| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
104
|
1094
|
90/4/18 (08:00)
|
|
||
|
|
398
|
2249
|
90/11/22 (17:53)
|
|
||
|
|
113
|
1033
|
90/10/22 (00:03)
|
|
||
|
|
48
|
452
|
90/4/11 (18:12)
|
|
||
|
|
9
|
39
|
90/11/23 (11:47)
|
|
||
|
|
54
|
147
|
90/11/22 (17:58)
|
|
||
|
|
80
|
292
|
90/11/22 (17:57)
|
|
||
|
|
5
|
72
|
90/11/22 (17:56)
|
|
||
|
|
26
|
130
|
90/11/17 (14:41)
|
|
||
|
|
23
|
128
|
90/10/23 (02:31)
|
|
||
|
|
5
|
37
|
90/10/18 (11:53)
|
|
||
|
|
28
|
183
|
90/10/18 (11:37)
|
|
||
|
|
458
|
2781
|
90/10/18 (11:33)
|
|
||
|
|
19
|
230
|
90/10/2 (14:33)
|
|
||
|
|
7
|
53
|
90/10/1 (11:33)
|
|
||
|
|
18
|
147
|
90/9/29 (19:54)
|
|
||
|
|
128
|
704
|
90/9/28 (19:06)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/9/25 (13:54)
|
|
||
|
|
7
|
32
|
90/8/28 (23:50)
|
|
||
|
|
6
|
53
|
90/8/25 (21:51)
|
|
تعجبم از اینه که ما موجوداتی که حداکثر سه بعدی هستیم چقدر اصرار داریم به وجودی که خارج از
ابعاد هست عشق بورزیم ! آیا این ازترس نیست؟ عمیقا به این سئوال فکر کنید وپاسخ دهید.









@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
|
salam dostan . vaghean be tamame dostan in piruzi ra tabrik migam piruziye aghaye doktor amri badihi bod ama moteasefane edeyi na ahl say dar be ham rikhtane jave melate aziz dashtad ama mardome ma fahmide tar az in harfha hastand omidvaram ke shoma ham khosh hal bashid |



ِاین چه یاریست که با محفل ما مونس و همراه شده
این چه وقت است که عشقم نگه یار شده
این چه صحبت ،چه صداقت،چه خلوصی دارد
این چه وضع است که این عاشقیم زار شده
رفتمو در نگه یار بدیدم عشقم
گفت ای شهره بیا محفل ما نار شده
این چه وضع است که عشقی بشود آسان، هان؟
این چه راهیست ره عشق چرا شار شده
گشته ام خسته همی از روزگار دونی
که همه این سر عشاق بر دار شده
ای خدا یاریمان کن این چه وضعی باشد
که نگاهم به نگاهش کمکی تار شده
اندکی می دوم و سینه ی خود چاک زنم
ولی انگار که این مزرعه هموار شده
چه کنم مزه عشق بر سر سختی باشد
صنم و باغ و گل و لاله چرا خار شده
از بر عشق چمن سبزو گلم قرمز بود
که به عشق زنده و پاینده و دلدار شده
این چه رسمی است دلم زار و پریشان گشته
تو بگو وصل من و تو شاید این بار شده
شهره شهر بگو شهر تو را کیست خدا؟
گفت عشقم بود الله که سر تا سر شهر جار شده
شهره شهر

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنمeshghe be khoda yani delet faghat vase khoda betape
eshghe vaghii yani az eshghe zamini be khoda residan
yani har lahze kambodeshu hes koni
yani hes koni khoda khyli asheghete va be khatere hamin toro emtehan mikone
yani khoda ro to vojodet hes koni
yani hat to lahzehaye bade zendegii be yadesh biofti yani to lahzehaye badtarin karii ke mikoni be yadesh biofti ve bedeoni yeki to vojedet hast ke hata be khatere on kari ke mikoni ro anjam nadi
yani ba vojode khoda ehsase tanhaii nakoni
yani kasi ke hes koni tamame vojodet be on vabastehast va agar on nabood to ham naboodi
yani khodeto darbast mokhlese khoda koni..........................
سلام
از دوست عزیز که این گفتگوی بسیار زیبا را ایجاد کرده متشکرم
از پاسخ بسیار زیبای banoye هم باید تشکر کنم که با مثالی زیبا به همه ما تذکر به اندیشیدت دوباره داده
جواب این سوال را میشود در این مسئله جستجو کرد که در اصل خداوند چرا دست به خلقت ما زده؟
سختی پاسخ دادن به این سوال در این است که خداوند بی نیاز است ولی ما موجوداتی غرق در نیاز هستیم پس چگونه میتوانیم دلیلی را بفهمیم که از جنس نیاز نیست ولی در عین حال دلیل هستی ما است؟ این را از آن جهت می گویم که خداوند مطلقا بی نیاز است.
وقتی عمیقا به این مساله فکر کنیم و جستجو کنیم می فهمیم که چرا خداوند از روح خودش در ما دمید و چرا ما را جانشین خود در زمین قرار داده
جواب ساده است خداوند عاشق است
ولی او که کامل تمام صفات خوب است و تمام خوبی ها یکجا در خود دارد عاشق چه چیزی میتواند بشود؟
آن چیزی که ما از عشق می دانیم این است که وقتی چیزی را زیبا کامل قوی غنی و یا در یک کلمه خوب می بینیم به آن علاقه پیدا میکنیم و سپس عشق …
ولی خدایی که هر خوبی پرتویی از جمال کامل اوست او عاشق چه چیزی میشود؟؟؟؟؟؟؟؟
اوست که یکه و تنهاست نه فرزندی دارد و نه مانندی
جواب این سوال هر روز در گوش ما فریاد زده می شود: الله اکبر
تکبر مخصوص اوست و تنها اوست که لیاقت تکبر دارد چون کامل خوبی ها است پس گفت : الله اکبر
و این نشانه ایست که ما را به جواب پرسشمان می رساند خداوند فرمود الله اکبر چون او عاشق کمال و عظمت خود است . خداوند عاشق است عاشق خود.
ولی او رحمان و رحیم و عالم و خالق نیز هست.
خداوند از عشق به خود لذت می برد این باعث شد که موجودی را خلق کند که بتواند این فیض عظیم و این لذت بی انتها را لمس کند.
به همین دلیل از روح خود در ما دمید چون آنکه بخواهد در این عشق بازی شرکت کند باید بتواند خدا را بشناسد تا بتواند عاشق او شود و خداوند حکیم با دمیدن از روح خود در ما این امکان را بوجود آوردند.
و عشق شد سر سلسله همه هستی
حال شما بگویید عشق به خدا چیست؟
آیا بدون این عشق میشود زیست؟
عشق های دیگر چیست؟
در پایان باید به دوست عزیزم که سوال را ایجاد کرده بگم که ما موجودات حد اکثر سه بعدی از ابتدا با عشق سرشته شدیم و این خداوند بوده که ما را اصلا برای عشق خلق کرده و این برنامه زندگی ما است.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست