط میلنگه... نباید گل میزدیم، این گل یعنی اینکه رشته تمام افکار چند دقیقه قبلم پاره شده... دنبال یه چیزی بودم حس میکردم یه اتفاقی الان میفته... تقریبا مطمئن بودم... تا اینکه... تا اینکه اون اتفاق افتاد... گل رو که خوردیم تمام معادلات بهم خورده به تعادل کشیده شد...
همش یه حسی بهم میگفت یه معجزه ای در حال رخ دادنه... قدرت خدا خیلی بیشتر از این حرفاست...
با اینکه روی کاغذ شانسمون خیلی کم شد ولی نمیدونم چرا یه آرامش عجیبی سراسر وجودم رو تسخیر کرده... نمیدونم چه حسیه... فقط میدونم حس خوبیه. حسه که نمیشه به زبون آوردش...
هنوز هم با اطمینان میگم قهرمانیم... چرا خدا هنوز یه روزنه امید برامون باقی گذاشته؟ اگر قرار بود قهرمان نشیم همین امروز بازی رو میباختیم و همه چیز تموم میشد... وقتی خدا هنوز برای قهرمانیمون فرصت قرار داده، ما چرا باید ناامید بشیم؟
هنوز فرصت هست، چیزی عوض نشده. تاجی سرتو بالا بگیر... رو به اون بالایی کن و ازش کمک بخواه...
اندکی صبر کنیم... سحر نزدیک است...
یا امام رضا. پسران آبی، نماینده میلیونها آبی دلن که دارن به سمت تو میان... ناامیدشون نکن...
شنبه 29 فروردین:
هنوزم میگم... این کار خدا حکمتی توش هست. همون که از فرش به عرش رسوندمون. یادمه وقتی با 6 امتیاز بر قله لیگ آقایی میکردیم، یکی از دوستان گفت: حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!!
هرچند این جمله یه شوخی بیشتر نبود، ولی خیلی از ماها با دیدن اون جمله سینمون رو سپر کردیم و با افتخار تو دلمون این جمله رو چندین بار تکرار کردیم: حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!!
از اون روز زمان زیادی نگذشته، و چه زود به این نتیجه رسیدیم که خدا به راحتی میتونه هرکاری رو انجام بده. اینه قدرت خدا و این ما هستیم بنده قدر نشناسش...
وقتی بر فرش بودیم هزار بار از خدا میخواستیم دستمون رو بگیره، وقتی گرفت و آورد بر عرش، با گستاخی همه چیز از یادمون رفت! حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!!
وقتی اون روز این جمله رو دیدم، تنم لرزید... گفتم خدایا نکنه بخوای قدرتت رو دوباره بهمون نشون بدی. نکنه این حرف ما رو جدی بگیری... خدایا بخدا ما شوخی کردیم، جدی نگفتیم! خواستیم کری بخونیم. اصلا هیچکدوممون به این جمله اعتقاد نداره ولی انگار باورمون شده بود، اعتقاد پیدا کرده بودیم که حتی خدا هم نمیتونه قهرمانی رو ازمون بگیره!!
تو این زمان وقتی معجزه های پیامبرا رو میخونیم تو دلمون میگیم خدایا چی میشد ما هم اونجا بودیم و اعجازهای تو رو میدیدیم... الان دارم به این فکر میکنم که تو این زمان هم میشه معجزه رو به چشم دید کافیه باور داشته باشیم... کافیه صلاح کار رو به دست اون بالایی بسپاریم... هرچی صلاحمون باشه همون میشه... هرچی قسمتمون باشه همون میشه... فقط ناشکری نکنیم. بدونیم به هرجا رسیدیم فقط و فقط لطف خدا شامل حالمون شده...
من باز هم معتقدم خدا فراموشمون نکرده، همین که کاری کرده که به اشتباهمون پی ببریم. کاری کرده که غرورمون رو کنار گذاشتیم، کاری کرده تا دوباره به یادش بیفتیم، اینها همه نشونست... خدا هنوز هم یه روزنه امیدی برامون گذاشته. شاید میخواد امتحانمون کنه وگرنه این روزنه رو هم می بست و تمام!
از این فرصت باقیمونده استفاده کنیم... باز هم ازش کمک بخوایم...
خدایا یادمونه چطور از فرش به عرش رسوندیمون، یادمونه چطور کفران نعمت کردیم... خدایا الان بر فرش نیستیم، بر عرش هم نیستیم... ولی این دل شکسته امید به رحمت تو داره... خدایا هرچی صلاحه همون رو نصیبمون کن...
خدایا همه ما به قدرتت ایمان آوردیم دیگه. اعتقاد پیدا کردیم که: همونطور که تونستی قهرمانی رو ازمون بگیری... میتونی دوباره اونو بهمون هدیه کنی...
یا امام رضا. پسران آبی، نماینده میلیونها آبی دلن که دارن به سمت تو میان... ناامیدشون نکن...
یکشنبه 6 اردیبهشت پس از بازی با پیام در مشهد مقدس:
|
|||||||
| |||||||
منم به همه استقلالیهای گل تبریک میگم.
من برای اولین بار و احتمالا آخرین بار تو زندگیم برای یه بازی فوتبال گریه کردم، حال عجیبی بود، میدونم همه مثل من بودن ولی واقعا تکرار شدنی نیست. تبریک به همه ی آبیا













قهرمانی مون رو لوث کردن ....
امیر کجایی که بی تو زندگی معنا نداره ....
تا وقتی برگردی گریه می کنم ....
به یاد روزای خوب در طول فصل
وقتی الان راجع به اون موقع فکر می کنم فقط می تونم گریه کنم 






منم به همه استقلالیهای گل تبریک میگم.
من برای اولین بار و احتمالا آخرین بار تو زندگیم برای یه بازی فوتبال گریه کردم، حال عجیبی بود، میدونم همه مثل من بودن ولی واقعا تکرار شدنی نیست. تبریک به همه ی آبیا



توجه توجه توجه توجه
بچه ها این واعظ باید از استقلال بره وگرنه امیر از تیم جدا میشه اونوقت وضعمون میشه مثل فصل قبل
به نظر من اینایی که با امیر خان مخالفن یااستقلالی نیستن یا چیزی از فوتبال سرشون نمیشه
بابا امیر خان 4 سال تو استقلال بوده 2 تا قهرمانی لیگ اورده 1قهرمانی حذفی 1 نایب قهرمانی لیگ و 1 مقام سومی تو لیگ پس: واعظ یادت باشه امیر باید باشه
تو آسیا هم که نتیجه نگرفتیم چند تا دلیل داشت که مهمترینش این بود که خرید هایی که امیر خان نیم فصل گفته بود رو واعظ چرمنگ انجام نداد نتیجشم دیدین چی شد
استقلال برا فصل بعد 1مهاجم 6 دنگ میخواهد با یه هافبک بازی ساز جا جباری با یه گوشه چپ کلاسیک با 2تا دفاع توپ با یه دروازبان دوم مطمئن + چند تا بازیکن که نیمکت رو قوی کنن و تو آسیا هم برا قهرمانی بجنگیم
رو قلب من نوشته امیر سلطان عشقه درود بر امیر خان
خدا کنه علی آبادی دوگولشو بکار بندازه و یه مدیر توپ جا واعظ بیاره البته نه فتح الله زاده ولی یه مدیری باشه که هم تو فصل نقل و انتقالات خوب کار کنه هم بتونه حاشیه های تیمو جمع کنه
آره جونم واعظ باید باشه امیر باید باشه
هر کی با نظر من موافقه این متنو کپی کنه
این بازی اخری هم عشقی بود یکی از «پ»های خونه اومدش پای tv
من بد بخت فقط صداشو میشنیدم دقیقه 17 بودوفولاد جلو بودش منم برای قهرمانی اس اس دعا میکردم گفتم خدایااگه اس اس قهرمان بشه من500 صلوات میفرستم بعدش
ازاون موقع تا تموم شدن نیمه اول من1000 صلوات فرستادم دهنم خشک شد اما ایمان داشتم به بردکه نیمه دوم شد ومن ساکت
یه هو گل و اون«پ»ای هم یه بشکن زد من بغض کردم گفتم خدا این جوابمه؟از همون لحظه یه ریز صلوات میدادم وبعد هر15تاهم میگفتم اس اسم قهرمان شه 105امی بودم که فولادگل زد منم سرعتم زیاد تا.......
اس اسمون به چیزی که بایدرسید
منم سریع دینموادا کردم
بیاین برای قهرمانی اس اس تو اسیا هم صلوات بدیم age nashod sale bad ke mishe
کی هست؟
از چی میترسی رفیق
-برهانی .عباسفرد. بیگ زاده. مگه با لنگ قرارداد نبستند
اصلا ناراحت نشوووووووووووو
اشپیتیم که با استقلال مذاکره کرده بود!! تا بستن قرار داد اینا هی میرن و میان با این و اون مذاکره میکنن ولی تا قطعی نشه همینجوریه
بعدشم لنگ هنوز سر مربیش قطعی نیست کیه همینجوری مذاکره میکنن که یه کاری کرده باشن
استقلال فصل جدید با وجود قلعه نوعی که الان دقیقاً با خصوصیات و امادگی بازیکنای فعلی آشناست و نقطه ضعفای تیم رو کاملاً شناخته مطمئناً تو فصل نقل و انتقالات هدف این خواهد بود که تیم رو کامل کنه نه اینکه دنبال جذب ستاره هایی باشه که تو میدان فقط اسمشون وجود داره
ولی به هر حال
بازیکنای خارجی که یه فصل تو یه تیم خوب کار میکنن دلیل نمیشه تو تیم دیگه ای هم به همون خوبی باشن همین پترویچ تو ابو مسلم چی بود بعد این که رفت تو لنگ چی شد
از چی میترسی رفیق
-برهانی .عباسفرد. بیگ زاده. مگه با لنگ قرارداد نبستند
اصلا ناراحت نشوووووووووووو