| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
104
|
1106
|
90/4/18 (08:00)
|
|
||
|
|
418
|
2361
|
91/3/9 (16:24)
|
|
||
|
|
113
|
1085
|
90/10/22 (00:03)
|
|
||
|
|
48
|
459
|
90/4/11 (18:12)
|
|
||
|
|
2
|
13
|
91/3/9 (16:34)
|
|
||
|
|
2
|
0
|
91/3/4 (00:25)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
91/2/30 (10:39)
|
|
||
|
|
32
|
207
|
91/2/23 (18:40)
|
|
||
|
|
27
|
147
|
91/2/10 (00:31)
|
|
||
|
|
22
|
35
|
91/2/9 (16:08)
|
|
||
|
|
32
|
171
|
91/2/5 (08:42)
|
|
||
|
|
82
|
322
|
91/2/4 (21:36)
|
|
||
|
|
63
|
190
|
91/2/2 (19:06)
|
|
||
|
|
462
|
2836
|
91/2/2 (19:01)
|
|
||
|
|
16
|
52
|
91/2/2 (13:51)
|
|
||
|
|
12
|
72
|
91/1/31 (16:28)
|
|
||
|
|
7
|
25
|
91/1/31 (16:25)
|
|
||
|
|
133
|
776
|
91/1/22 (15:24)
|
|
||
|
|
4
|
24
|
91/1/22 (15:12)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
91/1/15 (16:32)
|
|
خدای خوبم سلام
مرا می شناسی؟
می دانم که می شناسی.و چه خوب هم می شناسی.
دلم گرفته و تنگه.می خوام باهات درد دل کنم.چه جوری شروع کنم؟...........
سلان خدا جونم
دلم گرفته خودت میدونی چرا. خدا جون همیشه با و به من آرامش بده .
خدا جونم كمكم كن .
سلام عزیز دلم
خوبی
حتما میگی چرا با من این کارها را میکنی . اخه میدونی من این کارها رو نه برای اینکه خدایی نکرده تو رو کوچک بشمارم انجام ندادم.نه من خیلی بدم و تو با کرامتت به من چیزی نمیگی منو پر رو میکنی . تازه بعضی وقتها فکر میکنم که تو از من خجالت میکشی که من گناهتو میکنم و حلم تو منو جری کرده .
اما میدونم که میدونی ، خیلی خیلی خییییییییییییلی دوستت دارم .مارو ببخش ای مهربون
salam khoda joon joonam
khodaya midooni k een rooza kheili sar dar goomam
nemidoonam chi khobe chi bad.
khodaya halam gerefte khodet ye feraji kon ,shayad porro shodam choon hamishe baham boodio komakam kardi een baram asasi komakam kon
nazar een sheytoone badzat biad soragham
khoob midooni ke age bazi vaghta bachegi mikonam ye karai mikonam ke nabayad ya ye chizaee migam az nadoonime vagarna eshghe mani khoda

ای بزرگ افریدگارم و ای خدای مهربانم
همیشه خواستم که فقط مال خودت باشم و بس.
وقتی که قصه شمع رو شنیدم که در راه محبوبش عاشقانه می سوزه و هستی خودش رو فدا می کنه
دلم پر از شوق شد که منم میخوام در راه تو اینجوری بشم.مثل مصطفی.
ولی چی بگم که هربار بت نفسم منو به زمین زد و در مقابل تو و دوستام منو شرمنده و سرافکنده کرد.
خدایا
جز تو کسی رو نداریم کمکمون کن.













ازت ممنونم که همیشه واسم وقت داری و میتونم بدون مقدمه همه حرفامو بزنم
ممنونم که همراه همیشه دلتنگیهام هستی
میشنوی
آرامشم می دی
و مطمئنم که همیشه فقط پیش خودمون می مونه
.
.
.
ممنون که امشب هم کنارم بودی
سلام خدای مهربونم
ممنون که همیشه حضور داری و هیچوقت من و تنها نمیزاری
از لطف بی کران ممنون بخاطر اینکه با تمام بدیهایی که کردم و با تمام دل آزاریها باز هم هوامو داری و دل نگرانمی
ممنون از اینکه به من افتخار بنده بودن رو دادی انشااله که بتونم رسم بندگی بجا بیارم...
می بوسمت خدای گلم و همه گلهای زیبایی که خلق کردی رو یکجا هدیه مهربونیات می کنم






تمام ناتمام من
می خوانمت كه بیایی
كه بمانی
تا در یلدایی ترین لحظه های بودنت
بی تو
به فردا نرسم
خدا یا دلهلای بیقرارمان را به شوق عشقت در سوزشی مستانه فرو بر
وای چه میشد اگر ما هم میسوختیم..
چه میشد اگر.....
چه زیباست محبت خشمگینت
چه عاشقانه به صورتم سیلی می نوازی
آنقدر عاشقانه که شیرینی عشقت تا عمق وجودم رسوخ می کند
وای که عاشق تر از تو سراغ ندارم که این چنین معشوق در بند کشد
عاشقی که تمام وجود معشوق در او خلاصه شود
چه خوب عشق و چه خوشبخت معشوقی که با عاشق معشوق است و بی عاشق هیچ نیست
چه لذت بخش است معشوق چنین عاشقی بودن
با تمام بی مهری من باز عاشقانه به سویم می آیی و مرا به خود می خوانی
وقتی از تو چیزی می خواهم به بهانه ای آنرا به تعویق می اندازی تا باز تو را صدا کنم
و تو از عشق لبریز شوی
چه بی انصافم من
که بهانه های عاشقانه ات را بی میلی تو نسبت به خود می پندارم
و خیلی راحت از لطفت ناامید می شوم
و باز تویی که مرا می خوانی
از ترس ناامیدی من آنچه خواسته ام به بهترین نحو ممکن به من می دهی
تا ترا یاد کنم و من ترا شکر می کنم و باز فراموش می شوی
بدون یاد تو خود را به گرداب حوادث فرو می برم
وقتی امیدم از همه جا و هیچ جا قطع می شود صدای تو را از گوشه قلب لهیده ام می شنوم
به سوی من آی که عاشقانه پذیرایت هستم که اگر بدانی چقدر به تو مشتاقم در دم هلاک شوی
از درماندگی به سویت پناه می برم و تو مرهم بر زخم دردم می نهی
تا آرام گیرم
هنوز جرعه ای از دریای عشقت ننوشیده دنیای پرفریب به دیدارم می آید
آه افسوس چه فریبنده و خوش خط و خال است و من چقدر به او مشتاق و تو چه زود فراموش می شوی
اول فکر می کردم کشش تو کم و جاذبه او زیاد است ولی فهمیدم برای رسیدن به او باید از تو جدا شوم
حال به این بیت ایمان آوردم [گرکه از جانبه معشوقه نباشد کششی کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد]
ای عاشق منتظر
تو هر چه عاشق باشی معشوق بی عشق چگونه توانی رام کنی
ای پناه بی پناهان و امید نا امیدان سلام
بنده حقیر توام خیلی كوچكم و گناهكار ولی اینو می دونم كه تو بخشنده ای و مهربان
خدایا خداوندا بارها و بارها معجزاتت رو دیده ام و اینو هم می دونم كه همیشه با اصبرو صابرینی
ولی من بنده مگه چقدر می تونم صبوری كنم مگه تحملم چقدره از نامردمی ها از این دنیای وانفسا
از همه و همه چیز خسته شده ام خدا شاید كفر باشه از خودم بدم میاد دیگه تحملم تموم شده دیگه به
اونجایی رسیدم كه معجزه ای از تو دریابم و می خوام و می دونم مطمئنم كه تو با منی و نزدیك به من از خودم نزدیكتر
بارالها ای بزرگوار من جز تو كسی رو ندارم پس یاری ام كن.
salam khoda joonam .midonam khoda midonam dige dosam nadari akhe bazam eshtebah kardam bazam kariro kardam ke nabayad mikardam .khodaya delem dare mitereke toro fatemeye zahra komakam kon dalam gerefte az in hame namardi delam gerefte az in hame dorog tazahor ma adama darim chikar mikonim ba khodemon .midoooooonam to hamamono pak afaridi .bazi vagta ke fekr mikonam mibinam ke dige akhareshe akhare donya onjaie ke migan hameye gorg sefata ba lebase barre miyan.khoda jonam bazam ba pashimoni omadam pishet ke dige joz to panahi nararam khodaya komakam kon kheili behet niyaz daram.man balad nistam khob benevisam mano bebakhsh.khodaya montazeraaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam.komakam kon.dige nemitonam benevisam keybord khise khise.kheili doset daram khoda.tanham nazar khoda.
سلا م
خدایا مگر مهربان تر از تو کسی هست ؟؟خدایا دلم گرفته گاهی اوقات دلم می خواست نه چشم داشتم نه گوش !این روزا همه جا برف باریده امروز یه پسری رو دیدم که کفشاش پاره بود وتموم پاهاش خیس...خدایا چرا باید تو این دنیا یکی انقدر داشته باشه که ندونه چه جوری خرج کنه ویکی ... ای کاش ما ادم ها مهربون تر بودیم...
خدایا! تو میدانی که تار و پود وجودم با مهر تو سرشته شده است. از لحظهای که به دنیا آمدهام، نام تو را در گوشم خواندهاید، و یاد تو را بر قلبم گره زدهاند.
تو میدانی که در سراسر عمرم، هیچگاه تو را فراموش نکردهام، در سرزمینهای دوردست، فقط تو در کنارم بودی، در شبهای تار، فقط تو انیس دردها و غمهایم بودی، در صحنههای خطر، فقط تو مرا محافظت میکردی، اشکهای ریزانم را فقط تو مشاهده مینمودی، بر قلب مجروحم، فقط یاد تو و ذکر مرهم میگذاشت
خدایا! تو به من، پوچی لذات زودگذر را نمودی، ناپایداری روزگار را نشان دادی، لذت مبارزه را چشاندی، ارزش شهادت را آموختی.
خدایا! تو را شکر میکنم که از پوچیها و ناپایداریها و خوشیها و قید و بندها آزادم نمودی، و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها کردی، و در غوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر، غرقم نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی، فهمیدم که سعادت حیات، در خوشی و آرامش و آسایش نیست، بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم، و بالاخره شهادت است.
خدایا! تو را شکر میکنم که اشک را آفریدی، که عصاره حیات انسان است، آنگاه که در آتش عشق میسوزم، یا در شدت درد میگدازم، یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب میشوم، و سروپای وجودم روح میشود، لطف میشود، عشق میشود، سوز میشود، و عصارة وجود بصورت اشک، آب میشود و به عنوان زیباترین محصول حیات، که وجهی به عشق و ذوق دارد، و وجهی دیگر به غم و درد، بر دامان وجود فرو میچکد
دکتر چمرانwww.chamran.org


