userinfo close

  ,

عرفان


erfan_solook2

تاسیس: 17 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: Future Dead - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
232
89/3/21 (17:48)
10
57
90/11/18 (12:34)
5
40
90/8/6 (22:42)
40
233
90/6/30 (14:20)
18
131
90/1/12 (02:29)
4
59
89/10/16 (19:09)
3
48
89/6/25 (11:40)
129
494
89/3/2 (14:46)
2
26
88/11/14 (23:35)
324
892
88/6/31 (16:58)
39
141
88/6/31 (15:34)
2
36
88/6/25 (01:23)
33
144
88/6/23 (14:04)
2
20
87/8/14 (21:12)
24
52
87/4/11 (21:05)
0
5
87/4/6 (11:52)
0
9
87/3/4 (18:21)
0
5
87/3/4 (18:16)
0
8
87/3/4 (18:06)
0
15
87/3/4 (18:03)

عنوان بحث

عبدالله حق پرست , nooralanvar

گفتنی ها

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر داستان جالبی از نظر شما وجود دارد

كه منجر به پیشرفت دیگران میگردد بفرمایید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 15:34 1388/06/31
39
بسم الله الرحمن الرحیم
این گلی که هنوز نشکفته است- هنوز غنچه است-بو ندارد.
بویش توی دلش است.مخفی است.
من و تو هر چه بو میکشیم بو نمی فهمیم.
این دل هم که نشکفته- میل خدا را ندارد.
دارد ولی پنهان است-ان داخل(قلب) است-ما نمیبینیم
به غنچه نشکفته اگر عطر بزنی می شکفد؟
پژمرده می شود-میمیرد.
غنچه باید بهارش برسد و بشکفد.
خدا هم زوری نیست
روزی است.
روزش که رسید دل می شکفد .
ان روز فقط حواست باشد
که خوب بو بکشی.
عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 10:52 1388/02/26
38

بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان بصری از امام صادق (ع) سوال کرد:

حقیقت عبودیت کدام است؟

امام فرمود : سه چیز است: 1 بنده خدا برای خودش در انچه خدا به وی سپرده ملکیتی نبیند.

چرا که بردگان مالی ندارند همه اموال را مال خدا میبینند و در جایی که خداوند امرشان کرده

که مصرف کنند قرار می دهند.

2_و بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند.

3_و تمام اشتغال او منحصر به کاری شود که خداوند او را به ان کار امر و یا از ان نهی

فرموده است.

بنابراین اگر بنده خدا برای خودش در انچه خدا به او سپرده ملکیتی نبیند انفاق نمودن در انچه

خدا امر کرده بر او اسان میشود.

و چون تدبیر امورش را به مدبرش بسپارد مصائب دنیا و مشکلاتش بر او اسان میشود.

وزمانی که اشتغال ورزد به انچه خدا به وی امر و نهی کرده دیگر فراغتی برای خود نمایی و

فخر فروشی بر مردم نمی ماند.

 

این اولین پله از نردبان تقواست.

 

برگزیده ای از حدیث عنوان بصری"

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 11:52 1388/02/13
37

بسم الله الرحمن الرحیم

بدترین کار فضولی به کار خداست. به کار خدا دخالت کردن است. کاری که کار خدا است و به تو مربوط نیست را درش دخالت کنی. این مال اسلام هم نیست. همیشه بوده. قبل از اسلام  هم بوده. گفت شترها مال من است. شترها را بدهید. گفتند پس خانه چی؟ گفت خانه هم صاحب دارد. خودش میداند.خلق_جزا_قضاوت اینها کار خداست. تو چه کار داری به این کارها؟

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 11:27 1388/02/12
36
نقل قول از : مریم الهی

شما که اینقدر واردید چرا جواب سئوالای منو توی بحث هدف نمیدید ؟


بسم الله الرحمن الرحیم

خواهر گرامی مریم خانم

نوشتن چند متن عرفانی نشاندهنده تبحر در عرفان نیست

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 11:15 1388/02/12
35

بسم الله الرحمن الرحیم

شرافت مومن به شب زنده داری

و عزتش در بی نیازی از مردم است

امام جعفر صادق (ع)

واقعا اگر شرافت و عزت به اینگونه مسائل سنجیده گردد

ما چه میزان از آنرا دارا میباشیم ؟

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 14:03 1388/02/8
34

بسم الله الرحمن الرحیم

شمع که می سوزد به من و تو نور میدهد.کار هر کسی نیست که.سخت است.

باید بسوزد.از من وتو ساخته نیست.فتیله زرنگ است.هم روغن چرب و

صاف می خورد هم نور می دهد. تو هم فتیله باش.چرب و صاف دنیا را بخور

و نور بده. نسوز . بخور و نور بده.

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 12:58 1388/02/7
33

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت:چه کنم خیلی می خوابم. گفتم:شیر روزی بیست ساعت میخوابد.روزی بیست ساعت.

اما به همان چهار ساعتی که بیدار است شیر است. خواب که بد نیست. خواب امن و امان

است.بیدار که بودی درست باش. محکم باش.شیر باش. تا خوابی  خوابی. کاری کن که

بیداریت جای خوابت را هم پر کند.

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 10:46 1388/02/6
32

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر سحر همینطور که خواب بودی یک باره بیدار شدی دیدی سحر است مفت از چنگ نده.

همانطور توی رختخواب بگو شکر.این شکر را هم شیرین بگو.این(ش) را ببین توی دهان چه

شیرین است قشنگ توی دهانت بگردان و بگو شکر. بعد اگر حالش را داشتی کار دیگر کنی

بلند شو و بکن اگر نه زور نکن پتو را بکش سرت و بخواب.روزیت همان یک شکر بوده است.

 

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 10:17 1388/01/15
31

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت امیر میفرمایند

شخص صبور پیروزی را ازدست نخواهد داد

هرچند طول بکشد

فکر کنم این جمله به خیلی از افراد کمک کند

که زود از کوره در نروند

چون عاقبت خوشی ندارد صبر نداشتن

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 09:07 1388/01/11
30

بسم الله الرحمن الرحیم

نبی مکرم اسلام میفرمایند

بهشت با ناملایمات قرین است

و جهنم با خواستنیها همراه

عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 09:01 1388/01/10
29

بسم الله الرحمن الرحیم

امیر اسلام میفرمایند

شادمانی تو بخاطر کار خیری باشد که انجام داده ایی

و اندوهت برای کار خیری که از دست داده ایی

اسرار نهان سایلنس , ava65
28
احسن القصص در سوره یوسفه، بهتره هممون بریم یه دور با توجه بخونیمش.
عبد مولا , abdmola
عبد مولا - 11:57 1388/01/9
27

بسم الله الرحمن الرحیم

این داستان نیست

حدیثه

عید شما انروزیست که گناه نکنید

شهریار بی دل , momiyayie_khaste
شهریار بی دل - 20:10 1387/04/22
26

در روزی از روزها در شهری شیخی بود که آوازه فراوان و مریدان بسیار داشت . یکی از مریدان علاقه وافری به وی داشت و به او ایمان فراوانی داشت. روزی از قضا شیخ جان خویش را به حضرت دوست تسلیم می کند و مرید وی در غم او می نشیند تا اینکه روزی شیخ به خواب او آمده و به او سنگی را نشان می دهد و گفت برو روی این سنگ به ایست و با کمان تیری رها کن هر کجا تیر زمین افتاد آنجا گنج توست زمین را بکن و گنجت را بیرون بیاور مرید وی که مرد جوانی بود با ایمانی که به سخن شیخ خویش داشت به یافتن سنگ رفت و سنگ را یافت و آماده شد که تیرش را پرتاب کند درست در این هنگام تیر از دستش رها شد و بر زمین افتاد و وی تیر دیگری برداشت و با تمام توانش پرتاب کرد و رفت جایی را که تیر آنجا افتاده بود را کند اما چیزی نیافت نومید نشد و دوباره امتحان کرد چندین بار و خسته شد . او این کار را هر روز انجام داد تا اینکه در شهر مشهور شد و جماعت شهر نیز برای تیر انداختن به سراغ سنگ می رفتند . اما مرید جوان ما دلش شکست چون او به شیخ خویش ایمان داشت و می دانست که او دروغ نمی گوید تا اینکه روزی دوباره شیخ را در خواب دید وشیخ به او گفت روز اولی که رفتی که تیر را پرتاب کنی تیر زیر پای تو افتاد اما تو توجهی نکردی گنج زیر پای تو بود و تو گنجت را در جای دیگری بدنبالش بودی . مرید جوان ما آموخت که آنچه در بیرون به دنبالش بود  زیر پایشش هست و این گنج بزرگتری بود که استاد وی به او داد

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم است             از خود بطلب هر آنچه هستی که تویی
بهرنگ شکرآبی , vladimir
بهرنگ شکرآبی - 09:38 1387/04/17
25
   بنده خدایی بمدت 15 سال بدرگاه حضرت اما رضا دعا می کرد که برنده بلیط بخت آزمایی بشود . آخرش شاکی شد و یک روز با دلی دردمند رفت مشهد و خدمت آقا گفت : ای امام رضا ! معلوم است که تو در برآورده کردن حاجات مردم پارتی بازی می کنی . وگرنه من با این وضع فقیر و نکبت بارم و اینهمه خوبی و احسانی که در راه خدا کردم و سالها متولی فلان امامزاده بودم و همواره به مردم نیکی کردم ، اما هنوز که هنوز است باید هر شب بتو دعا کنم که یک بلیط بخت آزمایی ناقابل من را برنده کنی که از این فلاکت بیرون آیم .

   فردا شب امام رضا خیلی شاکی به خواب آن مرد آمد و همی فرمود : آخه لامصب تو یک بلیط بخت آزمایی بخر که من برنده ات کنم !

 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.