| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
11
|
258
|
89/7/17 (02:50)
|
|
||
|
|
40
|
815
|
88/12/1 (21:39)
|
|
||
|
|
10
|
123
|
87/5/2 (01:18)
|
|
||
|
|
13
|
324
|
89/12/9 (11:27)
|
|
||
|
|
20
|
419
|
90/8/4 (16:44)
|
|
||
|
|
26
|
466
|
90/5/18 (09:47)
|
|
||
|
|
3
|
97
|
91/1/31 (22:31)
|
|
||
|
|
31
|
175
|
90/7/14 (19:26)
|
|
||
|
|
12
|
173
|
90/6/27 (22:27)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/5/28 (21:48)
|
|
||
|
|
45
|
276
|
90/5/5 (01:25)
|
|
||
|
|
18
|
288
|
89/6/2 (08:49)
|
|
||
|
|
3
|
57
|
89/3/14 (23:08)
|
|
||
|
|
8
|
73
|
89/2/29 (01:07)
|
|
||
|
|
1
|
121
|
89/1/19 (19:21)
|
|
||
|
|
1
|
43
|
88/3/4 (01:56)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
88/2/6 (00:11)
|
|
||
|
|
0
|
56
|
88/1/14 (17:29)
|
|
||
|
|
3
|
46
|
87/12/14 (10:12)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
87/11/19 (23:21)
|
|
بسم الله
سلام به دوستان خوبم در این کلوب
مدتهاست که در گوشه ایی نشسته ام وبحث ها وجنجانهای این کلوب را باحیرت پیگیری می کنم نمی دانم هیچ دوره ایی در تاریخ ایران وجود داشته که افراد از سلایق ونظرات مختلف ایچنین آشفته بر یکدیگر بتازند ( گو اینکه شنیده ایم در زمان ناصر خسرو وارد شهری شده والخ...) ....؟
برای من که بار سنگین مدیریت این کلوب را بر دوش ناتوان وضعیف خود می کشم جای سوال است که آیا ماه های مقدسی مانند رمضان هم اجازه به ما نمی دهد که با زبانی نرمتر با یکدیگر به صحبت بپردازیم ....؟ (که ظاهرا نمی دهد زیزا در ان زمانها هم شاهد این گونه روی همدیگر خراشیدن دوستان بوده ام).
من که سعی کردم در میانه این غوغا وطوفان تنها همچون میزبانی! میهمانان این کلوب را از هر رنگ فکری که دارند تحمل کرده واجازه دهم همگان هر چه بر دلشان سنگینی می کند بگویند وبنویسند وبه همین خاطر از طرف بعضی از دوستان متهم به سکوت و... شده ام واینکه چرا دهان فلانی را نمی بندی ویا زیان فلانی را ....
امروز در این کلوب شاهدم که افراد با داشتن پاره سوادی چه از علوم محترم حوزوی همچون فقه واصول وکلام وحدیث ودرایه وهمچنین پاره سوادی از عرفان وتصوف آنچنان در مقابل هم صف آرایی کرده اند که هر لحظه انتظار داری که اگر دوستان به یکدیگر برسند خون هم دگر حلال دانسته برهم تیغ جفا بکشند ... هر کس با حدیثی وکلامی که یافته رخ همچون ماه شمس ومولانا را که این همه مایه فخر اندیشه دینی ما هستند می خراشد ؟!دیگری با زبان کنایه در مسخ نام ولایت علوی می کوشد ؟!ودیگری ودیگری و...؟؟؟؟!!!!
آیا لحظه ای بخود نهیب زده ایم که چه می گوییم یا چه می اندیشیم ؟ آیا هیچگاه در محکمه عقل ووجدان خود دانسته هایمان را محک زده ایم ؟
اینجا نقلی را می گویم که به یاد ندارم در کجا خوانده ام اما آنچه مهم است درسی است که از این نقل باید گرفت نقل است که واعظی در بالای منبری مشغول وعظ وخطابه بود در میان جمع یکی سوالی پرسید که آن عزیز بر منبر پاسخ آنرا ندانست سوال کننده به وی گفت پس چرا بر بلای منبر قرار گرفته ایی ؟ جواب شنید این مقدار که بالانشسته ام از بابت آن چیزی است که می دانم اگر قرار بود بر فراز ندانسته هایم بنشینم باید برایم کرسی ومنبر در عرش می زدید ....!
حال حکایت دوستان عزیز ما در هر گروه فکری است که با 2پاره کتاب که خوانده اند حکیم و فرزانه شده اند ومصداق امسیت عربیا واصحبت کردیا گشته اند ...
برادر ان من به عنوان یک برادر کوچکتر که شاید بسیار کمتر از شما بدانم اما در جهت پرسش ودانستن وبر فراز کردن پرچم حق در جان خود سخت در تلاش وتکاپو هستم ( چندان که از ترس آنکه مبادا کلامی که می دانم اینجا بنویسم وبد فهم شدن آن باعث گمراهی کسی شود آنرا نمی نویسم ) بر همه شما تقاضا مندم که اینقدر حق به جانب وازموضع دانای کل ننویسید ! یک در صد هم احتمال بدهید که شاید گفته ونوشته شما غلط باشد روی صحبتم تنها با دوستانیست که بدون غرض می نویسند و والا آنان که ماموران تا ذهن افراد را آشفته کنند تا کسی دیگر به اصل مشکل فکری جامعه نیشدیشد من را با او کاری نیست ...
در پایان با این حال که دل پر خونی از این نوشته ها دارم ونمی خواستم چیزی بنویسم ولی تمامی کسانی را که در این کلوب دلشان برای حق وحقیقت می تپد دعوت می کنم که در سال آینده مکانی را پیدا کنند تا در کنار هم بنشینیم وبیندیشیم تا دیگر نه دوستی خود وآنچه می داند را حقیقت مطلق فرض کند ونه دوست دیگر مردم را گوسفند خطاب کند ....؟؟؟؟؟!!!!!
منتظر نوشتها ی شما خواهم شد تا اگر لازم شد در نوشتهای بعد بگویم که مشکلات همه ما از کجاست...
خدایا تو بر این کشتی آشفته فکری این جامعه نسیمی از آرامش دریای حکمتت بوزان...
خدایا تو شر آنانی را که تنها اندیشه خود را درست می دانند وجای تحقیق ومطالعه را سد می کنند ومکتب بزرگ وکامل رسول گرانقدرت وخاندان عزیزش را (علیهم السلام)
بد معرفی می کنند وسبب دوری فکر های لرزان وضعیف از این چراغهای پر فروز اندیشه می شوند به خودشان برگردان ...
خدا آنانی را که فلسفه/عرفان / وهرآنچه برای اندیشه های کوچکشان بزرگست و نام مبارک رسول رحمت وخاندان جلیلش را وسیله می کنند تا ضعف روح وفکر خودشان را بپوشانند اصلاح کن.
خدا آنانی را که هنوز نمی دانندهربزرگی بر سر خان حکمت ومعرفت پیامبر عزیزت وخاندان حکیمش از ازل تا ابد نشسته است و انان را با مهمانان سفره ایشان ( همچون حضرات عطار وشمس ومولانا و...)
مقایسه می کنند چراغ شناخت به ایشان عطا کن تا مهمهان ومیزبان را با یکدگر اشتباه نگیرند.
خدا همه ما را که دنبال انگور وجودت هستیم اما چون زبانهای مختلف داریم می پنداریم که چیزهای مختلف می خواهیم مثل اذن و عنب و... با رساندن آن سالار حکمت (عج )که گرد های دنیا وعقبی را از ذهن های ما می زداید وعقول ما را روشن می کند نجات بخش...
ای حکیم قادر مهربان
امین 
سلام
از شما سوالی دارم:
در مورد قضیه ((عشر به)) که همان خمس شیعیان است. و لی گنابادی ها یک دهم می دهند . یعنی یک پنجم را یک دهم می دهند. توشیح دهید؟
در صورتی که آیه صحیح قرآن به یک پنجم اشاره دارد، آیه 41 سوره انفال
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ"
(ای مؤمنان) بدانید که هر چه غنیمت و فایده برید خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه سفر ماندگان (از خاندان او) است، اگر به خدا و به آنچه بر بنده خود (محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلم) در روز فرقان، روزی که دو سپاه (اسلام و کفر در جنگ بدر) روبرو شدند نازل کردهایم ایمان آوردهاید، و خدا بر هر چیز تواناست."
با سلام
بحث های خوبی است اما همگی با تعصب و بدون تعقل فکر کنم امام و رهبری و امام زمان علیه السلام هم صوفی بودن و هستن
دوستان من که هنوز نتونستم جواب قانع کننده برای صوفی شدن پیدا کنم شما عزیزان هم که نمی تونید به جز بازی با کلمات جواب عقلی قانع کننده بدید فقط خواهش می کنم که بزرگان دین رو صوفی نکنید لااقل از خودتون مایه بزارید چون الان و در این زمان که ما بزرگانی داریم کسی از میون اونها صوفی نیست لابد وقتی مردند می گید صوفی بودن اگه دارید از بزرگان حال مثال بزنید
|
ای شیر سرافراز زبردست خدا |
|
ای تیر شهاب ثاقب شست خدا |
|
آزادم کن ز دست این بیدستان |
|
دست من و دامن تو ای دست خدا |
هرگاه که بینی دوسه سرگردان را عیب ره مردان نتوان کرد آنرا
تقلید دوسه مقلد بی معنی بدنام کند ره جوانمردانرا

عمریست به عشق تو اسیریم علی
مست از می بادیه ی غدیریم علی
داریم تمنا ز خداوندِ علی
با عشق وِلای تو بمیریم علی
هـــــو
121
هو الٌذی اَیَّدکَ بِنَصرٍِه و باِلمومِنین
شیخ جلیل و محدث عالم شیخ بهائی می فرماید :
دین و دل به یک دیده باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی
سجده بر بتی دارم راه مسجدم منما
کافر ره عشقم من کجا مسلمانی؟
ما ز دوست غیر از دوست مقصدی نمی خواهیم
حور و جنت ای زاهد بر تو باد ارزانی
خداوند بعد از خلقت آدم به همه ی ملائکه فرمود : ((و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لادم فسجدوا، الاّابلیس ابى و استكبرو كان من الكافرین ))
اگر خداوند دستور داد کل ملائکه بر آدم سجده کنند به دلیل خلیفه اللهی او بود و اینکه خداوند به او همه ی اسما خود را آموخته بود ....
دوست گرامی آیا تا بحال به حرم حضرت ثامن الائمه علیه السلام و یا کربلای معلای حضرت سیدالشهدا تشریف برده اید ؟؟؟ احتمال دیده اید که عده ای ( احتمالا خود شما ) به محض ورود به حرم زمین را می بوسند ( می بوسید)....
سئوال من اینجاست ... آیا بوسیدن زمین به معنای سجده بر حرم است یا سجده به عظمت آن بزرگواری که در آن خاک خفته ؟؟؟
دوست گرامی سجده به امر الهی بود و بر خلیفه الله است نه به شخص آدم ابوالبشر ، بهتر است بجای سخنان کورکورانه کمی در آیات قرآن تفکر کنید ...
inhame bahso jadal sare chie ?ink bazia ba aghayede bazi dg mokhalefan ?be nazare man bahsa kamelan bachegane va bi mafhome
say konim didemoono vasi konim 
pas anche nemidanid nagooid zira besiari az haghayegh dar omoorist k na agahane enkar mikonid
mola ali
khotbeye87
چون خود من هم در صحنه بوده ام چند نکته را می نویسم
1. آقای بور بور اصلاً رانندگی لودر بلد نیست
2. کسی به اسم آقای محمد دوست راننده لودر بود
3. قبل از تخریب بتکده تصوف در بروجرد دوستان تابلو
اِن الحُسین مِصباحُ الهُدی و سَفینَه النِجاه
را پائین آوردند تا به سوء استفاده تصوف از اسم امام سوم پایان دهند.
4. راستی تو خانقاه شما که بعد از انقلاب اسمش را حسینیه گذاشتید
چرا به مردانی سجده می کردید؟؟/
http://i7.tinypic.com/71lsc9f.jpg
http://i18.tinypic.com/8b58zdh.jpg
کدوم مسلمون سجده به غیر خدا را قبول داره؟؟
هرکه عکسها را ببینه شما را لعنت می کنه دروغ گوها
هـــــو
121
هو الٌذی اَیَّدکَ بِنَصرٍِه و باِلمومِنین
از شاهدان عینی نقل شده
وقتی بلدوزر شهرداری برای تخریب حسینیه وارد میدان شد و به نزدیک حسینیه رسید ، راننده شهرداری متوقف شد و اعلام کرد اینجا آیات قرآن نوشته شده و بر سر در حسنیه نوشته اند (( اِن الحُسین مِصباحُ الهُدی و سَفینَه النِجاه)) من حاضر به تخریب آن نیستم .
در این حال شهردار منطقه یک بروجرد ( آقای بور بور ) که از اعضای مقدس نما و بسیار هتاک و بد دهن و بسیار بدنام در نزد عامه مردم و اهالی بروجرد می باشد . با اینکه این مکان مقدس در حوزه استحفاظی ایشان نبود . سیلی محکمی به صورت راننده زده و خود پشت بلدوزر می نشیند و حسینیه دارویش نعمت اللهی گنابادی را که قرنهاست در کمال صلح و صفا در شهر بروجرد به زندگی و امرار معاش مشغول هستند و تا بحال هیچ کدام از مردم عادی از آنها شکایتی نداشتند را تخریب و با خاک یکسان می کند .
و انشالله به مصداق آیه ی شریفه ی :
یَخـــرِبُونَ بُیُـــوتَهـــُم بِــــاَیدیهِم وَ اَیــــدیِ المُـــومِنیــنَ فَـــاعتَبِـــروا یا اُولیِ الاَبصــــار
خداوند خودش جواب این ظلم و ستم و جفای را که به شیعیان
مولی الموحدین علی علیهم السلام
کردند را بدهد
اِنَّما اَشكُــوا بَثِّى وَحُزنِـى إلَـى الله
و فَــاصبِــر صَبــراً جمیِــلاً ، اِنَّ اللهَ یُحب ُّ الصّابِرِین
ما شکایت خود به فرموده مولای بزرگوارمان به صاحب حقیقی این حسینیه (که کسی جز حضرت حق نیست) می بریم و انشالله که این شکایت را شنیده باشد و خود جواب این ستم و ظلم را به آمرین و عاملین این عمل شنیع بدهد .
انشالله