userinfo close

  ,

عرفان خورشید حقیقت


erfan_khorshid_haghighat

تاسیس: 20 آذر 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فرشاد ب - معاونان
دوستان عزیز برای نظم بخشیدن به تاپیک ها و منسجم شدن مباحث مطرح شده ازین به بعد تاپیک هایی که مورد اس ادامه »
دوستان عزیز برای نظم بخشیدن به تاپیک ها و منسجم شدن مباحث مطرح شده ازین به بعد تاپیک هایی که مورد استقبال اعضاء قرار نگرفته و بازدید کننده ای نداشته اند حذف خواهند شد .مطالب غیر مرتبط و همچینین مطالبی که کلوب را از هدف اصلی خود دور کند نیز حذف یا بسته خوا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
10
132
90/8/4 (16:43)
36
201
90/4/29 (19:03)
5
89
89/12/11 (13:07)
2
33
89/12/11 (12:47)
13
67
89/11/30 (00:23)
2
57
89/6/6 (21:50)
20
137
89/6/6 (21:48)
17
102
89/4/7 (00:24)
3
52
89/4/5 (23:06)
3
30
89/4/5 (22:52)
2
30
88/4/27 (08:02)
1
22
88/4/26 (03:37)
2
68
88/4/13 (21:40)
1
26
87/10/19 (00:03)
0
88
87/7/19 (06:30)
0
6
87/7/9 (19:40)
2
63
87/4/2 (00:26)
3
36
87/3/1 (20:48)
0
36
87/2/31 (00:24)
0
55
86/12/19 (22:55)

عنوان بحث

امجد مددی , amjadmadadi
امجد مددی - 03:12 1387/01/29

نقدی بر خرقه پشمینه (پـُست فرقه نعمت اللهی3 - شمارۀ 630)

 

فرقه نعمت اللهی3
صوفیان نعمت اللهی معتقدند هر قطب (رهبر)صوفی باید بتواند سلسله سند ولایت(ادعای ولایت) خود را به ائمه برساند واثبات کند که از ائمه این سند را در یافت نموده است.

نورعلی تابنده، قطب فعلی گنابادیه نیز اظهار می­دارد: «اگر کسی اجازه­اش یداً به ید به امام برسد، رهبری و ارشاد او شرعی و قانونی است والا رشته­اش قطع شده است.( فصلنامه عرفان ایران، شماره 7)

اکثر فرقه های نعمت اللهی امروزه سند فرقه ای خود را به امام رضا علیه السلام می رسانند ومعتقدند که شخصی بنام معروف بن فیروزان کرخی از امام رضا علیه السلام اجازه ولایت یافته است.

سلسله سند خود را تا نعمت الله ولی اینگونه می نگارند.

نعمت الله ولی می گوید:

شیخ ما كامل ومكمل بود            قطب وقت و امام عادل بود

گاه ارشاد چون سخن گفتی              در توحید را نكو سفتی

یافعی بود نام عبد الله  رهبر رهروان آن درگاه

صالح بربری روحانی      شیخ شیخ من است تا دانی

پیر او هم كمال كوفی بود     كز كمالش بسی كمال افزود

باز باشد ابوالفتوح سعید            كه سعید است آن سعید شهید

از ابی مدین او عنایت یافت               به كمال از ولی ولایت یافت

مغربی بود و مشرقی به صفا                    آفتابی تمام مه سیما

شیخ ابی مدین است شیخ سعید      كه نظیرش نبود در توحید

دیگر آن عارف ودود بود          كنیت او ابو سعود بود

بود در اندلس ورا مسكن                   بس كرم كرد روح او با من

پیر او بود هم ابوالبركات        به كمال و جمال و ذات و صفات

باز ابوالفضل بود بغدادی        افضل فاضلان به استادی

شیخ او احمد غزالی بود                    مظهر جامع كمالی بود

خرقه اش پاره بود او بكر است         زآن كه نساج او ابوبكر است

باز شیخ بزرگ ابوعثمان            كه نظیرش نبود در عرفان

مظهر لطف حضرت واهب      بندگی ابوعلی كاتب

شیخ او شیخ كاملش دانند             بوعلی رودباریش خوانند

شیخ او هم جنید بغدادی               مصر معنی دمشق دلشادی

شیخ او خال سری سقطی           محرم حال او سری سقطی

باز شیخ سری بود معروف           چون سری سرّ او به او مكشوف

 

از اینجا به بعد ببینید آیا نعمت الله سلسله خود را به امام رضاعلیه السلام می رساند یا این که بعداً صوفیان چنین چیزی را اضافه نمودهاند.

شیخ معروف را نكو میدان               شیخ داوود طائیش میخوان

اوزموسی جواز احسان یافت              کفر بگذاشت نور ایمان یافت

پیر او هم حبیب محبوب است         عجمی طالب است ومطلوب است

پیر بصری ابولحسن باشد               شیخ شیخان انجمن باشد

یافت او صحبت علی ولی     گشت منظور بندگی علی

خرقه او هم از رسول خداست         این چنین خرقه ای لطیف كراست

(دیوان شاه نعمت الله ولی، مثنوی، 71، ص661.)

به هر حال این سئوال پیش می آید که اینان وقتی نظر نعمت الله ولی را انگونه تغییر می دهند وسندی جعلی می سازند آیا می توان به سایر نظراتشان حتی از لحاظ تاریخی استناد نمود؟؟؟

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 23:9 | لینک ثابت | 3

نوشتۀ فوق یکی از پست های وبلاگ خرقه پشمینه است که در ادامه به شرح اشکالات و ایرادات  می پردازم :

 

من یهدی الله فهو المهتد و من یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا

هو

121

 

 

درسندی که حضرت قطب العارفین شاه نعمت اله ولی بصورت مثنوی در دیوان شعر خود آورده اند،بسیار جامع و زیبا،سلسلۀاجازات را تا زمان خودشان بیان کرده اند.

متأسفانه دیده میشود بعضی اشخاص چه از روی عدم اطلاعات،چه مغرضانه ،دست به تحریف آثار و بیانات روشن و بدیهی عرفا و بزرگان تصوف می زنند تا اذهان مردم جویای حقیقت را ازیافتن گوهر والای هستی که:                                                        

 

ولایت علی ابن ابیطالب حـِصنی

فمن دخل حـِصنی امن من عذابی

 

می باشد ، منحرف کنند.

باری عزیزان.....

درمثلا ً (!)تحلیلی که  پست مذکوربیان کرده،انگشت کنایه استدلال نویسنده بسوی جناب معروف کرخی نشانه رفته است که قطب ایشان کیست؟پیر ایشان کیست؟

جواز اجازۀ ایشان از کیست؟

حضرت شاه نعمت اله ولی کاملا ً واضح این مطلب را فرموده اندکه:

 

او ز موسی جواز احسان یافت   کفر بگذاشت نور ایمان یافت

 

منظور از موسی،حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) میباشد.جناب معروف کرخی با استناد به کتبی چون تذکره اولیای عطارنیشابوری بدست حضرت رضا (ع)به اسلام مشرف شدند و برای تزکیۀ نفس مدتها در خدمت داوود طائی بسر بردند.

قسمتی از ذکر معروف کرخی نوشتۀ عطار:

 

" معروف بگریخت و اورا باز نمی یافتند . مادر و پدر گفتند : کاشکی باز آمدی و به هر دین که او خواستی ما موافقت کردیمی .وی برفت و به دست علی ابن موسی الرضا مسلمان شد . آنگه به داوود طائی افتاد و بسیار ریاضت کشید و عبادت تمام بجای آورد و چندان در صدق قدم زد که مشار ٌالیه گشت. "

 

منظور حضرت شاه نعمت الله از بیت ِ :

 

شیخ معروف را نکو میدان      شیخ داوود طائیش میخوان

 

این است که جناب معروف چنان در خدمت شیخ داوود طائی مراتب سیر و سلوک الی الله را طی کرد که در معناهمچون شیخ شده بود،کما اینکه خود شیخ طائی در زمان چند تن از ائمه(ع) می زیست وهم از جانب ایشان اجازۀ تربیت دلباختگان راه مرتضی علی(ع)را داشت،همانطور که خود او تربیت شدۀ حبیب عجمی بود :

 

پیر او هم حبیب محبوب است    عجمی طالب است و مطلوب است

 

همانطور که حضرت شاه نعمت الله فرموده اند حبیب عجمی هم طالب است و هم مطلوب . طالب ِ بالاتر از خود، یعنی امام وقت (ع) و مطلوب برای پائین تر از خود  که باید تربیت می شدند ، شاگردانی همچون داوود طائی که بدست ایشان تربیت شدند و ...

 

پیر بصری ابوالحسن باشد        شیخ شیخان انجمن باشد

یافت او صحبت علی ولی         گشت منظور بندگی علی

 

حبیب عجمی نیز مرید امام حیّ ِ وقت بود و تربیت شدۀ حسن بصری بود و حسن بصری از مشایخ حضرت مولا علی ابن ابی طالب (ع) بود .

 

با توجه به این مطالب مشخص می شود مطلوب ِ واقعی معروف کرخی حضرت امام رضا (ع) بوده اند و دراویش واقعی ِ مرتضی علی (ع) براستی ادعا دارند که سلسلۀ حـَقــّۀ علویۀ رضویۀ معروفیۀ نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی از طرف ائمه (ع) صادر شده است .

.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پارســا مدرس , parsa_k121
پارســا مدرس - 00:51 1387/03/1
3
ما که تا حالا ندیدیم این آقای صابر (روحی و جسمی فداة الادارة الاطلاعات!) تا بحال حرف حقی بزنه یا حرف حقی رو قبول کنه چه رسد بآنکه حرف حقی را درک کنه !

یا علی
امجد مددی , amjadmadadi
امجد مددی - 20:23 1387/02/31
2

                                                                    هو
                        121                                                                 
آقای
صابر ! شما که با کتب اخبار سرو کار دارید باید از روی قاعدۀ تعادل و تراجیح اتخاذ نظر کنید نه فقط چند خبر ذم را ببینید و در مطالعۀ اخبار مدح  کور باشید!
بعلاوه نباید چنان  پابند لفظ بود ،باید عقیده  و  عمل  را مدرک  وملاک
  قرار داد.  اگر  عقاید و اعمال دسته ای مخالف با دستورات قرآن مجید و ائمۀ طاهرین (ع) بود ، البته مستوجب  طعن و  لعن  خواهند بود  ،ولو  هر اسم  داشته باشند و  اگر  موافق  بود  ذم  و تنقید  جایز  و روا نیست  و  تشخیص  عقاید  و اعمال  یک  طریقه  مستلزم  معاشرت و مصاحبت  و مذاکره  است نه به صرف  مطالعۀ کتب و مسموعات.
 
اساس تصوف همان عقیده ثابته تشیع
است و معتقدند كه جانشین و خلیفة پیغمبر را باید پیغمبر از طرف حق معین   نماید; نه آنكه خلیفه را جامعة مسلمانان انتخاب نمایند و پیغمبر اكرم(ص)  برحسب امر ا كید: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک در محل غدیرخم روز هیجدهم  ذیحجه سال دهم هجرت, علی بن  ابیطالب را به خلافت و جانشینی خود معین فرمود و فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه و امر فرمود همة  مسلمین به تصدیق خلافت او با علی بن     ابیطالب  بیعت کنند وامر آنحضرت به بیعت با علی بن  ابیطالب(ع) شامل سایر ائمه اطهار نیز بوده و تا روز قیامت هم این امر با خلیفه پیغمبر و نمایندۀ حق تعالی لازم و جاری است:
پس بهر دوری ولیی قائم است
               
آزمایش تا قیامت دائم است

تصدی امر خلافت و نمایندگی حق باید با اجازه و نص خلیفة قبل که به واسطه
یا بدون واسطه به علی بن ابیطالب منتهی  میشود, صورت گیرد اولیاو مجازین در زمان غیبت هم  باید دارای نص و اجازۀ مسلسل باشند كه به امام(ع) منتهی  گردد و تمام فرق تصوف از سنی و شیعه, رشتة اجازة خود را به علی بن  ابیطالب(ع( میرسانند به استثنای یك رشته از نقشبندیه و هر یك از فرق ادعا دارند كه ما دارای اجازه و دیگران بدون اجازه و نصند که: کل حزب بما لدیهم فرحون(مومنون 53) و تمیز حقانیت و بطلان آنها برای طالب بسیار مشكل و بازحمت است; چنانكه بزرگان  سالها به سیر و سیاحت و مسافرت  می پرداختند و با تمام صاحبان دعاوی معاشرت و مصاحبت  مینمودند تا طریق حق را به فضل الهی  مییافتند.طالب  راه حق در حین طلب باید دستور حضرت عیسی(ع) را  درنظر داشته باشد آن حضرت میفرمود: با كسی معاشرت کنید که دیدار او شما را به یاد خدا اندازد; (من یذکر کم الله رویته). و بیان او بر دانایی و معرفت شما بیفزاید;(و یزید فی علمکم منطقه) و عمل او شما را راغب به عمل آخرت نماید: (و یرغبکم  فی  الاخرة عمله) بعلاوه با معاشرت و مصاحبت با او ملاحظه شود كه اعمال و رفتار او موافق با گفتار او میباشد یا نه? و به انجام  تكالیف و احكام شرعیه مقید است یا نه?  پس از این تحقیقات با كمال صدق و خلوص از خداوند بخواهد كه طریق  حق و صراط مستقیم را به او بنمایاند و برحسب منطوقة  آیه کریمه:   (و الذین  جاهدو  فینا  لیهدینهم سبلنا.عنکبوت 69) خلاف فضل و لطف و وعدة حق است كه  طریق حق را به او القا نفرماید.  و این سلسله درصدد اثبات خود و ابطال  سلاسل دیگر نیست و هركس باید خود در صدد  تحقیق و تجسس برآمده و از خداوند بخواهد كه  طریق حق را به او راهنمایی فرماید.
البته از اینکه مطالب را با دقت می خوانید خرسندم و خاطر نشان میکنم که: حضرت شاه نعمت الله
در سند مذکور   نیازی به گفتن نام ائمه(ع) نداشتند ، چرا که به اعتقاد مومنین حقه،امامت،ولایت و قطبیت الهی ایشان امری اثبات شده به ایقان دلهاست . ولی معلوم است افرادی چون شما و همفکرانتان به این معتقد نبوده و بدنبال چسباندن برچسب ارقام امامی به خلق الله  هستید.اینکه او ز موسی جواز یافت یا مولی؟ برای  چون توئی سوال و دست آویز است ،وگرنه موسی همان مولی  ست و مولی همان موسی ست  و اینان به مصداق شریفۀ :کلهم نورُ واحد ، میباشند. زنهار که تو دریابی!!!!!

صابر قدسی , kherghe
صابر قدسی - 11:58 1387/02/28
1

برادر گرامی جناب آقای امجد

پاسخ شمارا خواندم وتعجب کردم

اولا همه می دانند اسم اما هفتم موسی علیه السلام است نه امام هشتم وهمانطور که 5فرموده اید علی ابن موسی الرضا یعنی علی فرزند رضا.پس نمی تواند منظور امام رضا باشد.

بقیه مطلب نیز واضح است وعجیب است اگر آقایان قطب نبوده اند چرا در کرسی نامه نعمت الله آمده اند.پس نام سایر اقطاب چه می شود

مگر نه اینکه حسن بصری دشمن ائمه است وروایات زیادی در رد او دارییم

ضمنا اگر این مساله مشکل دار نبود چرا معصومعلیشاه در طرائق الحقایق در شعر نعمت الله ولی دست برده ونوشته:

او زمولی جواز احسان یافت

در ضمن چرا در این سلسله سند نعمت الله ولی نامی از امام زمان وائمه بعد از امام رضا علیه السلام نیست.

واگر سلسله سند مشکلی نداشت چرا بعد از ملاسلطان نورعلیشاه ثانی وسلطانحسین در آن دست برده و کرسی نامه جدیدی رسم نموده اند

حال یا باید بگوییم حق با نعمت الله ولی است ویا اقطاب این فرقه.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.