| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
11
|
258
|
89/7/17 (02:50)
|
|
||
|
|
40
|
815
|
88/12/1 (21:39)
|
|
||
|
|
10
|
123
|
87/5/2 (01:18)
|
|
||
|
|
13
|
324
|
89/12/9 (11:27)
|
|
||
|
|
20
|
419
|
90/8/4 (16:44)
|
|
||
|
|
26
|
466
|
90/5/18 (09:47)
|
|
||
|
|
3
|
97
|
91/1/31 (22:31)
|
|
||
|
|
31
|
175
|
90/7/14 (19:26)
|
|
||
|
|
12
|
173
|
90/6/27 (22:27)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/5/28 (21:48)
|
|
||
|
|
45
|
276
|
90/5/5 (01:25)
|
|
||
|
|
18
|
288
|
89/6/2 (08:49)
|
|
||
|
|
3
|
57
|
89/3/14 (23:08)
|
|
||
|
|
8
|
73
|
89/2/29 (01:07)
|
|
||
|
|
1
|
121
|
89/1/19 (19:21)
|
|
||
|
|
1
|
43
|
88/3/4 (01:56)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
88/2/6 (00:11)
|
|
||
|
|
0
|
56
|
88/1/14 (17:29)
|
|
||
|
|
3
|
46
|
87/12/14 (10:12)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
87/11/19 (23:21)
|
|
داستانی شده است این برگرداندن واژه Sufism به "عرفان اسلامی". این كاملا درست كه "تصوف" عبارت است از بعد معنوی اسلام ، و درحقیقت ، عرفانِ اسلام. همانطور كه آیین دائو عرفان چین است. آیا این درست است كه واژه Daoism را برگردانیم به "عرفان چینی" ؟ یا كه در متنی آمده باشد "بنت النبی" و ما در ترجمه بنویسیم : "فاطمه(س)".
بهر حال ، مقاله زیر با این برگردان عجیب و غریبِ عنوانش ، مقالهای بسیار عالی است از "مارتین لینگز". در مورد مارتین لینگر اینجا مطالب خوبی هست:
http://www.javidankherad.ir/biography.asp?id=5
جهانشمولی عرفان اسلامی
این كه كسانى اصرار مىورزند كه عرفان اسلامى از قید و بند (1) دین آزاد است تا اندازهاى بدین سبب است كه تصور مىكنند كه جهانشمولى آن در خطر است. اما هرچند با دلمشغولى اینان به این وجه تردیدناپذیر عرفان اسلامى احساس همدلى كنیم، نباید فراموش كرد كه خاص بودن، كاملا با جهانشمولى سازگار است، و براى اینكه این حقیقت اجمالا درك شود، كافى است هنر مقدس را ملاحظه كنیم، كه به صورت غیرقابل تفوقى هم خاص است و هم جهانشمول (2) . براى اینكه مثال را به موضوع بحثخودمان نزدیكتر كنیم، باید گفت كه هنر اسلامى فى نفسه به خاطر تمایزش از هر هنر مقدس دیگرى، بىدرنگ قابل تشخیص است: یكپارچگى هنر اسلامى، در زمان یا مكان قابل انكار نیست; این امر بسیار روشن است: خواه مسجد قرطبه را مشاهده كنیم و خواه مدرسه بزرگ سمرقند را، یا آرامگاه یكى از اولیاءالله را در مغرب یا تركستان چین، به نظرمان مىرسد كه گویا نور واحدى است كه از همه این آثار هنرى مىتابد. (3) در عین حال، جهانشمولى آثار بزرگ تاریخى اسلام، كه در حضور هر یك از آنها احساس در مركز جهان بودن را داریم، همینگونه است. (4)
بىآنكه از موضوع دور افتاده باشیم، مساله هنر مقدس ما را به مطلب اصلىمان باز مىگرداند. زیرا در پاسخ به این سؤال كه صعرفان اسلامى چیست؟ش یك پاسخ ممكن به شرط آنكه دیگر پاسخها نیز بهدنبال بیایند صرفا اشاره به «تاج محل» یا یكى دیگر از شاهكارهاى معمارى اسلامى است. یك عارف مسلمان با استعداد، از فهم این پاسخ عاجز نیست. زیرا هدف و غایت عرفان اسلامى ولایت است، و كل هنر مقدس به معناى حقیقى و كامل این كلمه در حكم تبلور ولایت است; درست همانگونه كه ولىالله در حكم تجسد یك شاهكار مقدس است، و هر دو تجلیات كمال الهىاند.
بر اساس آموزه اسلامى، كمال الهى تركیبى از صفات جلال و جمال است; و عرفان اسلامى، بنا به توصیف بسیارى از عرفاى مسلمان، متحقق شدن به این صفات الهى است، كه به معناى پیرایش روح است از محدودیتهاى انسان هبوط كرده، و از عادات و پیشداوریهایى كه طبیعت ثانویه شدهاند; و نیز به معناى آرایش آن استبا خصایص سرشت اولیه انسان، كه بر صورت خدا ساخته شده بود. چنین است كه آداب تشرف در برخى از حلقات صوفیه عملا صورت یك خلعت را مىگیرد: خرقهاى را شیخ بر شانههاى كسى كه تشرف یافته، مىنهد....
باقی مقاله را اینجا بخوانید:

میشه بگی تصوف با چه غرض ورزی هایی بوجود آمد؟
و فرق عرفان اسلامی با تصوف در چیه؟
عرفان اسلامی با تصوف فرق دارد عرفان اسلامی از زمان شخص رسول خدا بوده و الان هم هست و عرفای خاص خودش داره و جهانشمول هم هست.
ولی تصوف بعدا به خاطر بعضی از غرض ورزیها به وجود اومده جهانشمول هم نیست.