userinfo close

  ,

ادبیات انگلیسی


englishliterature

تاسیس: 24 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: پری کوچک - معاونان
Ever tried Ever failed No matter Try again Fail again Fail Better
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
203
90/10/29 (19:39)
100
1567
90/7/14 (12:34)
27
159
89/7/30 (05:53)
1
50
88/7/11 (11:35)
36
550
87/12/30 (01:59)
39
290
91/1/13 (20:29)
22
303
89/12/23 (19:40)
20
250
89/9/21 (19:29)
6
120
89/7/2 (09:14)
45
744
89/1/21 (23:47)
15
99
89/9/14 (21:19)
2
27
91/1/2 (17:51)
1
23
90/7/14 (12:32)
14
51
89/9/21 (19:26)
13
57
89/6/16 (11:52)
3
11
89/6/16 (11:35)
2
10
88/8/10 (16:55)
21
155
88/1/15 (13:45)
4
20
87/12/13 (18:37)
1
20
87/12/5 (21:34)

عنوان بحث

پری کوچک  , pariye_kuchake_ghamgin
پری کوچک - 23:31 1385/07/7

English Lyrics

 

i love u the more in that i believe

 

you have liked me for my

 

own sake and for nothing else

 

 

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مجتبی شیرخانی , mojtabanba3106
مجتبی شیرخانی - 12:34 1390/07/14
100


آموزش زیان انگلیسی در خواب


دیگر یادگیری زبان انگلیسی دشوار نخواهدبود
علیرضا بیدگلی , jokha
علیرضا بیدگلی - 07:21 1390/03/29
99

http://4smile.mihanblog.com/post/1849

دیوان حافظ همراه با ترجمه ی انگلیسی

بهار  , annita
بهار - 19:44 1389/12/23
98
Is This a commercial page Atefeh Ghajaar
???????

who's the responsible here
???????
حمیدرضا جون , hamid_drifter
حمیدرضا جون - 12:05 1389/09/4
97
There comes a time in life

When those who are really close to us, seems so far

And those who are far seem so close.

When people who stand by you during the hard times

Are now seems to be the reason for hardship itself.

When the hands that once rocked the cradle,

Seems to be the hand that is rocking your dream castle.

When Love of life, who vowed to live and die together

Is now succumbed under the worldly pressure.

When there seems more doubts and fear,

And you are in dilemma who to trust and who to share

The litmus test, which will serve you best

Is to trust the ones, who know you best,

Those who stay with you and loves you the same

No matter how you play the game

They love you for what you are

Even after knowing all your good, bad and ugly scars.

احسان شوت , my_bloody_guitar
احسان شوت - 09:40 1389/05/21
96

These mist covered mountains
Are a home now for me
But my home is the lowlands
And always will be
Some day you'll return to
Your valleys and your farms
And you'll no longer burn
To be brothers in arm

Through these fields of destruction
Baptism of fire
I've watched all your suffering
As the battles raged higher
And though they did hurt me so bad
In the fear and alarm
You did not desert me
My brothers in arms

Now the sun's gone to hell
And the moon's riding high
Let me bid you farewell
Every man has to die
But it's written in the starlight
And every line on your palm
We're fools to make war
On our brothers in arms

آزاده آزاد , hazadeh
آزاده آزاد - 21:28 1389/05/15
95

If I could have just one wish,
I would wish to wake up everyday
to the sound of your breath on my neck,
the warmth of your lips on my cheek,
the touch of your fingers on my skin,
and the feel of your heart beating with mine...
Knowing that I could never find that feeling
with anyone other than you
16.gif16.gif23.gif23.gif23.gif23.gif21.gif21.gif21.gif21.gif.
مریم م , firefly20
مریم م - 21:05 1389/05/3
94

i really liked it,great work

مرثا یمینی , marsa74819
مرثا یمینی - 18:41 1389/03/15
93

یه شعر کوچولو از امیلی دیکنسون

Forbidden Fruit a flaavor has

That lowful Orchards mocks-o

How luscious lieswithin the Pod

The Pea that Duty locks-0

معنی شعر:

میوه ممنوع طعمی دارد

که باغهای مشروع را به سخره می گیرد-

چه لذیذ در  پوسته ای تکیه زده

دانه ای که وظیفه اش محفوظ است-

 

مرجان والو , vivawierd_valo
مرجان والو - 16:20 1389/03/14
92

اینم ترجمه ی شعری که پایین گذاشتم:

تنها

از همان ساعات کودکی نبوده ام
آنگونه که دیگران بوده اند؛ ندیده ام
آنگون که دیگران دیده اند، تنواسته ام بیرون آورم
علائقم را از بهاری مشترک.
از منبع مشابهی نگرفته ام
اندوهم را؛ نتوانستم بیدار کنم
قلبم را به آوای مشابهی از خوشی
و هر آنچه که دوست داشتم، تنها دوست داشتم.
آنگاه- در کودکیم، در سحرگاه
از توفانی ترین زندگی ها کشیده شد
از هر عمق خوبی و بدی
معمایی که هنوز مرا محصور خود کرده:
از سیلاب یا چشمه
از صخره ی سرخ کوه
از خورشیدی که گرداگرد من غلت خورد
در ته رنگ طلایی پاییزی اش
از صاعقه ی آسمان
که پرواز کنان از کنارم گذشت
و ابری که
(هنگامی که باقی آسمان آبی بود)
در نگاهم شکل اهریمن را گرفت.

---

خداییش قشنگ نیس؟

 

مرجان والو , vivawierd_valo
مرجان والو - 16:08 1389/03/14
91

من از کارای تی اس الیوت خیلی لذت می برم. یکی از بهترین جلسات شعری که داشتم همونی بود که توش The Love Song of J.Alfred Prufrock رو کار می کردیم. خیلی بهم خوش گذشت. یکی از قشنگترین جاهای شعر به نظر من اینجاست:

No! I am not Prince Hamlet, nor was meant to be;
Am an attendant lord, one that will do
To swell a progress, start a scene or two
Advise the prince; no doubt, an easy tool,
Deferential, glad to be of use,
Politic, cautious, and meticulous;
Full of high sentence, but a bit obtuse;
At times, indeed, almost ridiculous—
Almost, at times, the Fool.

و بعد شعرای Wasteland اش هم که دیگه همه می دونن تکه و حرف نداره.

اشعار لرد بایرن هم با اون زندگی مهیجی که داشته خیلی لذتبخشه. و اگه تونستید به Allan Gingsberg هم یه سری بزنید. شعر آمریکاش محشره و همینطور Howl...

اینم شعری از آلن پوی دوست داشتنی من:

Alone

From childhood's hour I have not been
As others were; I have not seen
As others saw; I could not bring
My passions from a common spring.
From the same source I have not taken
My sorrow; I could not awaken
My heart to joy at the same tone;
And all I loved, I loved alone.
Then- in my childhood, in the dawn
Of a most stormy life- was drawn
From every depth of good and ill
The mystery which binds me still:
From the torrent, or the fountain,
From the red cliff of the mountain,
From the sun that round me rolled
In its autumn tint of gold,
From the lightning in the sky
As it passed me flying by,
From the thunder and the storm,
And the cloud that took the form
(When the rest of Heaven was blue)
Of a demon in my view

 

سلام مرثا جون چه خبر از این ورا؟ 

مرثا یمینی , marsa74819
مرثا یمینی - 11:59 1389/03/13
90
نقل قول از : سعید لییون

نقل قول از : مرثا یمینی

ترجمه شعر استعاره ها

من چیستانی نه هجابب ام-

فیل, خانه ای پر ملال

هندوانه ای خرامان بر دو پیچک

آی میوه سرخ,عاج, الوار خوب!

این نان با رشد (ور آمدن) خمیدش ورن کرده,

پول تازه ضرب نی شود در این کیف فربه.

من وصیله ام, صحنه ام, گاوی در کوساله.

یک پاکت سیب سبز خورده ام

سوار ترنی شده ام که پیاده شدنی ندارم(راه برگشتی ندارم.

.

.

.

این شعر خیلی برام جالب بود و چندین بار خونده بودمش ولی هیچ وقت روی معنیش دقیق نشده بودم. وقتی معنیش رو فهمیدم برام خیلی جالب بود چون اصلا فکر نمی کردم استعاره از همچون چیزی باشه!

شما چی فکر می کنین؟ اونایی که از جایی این معنی شعر رو نخوندن نی تونن حدس بزنن راجع به چیه؟ 


سلام..

این شعر خیلی دركش واسم راحت بود..
به اجمال میگم:
سیلویا داره میگه كه اواسط 9ماهه بارداریشه..كه 9خط بودن این شعر یه مصداق بارزشه..
بعد میاد توصیف شكم و قیافشو میكنه كه حامله است..
بعد از حمل یه چیز گرانبهایی در خودش را بازگو میكنه..
و در انتها هم میگه دیگه حامله شدم باید تا آخرش كه همان زایمانه ادامه بدم..
من با 2بار خوندن این شعر مفهومشو فهمیدم..
كارهای سیلویا رو دوست دارم..


چه جالب من هم از کارهای سیلویا خوشم می یاد اما این یه کارش رو خیلی نفهمیده بودم تا سر کلاس راجع بهش بحث شد

من فکر کنم مصرع آخر باید یه چیز دیگه رو بگه آخه چرا باید تا آخر ادامه بده؟ اونم کسی که حتی براش مهم نیست تا آخر توی قطار زندگی بمونه؟ 

سعید لییون , saeed_leon
سعید لییون - 23:39 1389/03/10
89
نقل قول از : مرثا یمینی

ترجمه شعر استعاره ها

من چیستانی نه هجابب ام-

فیل, خانه ای پر ملال

هندوانه ای خرامان بر دو پیچک

آی میوه سرخ,عاج, الوار خوب!

این نان با رشد (ور آمدن) خمیدش ورن کرده,

پول تازه ضرب نی شود در این کیف فربه.

من وصیله ام, صحنه ام, گاوی در کوساله.

یک پاکت سیب سبز خورده ام

سوار ترنی شده ام که پیاده شدنی ندارم(راه برگشتی ندارم.

.

.

.

این شعر خیلی برام جالب بود و چندین بار خونده بودمش ولی هیچ وقت روی معنیش دقیق نشده بودم. وقتی معنیش رو فهمیدم برام خیلی جالب بود چون اصلا فکر نمی کردم استعاره از همچون چیزی باشه!

شما چی فکر می کنین؟ اونایی که از جایی این معنی شعر رو نخوندن نی تونن حدس بزنن راجع به چیه؟ 


سلام..

این شعر خیلی دركش واسم راحت بود..
به اجمال میگم:
سیلویا داره میگه كه اواسط 9ماهه بارداریشه..كه 9خط بودن این شعر یه مصداق بارزشه..
بعد میاد توصیف شكم و قیافشو میكنه كه حامله است..
بعد از حمل یه چیز گرانبهایی در خودش را بازگو میكنه..
و در انتها هم میگه دیگه حامله شدم باید تا آخرش كه همان زایمانه ادامه بدم..
من با 2بار خوندن این شعر مفهومشو فهمیدم..
كارهای سیلویا رو دوست دارم..
مرثا یمینی , marsa74819
مرثا یمینی - 22:54 1389/03/10
88

ترجمه شعر استعاره ها

من چیستانی نه هجابب ام-

فیل, خانه ای پر ملال

هندوانه ای خرامان بر دو پیچک

آی میوه سرخ,عاج, الوار خوب!

این نان با رشد (ور آمدن) خمیدش ورن کرده,

پول تازه ضرب نی شود در این کیف فربه.

من وصیله ام, صحنه ام, گاوی در کوساله.

یک پاکت سیب سبز خورده ام

سوار ترنی شده ام که پیاده شدنی ندارم(راه برگشتی ندارم.

.

.

.

این شعر خیلی برام جالب بود و چندین بار خونده بودمش ولی هیچ وقت روی معنیش دقیق نشده بودم. وقتی معنیش رو فهمیدم برام خیلی جالب بود چون اصلا فکر نمی کردم استعاره از همچون چیزی باشه!

شما چی فکر می کنین؟ اونایی که از جایی این معنی شعر رو نخوندن نی تونن حدس بزنن راجع به چیه؟ 

مرثا یمینی , marsa74819
مرثا یمینی - 22:39 1389/03/10
87
سلام من دانشجوی تهرانم!
مرثا یمینی , marsa74819
مرثا یمینی - 22:36 1389/03/10
86

ترجمه شعر آیینه

نقره فام و دقیقم. هیچ تصور قبلی ندارم.

هرچه را که می بینم فورا فرو می بلعم

درست همان طور که هست نه در هاله عشق یا نفرت.

سنگدل نه, راستگویم-

چشم چهارگوش خدایی کوچکم.

اغلب در بهر دبوار روبرویم,

صورتی است . خال خالی. آنقدر نگاهش کرده ام

که فکر می کنم پاره ای از قلب من است. اما سو سو می زند.

چهره ها و تیرگی ها پیاپی ما را از هم جدا میکنند.

-------

حالا دریاچه ام. زنی بر من خم می شود

و پهنه مرا به جستجوی واقعیت خود می کاود.

سپس بدان دروغگویان رو میکند,به شمعها یا ماه.

پشتش را می بینم و وفادارانه باز می تابانمش.

با اشکها و لرزش دستها پاداشم می دهد.

برایش مهمم. مدام به کنار من بازمیگردد.

هر صبح چهره اوست که جای تاریکی می نشیند. در من دخترکی جوان را غرق کرده است,

و در من زنی پیر روز به روز به سویش بر میخیزد,

همچو ماهیی هولناک.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.