userinfo close

  ,

عشق به خدا


eshgh_be_khodaclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب عشق به خدا - معاونان
خدایا! من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند ادامه »
خدایا!
من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند .
خدایا!

عشقت را در دلم انداز وعشق به اولیائت را وعشق به جاده منتهی به سوی تو را وعشق به علامات راهنمای به سوی تو وعشق به زائران تو را وعشق به رائدان راه تو را.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
104
1106
90/4/18 (08:00)
418
2361
91/3/9 (16:24)
113
1085
90/10/22 (00:03)
48
459
90/4/11 (18:12)
2
13
91/3/9 (16:34)
2
0
91/3/4 (00:25)
0
7
91/2/30 (10:39)
32
207
91/2/23 (18:40)
27
147
91/2/10 (00:31)
22
35
91/2/9 (16:08)
32
171
91/2/5 (08:42)
82
322
91/2/4 (21:36)
63
190
91/2/2 (19:06)
462
2836
91/2/2 (19:01)
16
52
91/2/2 (13:51)
12
72
91/1/31 (16:28)
7
25
91/1/31 (16:25)
133
776
91/1/22 (15:24)
4
24
91/1/22 (15:12)
0
4
91/1/15 (16:32)

عنوان بحث

امةً وسطاً , 1350hamid
امةً وسطاً - 01:37 1389/03/15

پس گردنی محكمی بهش زد و ...

غرور پس گردنیه محكمی به تواضع زد و دست حسد را گرفت و فرار كرد .

تواضع كه بیش از آنكه از درد پس گردنی ناراحت شود از صدای شترق آن گوشش كر شده بود با همان لبخند همیشگی گفت :

چرا فرار میكنی ؟ تو كه میدونی من دنبالت نمیكنم و تلافی هم نمیكنم 

غرور همانطور كه دست حسد را گرفته بود سر جایش ایستاد و گفت :

از ترس تلافی ات نیست كه فرار میكنم .

تواضع نگاه پرسشگرانه ای به او انداخت و غرور ادامه داد :

از وحشت نگاهت می گریزم .

كاش تلافی میكردی . چند بار هم تلافی می كردی ولی .....

ولی اینطور تحقیر آمیز به من زل نمی زدی و تمسخر آمیز بهم لبخند نمی زدی .

تو كه میدونی هر نوع تحقیری منو آب میكنه ؛ ذوب میكنه ؛ نیست میكنه

تواضع با لحنی آهسته و خیرخواهانه گفت :

آخه تو كه خودت اینو میدونی چرا دست از این كارهات بر نمیداری .

تو كه فقط با یه نگاه اینطور تحقیر میشی چرا اینقدر منم منم میكنی .

مگه نمیدونی هر فساد و تباهی از همین منم زدنها ریشه می گیرد .

غرور از آنجاییكه بارها به عینه این سخن تواضع را تجربه كرده بود اینبار با لحنی نرم تر گفت  :

آخه چكار كنم . دست خودم كه نیست . هر وقت میخوام خودمو اصلاح كنم نمیدونم چه اتفاقی می افته كه منصرفم میكنه . ولی .... ولی

دست حسد را رها میكند و یك قدم به سوی تواضع میرود و ادامه میدهد :

ولی از الان میخوام خودمو درست كنم به نظرت از كجا شروع كنم ؟

حرص ، كه در تمام این لحظات در كناری ایستاده و داشت این منظره را تماشا میكرد آرام آرام خودش را به حسد رسانید و سقلمه ای به پهلوی او زد و آرام در گوشش گفت :

بی شعور ! مواظبش باش . نمی بینی باز داره خودشو خراب میكنه ؟

حسد كه پخمه كرده و با دهان باز داشت به غرور و رفتارش نگاه میكرد یك باره به خود آمد و دست و پایش را جمع كرد و خودش را به غرور رساند و آرام گفت :

ولش كن بابا بیا بریم .

غرور طبق معمول همیشه ، یكباره از كوره در رفت و سر حسد داد كشید :

به تو ربطی نداره مگه نمیدونی من از شنیدن دستور متنفرم

حسد خودشو جمع و جور كرد و با ترس كاذب گفت :

منكه به شما دستور ندادم حضرت عالی . من ... من .....

حرص كه دید دیگر بیش از این جای درنگ نیست خود را به آنها رسانید و با گفت :

این بیچاره كه حرف بدی بهت نزده . مگه كسی هم جرات میكنه به شما دستور بده ؟ این سگ كی باشه كه به سلطان ابن سلطان ، خاقان ابن خاقان ، استاد ابن استاد ، مدیرابن مدیر ، وزیر ابن وزیر ......

غرور كه با هر كلمه ای كه حرص به زبان می آورد قدری باد می كرد و بیشتر شق و رق میشد حرف او را قطع كرد و غرید  :

پس تو حالیش كن مواظب زبونش باشه و بدونه با كی داره حرف میزنه .

حرص حرف او را تایید كرد و قدری بیشتر بهش نزدیك شد و آهسته بهش گفت :

حسد فقط میخواست یه چیزی را بهت یاد آوری كنه .

یادت رفته دفعه پیش كه به حرف این تواضع بدبخت گوش كردی چه بلایی سرت اومد ؟

یادت رفته ؟؟؟ تو وسط جمعیت همه بهت خندیدند و مسخره ات كردند ؟

غرور كه انگار یكی از بدنرین لحظات زندگیش را بیاد می آورد آه بلندی كشید و با ناله گفت :

آه ه ه ه ه  راست میگی هیچوقت آن را فراموش نمیكنم .

دیدی چطور مورد تحقیر قرار گرفتم .؟؟؟

یكباره به طرف تواضع برگشت و در حالیكه تهدیدش میكرد گفت :

ای بدبخت بی همه چیز مگه دستم بهت نرسه . باز میخوای منو مثل خودت بی ارزش و بی اعتبار كنی

دیگه به حرفات گوش نمیدم الان یه گوشمالی حسابی هم بهت میدم .

حرص دست او را گرفت و گفت :

كجا دوست من ؟ ولش كن . اون حتی ارزش مشت ترا هم ندارد حیف این مشت شاهانه تو نیست كه به صورت این بدبخت بخوره . بیا بیا بریم به كارهامون برسیم  .

بریم كه زیاد كار داریم .

بذارش اون مثل همیشه تك و تنها و غریب و بی كس بمونه كه این درد از همه چی براش بدتره .


( می تواند ادامه داشته باشد )

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.