userinfo close

  ,

متولدین اسفند


esfandclub

تاسیس: 10 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: صالح اسمیگل - معاونان
اینجا یه خونوادس ، خانواده بزرگ اسفندیها. می گیم ، می خندیم ، ناراحت میشیم ، دعوا می كنیم و ... اما ادامه »
اینجا یه خونوادس ، خانواده بزرگ اسفندیها.
می گیم ، می خندیم ، ناراحت میشیم ، دعوا می كنیم و ... اما در آخرش هممون از یه جنسیم ، از جنس ماهی ، آب و زلال آبی و دریا...
اینجا مهم اینه كه همه تو دل هم جا داشته باشیم ، كلوب یه بهانه س
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
147
167
91/3/11 (15:58)
1271
7527
91/3/11 (14:44)
1454
4902
91/3/4 (11:57)
1944
9579
91/2/10 (08:55)
1920
14698
91/2/9 (00:06)
490
1528
91/3/6 (21:38)
18
87
91/3/11 (14:40)
1035
1216
91/3/11 (13:45)
431
2808
91/3/10 (11:05)
1631
9955
91/3/9 (18:10)
863
5137
91/3/9 (12:47)
1802
9154
91/3/9 (08:20)
253
1659
91/3/4 (15:46)
293
697
91/2/29 (14:46)
2002
1774
91/2/27 (20:45)
738
5059
91/2/23 (19:41)
416
3309
91/2/23 (10:04)
1394
9399
91/2/23 (08:56)
306
848
91/2/9 (16:13)
21
172
91/2/8 (23:54)

عنوان بحث

مهدی دیباج , mahdidiba
مهدی دیباج - 22:45 1388/03/1

تریبــــــــــــون آزاد (( 22 ))

a170.gif



این ما هستیم كه با حرفامون كلوب رو میسازیم

پس چقدر خوبه که حرفای خوبی بزنیم تا کلوپ خوبی ساخته بشه


 كلوب رو دوستان قدیمی ما ساختن و به ما هدیه کردن

 
پس هرگز یاد و خاطره دوستانمون رو فراموش نخواهیم کرد


a200.gif

 هر پیشنهاد و یا انتقادی هم داشتین حتما به مدیر و یا معاونان انتقال بدین تا رسیدگی بشه 


در ضمن تا اونجا که میشه از گذاشتن عکس و یا مطالب علمی و ادبی در این تاپیک خودداری کنین

( چون برای همه اینا تاپیک جداگانه داریم )

و در ضمن از هدر دادن پست و زدن پستهای بیمورد یا چتهای طولانی دو نفره در تریبون حتی الامکان خودداری کنین.


با تشکر از همگی 16.gif

4xvim2p.gif لطفا برای استفاده از شکلکها به تاپیک " شکلک دونی " 4.gif  مراجعه کنین 4xvim2p.gif

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شاپرک مهربون , mehdi_4181
شاپرک مهربون - 01:12 1388/03/30
621

سلام

 

 

 

این تریبون به دست روشن بسته شده بود ولی به خواهش من چون مسافر بودم و خواستم از دوستانم خداحافظی کنم باز شد تا من فصل الخطاب این تریبون رو بزنم

 

 

 

این مدت اتفاقات عجیبی افتاد که من ترجیح دادم سکوت کنم ولی امشب که بعد از یک هفته اومدم کلوپ دیدم در غیاب من اسم من به کرات برده شده

 

 

 

خوشحالم که سنگ کم و زیاد این قضایا من بودم و هرجا هرکس اسم کم آورده یه افترایی به من بسته

 

 

 

یکی منو به طرفداری از مهسا و یکی به طرفداری از صالح متهم کرده

 

 

 

دیگری در پیام خصوصی گفته بمیرم که از دست این شاپرک خان ناراحت شدی و موارد مشابه از این دست

 

 

 

لازمه از اول این موضوع رو مروری بکنم:

 

 

 

با هماهنگی قبلی قرار بود تریبون 22 رو مهشید و 23 رو مهدی بزنه ولی صالح بنده خدا بی خبر از همه جا فکر کرده بود مهدی دیباج اشتباه کرده و تریبون مهشید رو حذف کرده بود و از مهدی رو ویرایش کرده بود

 

 

 

البته عوض کردن عنوان تریبون کاری بود که توجیح نداشت و اشتباه بود

 

 

 

من این قضیه رو توی همون تریبون اعلام کردم و علتش رو جویا شدم

 

 

 

مهدی دیباج هم همونجا اعلام کرد بیخبر بوده و بعد عکس العمل  صالح و پست های سهیلا

 

 

 

جالبه بدونید سهیلا 3 تا پست زد و من چون معتقد بودم دخالتش توی این موضوع بیجاست به 2تای اول جواب ندادم ولی برای اینکه احترامش حفظ بشه به پست سومی به شیوه خودم که سرلوحه خودم احترام به دیگرانه,جواب دادم

 

 

 

جالبتر اینجاست که سهیلا حذف عضویت زده و علت اون این بوده که من گفتم هم خودت برام قابل احترامی و هم خواهرت و ایشون از این جمله من اینطوری برداشت کردن که یعنی من به خاطر خواهرت بهت چیزی نمگیم و از اینکه گفتم اینجا نباید فقط لودگی کنیم و باید حرفای جدی هم بزنیم در صورتیکه همه میدونن بی مزه ترین عضو این کلوپ خودم بودم و این جمله من اول خودم رو شامل میشد

 

 

 

من نمیدونم بعدا میتونم با ایشون صحبت کنم یا نه ولی از این همین پست بهش میگم متاسفم که در شناخت من به بیراهه رفتی

 

 

 

 

وقتی این احساسات شما فروکش کنه و به این موضوع نگاه کنی حتما پشیمون میشی که تحت تاثیر دیگران قرار گرفتی و مطمئنم که اون روز خیلی دیر نیست

 

 

 

به هر شکل تا اینجای قضیه من دخیل بودم ولی بعد از اون با پیام با صالح درارتباط بودم تا هانی حذف عضویت زد که از بعد از اون پست  کاملا سکوت کردم

 

 

 

من معتقدم در این قضیه نوعی فتنه درست شد. فتنه یعنی آمیخته شدن حق با باطل. یعنی جلوی چشمان افراد پر از غبار باشه به نحوی که نتونن واقعیات رو ببینن

 

 

-------------

 

خانم زهرا رها

 

 

 

خوشحالم که روزی رو دیدم که شما از دیدن ناراحتی من احساس پیروزی کردی

 

 

 

من از اول با صالح اختلاف نظر داشتم ولی معتقدم دیگران این وسط ارتباط ما رو بیشتر به چالش کشوندن

 

 

 

از اینکه داغون شدن من مایه مباهات شما شده خیلی خوشحالم

 

 

-------------------------------

 

خانم هانی رستم افشار

 

 

 

شما از دست من ناراحتی و منم به شدت از شما عصبی به نحوی که راه منو شما برای همیشه جداست

 

 

 

ولی یه سئوال دارم ازتون

 

 

 

شما گفتین از اختیارات معاونت استفاده نمیکردید و فقط به صورت نمایشی اسمتون بوده

 

 

 

خانم شما که بعد از عید به دلیل مشکلات و کسالتتون کمتر میومدین کلوپ

 

 

 

اگر واقعا قصد تشنج آفرینی نداشتید باید مدتی رو نمی اومدین تا آرامش به خودتون برگرده

 

 

 

و با حرفایی که زدین حدف معاونت یا بودن معاونت فرقی در اصل موضوع نداشت چون از اختیاراتش استفاده نمی کردین ولی شما از لحظه حذف معاونتتون آرامش رو از این کلوپ گرفتید

 

 

 

نه تنها بقیه افراد حتی خود من شوکه شدم و احساس کردم هیچ تکیه گاهی ندارم

 

 

 

من به دعوت شما و سهیلا اومدم توی این کلوپ و وقتی هر2تاتون اینقدر بی رحم شدین احساس کردم خوردم زمین

 

 

 

رسم دعوت از مهمون و رسم دوستی 3 ساله ونیمه ما این نبود

 

 

 

توی این  کلوپ تنها کسی که از نزدیک منو دید شما بودین و میدونستید همیشه برای من حکم یه خواهر بزرگتر رو داشتید

 

 

 

من شما رو به جانب داری متهم نمی کنم ولی مطمئنم خواستید با این کار منو منزوی کنید

 

 

 

شما مهسا رو به جانب داری از من متهم کردید

 

 

 

وجدان دیگران رو در این موضوع شاهد میگیرم که هرگز از کسی نخواستم ازم دفاعی کرده باشه

 

 

 

نه تنها از مهسا بلکه هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که من حتی یکبار ازش خواسته باشم از من طرفداری بکنه

 

 

 

کسی نیاز به این کارای بچگانه داره که خودش ضعیف و ناتوان باشه

 

 

 

یکی بیاد توی این کلوی بگه مهدی توی این 3 سال از من آیدی یاهو خواست, مهدی از من شماره تلفن خواست, بیاد بگه مهدی در طول این 3 سال حرف ناجوری بهم زد, بگه مهدی ازم خواست بیام و ازش طرفداری کنم

 

 

 

خانم من نیاز به این کارای بچگانه نداشتم و ندارم و هر موقع احساس کنم حقی ازم ضایع شده خودم بلدم چی بگم

 

 

 

متاسفم که حرمت ها رو اینقدر راحت فنا میکنید

 

 

--------------

 

امید من و آروزی من همیشه این بود که همیشه و در همه جا و هر جایی که من بودم جوری باشم و با دیگران طوری رفتار کنم که وقتی زمان گذشت و از اون محیط جدا شدم  و مدتها بعد دیگران منو به یاد آوردن و در موردم فکر کردن یاد و خاطره خوبی از من توی دهنشون باشه و از من برای خودشون به نیکی یاد کنن

 

 

 

اگر موفقیتی در زندگیم کسب کرده باشم به خاطر همین روحیه بوده

 

 

 

به هر حال اگر در طول این مدت حرفی زدم که باعث رنجش دیگران شدم یا شوخی بیجا یا تندی نابجایی کردم از همه معذرت میخوام

 

 

 

ذهن من هرگز دوستانم رو از یاد نمیبره

 

 

 

نگرانی های خواهرانه مهشید مجبی

 

 

 

خاله دریا که واقعا دلش به وسعت دریاست

 

 

 

روشن و صالح و  سکوت و مهسا و زهرا رها و فرهاد و مهدی دیباج و سهیلا و بهداد و سهیل و محمد ال پی و الساندرا و افشید و سپهر و تبسم و آرش و شیرین و صابر وطهورا و عاطفه و تنهاترین و بقیه

 

 

من فردا شب میرم مسافرت برای مدت طولانی. برام دعا کنید

 

 

خواهش من همون خواهش روشن هست برای پایان دادن به این ماجرای رفیق کشی

 

 

پس تریبون 23 کسی حرف از گذشته نخواهد زد

 

 

در پناه حق

 

 

 

روشن @};- , ruoshan
روشن @};- - 21:20 1388/03/29
620
متاسفم که عمر این تریبون خیلی زودتر از بقیه تموم شد و این تریبون رو میبندم و یه تریبون جدید ایجاد میکنم، دوست ندارم و دوست نداریم که در تریبون جدید حرفهای این چنینی زده بشه و یا حتی اشاره ای به این موضوعات بشه، مسئولیت ادامه دادن این جور بحثها در آینده به عهده خوده شخص هست دیگه از من دلگیر نشه.
زهرا   , zahraraha
زهرا - 19:22 1388/03/28
619

سلام

من زهرا رها هستم کسی که توی این مدت و در پست های قبلی خیلی ازش اسم برده شد

اگرچه هر هفته یا کمتر برای علاقه ای که به این کلوپ داشتم حتما تریبون رو کامل می خوندم ولی اصلا قصد نداشتم در این مشاجرات شرکت کنم و حتی در مقابل خواست مهسا و هانی سکوت کردم ولی الان که مهسا حذف کرده و نمیاد پس متهم به طرفداری نمی شم و می تونم حرفای خودم رو که یکسال پیش حذف می شد رو بگم

مامان هانی خطاب به مهسا گفته : از بچه های این کلوب پیدا کردم متوجه شدم که همشون صبورن و تو بحثایی که اسمی ازشون برده نمیشه هیچگونه دخالتی نمی کنن

با احترامی که برای شما قائلم باید بگم شاید اعضای حال حاضر به یاد نداشته باشن ولی حافظه همه کسانی که هر کدوم رو به ترفندی از این کلوپ کنار گذاشتین اونقدر ضعیف نیست که 13 ماه پیش رو یادشون نیاد. همون روزی که وقتی من در مقابل تقلب صالح پست زدم شما فریاد انا المنجی سر دادیدو جوری طرفداری می کردید که من برای سلامتی شما نگران شدم که نکنه در این هیجان خدای نکرده برای شما اتفاقی بیفته.اگر شما معتقدید نباید در مسائلی که فقط مربوط به 2 نفر میشه دخالت بشه حتما سری به تریبون اون زمان بزنید تا یادتون بیاد.

چطور اون زمان هم خودشما و هم دوستانتون که بهشون عریضه می دادین برای دفاع تمام قد از صالح دوان دوان بیان اینقدر مظلوم نبودید؟

حافظه ما حتی اون زمان که اون فیلم طنز در مورد تصادف رو بازی کردید رو فراموش نمی کنه. همون فیلمی که هنوز صحنه قیافه خودم رو در آئینه فراموش نکردم که همه پهنای صورتم خیس اشک بود و بعد متوجه شدیم اون اشک ها برای تصادف خیالی شما نبود و برای زودباوری خودم بود.درسته شما امروز شدی مامان مهربون همه و یک چهره جدید شدی ولی برای ماندگاری این چهره روش خوبی انتخاب کردید و اونم حذف یکی یکی بچه ها برای اینکه هیچ کس از قدیم باقی نمونه

من به تمام حرفای مهسا کاری ندارم و می دونستم زمانی فرا میرسه که باید اونو هم از کلوپ بزارید کنار تا صدای مخالفی نباشه ولی سئوال مهسا سئوال منم هست. چرا شما 13 ماه پیش که نیمی از اعضا رفتن حرکات مشابه الان رو انجام ندادید؟ درسته به خودتون مربوطه

پارسال عکس آخرین دقیقه رای گیری رو گرفتم که صالح با تقلب اومد و خودش به خودش تبریک گفت و برای صالح متاسفم که هنوز شخصیت کودکی خودش پابرجاست و خیلی راحت می گه مهسا دروغ می گه و نمی خوام در مورد صالح حرفی بزنم باید به حالش بیشتر غصه خورد

صالح خان تو برای این راحت می تونی بگی مهسا دروغ می گه چون به کمک دوستانت همه رو گذاشتی کنار و کسی نیست که اون قضیه رو دیده باشه و بیاد شهادت بده.شاید الان بازم بخوای مثل پارسال پست حذف کنی یا شاید مثل احسان مسدودم کنی ولی مطمئن باش سکوت یک ساله من از بی حرفی نیست برای این بود که همکلام شدن باهات برام خیلی زشته

با همه احترامی که برای مهدی قائلم ولی خیلی خوشحالم که سراین موضوع داغون شد چون همیشه جوری ازت طرفداری کرد که حق رو به خاطر تو زیرپاگذاشت و از اینکه  بهش ثابت شد تو کی بودی و کی هستی خیلی خوشحالم.خدا خواست از کسی که اینقدر ازش دفاع می کرد باهاش این طوری رفتار بکنه.همه ما رفتیم راحت باشید و به درست کردن یک چهره رویایی ادامه بدین.فقط یک خواهش کوچیک دارم که با هرکس اومد و ساز محالف زد این جوری نکنید باهاش بازی نکنید. به من بگید من خودم ازش خواهش می کنم نیاد کلوپ

 

صالح اسمیگل , saleh_ht
صالح اسمیگل - 15:54 1388/03/27
618

 

سلام به همه ...


ممنون مهسا خانوم.اگه بازم کسی این توصیه شمارو بهم کرد من حتما روش فکر میکنم.گرچه من و دیگران بارها شمارو توصیه کردیم .دیگرانو نمیدونم ولی من جز بی احترامی جوابی نشنیدم.

نبودن شما در کلوب منو خوشحال نمیکنه.یادآوری میکنم برات دوسال قبل رو که چند ماه بخاطر مشکلی از کلوب دور بودی و من از کسانی بودم که نگران حالت بودم ... به هر حال هنوز من همون صالحم


مامان هانی تا حد زیادی حرفای منو هم زد و ازش بخاطر پستش ممنونم و بازم اینجا ازش معذرت میخوام اگه اذیتش کردم و باعث رنجشش شدم.در حذف عضویت هانی منم بخاطر سکوت نکردنم مقصر بودم.


فرهاد به من لطف داری و خیلی ازت ممنونم.بچه های کلوب همه مثه خواهر و برادرای منن و دوسشون دارم.


بهداد  سمین سپهر مهسا دریایی

تنهاترین ، خیلی ازت ممنونم.امیدوارم خودت هم تو بحثا شرکت کنی و دوست خوبی مثه شما رو در جمعمون داشته باشیم.

اله ساندرا ، خدا خودش رحم کنه ایشالا

 

مهسا  محشر , adenes
مهسا محشر - 01:24 1388/03/27
617

خوب دوستان گل اسفندی

 

حدودسه ونیم  ساله که تو این کلوب عضو بودم و واقعا"این کلوب رو مثل خونه خودم دوست داشتم و

اعضای این کلوب رو مثل خانواده خودم میدونستم و تو هیچ کلوبی نموندم و توی تنها کلوبی که موندم و

حتی از وقتم هم براش میگذشتم و میومدم این کلوب بود ،اصلا" اگه یک روز به کلوب سر نمیزدم احساس میکردم

اعضای خانوادمو روزهاست که ندیدم و همیشه سرنوشت این کلوب برام مهم بوده و هر کاری از دستم بر اومده

براش انجام دام ،ولی دیگه الان می بینم که دیگه نمی تونم اینجا بمونم والان احساس خفگی داره بهم دست میده

احساس می کنم دیگه نمی تونم نفس بکشم و ترجیح میدم که این کلوب رو با همه خاطرات چه خوب و چه بدش

دیگه تنهابزارم ،هرچند دل کندن از خیلی از دوستان گل که واقعا" دوسشون دارم برام سخته ولی به قول آبجی

بهار یه مقطع از عمر ما بود که باید میگذشت .ولی خوب هرچی بود تجربه های زیادی کسب کردم و مهمتر از اون

تونستم آدم ها رو خوب بشناسم ودرکنارش هم دوستان خوبی هم پیدا کردم.

وحداقل اینه که از وجدان خودم مطمئنم که دروغی نگفتم و هیچ وقت واقعا" از روی غرض  و دشمنی کسی رو آزار ندادم .

نمیدونم شاید بعضی ها هم از رفتن من خوشحال بشن و بعضی هم دلگیر ولی یه چیزی رو بهتون بگم که همه شما واسه من عزیز بودید و خواهید ماند .

 

صالح شاید با رفتن من راه برات قشنگ باز بشه ،شاید من واست یه ترمز بودم ؟!ولی یه نصیحت خواهرنه بهت میگم برادر من داری خیلی تند میری مراقب باش،سرعتت خیلی زیاده ،شاید یه دفعه جلوت یه پیچ خطرناک یا یه پرتگاه باشه،من دارم اون پرتگاه و پیچ رو می بینم ،یه کم آروم تر برو .

این حرف منو فقط به حساب کلوب نزار برای زندگیت هم گفتم وواقعا" خواهرانه بهت گفتم.

 

خوب دیگه بیشتر از این سرتون رو درد نمیارم و واسه همتون آرزوی خوشبختی می کنم و امیدوارم همیشه شاد باشیدو امیدوارم اونقد خوب بوده باشم که اگه یه وقتی اسمی از من اومد به نیکی ازم یاد بشه.

دوستون دارم وبرای همیشه خداحافظ

 

 

 

 

 

 

 

مهسا  محشر , adenes
مهسا محشر - 00:55 1388/03/27
616

خوب مثل اینکه بالاخره موفق شدم بعد از چند روز بتونم پیام بزارم

سلام به همه دوستان گل اسفندی

 صالح شما برادر من اگه مدرکی داری برای گفتت ،بیا ثابت کن من حتما" گوش می کنم و اگر هم نداری پس چرا دروغ گفتی و صحبت های منو زیر سوال می بری.
من میشه بپرسم چه بی احترامی ای به شما کردم؟؟!!! آیا گفتن حقیقت نشانه بی احترامیه؟!!!!!
چی؟!!!!!!!جواب پستام رو نمیدی؟!!!!!!من یه پست واسه تو زدم که تو بخوای جوابم رو ندی که حالا من بخوام به خاطرش ناراحت هم بشم؟!!!!!!نکنه خودت از این موضوع ناراحتی که اینجوری فکر می کنی؟؟؟
حتی مهدی اومد به من گفت چرا با صالح حرف نمی زنی ،گفتم من باهاش قهر نیستم ولی باور کن اینجوری راحت ترم.
ببخشید هر چی که شما می فرمایید بگم از سر آگاهی میشه اون وقت؟؟!!!! شما مدرک بالاتر از این می خواستی؟!!!

ببینم از کی تا حالا واسه معاونت یکی دیگه میگن 19 نفر منو نخواستن؟؟!!!!!

بله دوبار نظر خواهی شد یکی همینی که تو معاون باشی یا نه یکی هم واسه معاون دوم
واقعا" یه ذره بشین فکر کن به دیگران بخوای دروغ بگی ،واقعا" به وجدان خودت هم می تونی دروغ بگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صدبار گفتم ،بازم میگم من این قصه ها رو دیگه خوب بلد شدم،دیگه حنات واسم رنگی نداره،شاید بتونی دیگران رو رنگ کنی ولی منو نمی تونی.

هانی جان عزیزم خودت خوب میدونی که من هیچ وقت بهت بی احترامی نکردم و همیشه با احترام باهات حرف زدم،یه سری حرفا رو هم من می بینم به صالح زدم ولی الان به شما بر خورده و به خودت گرفتی

الانم من شما رو متهم نکردم من یک کلمه  از دهنم دراومد که بگم هانی جان من شما رو متهم به هماهنگی می کنم؟!!

فقط ازتون یه سوال پرسیدم که هنوز هم جواب سوالم رو نگرفتم،گفتم اگه هماهنگ نبوده چرا حذف معاونت باهم فقط به اختلاف چند دقیقه بوده؟!!!

سوال دیگم رو هم جواب ندادید،ازتون پرسیدم که کی اول حذف معاونت زده شما یا صالح؟؟!!

هانی جان،می تونم ازت بپرسم که من کی تو همه بحث ها یی که چه به من ربط داشته چه نداشته اومدم و دخالت کردم؟!!!

من در بحث پیش اومده از هستی هم فقط به این خاطر ازش دفاع کردم چون دیدم حرف بی راهی نمیگه و همه بهش هجوم آوردن به جای اینکه ببینن واقعا" داره چی میگه و هنوز هم بر حرف خودم معتقدم و هیچ اشتباهی نکردم،به نظر من هر صحبتی جا ومکانی داره و درست نیست هر صحبتی در هر جایی زده بشه،اگه بحث واسه میتینگ بود که نباید به کلوب کشیده میشد و اگر هم نبود که پس اگه دیگران حرفی میزنن نباید ناراحت بشید گلم،اگرم هستی فقط صالح رو مورد خطاب قرار داده بود به خاطر اینکه اون انشا به قلم صالح نوشته شده بود.

و جواب سوال دیگه من رو هم ندادی هانی جان این که پس چرا یک سال پیش که عزیزان ما رفتن هیچ کاری نکردی و آب از آب تکون نخورد؟؟!!

هانی جان شما که عزیزم میگی من هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم که کسی رو متهم به هماهنگی با کسی بکنم،فکر می کنی الان نکردی عزیزم؟!!!وقتی به من میگی همیشه تنها نفری بودم که اولین بحث مخالفت رو میزدم ،و میگی مخصوصا" زمانی که یک طرف قضیه صالح بود در جناح مخالف و یک سر قضیه مهدی در جناح موافق،گلم به نظرت این متهم کردن نیست؟؟؟!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهداد   , vahidglx
بهداد - 16:47 1388/03/25
615
نقل قول از : Alessandra

خدایا خودت مردممو نجات بده

 


امیـــــــــــــــــــــن
الساندرا   , heavenly_angel
الساندرا - 09:14 1388/03/25
614

خدایا خودت مردممو نجات بده

 

عسل  ارجمند , samin_2009
عسل ارجمند - 20:24 1388/03/24
613

باسلام به همه اسفندی های عزیزم

این روز قشنگ رو به همه خانمای عزیز  این کلوپ مخصوصا به مامان هانی عزیزم خیلی تبریک میگم

با وجودیکه تازه به جمع شما  اومدم اما این مدل برخورد رو اصلا نمی پسندم

بنظر من هر گونه مشکلی وجود داره  باید خیلی دوستانه حل بشه

یادمه  دو ماهه پیش وقتی این کلوپ رو باز میکردم و صفا و صمیمیت اینجا رو میدیدم  به همه شماها حسودیم میشد اما یه مدت کوتاه که بودم خیلی خوش بودیم  همه با هم خواهر و برادر عمو عمه بودین حالا دیگه چرا اینجوری نیستین ؟؟؟؟؟

من در مورد این موضوعات نمیتونم نظر خاصی بدم اما اینو میتونم بگم که ناراحتی و کینه رو بزارید کنار هنوز زمان واسه همه چی هست البته میگم در مقامی نیستم که بخوام شماها رو نصیحت کنم اما بعنوان یه روانشناس اینو میگم  کم نیارید و این کلوپ رو که با تلاش ساختید از دست ندید. از همه عضوای کلوپ درخواست میکنم که کمک کنید.قربون دل همه شماها

فرهاد   , fafa_lbo
فرهاد - 15:57 1388/03/24
612
با سلام خدمت همه دوستای اسفندی ناز و گل خودم

اول همه باید بگم که خانومای گل اسفندی ، روزتون مبارک

من یه مدت تو بحثا نبودم ، ولی الآن که خوندمشون ، واقعا متاثر شدم
می‌شه یکی بگه آخه چرا اینجوری می‌کنین ؟
درسته که ما یه جامعه‌ی مجازی هستیم و خیلی رو در رو با هم سرو کار نداریم
اما واقعا یه خونواده‌ایم
باید به هم اطمینان داشته باشیم
نه که با شک و تردید به هم نیگا کنیم و همدیگرو زیر سوال ببریم
من به صراحت اعلام می‌کنم که مامان هانی ، مهربون ترین مامان دنیاست و هیچ‌وقت بد بچه‌هاشو نمی‌خواد
صالح هم از کساییه که دلش واسه بچه‌های این کلوب می‌تپه
چطور می‌شه راجع به اینا اینجوری صحبت کرد ؟
خود من اگه از اون اول پایبند کلوب شدم و هنوزم هستم ، فقط به خاطر این بوده که عزیزانی رو مثل مامان هانی جونم و صالح این‌جا دارم
مطمئنم که خیلی از شماها هم این حس رو دارید
اگه هر سری بخوایم با همچین بحث‌هایی باعث رنجش و رفتن چند نفر از کلوب بشیم که دیگه فاتحه کلوب اسفندیا خوندست
شما فکر نمی‌کنین اگه یه تازه وارد که با کلی ذوق و شوق کلوبی رو پیدا کرده که همه اعضاش مثل خودش متولد اسفند هستن یا خیلی شبیه اسفندیان ، بیاد و این بحث ها رو ببینه چی با خودش می‌گه ؟
اونوقت ماها مسئول خراب شدن دنیای زیبای اون هستیم
ماها همه نسبت به هم مسئولیم
و ذات ماها عشقه ، نه نفرت و کینه
خواهش می‌کنم که این بحث‌ها رو به هیچ وجه دیگه ادامه ندین
همتون رو بی‌نهایت دوست دارم
و آخر همه بازم مثل قدیما میگم که            مامان هانی = زندگی
بهداد   , vahidglx
بهداد - 12:48 1388/03/24
611

سلام

خیلی وقت بودم نمیتونستم بیام دیشب که اومدم پستای شمارو خوندم خیلی ناراحت شدم نمیدونمستم ناراحت انتخابات باشم یا رفتن محبت و صمیمیت از بین اعضای خونه

تقریبا 2 سال هست که اینجام تو این 2 سال هربار بحثایی پیش اومده سعی کردم دخالت نکنم اما اینبار نظرمو میگم،پستارو که خوندم متوجه شدم اصل موضوع بیرون از جمع بچه ها بوده بین چند نفر که کشیده شده اینجا بهتر بود بین خودتون حل میکردین ؛یا اگه اوردین اینجا باید به همه اونایی که تازه اومدن موضوع رو توضیح میدادین ،اتفاقای سال پیش و خیلیا نمیدونن.....

اینکه یکی یکی بذارین برین چیزی و حل نمیکنه تو همه ی خانواده ها سو تفاهماتی پیش میاد که میشه حل کرد مگر اینک از اولش اینجا رو برای گذران وقت انتخاب کرده باشین که میدونم اینطوری نیست.

مامان هانی ، مهسا خانوم ، صالح  همه شمارو دوست دارن

ببخشید من زیاد حرف زدم

این مسئله هی کش میاد بهترین راه اینه که این بحث بسته بشه و تریبون تازه بزنین روشن جان

مهسا دریایی , riraye_khob
مهسا دریایی - 19:12 1388/03/23
610

سلام به همه دوستای گلم  و خوشگل های خاله

1- من جریان قبل رو نمی دونم چون ابتدای ورودم به کلوب بود زیاد نمی اومدم، پس در این مورد نظر نمی دم

2-جریان الان هم نمی دونم چون این چند وقت کارم زیاد بود می اومدم اما دقت خاصی نمی کردم چند روز هم که نبودم ، پس باز نظری ندارم که بدم

 من طرف کسی رو نمی گیرم چون در هر 2 طرف این سخن ها دوستای خودمو میبینم و دلم میسوزه که با هم این طوری صحبت می کنین.دل همو میشکنین

خودتون هم می دونین که اگه یه میخ به دیوار بره جاش تا آخر عمر اون دیوار باقی هست.نمی گم از حقتون بگذرین اما از هر سخن جایی داره.قدیمی ها که اینطوری رفتار کنن، پایه ی این خونه آجر به آجر سست میشه و کسانی که به این جمع دوستانه می خوان اضافه بشن ، می آن و میبینن چه خبر هست پشیمون میشن .حیف هست.بذاریم این درخت به ریشه و شاخه و برگ دادنش ادامه بده توی آرامش.

دوستای خوبم

 با محبت خار ها گل میشود        با محبت سرکه ها مل میشود

.

.

.

صالح اسمیگل , saleh_ht
صالح اسمیگل - 18:37 1388/03/23
609

تا حالا انقدر از ته دل یه نفس عمیق از فیها خالدون وجودم نکشیده بودم.مدیر خدا خیرت بده




روشن @};- , ruoshan
روشن @};- - 18:24 1388/03/23
608

با نام خدا

 


سلام،

 


من از همه اعضا به خاطر سوء مدیریتم عذر میخوام ، مسائل مطرح شده در این تریبون همه به من برمیگرده و من

واقعاً افتضاح عمل کردم، در واقع وقتی حضور نداشته باشم همین میشه که میبینین، من باز هم از همه عذر

میخوام.

 


از همه شما که در این سوء تفاهمات وارد نشدید و به اون دامن نزدید ، و از صبر متانتتون سپاسگذارم.

 


این بحثی جزیی و عادی بوده که فقط به نحوه مدیریت و به تیم مدیریت برمیگشته که میتوانست به راحتی با دو

دقیقه گفتگوی مستقیم حل بشه و به این نقطه کشیده نشه، مسائل گذشته هم که خود من کاملاً در جریان اون

مسائل بودم کوچکترین ارتباطی به این لحظه نداره که بیاد و در اینجا مطرح بشه، نصف بیشتر انتقادها هم در مورد

معاونین به من برمیگرده چون با اصرار شدید من قبول مسئولیت کردند.

 


با اینکه هر بار دوستان بی خبر از من از تیم مدیریت کنار کشیدند، من مشکل رو در به روز نبودن خودم میدونم.

 


از امروز تیم مدیریت منحل  شده و تیم جدیدی با حرفای جدید و تفکرات جدید تشکیل خواهد شد.

 


                                                                                                            با عذر خواهی مجدد از عزیزان 

                                                                                                       روشن - قدیمیترین عضو این کلوب


صالح اسمیگل , saleh_ht
صالح اسمیگل - 18:12 1388/03/23
607
نقل قول از : مهسا محشر
،اگه دوست داری اون پیام رو هم برات بزارم تا دوباره یاد آوری بشه.

نمیدونم چرا وقتی این جمله رو دیدم چهره ریییس جمهور اومد جلوم که میگفت : بگم ...بگم ؟؟؟

من اصلا متوجه منظورت نمیشم.من پیام کپی نکردم که جاییش رو جدا کرده باشم.

من احترام قدیمی بودن شمارو حفظ میکنم ولی حتی شما احترام بزرگتری منو نداری.

و اینکه الان چند ماهی هست که من شمارو نادیده میگیرم و جواب پستاتو نمیدم شاید از اینجا کمی ناراحت هستی.

به هر شکل این راه درستی نیست . شما چیزایی میگی که همه از سر ناآگاهیه.مثل رای های معاونت هانی که اونو داری میگی من بهت گفتم مال منه.

کلا بهتره کمی بیشتر و با استناد بهتری صحبت کنین.


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.