userinfo close

  ,

عشق به خدا


eshgh_be_khodaclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب عشق به خدا - معاونان
خدایا! من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند ادامه »
خدایا!
من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند .
خدایا!

عشقت را در دلم انداز وعشق به اولیائت را وعشق به جاده منتهی به سوی تو را وعشق به علامات راهنمای به سوی تو وعشق به زائران تو را وعشق به رائدان راه تو را.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
104
1106
90/4/18 (08:00)
418
2361
91/3/9 (16:24)
113
1085
90/10/22 (00:03)
48
459
90/4/11 (18:12)
2
13
91/3/9 (16:34)
2
0
91/3/4 (00:25)
0
7
91/2/30 (10:39)
32
207
91/2/23 (18:40)
27
147
91/2/10 (00:31)
22
35
91/2/9 (16:08)
32
171
91/2/5 (08:42)
82
322
91/2/4 (21:36)
63
190
91/2/2 (19:06)
462
2836
91/2/2 (19:01)
16
52
91/2/2 (13:51)
12
72
91/1/31 (16:28)
7
25
91/1/31 (16:25)
133
776
91/1/22 (15:24)
4
24
91/1/22 (15:12)
0
4
91/1/15 (16:32)

عنوان بحث

امةً وسطاً , 1350hamid
امةً وسطاً - 02:39 1389/03/13

یك داستان واقعی در باره چت

یه روز داشتم با یكی از دوستان بزرگوار و عزیز چت می كردم و گرم گفتگو بودیم آنهم در مورد مسئله ای كه مورد علاقه ی هر دوی ما بود كه صدای اذان برخاست . بنده كه به لطف خدا ، خودم را مقید كرده بودم نماز اول وقت را ترك نكنم مگر به ضرورت ، به این دوستم گفتم :

من حدود یه ربع ساعت كار دارم اگه شما فعلا اینجا هستید ، من میرم و بر می گردم .

ایشون گفتند :

من منتظر می مونم تا برگردید .

بنده رفتم و نمازم را خواندم و برگشتم .

سلام  كردم و پاسخ شنیدم .

چند لحظه سكوت برقرار شد . میدونیستم كنجكاو شده كه چرا در گرما گرم گفتگویمان او را ترك كرده ام . بهمبن خاطر حرفی نزدم تا مزاحم افكارش نشوم .

پرسید :

میتونم بپرسم كجا رفته بودید این یه ربع را ؟

گفتم اگه واقعا دوست داری بدونی ، بهت میگم . ولی اگه فقط به صرف سرگرمی و حرف زدن می پرسی حالا ولش كن بعدا شاید برات بگم .

گفت :

نه بخدا ! جدا كنجكاو شدم  كه بدونم . واقعا بگو كجا رفته بودی ؟

گفتم :

راستش رفتم با یه نفر دیگه چت كنم .

گفت :

یعنی واقعا تو یه ربع منو اینجا رها كردی كه بری با یكی دیگه چت كنی .

گفتم :

بله . آخه ایشون بسیار محترم هستند و نمیشه معطلشون كرد . البته از منتظر ماندن گله و شكایت نمی كنند ولی من چون احترام زیادی براشون قائلم دوست ندارم منتظرشون نگه دارم و به محض اینكه Buzz بدن و صدام كنند میرم باهاشون حرف میزنم .

دوستم كه حالا دیگه علاوه بر كنجكاوی ، حس حسادتش هم گل كرده بود گفت :

حالا ایشون كی هستند كه اینقدر براش طاقچه بالا میذاری ؟

گفتم :

اتفاقا ترا هم می شناسند .

گفت :

یعنی منو به ایشون معرفی كردی ولی او را به من معرفی نكردی ؟؟؟ !!!

گفتم :

من شما را معرفی نكردم . خودشون شما را خیلی خوب میشناسند .

گفت :

امكان نداره . تا جاییكه میدونم ، من و تو دوست مشتركی نداریم .

گفتم :

چرا این یكی را داریم ؛ كه نه تنها ترا خیلی خوب میشناسه بلكه از همه ی جزییات زندگی ات هم باخبره .

دوستم كه حالا دیگه از زور كنجكاوی ( یه وقت نگید فضولی هان ) دور از جون ، داشتند منفجر می شدند بلافاصله و قبل از اینكه بخوان بدونن ایشون كی هستند پرسید :

یعنی در مورد زندگی من چی بهت گفته ؟

گفتم :

هیچی بابا ! تو دلت راحت باشه . ایشون در مورد دیگران حرفی نمی زنن . فقط میدونم كه همه ریز و درشت زندگی ات را ، حتی بهتر از خودت میدونه .

حالا دیگه شروع كرد به اصرار و ابرام و التماس تا بهش بگم ایشون كی هستند . و گفت :

حداقل اسمش را بهم بگو . شاید یادم بیاد و بشناسمش .

گفتم :

اسمش ، خداست .

گفت :

حالا تو هم تو این وضعیت شوخی كردنت اومده ؟

گفتم :

نه . باور كن شوخی نمیكنم . اسمش خداست . من رفته بودم با خدا چت كنم .

دوستم كه تازه  متوجه اصل قضیه شده بود گفت :

بابا منو جون به سر كردی . یه كلمه میگفتی داری میری نماز بخونی كه اینهمه من سین جیمت نكنم .

گفتم :

لزومی نداشت بگم و فكر هم نمیكردم بپرسی .

گفت :

حالا كه اینطوره پس منم ترا اینجا میذارم و میرم باهاش می چتم و بر می گردم .

و رفت كه با خدا چت كنه .

 

دوست عزیز !

شما روزی چند دقیقه با خدا چت میكنی ؟

یادمون باشه یه مقدار از این چت كردن با خدا ، واجبه ؛ و اگه انجام ندیم كتكش را میخوریم .

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
هم نام فاطمه   , fatemeh_adabi
هم نام فاطمه - 08:19 1389/05/27
6
سلام@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
آیت الله مصباح یزدی می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّ عظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
علی  , ali_agha_65
علی - 06:33 1389/05/27
5

سلام.

نماز روزه هاتون قبول

به قول استاد پناهیان : دیر نماز خوندن هم بی ادبی به خدا. یعنی کسی دیگه جز خدا رو پیدا نکردیم که بهش بی احترامی کنیم؟

صحبت های استاد عزیز حاج آقای پناهیان پیرامون نماز

eptzs.jpg


 

چگونه نماز بخوانیم؟


خیلی جالبه


شماره یک


1 مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم +

شماره دو


430 کیلوبایت

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم +

شماره سه


1،1 مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم +


شادی روح امام و شهدا صلوات


امةً وسطاً , 1350hamid
امةً وسطاً - 16:23 1389/03/14
4
سلام
دوستان عزیز كسی میدونه چرا قسمتی از این نوشته حذف شده است ؟
حدودا دو پاراگراف از آخرش مفقود شده .
ترمیمش میكنم ولی بعد از یه بار رفرش دوباره همون میشه . ممكنه ایراد از كش سیستم من باشه .
وفقط منم كه اینطور می بینم .
محمد مهدی بازرگان , mmb777
3

هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید

بلل به غزل خوانی و قمری به ترانه

پس سپاس خداوند فقط نماز نیست به هزار راه دیگه میشه این کار رو کرد فقط نماز نیست

نماز اولین سطح از سپاس گذاریه با کمی تفکر سعی کن به سطح های دیگر برسی

تو ز ضعف چشم بینی پیش پا/تو ضعیف و هم ضعیفت پیشوا

سطحی نگر نباش

یا حق

زینب ز , tolou_13870
زینب ز - 23:12 1389/03/13
2
سلام زهرا جان.من تو زندگیه شخصیم قانونمند نیستم.ولی به قانون خدا معتقدم.آره این یه قانونه که همه مسلمونا سر یه وقت معین با خداشون صحبت کنن.من بنده خوبی واسش نیستم ولی سعی میکنم از نماز اول وقت غافل نشم.برات آرزوی موفقیت دارم.
زهرا ع , goli_za
زهرا ع - 12:10 1389/03/13
1
من نماز می خونم ولی به نماز خوندن اعتقادی ندارم یعنی احساس می کنم که یه رابطه واقعی نیست
و به نماز اول وقت هم اعتقادی ندارم
چون توی طول روز خیلی وقتا می شه که بخوام با خدا حرف بزنم و وقت نماز نباشه

ولی رابطه و چت کردنم با خدا با نوشتنه 3 تا سررسید تموم شده با حرفهایی که با خدا داشتم و کاراری کوچیک و بزرگی که بهش گفتم و انجام دادم و یا انجام ندادم

پس توی طول روز بیشتر از 3 وعده ای که داریم توی هر زمانی از روز که دلم بخواد باهاش چت می کنم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.