userinfo close

  ,

عرفان و تصوف


erfanvatasavof

تاسیس: 22 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شب چراغ ا - معاونان
رموز آفرینش را تو ای عاقل نمی دانی / اگر هم اندکی دانی یقین کامل نمی دانی / تو ای عالم که درس خارجت ادامه »
رموز آفرینش را تو ای عاقل نمی دانی / اگر هم اندکی دانی یقین کامل نمی دانی / تو ای عالم که درس خارجت را نیست پایانی / نه خارج را نمی فهمی که هم داخل نمی دانی ...
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
11
258
89/7/17 (02:50)
40
815
88/12/1 (21:39)
10
123
87/5/2 (01:18)
13
324
89/12/9 (11:27)
20
419
90/8/4 (16:44)
26
466
90/5/18 (09:47)
3
97
91/1/31 (22:31)
31
175
90/7/14 (19:26)
12
173
90/6/27 (22:27)
1
36
90/5/28 (21:48)
45
276
90/5/5 (01:25)
18
288
89/6/2 (08:49)
3
57
89/3/14 (23:08)
8
73
89/2/29 (01:07)
1
121
89/1/19 (19:21)
1
43
88/3/4 (01:56)
0
21
88/2/6 (00:11)
0
56
88/1/14 (17:29)
3
46
87/12/14 (10:12)
0
44
87/11/19 (23:21)

عنوان بحث

عرفان سید علی , seyedali86
عرفان سید علی - 09:32 1386/04/14

منشا اشتباه صوفیه

 

چرا می گویید تصوف مكتبی است انحرافی كه باید از آن پرهیز كرد حال آن كه آنها نیز مبانی اصلی رفتارهای خود مانند طریقت نفس  را به خداوند نسبت می دهند ؟

 

علامه طباطبایی رحمه الله علیه : طریقه معرفت نفس هر چند كه طریقه‏اى است نو ظهور، و شرع مقدس اسلام آن را در شریعت خود نیاورده، اما این طریقه مرضى خداى سبحان است. جماعتى از مشایخ صوفیه در كلمات خود این اشتباه را كردند كه من در آوردى خود را به خداى تعالى نسبت دادند، و دین تراشیدن و سپس آن به خدا نسبت دادن را فتح باب كردند. همان كارى را كردند كه رهبانان مسیحیت در قرنها قبل كرده و روشهایى را از پیش خود تراشیده آن را به خدا نسبت دادند، هم چنان كه خداى تعالى ماجراى آنان را نقل كرده و مى‏فرماید:" وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها" «1».

اكثریت متصوفه این بدعت را پذیرفتند و همین معنا به آنها اجازه داد كه براى سیر و سلوك رسم‏هایى و آدابى كه در شریعت نامى و نشانى از آنها نیست باب كنند، و این سنت تراشى همواره ادامه داشت، آداب و رسومى تعطیل مى‏شد و آداب و رسومى جدید باب مى‏شد، تا كار بدانجا كشید كه شریعت در یك طرف قرار گرفت و طریقت در طرف دیگر، و برگشت این وضع بالمال به این بود كه حرمت محرمات از بین رفت، و اهمیت واجبات از میان رفت، شعائر دین تعطیل و تكالیف ملغى گردید، یك نفر مسلمان صوفى جائز دانست هر حرامى را مرتكب شود و هر واجبى را ترك كند، (و خانقاه و زاویه جاى مساجد را بگیرد، خواننده محترم اگر سفر نامه ابن بطوطه را بخواند، مى‏بیند كه در هر شهرى بنائى بنام زاویه بر پا بوده، و از موقوفاتى كه داشته اداره مى‏شده، و صوفیان از هر جا وارد آن شهر مى‏شدند، در آن زاویه‏ها منزل مى‏كردند" مترجم")، كم كم طائفه‏اى بنام قلندر پیدا شدند، و اصلا تصوف عبارت شد از بوقى و منتشایى و یك كیسه گدایى، بعدا هم به اصطلاح خودشان براى اینكه فانى فى اللَّه بشوند، افیون و بنگ و چرس استعمال كردند.

و اما آنچه كه كتاب و سنت- كه راهنماى به سوى عقلند- در این باب حكم مى‏كند این است كه در ما وراى ظواهر شریعت حقائقى هست كه باطن آن ظواهر است، این معنا از كتاب و سنت قابل انكار نیست، و نیز این معنا درست است كه انسان راهى براى رسیدن به آن حقائق دارد، لیكن راه آن به كار بستن همین ظواهر دینى است، البته آن طورى كه حق به كار بستن است نه به هر طورى كه دلمان بخواهد و حاشا بر حكمت پروردگار كه حقایقى باطنى و مصالحى واقعى باشد، و ظواهرى را تشریع كند كه آن ظواهر بندگانش را به آن حقائق و مصالح نرساند، آرى همیشه گفته‏اند كه ظاهر عنوان باطن، و طریق رسیدن به آن است، و باز حاشا بر خداى عز و جل كه براى رساندن بندگانش به آن حقائق طریق دیگرى نزدیك‏تر از ظواهر شرعش داشته باشد، و آن طریق را تعلیم ندهد و به جاى آن یا از در غفلت و یا سهل‏انگارى به وجهى از وجوه ظواهر شرع را كه طریق دورترى است تشریع كند، با اینكه خود او تبارك و تعالى فرموده:" وَ نَزَّلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ تِبْیاناً لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ" ، پس این كتاب و این شریعت هیچ چیزى را فروگذار نكرده. «2»

 

__________________________________________________

 (1) و رهبانیتى كه كشیشان از پیش خود بدعت نهادند، با اینكه ما بر آنان واجب نكرده بودیم مگر این معنا را كه در پى تحصیل رضاى خدا باشند،- نه اینكه از گرفتن زن خوددارى كنند- ولى واجب ما را آن طور كه حقش بود رعایت نكردند." سوره حدید، آیه 27".

  (2)  ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 458 و 459.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
حامد یزدی , hamei_danjer
حامد یزدی - 16:44 1390/08/4
20

پیامبر(ص):الفقر فخریو انا افتخر به علی سائر الانبیا

درویشی افتخار من است و من به آن بر دیگر پیامبران افتخار می کنم

(سفینة البحار_ج2_ص378)


من یهدی الله فهوالمهتد ومن یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا

آنکه خدا هدایتش کند پس هدایت شد وآنکه گمراه شد پس هرگز ولی مرشد را نیافت(کهف17)


واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خفیة و دون الجهر من القول بالغدو والاصال و لا تکن من الغافلین

وپروردگار خود را ذکر کن در درون خود به زاری و ترس و پست تر از گفتار بلند صبحگاهان و شبانگاهان و از غافلین نباش.(اعراف205)


لکل قوم هاد

برای هر قومی(در هر زمان)یک هادی هست.(رعد7)


اسحاق بحرانی , farhad07
اسحاق بحرانی - 10:59 1390/05/18
19

 
  khili khili dorost bod man bedonbale erfan kamel migashtam ke  khodavand be man yari kard rahi ke mba matalebe shoma eeksan bod
اسحاق بحرانی , farhad07
اسحاق بحرانی - 10:44 1390/05/18
18

 
  khili khili dorost bod man bedonbale erfan kamel migashtam ke  khodavand be man yari kard rahi ke mba matalebe shoma eeksan bod
ناصر میر , mir_naser
ناصر میر - 14:24 1390/02/1
17

یاران را درودی و سلامی ............به هیچكس نتوانم خرده گرفتن  جز بر خود كه گوشه گیری نمودیم  و بر خود خواندم  كه كه گلیم بخت خویشن را دریاب                                     و اما بعد

1_جناب اقای عرفان سید علی ..... مهربانا مرا چند سوال است 1-چه كسی گفته راه رسیدن به حضرت دوست ان سجاده نشینی  و خم راستییس كه غالبا از روی عادت است .... ایا سجاده نشینی در نیمه شب به خدای نزدیكتر است یا یك گیتار زن دلسوخته در ساحلی متروك ؟؟؟؟؟ایا من و تو در منصب و جایگاهی هستیم كه از جانب خدای مهربان قضاوتی عادلانه كنیم ؟؟؟من ز قلب علامه طباطبائی چه دانم گر بر درگه علمش كرنش بایدم......؟؟؟؟

2_اقای پویا گر چه تحقیقا عرض كنم كه وثاقت این حدیت قابل حرف است .. اما زمان و دوره گفتار و نقش صوفیانی كه در ان هنگامه بوده اند را از نظر تاریخی بدان........اقای عزیز شما  ایا به تشیع خود میبالی یا نه ؟؟؟

اگر افتخار تشیع داری بدان و اگاه باش كه ان را مدیون صوفیانی و درویشان نه مدیون علما بسیاری كه به نام تقیه سایه نشین دستگاه های صفوی و ما بعد شدند  ومهر بر حكم سلطنت ننگین انها زدند ......

3_برادر عزیزی كه دو چوب ..... خود را شناساندی ..... اتش به جانم فكندی  بابا لااقل تاریخ را ببین حضرت صفیدر چه زمانی بوده و علامه كی ؟؟؟/جانا ز خود .........

4_برادرم كاوه خبری كه از قوالی ابن جمهور نقل كردی انقدر از نظر اهل علم این كتاب در غایت ضعف است كه نتوان به ان اعتمادی كرد ....                                                                                         در پایان

 الهی دشمنان دادند دست دوستی با هم         چرا ما دوستان پیوسته در پیكار هم باشیم

پویا محبّ امام هادی علیه السلام  , pooya148
16
مام رضا (ع) فرمود : هر کس نام صوفیه نزد وی برده شود ، و او آن ها را با قلب و زبان انکار نکند از ما نیست و هر کس آن ها را انکار کند (راه و مسلک ایشان را باطل بداند ) مانند کسی است که در کنار پیغمبر با کفار جهاد می کند
سفینه البحار ج 2 ص 57 ،58
http://soofian.blogfa.com
دو چوب و یک سنگ      , darvish128
15
 سلام دوستان ،آیاداستان تشرف علامه طباطبائ  ،به حر م حضرت امیر  المومنین و مکاشفه او و ملا قات  با شاه نعمت الله ولی را شنیده ا ید؟   
مزدک احمدی , mzdak
مزدک احمدی - 13:16 1388/05/12
14

سلام

در مورد اینکه طریقه معرفت نفس طریقه ای است نو ظهور حرف بسیار جالبی چون با توجه ((فمن عرفه نفس فقد عرفه ربه )) گفتن اینکه این یک طریقه نو ظهوره  درواقع از  اهداف آفرینش  رو زیر سوال برده

در مورد تصوف باید گفت بلاخره بازار دین بی مشتری نیست و از هر طایفه ای در اون پیدا میشه البته من چون در این محافل رفت آمد داشتم میتونم بگم که شاید بیشتر از  هشتاد درصد اینها فقط سرگرم کردن یا جیب بری بیش نیست  اما اما اما یه بدان معنی نیست که تصوف اشتباه و از صراط خارج هستش نه .. به قول حااج میرزا حسن اصفحانی ( صفی علیعشاه) ( ره) چون در زمانهای دور افرادی دیدن که با ورود به این سلسه ها میتوانند وجهی برای خود کسب کنند  خرقه ای پوشیدن و خود را صوفی نامیدن در واقه صوفیان واقعی یا همان گنجهای زمین خود رو در صدف عالم پنهان کردن تا این معرفت به خدا از دست رس افراد نا لایق پنهان بماند

 درباب تصوف باید گفت که از بین رفتن وهم و خیال و وسوسة شیطانی.تجلی پروردگار در آینة وجودی خود. * درک کمال و خیر مطلق.* دیدن ملکوت عالم.* آزادی از اسارت مظاهر دنیا.* دست‌یابی به آرامش درونی. است

کاوه افراز دهکردی , kavehrapi
13
تصوف چیست؟ پیامبر اكرم در حدیثی می فرماید ا لشریعة اقوالی و الطریقة افعالی و الحقیقة احوالی..........الفقر فخری

قوالی اللئالی اثر ابن ابی جمهور لحساوی

تصوف یا طریقت معنویت و باطن دین می باشد كه در تاریخ اسلام به نام و عنوان تصوف ،طریقت و عرفان رایج شده و سالك و عالم بالله را صوفی و عارف خوانده اند چنانچه عالم به احكام شریعت و عالم ب امرالله را فقیه و مجتهد نامیدند. تصوف بر پایه فقر و نیازمندی ذاتی انسان درمقابل غنای ذات حضرت حق بر پا شده است چنانكه در قرآن آمده است :

- آیه چهارده  سوره فاطر : یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله غنیٌ حمید.( ای مردم شما در نزد خود درویش و فقیر هستید و خداوند است كه غنی و حمید است.

و نیز تصوف ، فقرو درویشی عبارت است از سلوك نفس انسانی و قطع تعلق از ما سوی الله تا معرفت شهودی حق و تفویض امر به حق  تحت نظر پیر و مرشدی كامل كه دارای  اذن و اجازه از خدا و رسول و ائمه اطهار می باشد 
 

هیچ نكشد نفس را جز ظل پیر

 دامن این نفس كش را سخت گیر

                                                                       مولوی 
 

اعتقادات دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی 

_ دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی مسلمان و شیعه اثنی عشری می باشند و به پیامبر و دوازده امام معتقد می باشند و معتقد

هستند كه امام دوازدهم حضرت حجت در غیبت كبری به سر میبرند و مانند همه شیعیان منتظر ظهور حضرت هستند 
 

از نظر تقلید دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی در امور شرعی از یكی از مجتهدین جامع الشرایط تقلید میكنندو هر یك از    -

افراد در این سلسله عرفانی مختار به تقلید از هر مرجعی كه خود انتخاب كند می باشند. 

- از نظر شرعی مقید هستند كه علاوه بر دوری از محرمات و عمل به واجبات تا حد امكان از مكروهات دوری و مستحبات را انجام دهند مانند تقید به بیداری اسحار،نماز سر وقت ،ذكر دوام و دوام در طهارت...... 

- فقراء(دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی ) معتقدند كه همانطور كه در امور شریعت و احكام باید از یك فقیه جامع الشرایط تقلید كرد در امور طریقت معرفت و عرفان و كمال روحی از یك عارف كامل و قطب پیروی كنند .این پیر و مرشد باید دارای اجازه و اذن غیر مخدوشه از ائمه اطهار(ع)  و حضرت رسول (ص) باشند 

فقراء سلسله نعمت الهی گنابادی مانند تمام اتباع كشور ایران ملزم به رعایت و احترام به قانون اساسی می باشند از نظر سیاسی مانند تمام افراد جامعه آزاد و مختارند اما به عنوان در ویشی و تصوف هیچ نوع گرایش و دخالت در سیاست نداشته و ندارند. 

در سلسله گنابادی مسائلی همچو ن رقص و سماع .تقید به لباس خاص و كشكول وتبرزین  .گدایی ودریوزگی وبیكاری و اعتیاد مذموم است و وجود ندارد ونیز این سلسله خانقاه ندارد و از حسینیه های خود جهت عزاداری و جشنهاو اعیاد مذهبی استفاده كرده ودر ان مكان  دور هم جمع میشوند

مجالس درویشان گنابادی در حسینیه های خود هر شب جمعه و شب دوشنبه با نظم كم نظیری با نمازمغرب اغاز شده و با خواندن كتب نثر وكتب نظم عرفانی همچون سعدی حافظ مولوی و فیض  در حالی كه سكوت در مجلس حكم فرماست و دراویش مشغول ذكر قلبی خود هستند به پایان میرسد 
 

احادیثی در تایید تصوف 

حدیث اول : (قال رسول ا...:  من سره ان یجلسمع ا... فلیجلس مع اهل تصوف

كسی كه از همنشینی با خدا خشنود می شودباید با اهل تصوف همنشینی كند) .راوی حدیث ابن ابی جمهور احساوی از كتاب بشارت المصطفی لشیعة المرتضی  

حدیث دوم : (قال رسول ا...:لا تطعنوااهل تصوفوالخرق فان اخلاقهماخلاق النبیاولباسهم لباس الانبیا-بر اهل تصوف وصاحبان خرقه ها طعت نزنید كه هما نا اخلاقشان اخلاق انبیاولباسشان لباس انبیاست) از منبع قبلی 
 

حدیث سوم : ( قال علی ابن ابیطالب:التصوف اربعه احرف تاء و صاد و واو و فاء .والتاء:ترك وتوبه تقی-والصاد:صبر صدق وصفا-والواو:ورد  و ود ووفاء-الفاء:فرد فقر فناء  

تصوف چهار حرف است تا  صاد  واو وفا تا:ترك دنیا و توبه وپرهیزگاری است و صاد:صبروراستی وصفای دل است و واو  :توجه ودوستی به  ورد ودعاو وفای به عهد است و فاء:تنها بودن از خلق وفقر الی الله ونیستی وفانی شدن از انانیت است )از كتاب مجلی و غوالی اللئالی تالیف علم جلیل  محمد بن علی بن ابراهیم بن ابی جمهور احساوی 

حدیث چهارم:قال امام جعفرصادق:من عاش فی ظاهر الرسول فهو سنی ومن عاش فی باطن الرسول فهو صوفی (حلیة الاولیا  جلد یك ص بیست) تالیف حافظ ابو نعیم اصفهانی (متوفی چهارصد سی قمری) متابعت رسول سنت است ومتابعت احوال او تصوف: 

بزرگان  و مشایخ دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی  

مشایخ این سلسله كه در زمان ائمه از اصحاب راز و نمایندگان ائمه محسوب می شوند و بعد از غیبت نیز همانند علمای واقعی شیعه به ترویج معارف و طریقت شیعی می پرداخته اند از معروف ترین این بزرگان شاه نعمت الله ولی می باشد و اقطاب اخیر این سلسله چون در گناباد می زیسته اند به نعمت الهی گنابادی  معروف شده اند از جمله  جناب سلطانمحمد سلطان علیشاه شهیدایشان دارای تالیفات بسیار و ارزشمندی در عرفان واسلام می باشد از جمله تفسیر بیان ا لسعادة فی مقامات ا لعبادة كه ایت ا... خمینی در مقدمه تفسیر سوره حمد می نویسد : از صدر اسلام تا كنون قریب دوهزا رتفسیر نوشته اند كه بهترین انها تفسیرهای  ابن عربی . فیض كاشانی  و ملا سلطانعلی ( سلطان علیشاه) شهید  و نیز ایت الله خمینی این افرادرا كه كسی در صوفی بودن انها شكی ندارد را عالم طراز اول می نامد  وی در كتاب مصباح الهدایة عالم طراز اول را مرز نشین عالم ملك وملكوت كه دستی در ملك ودستی در ملكوت دارد وفیض حق را به خلق می رساند  مینامد

جناب ساطانعلیشاه با مرجع عالیقدر جناب میرزای شیرازی در زمان خود بسیار نزدیك بوده ومیرزای شیرازی(جریان تحریم تنباكو)نهایت محبت و تواضع را نسبت به ایشان و مراتب علمی و عرفانی ایشان داشته است جناب سلطان علیشاه شهید كه دارای مقام اجتهاد بوده است اولین كسی بوده است كه در دویست وپنجاه سال پیش فتوای حرام بودن تریاك را اعلام می نمایند وسر انجام در سحر ماه رمضان همچون مولایش علی(ع) توسط كوردلان جاهل به شهادت رسید مزار ایشان در بیدخت گناباد است و به مزار سلطانی مشهور می باشد

    

از دیگر اقطاب  اخیر  سلسله گنابادی مرحوم  جناب حاج سلطان حسین تابنده گنابادی است كه دارای اجازه اجتهاد از ایات عظامی همچون

ایت ... عظما حاج سید مهدی درچه ای

  ایت ... عظما  شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی

     ایت ... عظما   حاج سید محمد موسوی نجف ابادی

      ایت ... عظما  حاج شیخ محمد حسین نجفی ال كاشف الغطاء 

می باشند كه این اجازات موجود است

ایشان دارای تالیفات ارزشمندی چون

تجلی حقیقت در اسرار  فا جعه كربلا

رساله رفع شبهات

قران و سه داستان اسرار امیز

التاریخ المختصر فی احوال المعصومین الاربعةعشر

و شانزده اثر دیگر

    
 

پیر ومرشد كنونی این سلسله جناب حاج دكتر نور علی تابنده می باشند كه دارای مدرك دكتری حقوق از دانشگاه سوربن  فرانسه میباشند 
 

                                                                                                                                           

نظر علمای مشهور در باب تصوف واین سلسله

عالم ربانی محمد تقی مجلسی(مجلسی اول):ایشان در  كتاب رساله تشویق السالكین علاوه بر این كه اعلام می نماید كه نزدیكترین

راه وصول به معرفت وشناخت حضرت حق تصوف شیعی است و نیز اذعان نموده كه خود نیز در این طریق گام بر می دارد ونیز اعلام نموده است كه بسیاری از اكابر علمای شیعه چون

سید رضی علی بن طاووس

شیخ شهید مكی

ابن فهد حلی

سید محمود املی

شیخ بها ئی

قاضی نور ا... تستری

خواجه نصیر الدین طوسی و بسیاری دیكر نتنها در این طریق سلوك می كرده اندبلكه مطالب بسیاری در این باب نگاشته اند

عا لم ربانی:محمد باقر مجلسی(مجلسی دوم):در ادامه همان كتاب در پاسخ به سوال یكی از مقلدین خویش  اعلام میكند كه علاوه بر خود و پدرشان بسیاری از علما در این طریق وارد وسالك بوده اند  

عالم ربانی:سید حیدر املی:در كتاب جامع الاسرار  بطور مفصل در موردتصوف سخن گفته اند وصریحا گفته اند كه صوفی كه شیعه نباشد صوفی نیست وشیعه كه صوفی نباشد شیعه نیست وتصوف عین تشیع بلكه تشیع واقعی است

علامه سید مهدی بهر العلوم:كتاب رساله سیر سلوك كه تماما دستورات صوفیه شیعه است رازیر نظر بزركان تصوف وقت می نویسد ولی چون عصر ایشان عصر تكفیر وقتل اصحاب تصوف بوده است تقیه نموده واظهار تصوف نكرده اند ولی در كتاب

طرائق ا لحقایق و حدیقه الشعرا شرح سر سپردگی ایشان به تصوف راستین موجود است 

قاضی نور الله تستری در كتاب مجالس المومنین با ادله محكم اثبات می كند تمام مشایخ مشهور صوفیه شیعه بوده وطریقه ائمه را داشته اند 
 

ایت ا... خمینی در مقدمه تفسیر سوره حمد می نویسد : از صدر اسلام تا كنون قریب دوهزا رتفسیر نوشته اند كه بهترین انها تفسیرهای  ابن عربی . فیض كاشانی  و ملا سلطانعلی ( سلطان علیشاه) شهید  و نیز اقای خمینی این افراد كه كسی در صوفی بودن انها شكی ندارد را عالم طراز اول می نامد  وی در كتاب مصباح الهدایة خویش عالم طراز اول را مرز نشین عالم ملك وملكوت كه دستی در ملك ودستی در ملكوت دارد وفیض حق را به طالبین می رساند  مینامد 
 
 

ایت الله مطهری در ابتدای كتاب جلوهای معلمی(ص سه) ضمن تاكید بر لزوم وجود مربی ومرشد در امور ظاهری وباطنی می فرماید كهاین امر فقط در صوفیه نهادینه شده وبا نام بردن از دوتن از اقطاب از جمله جناب سلطان علیشاه (ساطانعلی)دو كتاب از ایشان معرفی می نماید 
 

استاد صمدی املی كه از شاگردان علامه حسن زاده املی است در كتاب شرح دفتر دل نتنها به توضیح مراتب و مصطلحات صوفیه میپردازد بلكه در بسیاری از مطالب گاه با ذكر منبع به مطالب مكتوب صوفیه  استناد می نمایدو معاریف صوفیه چون مولوی وسعدی وحافظ و... را از مفاخر ایران واسلام بر میشمرد 

و بسیاری دیگر كه از حوصله این مقال خارج است 
 
 
 
 
 

درپایان این مطالب از جهت روشن نمودن اذهان عمومی  نسبت به شبهاتی كه از سوی متحجرین  ومسلمان نماهای جاهل و كور دل  پدید امده است به رشته تحریر در امد برای اطلاع بیشتر افراد محقق می توانند به كتب ذیل مراجعه نمایند 

خورشید تابنده      انتشارات حقیقت 

باب ولایت راه هدایت         " 

رهبران طریقت و عرفان    " 

تفسیر سوره  ا لحمد   امام خمینی 

جلو ه های معلمی    شهید مطهری 

جامع الاسرار     سید حیدر املی 

رساله تشویق ا لسا لكین   محمد تقی مجلسی      انتشارات  نور فاطمه 

شرح دفتر دل            استاد صمدی املی 

علی نور , ali_nuri
علی نور - 21:20 1387/11/13
12
با سلام
همانطوری كه در این متن شما به آن اشاره داشته‌اید حضرت علامه اشاره به «جماعتی از مشایخ صوفیه» و «اكثریت متصوفه» كرده‌اند و نه همه‌ی متصوفه و صوفیان بنابراین همین مطلب دال بر این است كه خود حضرت علامه طباطبایی مشربی از تصوف را تصوف حقه می‌دانسته و همانطوری كه در ادامه هم عنوان كرده‌اند آن مشربی را بر حق می‌دانسته‌اند كه بر شریعت صحه گذارده و جمع صورت و باطن و شریعت و طریقت باشد. با تشكر از این مطلبی را كه عنوان نموده‌اید.
بابک شهپر , bshahpar
بابک شهپر - 12:10 1387/10/6
11

salam doost aziz

maloomate shoma ziad ast

albatteh kasi ke dar senne bisto do salegi madrake fogh doctra dashteh bashe ensane bahoosheh

mitoonam beporsam dar cheh reshtehee doctora dareed

manoonam

babak

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.