نام کلوب :هنر ایجاد ارتباط
نام انگلیسی : ertebatt
تاسیس : 17 شهریور 1385
60 عضو ، 12 بحث ، 1 لینک

هنر ایجاد ارتباط

__
عنوان بحث
برخورد با اراذل و اوباش به سبک ............
1 خرداد 86 - 01:42

حتما می‌دونید طرح جمع‌آوری اراذل و اوباش از سطح شهر در حال انجامه که انصافا ! کار قوی و منسجمی  از طرف نیروی انتظامی انجام گرفته. خوشحالم که نیروی انتظامی فقط بدحجابی رو معذل و تهدیدی برای "امنیت اجتماعی" نمیدونه. عکسهای زیر منتخبی از عکسهای چند روز گذشته در رابطه با دستگیری اوباش مناطق مختلف تهران هستش که براتون ارسال می‌کنم.

فقط تنها نگرانی من از یک چیزه! اون هم اینکه: خوب، این آدم‌ها رو که تا آخر عمر نمی‌تونند زندانی کنند! می‌تونند؟ 1 ماه دیگه یا یکسا دیگه که از زندان اومدند بیرون جری‌تر نمی‌شند؟! یعنی نیروی انتظامی برای اون زمان هم راهکاری رو پیش‌بینی کرده ؟؟؟!!!!

دومین شب جمع‌آوری اراذل و اوباش تهران در محله خاوران
دومین شب جمع‌آوری اراذل و اوباش تهران در محله خاوران
دومین شب جمع‌آوری اراذل و اوباش تهران در محله خاوران
جمع‌آوری  اراذل و اوباش تهران در محله خاوران


دومین شب جمع‌آوری اراذل و اوباش تهران در محله كیانشهر
دومین شب جمع‌آوری اراذل و اوباش تهران در محله كیانشهر
جمع‌آوری اراذل و اوباش تهران در محله كیانشهر


سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در خیابان رودكی
سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در خیابان رودكی
جمع آوری اراذل و اوباش در خیابان رودكی


تو این یکی عکس! به مامور پلیس دقت کنید... یه ذره زیادی شبیه زورو نیست؟!!!

سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در محله 13 آبان
جمع آوری اراذل و اوباش در محله 13 آبان


سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در میدان ابوذر
سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در میدان ابوذر
سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در میدان ابوذر
سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در میدان ابوذر
جمع آوری اراذل و اوباش در میدان ابوذر


سومین شب جمع آوری اراذل و اوباش در چهار راه استانبول
جمع آوری اراذل و اوباش در چهار راه استانبول

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
5
1 خرداد 1386 ساعت 10:54

من همان مرغ غزلخوان بهار و سحر ام

و همان مرغ دل انگیز امید!

بال هایم پر نور

پر از آواز

پر از شور و سرور.

خانه ام بر سر مهر

اوج_ افشان شده از جنس بلور!

آنطرف مهتاب است

و شب زمزمه های لب رود

ماهیانی در خواب

عاشقانی بیدار

گیسوانی در باد

و ترنم هایی از تن باغ

بوی عطر گل یاس

و چه متروک، جهانی زیبا!


من همان مرغ غزلخوان بهار و سحر ام

همه جا در سفر ام

همه جا را گشتم

همه رنگی دیدم

من سیه چرده ترین ثانیه را خندیدم

و غم انگیز ترین خاطره ها را گشتم

رنگ گلگون شده ی ماتم را

نقش زیبای سیاهی ها را

 در سپیدی دیدم.

درد ناخوانده و ناگفته ی این مردم را

در تباهی دیدم

و چه افسوس بزرگی اینجاست

که زمان میگذرد،اینچنین بی  پروا!


من همان چشمه

همان رود

همان اوج

همان نور

همان کوه بلند سر شرم آمده ام


تو همان زشت

همان ساکن بی پرده

همان قعر

همان خشت

همان ظلمت بی عاطفه

از شرم به تنگ آمده ای


من همان مرغ غزلخوان امید و سفر ام

سالیان است که در پروازم

همه جای هنر شهر شما را گشتم

چه زخمی اینجاست!

زخم سرکوبی عشق

زخم لب دوخته ی هنجره ی پر آواز

زخم گیسوی پریشان شده در ناله ی باد

زخم نامحرمی پنجره ها

و طنین نفسی آلوده

وچراغی که به رنگ خون است

زخم چرکین به دل مانده ی اجبار و تنش

زخم آزادی و مرگ

زخم بحران تجاوز

زخم یغماگر شهر

زخم بیداری شب های سیاه

و چه دلگیر

سکوتی به دروغ

و کلامی که ندارد سخن از عاطفه ها


من در این هاویه ی خشک به تنگ آمده ی شهر دروغ


نه بهاری دیدم

نه سحرگاه گل افشانی نور.

آسمانی چه کبود

بال و پر بسته چه سود!؟


من که از شهر شما خسته شدم!

4
1 خرداد 1386 ساعت 08:29


سرکوب خونین زنان و دختران در میدان 7 تیر (مبارزه با بد حجابی)


درگیری خونین زنان و دختران در میدان 7 تیر (مبارزه با بد حجابی).

http://i3.tinypic.com/5395utk.jpg


http://i5.tinypic.com/4pt9m42.jpg



The image
                                                                  www.iranpressnews.com



 دیروز روز خونینی برای زنان و دختران در میدان هفت تیر تهران بود . روزی که پلیس پایتخت با خشونت هرچه تمام به اجرای طرح مبارزه با بدحجابی مشغول بود . دیروز هزاران نفر در میدان هفت تیر تهران شاهد بودند که چگونه سبزپوشان پلیس با خشونت هرچه تمام مادری را که به نحوه برخورد ماموران با دخترش و دختران جوان شهر اعتراض میکرد مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و سنگفرشهای هفت تیر را با خون این زن بیگناه آراستند .  

دیروز در میدان هفت تیر و در ذهن همه آن کسانی که شاهد هجوم دیوانه وار و خشونت سبز پوشانی که قرار بود روزی مظهر امنیت و آسایش باشند بودند این سوال نقش بست که واقعا به کدامین گناه ؟!

دیروز در میدان هفت تیر تهران بوی انسانیت نمی آمد . دیروز تمام فضا پر بود از بوی خون، توحش و نفی انسانیت و قانون ....
......................................................................
               

درست چند قدم مانده به دفتر روزنامه اعتماد ملی، گوشه ای از میدان شلوغ هفت تیر، زن بدحجاب اینک در مقابل پلیس کاملا حجاب از سر برداشته البته نه به اختیار که  اینک خون روانه شده بر صورتش مجال نگاه داشتن حجاب و حفظ شرع را نمی دهد. جناب آقای سردار احمدی مقدم نه به احترام شما که از ترس شما فردا این عکس را در روزنامه اعتماد ملی کار نمی کنند.

سردار نه به احترام شما بلکه از هراس است که عکس سر و روی خونین این زن در صفحات   هیچ روزنامه ای چاپ نمی شود اما اجازه دهید ، عکسی که هراسان توسط شهروندی به دفتر روزنامه رسیده و ما نیز هراسان از كنار این حادثه قلم پنهان كردیم را یک دل سیر در فضای مجازی نگاه کنیم و خون گریه کنیم.

سردار! خیالت راحت، این عکس در روزنامه چاپ نمی شود، فقط اجازه بده در این گوشه مجازی، نترسیم و خون گریه کنیم، باقی همه مردمی هستند كه در سطح شهر پارچه های تقدیر از عملکرد نیروی انتظلامی زده اند و می دانند ما فقط سیاه نمایی می كنیم و بس.







پیام در تاریخ 86/3/1 ویرایش شده است.
3
1 خرداد 1386 ساعت 08:22
               

درست چند قدم مانده به دفتر روزنامه اعتماد ملی، گوشه ای از میدان شلوغ هفت تیر، زن بدحجاب اینک در مقابل پلیس کاملا حجاب از سر برداشته البته نه به اختیار که  اینک خون روانه شده بر صورتش مجال نگاه داشتن حجاب و حفظ شرع را نمی دهد. جناب آقای سردار احمدی مقدم نه به احترام شما که از ترس شما فردا این عکس را در روزنامه اعتماد ملی کار نمی کنند.

سردار نه به احترام شما بلکه از هراس است که عکس سر و روی خونین این زن در صفحات   هیچ روزنامه ای چاپ نمی شود اما اجازه دهید ، عکسی که هراسان توسط شهروندی به دفتر روزنامه رسیده و ما نیز هراسان از كنار این حادثه قلم پنهان كردیم را یک دل سیر در فضای مجازی نگاه کنیم و خون گریه کنیم.

سردار! خیالت راحت، این عکس در روزنامه چاپ نمی شود، فقط اجازه بده در این گوشه مجازی، نترسیم و خون گریه کنیم، باقی همه مردمی هستند كه در سطح شهر پارچه های تقدیر از عملکرد نیروی انتظلامی زده اند و می دانند ما فقط سیاه نمایی می كنیم و بس.

                      

2
1 خرداد 1386 ساعت 06:18

با درود بر فنای گلو همه دوستان

با شما موافقم

با احترام

فرجود

1
1 خرداد 1386 ساعت 02:18

سلام

متاسفانه همه چیز در این مملکت نمایشیه - و فقط برای بالا بردن آمار و ارقام خودشونه و اینکه دور روز دیگه گزارش تهیه کنند که چه ها که نکردیم- حال به قول شما گفتنی بعد از آزاد شدن اینها هیچ گونه برنامه ای  ندارند خب چه فایده - اینکارم نکنند که بهتره

مثل همیشه - مثل قضیه مبارزه با قاچاقچی ها که هر چند وقت  یک بار بدون هیچ گونه تدارک و آموزش و برنامه ای ،  یک تعداد سرباز مظلوم بی تجربه رو میدن جلوی تیر قاچاقچی ها  و که شاید تصادفی هم چندتایی بی دست و پاهاشون را به کشتن بدن و که حرفی برای گفتن داشته باشند .

وای برما که چه بر ایران میگذره وما ...



پیام در تاریخ 86/2/31 ویرایش شده است.
__