userinfo close

  ,

عشق به خدا


eshgh_be_khodaclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب عشق به خدا - معاونان
خدایا! من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند ادامه »
خدایا!
من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند .
خدایا!

عشقت را در دلم انداز وعشق به اولیائت را وعشق به جاده منتهی به سوی تو را وعشق به علامات راهنمای به سوی تو وعشق به زائران تو را وعشق به رائدان راه تو را.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
104
1106
90/4/18 (08:00)
418
2361
91/3/9 (16:24)
113
1085
90/10/22 (00:03)
48
459
90/4/11 (18:12)
2
13
91/3/9 (16:34)
2
0
91/3/4 (00:25)
0
7
91/2/30 (10:39)
32
207
91/2/23 (18:40)
27
147
91/2/10 (00:31)
22
35
91/2/9 (16:08)
32
171
91/2/5 (08:42)
82
322
91/2/4 (21:36)
63
190
91/2/2 (19:06)
462
2836
91/2/2 (19:01)
16
52
91/2/2 (13:51)
12
72
91/1/31 (16:28)
7
25
91/1/31 (16:25)
133
776
91/1/22 (15:24)
4
24
91/1/22 (15:12)
0
4
91/1/15 (16:32)

عنوان بحث

مژده کوچولو , msh_t21
مژده کوچولو - 12:29 1389/10/18

اشک

خدا خدایا بغلم کن خیلی خستم          خیلی دلم گرفته 
اشکام داره بی اراده میاد ((((((((((:((:((:((:((:((:((:((:((:((:((:((:((:((:((
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مژده کوچولو , msh_t21
مژده کوچولو - 09:38 1389/10/19
4
سلام مریم جان ممنونم عزیزم
آرش خان , basobh
آرش خان - 21:24 1389/10/18
3
http://avaysobh.blogfa.com/post-13.aspx

کودکی آرام  گرفته  بود در آغوش تو................... میخندید ......می بویید..............چشماش دنبال سوسوی دیگه ای نبود   خوشحال  بود .دستاشو به  طرف تو  گرفت دیرش شده  بود عجله  داشت که  زودتر بزرگ شه. می گفت خب  زود باش توشه  راه منو  بده  می خوام  برم.

می گفت  خدا  جون مواظبم  باش .من  هنوز راه  برگشت رو  یاد  ندارم  اگه  گم  شدم یک  علامت  بذار واسم  که  بدونم کدوم  طرف جاده  منتظر من  ایستادی زودی بیام  بغلت..... خدا  جون  ؛ شنیدم تو  مسیر  برگشت  پیش تو مرحله  به  مرحله ترس و  وحشت  و دَد  هست از همین  الان  میگم  خودمو  سپردم بهت ، اگه  می دونی نفسم میشه  یکی  از  اون  درنده ها بذارمش اینجا

خدا  راهی نشونش داد سپید  ...........سپید و سپید 3 همسفر  کنارش بودند فانوس ، قایق ، نسیم

به کودک  گفت: برو به  سلامت یادت باشه فانوس دادم نَزَّلَ اَحسَنَ الکتابَ حدیثا

قایقی ساختم  برات از  124 هزار قطعه که  کلاف شدن به  دیگری وَجَعَلنا هُم اَئمهَ یَهدون َبِامرِنا

فراموش نکن نسیم ذکرم رو انیس و مونس کردم  واسه لحظه  های دلتنگی اُدعونی استجِب لکُم

دیگه  از هیچی نترس ......خودم  هم از رگ گردن به تو  نزدیکترم

کودک آرام  آرام خندید .آرامش وجودش شکفت ،دستش  در دست خدا بود که خوابش برد

بیدار که شد خود را در هیاهوی دنیا دید

نوازشهای آشنا ،لبخندهای مهربان ،آغوش مادر...........

گریست ، گریست .......و باز هم  گریست

انگشت  خدا  آرام بر لبش نشست

هیس فراموشم نکن ...............فقط همین

وکودک همچنان می گریست و میشنید............ اِنَّ الله لَرَوف رَحیم




رسول رجب پور , rasoolpartian
رسول رجب پور - 13:48 1389/10/18
2
خداوند می گوید  : من از رگ گردن به شما نزدیکترم ...

مژده کوچولو , msh_t21
مژده کوچولو - 12:32 1389/10/18
1
خدایا خیلی بهت احتیاج دارم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.