| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
38
|
87/2/21 (22:09)
|
|
||
|
|
11
|
64
|
86/10/16 (00:40)
|
|
||
|
|
8
|
34
|
86/10/16 (00:39)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/2/1 (17:55)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
85/9/8 (10:02)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
85/9/2 (09:49)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
85/5/23 (21:20)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
85/5/21 (02:56)
|
|
||
|
|
1
|
23
|
85/5/19 (19:56)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
85/5/18 (18:38)
|
|
عنوان بحثمی دونی فرق عشق با دوست داشتن چیه ؟ به نظر تو كدومش بهتره؟ 19 مرداد 85 - 20:06 | |
دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا سطح بلندترین قله عشق های بلند پایین نخواهم آورد. دكتر علی شریعتی | |
پاسخ ها11 16 دی 1386 ساعت 00:40 | |
عشق دست نیافتنیه اما دوستی چرا !!! |
10 20 آذر 1386 ساعت 12:04 | |
به نظر من تا عاشق نشی نمیتونی به دوست داشتنه واقعی برسی |
9 28 اسفند 1385 ساعت 14:06 | |
خوب مسلمن دوست داشتن بهتره اولن واسه اینکه چون صادقانه تر از عشقه استحکامش هم بیشتره و دومن این که با اومدن دوست داشتن عقل از اون در نمیره بیرون! |
8 25 شهریور 1385 ساعت 16:26 | |
...doos dashtan hamoon ghzieye aheste va peivaste raftene |
7 25 شهریور 1385 ساعت 01:51 | |
دوست داشتن دارای قانون است ولی در عشق قانونی نیست |
6 17 شهریور 1385 ساعت 01:30 | |
khob be nazare man doost dashtan behtare ta eshgh chon fekr mikonam doost dashtan paydar mimone vali eshgh na khob albate in nazare mane shayad dooroost nabashe
|
5 21 مرداد 1385 ساعت 20:04 | |
این همون چیزیه كه من میخواستم بگم اما حرف تو هم واقعا جالب بود كاش می شد هر دوش با هم باشه |
4 21 مرداد 1385 ساعت 03:01 | |
این مطلب همون مطلبیه که قرار بود بنویسم و برتری دوست داشتن رو نسبت به عشق بگم این دفعه از افکار خودم استفاده نمی کنم که بیای و بگی داری مزخرف میگی این مطلب رو از کتاب کویر دکتر شریعتی جدا کردم که به تنهایی این قضیه رو تعریف کرده خود مطلب گویاست من خفه می شم دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی خود اگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طتوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام باآن اوج می گیرد0 عشق در غالب دلها در شکل هاو رنگهای تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است اما دوست داشتن در هر روحی جلوه های خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و عطری ویژه خویش دارد میتوان گفت که به شماره هر روحی دوست داشتنی هست0 عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست0 عشق در هر رنگی سطحی با زیبایی محسوس در نهان یا آشکار رابطه دارد 0 چنانکه شوپنهاور میگوید: شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزایید انگاه تاثیر مستقیم انرا بر روی احساستان مطالعه کنید0 اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگرمیبیند. عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است امادوست داشتن ارام و استوار و پروقار و سر شار از نجابت0 عشق همان جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن "و "اندیشیدن " نیست 0 اما دوست داشتن در اوج معراجش از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشاق می برد0 عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در "دوست" میبیند و می یابد0 عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی بی انتها و مطلق0 عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن0 عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن میدهد0 عشق خشن است و شدید،در عین حال ناپایدار و نا مطمئن و دوست داشتن لطیف و نرم است و در عین حال پایدار و سر شار اطمینان 0 عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر 0 از عشق هر چه بیشتر می نوشیم سیراب تر میشویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر 0 عشق هر چه دیر تر میپاید کهنه تر میشود و دوست داشتن نوتر 0 عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند 0 و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست0 عشق معشوق را مجهول و گمنام میخواهد تا در انحصار او بماند زیرا عشق جلوه ای از خود خواهی و روح تاجرانه و یا جانورانه آدمی وچون خود به بدی خود آگاه است آن را در دیگری که می بیند از او بیزار میشود و کینه بر می گیرد 0 اما دوست داشتن دوست را محبوب و عزیزتر می خواهد و می خواهد که همه دل ها آنچه را او از دوست در خود دارد داشته باشند0 که دوست داشتن جلوه ای از روح خدایی و فطرت اهورایی ادمی است و چون خود به قداست ماورائی خود بینا است آن را در دیگری که میبیند دیگری را نیز دوست می دارد و با خود آشنا و خویشاوند می یابد 0 در عشق رقیب منفور و حسد شاخصه ی عشق است چون عشق،معشوق را طعمه ی خویش می بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هر دو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد اما دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است یک ابدیت بی مرز از جنس این عالم نیست 0 عشق ریسمان طبیعت است و سر کشان را به بند خویش در می آورد تا آنچه را آنان به خود از طبیعت گرفته اند بدو باز پس میدهد و آنچه را مرگ می ستاید به حیله عشق بر جای نهند که عشق تابان ده مرگ است 0 و دوست داشتن عشقی است که انسان دور از چشم طبیعت خود می آفریند خود بدان میرسد خود آن را انتخاب میکند. عشق اسارت در دام غریزه است و دوست داشتن آزادی از جبر مزاج. عشق مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن هم زبانی در سرزمین بیگانه یافتن است. امیدوارم تونسته باشم حق مطلب رو ادا کرده باشم فقط این آخر یه توضیح کوتاهی بدم تا قضیه روشن بشه این مقاله رو واسه اونایی نوشتم که همه چیز رو به هم ربط میدن مثلا می گن عشق همون دوست داشتنه یا سکس همون ازدواجه یا چمیدونم عشق باعث ازدواج می شه و از این چرت و پرتها. عشق یک عنصر پست یا شاید پست ترین پدیده طبیعت باشه همون جور که خوندید دکتر شریعتی انواع صفات بد رو به این سه حرف منفور(عشق)نسبت داد.حالا اگه دکتر رو قبول نداری این یه بحث جداگونه ست البته گاهی اوقات عشق به دوست داشتن تبدیل میشه اما درصدش خیلی پایینه(یه چیزی نزدیک به صفر). عشق و ازدواج هم مسیر جداگانه ای طی می کنند در مورد این موضوع تو یه مقله دیگه بحث می کنم منتظر مقاله من در این مورد باشید در کل ممنون که مطلب بلند بالای من رو خوندید امیدوارم بدردتون بخوره. |
3 21 مرداد 1385 ساعت 02:51 | |
عشق در لحظه پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان .
|
2 21 مرداد 1385 ساعت 02:35 | |
" عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن ، عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است .اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود و اگر تماس دوام یابد به ابتذال کشیده می شود، تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز ، زنده و نیرومند می ماند.اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا ست دنیایش دنیای دیگری است. |
1 21 مرداد 1385 ساعت 02:30 | |
سلام ولی من میگم اگه 2 تاش با هم باشن قشنگ تره |
















