userinfo close

  ,

عشق به خدا


eshgh_be_khodaclub

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب عشق به خدا - معاونان
خدایا! من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند ادامه »
خدایا!
من عشق به تو را هم از تو میخواهم وعشق به عاشقان تو را وعشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند .
خدایا!

عشقت را در دلم انداز وعشق به اولیائت را وعشق به جاده منتهی به سوی تو را وعشق به علامات راهنمای به سوی تو وعشق به زائران تو را وعشق به رائدان راه تو را.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
104
1106
90/4/18 (08:00)
418
2361
91/3/9 (16:24)
113
1085
90/10/22 (00:03)
48
459
90/4/11 (18:12)
2
13
91/3/9 (16:34)
2
0
91/3/4 (00:25)
0
7
91/2/30 (10:39)
32
207
91/2/23 (18:40)
27
147
91/2/10 (00:31)
22
35
91/2/9 (16:08)
32
171
91/2/5 (08:42)
82
322
91/2/4 (21:36)
63
190
91/2/2 (19:06)
462
2836
91/2/2 (19:01)
16
52
91/2/2 (13:51)
12
72
91/1/31 (16:28)
7
25
91/1/31 (16:25)
133
776
91/1/22 (15:24)
4
24
91/1/22 (15:12)
0
4
91/1/15 (16:32)

عنوان بحث

امةً وسطاً , 1350hamid
امةً وسطاً - 01:21 1389/03/13

خیلی خوشگله !!! ببینید زن چیست ؟

با تبریك به همه خانمهای محترم .

ممكنه امشب دهها كاربر كلوب این شعر زیبا را روی سایت بیاورند ولی باور كنید تكرار صدها باره آن نیز جا دارد هم بخاطر مقام والای زن و هم بخاطر میلاد بهانه خلقت فاطمه زهرا سلام الله علیها .


در آن سرای كه زن نیست، انس وشفقت نیست

در آن وجود كه دل مرده، مردهاست روان

 

 

به هیچ مبحث و دیباچه‌ای، قضاننوشت

برای مرد كمال و برای زننقصان

 

 

زن از نخستبود ركن خانه‌ی هستی

كه ساختخانه‌ی بی پای بست و بی بنیان

 

زن ار بهراه متاعب نمی گداخت چو شمع

نمی شناختكس این راه تیره را پایان

 

چو مهر، گركه نمی تافت زن به كوه وجود

نداشت گوهریعشق، گوهر اندر كان

 

فرشته بودزن، آن ساعتی كه چهره نمود

فرشته بین،كه برو طعنه می زند شیطان

 

اگر فلاطن وسقراط، بوده‌اند بزرگ

بزرگ بودهپرستار خُردی ایشان

 

بهگاهواره‌ی مادر، به كودكی بس خفت

سپس به مكتبحكمت، حكیم شد لقمان

 

چه پهلوان وچه سالك، چه زاهد و چه فقیه

شدند یكسره، شاگرد این دبیرستان

 

حدیث مهر،كجا خواند طفل بی مادر

نظام و امن،كجا یافت ملك بی سلطان

 

وظیفه‌ی زنو مرد، ای حكیم، دانی چیست

یكیست كشتیو آن دیگریست كشتیبان

 

چو ناخداستخردمند و كشتیش محكم

دگر چه باكز امواج و ورطه و طوفان

 

بروز حادثه،اندر یم حوادث دهر

امید سعی وعمل هاست، هم ازین، هم ازان

 

همیشه دخترامروز، مادر فرداست

ز مادرستمیسر، بزرگی پسران

 

اگر رفویزنان نكو نبود، نداشت

به جزگسیختگی، جامه‌ی نكو مردان

 

توان و توشره مرد چیست؟ یاری زن

حُطام وثروت زن چیست، مهر فرزندان

 

زن نكوی، نهبانوی خانه تنها بود

طبیب بود وپرستار و شحنه و دربان

 

به روزگارسلامت، رفیق و یار شفیق

به روزسانحه، تیمارخوار و پشتیبان

 

اثر مرحومه پروین اعتصامی


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امید رهایی , maharan
امید رهایی - 10:01 1389/03/27
3
تو رو خدا یه موقع ناراحت نشیدا قصد فقط سرگرمی وگرنه زیباتر از زیبایی واقعی یک زن چی میتونه باشه؟ خلقت زن

الهی در کمند زن نیفتی

وگر افتی به روز من نیفتی

میان بر بسته چون خونخواره دشمن

دلازاری به آزار دل من

دلم از خوی او دمساز درد است

زن بد خو،بلای جان مرد است

زنان چون آتشند از تند خویی

زن و آتش، زیک جنسند گویی

نه تنها نامراد آن دل شکن باد

که نفرین خدا بر هرچه زن باد 

نباشد در مقام حیله و فن

کم از ناپارسا زن، نا پارسا زن

زنان در مکر و حیلت گونه گونه اند

زیانند و فریبند و فسونند

چون زن یار کسان شد مار از او به

چوتر دامن بود گل خار از او به

حذر کن زان بُت نسرین بر و دوش

که هر دم با خسی گردد هم آغوش

منه در محفل عشرت چراغی

که از او پروانه ای گیرد سراغی

میفشان دانه در راه تذروی

که ماوا گیرد از سروی به سروی

وفاداری مجوی از زن که بیجاست

که از این بر بط نخیزد نغمه راست

درون کعبه شوق دیر دارد

سری با تو سری با غیر دارد

جهان داور چو گیتی را بنا کرد

پی ایجاد زن اندیشه ها کرد

مهیّا تا کند اجزای او را

ستاند از لاله و گل رنگ و بو را

ز دریا عمق و از خورشید گرمی

ز آهن سختی از گلبرگ نرمی

تکاپو از نسیم و مویه از جوی

ز شاخ تر گرائیدن به هر سوی

ز امواج خروشان تند خویی

ز روز و شب دو رنگی و دورویی

صفا از صبح و شور انگیزی از می

شکر افشانی و شیرینی از نی

ز طبع زهره شادی آفرینی

ز پروین شیوه بالا نشینی

ز آتش گرمی و دم سردی از آب

خیال انگیزی از شبهای مهتاب

گرانسنگی ز لعل کوهساری

سبکروحی ز مرغان بهاری

فریب از مار و دور اندیشی از مور

طراوت از بهشت و جلوه از حور

ز جادوی فلک تزویر و نیرنگ

تکبر از پلنگ آهنین چنگ

ز گرگ تیز دندان کینه جویی

ز طوطی حرف نا سنجیده گویی

ز باد هرزه پو، نا استواری

ز دور آسمان ناپایداری

جهانی را به هم آمیخت ایزد

همه در قالب زن ریخت ایزد

ندارد در جهان همتای دیگر

به دنیا در بود دنیایی دیگر

ز طبع زن به غیر از شر چه خواهی

وز این موجود افسونگر چه خواهی

اگر زن نوگل باغ جهان است

چرا چون خار سر تا پا زبان است

چه بودی گر سروپا گوش بودی

چو گل با صد زبان خاموش بودی

چنین خواندم زمانی در کتابی

ز گفتار حکیم نکته یابی

دو نوبت مرد عشرت ساز گردد

در دولت به رویش باز گردد

یکی آن شب که با گوهر فشانی

رباید مهر از گنجی که دانی

دگر روزی که گنجور هوس کیش

به خاک اندر نهد گنجینهء خویش

رهی معیری

زهرا ع , goli_za
زهرا ع - 00:45 1389/03/27
2


دوست عزیز دید و اتقادت رو عوض کن

قدرتی که یک زن خوب داره 10 تا مرد خوب هیچ وقت نمیتونه داشته باشه
محمد مهدی بازرگان , mmb777
1

ببین این مطلب راجع به همه زنها درست نیست

بعضی هاشون هم به قول فردوسی پاک زاد که رحمت بر آن تربت پاک باد میفرماید:

زن و اژدها هردو در خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.