| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1429
|
1377
|
91/3/10 (10:58)
|
|
||
|
|
1346
|
3010
|
91/3/7 (01:36)
|
|
||
|
|
168
|
862
|
91/2/28 (10:38)
|
|
||
|
|
403
|
2632
|
91/1/18 (21:31)
|
|
||
|
|
79
|
322
|
91/3/10 (16:23)
|
|
||
|
|
57
|
241
|
91/3/10 (16:16)
|
|
||
|
|
153
|
501
|
91/3/9 (17:40)
|
|
||
|
|
32
|
143
|
91/3/9 (01:35)
|
|
||
|
|
66
|
450
|
91/3/9 (01:10)
|
|
||
|
|
11
|
63
|
91/3/9 (00:53)
|
|
||
|
|
866
|
3412
|
91/3/8 (15:14)
|
|
||
|
|
219
|
1238
|
91/3/6 (09:46)
|
|
||
|
|
168
|
170
|
91/3/5 (22:57)
|
|
||
|
|
147
|
311
|
91/3/5 (22:56)
|
|
||
|
|
9
|
29
|
91/2/31 (15:27)
|
|
||
|
|
75
|
452
|
91/2/29 (21:56)
|
|
||
|
|
282
|
1079
|
91/2/20 (12:45)
|
|
||
|
|
93
|
940
|
91/2/19 (08:28)
|
|
||
|
|
67
|
196
|
91/2/9 (19:24)
|
|
||
|
|
192
|
1084
|
91/1/24 (07:49)
|
|
تلنگر
تذکر مواردی که نمی دانیم و باید بدانیم یا می دانیم و از یادمان رفته.
حاج سعید قاسمی :
باید از دشمن تاکتیک و تکنیک را خوب یاد گرفت. آنها خواب ندارند. 20 سال مستمر عماد مغنیه را تعقیب می کنند و بعد از شهادت حاج رضوان می گویند امروز موساد خواب راحتی می کند، یعنی در این مدت خواب نداشتند.
این چیزی است که ما نداریم.
اما با قاطعیت می گویم اگر این بار رفتید خوابیدید دیگر صبر نمی کنند چون همه چیز را آماده کرده اند دور ایران را هم گرفته اند.
سعید قاسمی:
اینکه می گویند این عکس نشان می دهد که ما با امام بودیم که ملاک نیست. خب وقتی امام از هواپیما می آمد پایین، بنی صدر ملعون و قطب زاده هم کنار او بودند، اینها ملاک نیست.
امام برخلاف تمام حرف هایی که می گفتند جنگ جنگ تا پیروزی می گفت "جنگ جنگ تا رفع تمام فتنه در جهان" اما این حرف ها را اصلا نشنیده اید.
سعید قاسمی:
بعضی خوشحالند که فتنه اخیر تمام شده اما نگاه کنید که دو دهه پیش دغدغه ما لبنان و بوسنی بود، بغل خط حماس!
اینکه این قدر ما را از این قصه دور کرده اند به دلیل آن است که ما را در زمین خودمان مشغول کرده اند، خط مقدم بوسنی و لبنان بود حالا خط مقدم کجاست؟ معلوم است که ریشه ها را قوی نکرده ایم.
ما تجربه کار تشکیلاتی قوی را نداریم. و به محض اینکه وارد چنین کارهایی می شویم سریع دشمن فتنه را از همان جا آغاز می کند.
وحید جلیلی:
دغدغه اصلی رسانه ملی ما نیمکت نشینی فوتبالیست پایتخت است. اما خوشبختانه مواردی از بدنه جامعه که از دسترس حضرات مصون مانده ریشه هایش محکم است و این خود نشان دهنده استحکام ریشه های انقلاب است که با وجود این همه بی همتی و انحرافات هنوز محکم ایستاده است.
وحید جلیلی:
مشکل ما بیش از روش و ابزار، پرداختن به مبانی است. اگر ما به مبانی معتقد باشیم و آن مبانی در ما دغدغه ایجاد کند راه را پیدا خواهیم کرد. ایمان به غیب داشته باشیم. معطل هیچ کس نشویم.
بچه انقلابی ها دنبال بهانه برای شانه خالی کردن از زیر بار مسؤولیت نیستند. امکانات خود را ولو کم به کار گیریم. با نگاه جبهه ای در هر عرصه ای که می توانیم فعالیت کنیم.
مهم تر از همه متحد کردن دهها میلیون ایرانی است که به رغم همه تبلیغات وجنگ روانی داخلی و خارجی پای عدالتخواهی و مبارزه با اشرافیت ایستاده اند.
در میان چهره های به اصطلاح نخبه، کسانی را که امتحان خود را خوب پس دادند بر بکشیم و هزینه خیانتکاران را که نه فقط به رهبری و ولایت فقیه بلکه به قاطبه مردم خیانت کردند به آنها تحمیل کنیم
تلاش کردند تا به قول خودشان ارزش های دفاع مقدس را تبیین کنند نشستیم ودل سپردیم.
تلاش کردند تا به قول خودشان دستاوردهای دفاع مقدس را تشریح کنند نشستیم وگوش کردیم.
انگشت هایشان را تاآنجاکه می توانستند باز کردند وافتخارکردند که خاک ایران را حتی به اندازهی یک وجب هم از دست نداده اند نشستیم ونگاه کردیم.
اما نشسته بودیم وارزشهای دفاع مقدس در حال تثبیت وتبیین وتحقیق وتشریح وترویج وتبلیغ وبودند.
ما نشسته بودیم وخیلی ها دوست داشتندکه ما بنشینیم و به خاطرات گوش کنیم.
نشستیم و از روی مین رفتن های داوطلبانه از نماز شب های زیر نور منور از وصیت نامه نوشتن های کنار اروند، از به خط زدن و به خدا رسیدن، از یخ زدن روی قله ی ماووت،از سوختن درسه راه شهادت، از قطعه قطعه شدن پشت خاکریز و...و...و بشنویم.
نشستن وشنیدن کارمان شده بود و چه شیرین هم بود و چه حالی داشت!درست مثل نشستن در خیمه های عزاداری و شنیدن مصائب وفضائل اهل البیت(ع).
******
ثمره ی جهاد نسل ایستاده فریادگر، شده بود نسل نشسته ی یاد آور.
******
و در تمام آن سال ها که ما داشتیم عکس حاج همت و متوسلیان وبروجردی وباکری و خرازی را پشت کلاسورهایمان یا روی کمدهایمان می چسباندیم وصبح های سه شنبه میرفتیم زیارت عاشورا با ساندیس، یک نفر داشت فریاد می زد:
"بسیجی باید در وسط میدان باشد تا فضیلت های اصلی انقلاب زنده بماند."
******
وسط میدان ما شده بود کنج عافیتی که با یاد شهدا تزیین شده بود و عکس هایشان و خاطراتشان وروز به روز هم خاطرات لطیفترمی شد و لطیفتر. اینکه چطور عاشق می شدند، چطور خواستگاری میکردند ، چطور دل خانم هایشان را به دست می آوردند ، چطور به نوزادانشان نگاه می کردند، چطور شوخی می کردند و...
عجب شهدای نازنین بی آزاری . شهیدانی که حتی شهرام جزایری هم حاضر بود زکات اختلاس هایشان را بدهد تا برایشان کنگره ی بزرگداشت برگزار شود.
******
گفته بود می بینی این را برای حجله ام گرفته ام.
قشنگ هست یا نه؟ و به قاب نگاه می کرد، به بچه های کوچه ی اصغر شهیدکه شاید بیست و دو را هم پر نکرده بود و دست هایش ، دست های زمخت و پینه بسته اش ، به شصت ساله ها می مانست.
اصغر که شهید شد، می دانست روزی خواهد رسید که فقط شهدای نازنین را یاد خواهند کرد؟
آنها که نه فرزندان پا برهنه ی جنوب شهری اند و نه بغض به قربانگاه آمده ، نه تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها و نه شمشیر برهنه ی عدالت علی در برهوت ظلم و تحجر؟
شهدایی که به نشستن فرا می خواند و گریستن و حال ، و نه به قیام و مبارزه و قیل و قال. شهدای نازنین ، شهدایی که می شود برچسبشان را چسباند به داشبورد زانتیا و گاز داد تا جمکران!
******
تا آنجا که یادم می آید، شهدا آنقدر ها هم که حالا می گویند نازنین نبودند. همیشه هم لبخند روی لبشان نبود. آنقدر مست خدا نبودند که فقر و فساد و تبعیض از یادشان برود و آنچنان از خوف خدا غش نکرده بودند که هیچ خوفی بر دل هیچ کس نیندازند.
تا آنجا که یادم هست – راستی چند هزار سال پیش بود؟
- تجمل پرست ها از بسیجی ها می ترسیدند.
مفسد ها، مال مردم خور ها، رانت خوارها، از بسیجی ها می ترسیدند، شهدا آدم های ترسناکی بودند.
باور کنید به خدا، این قدر دوست داشتنی بودن هم خوب نیست.
باور کنید به خدا، امام حسین (ع) هم این قدر دوست داشتنی نبود. اگر نمی ترسیدند از او، که قطعه قطعه اش نمی کردند و اسب بر پیکرش نمیدواندند و آب بر قبرش نمی بستند و در خیمه ها محصورش نمی کردند.
******
به روضه اش رسیدیم.
حالا چقدر حال می دهد زیارت خواندن برای شهدایی که بعد از رفتن هم شبیه شده اند به عشقشان، به حسین (ع) که آن بزرگ گفت: دو بار شهید شد.
السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه،
السلام علیکم یا اصفیاء الله و اودّائه.
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
امسال ما به حرف مولای مان گوش جان دادیم و صرفه جویی کردیم در مصرف.
ما امسال در مصرف عنوان "خط امام" صرفه جویی کردیم و گول عکس های سران فتنه با امام را نخوردیم. خط امام یعنی بسیجیانی که در فضای سایبر از عرض اینترنت وحشی رد شدند، نه در "والفجر هشت" که در "دهه فجر هشتاد و هشت".
امسال ما ثابت کردیم بسیجیان خامنه ای بسیجیان خمینی دیگر هستند و خامنه ای هم نشان داد خمینی دیگر است.
امسال ما صرفه جویی کردیم و به هر کسی با بصیرت نگفتیم.
امسال واژه ها درست سر جای خود مصرف شد. ما عادت کرده بودیم به ول خرجی. الکی به این و آن می گفتیم خط امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، نخست وزیر امام. نوه امام را کاری ندارم اما نتیجه امام "سید حسن" با نام خانوادگی "نصرالله" است.
ما امسال ول خرجی نکردیم و از بازار قطع نامه برای ولایت جام زهر نخریدیم.
ما امسال ول خرجی نکردیم و به هر مکعب مستطیلی نگفتیم استوانه.
ما امسال اجازه ندادیم انقلاب باز هم از جیب بخورد و همت کردیم و برایش سرمایه بصیرت جمع کردیم.
امسال به عاشورا توهین شد اما حسین نگفت؛ "الان انکسر ظهری"، چه اینکه هم "علم" بود و هم "علم دار".
امسال ظاهر میدان انقلاب به همت شهرداری عوض شد اما خود انقلاب به همت ولایت مداری ملت رنگ عوض نکرد.
امسال خنجر آب دیده را زنگ عوض نکرد. بگوی با منافقین به کوری دو چشم تان امسال چهره انقلاب را جنگ نرم عوض نکرد. امسال "ما همه پیرو خط رهبر" بودیم اما تیتراژ خبر تغییر کرد.
امسال سران فتنه بر عکس مردم به جای آنکه از ولایت خط بگیرند به خطا افتادند و از جرج سوروس خط گرفتند.
امسال شیخ از آرای باطله شکست خورد و ادعا کرد در انتخابات تقلب شده.
امسال فائزه از نیاوران آمد تا در میدان انقلاب مخملین ساندویچ چیزبرگر بخورد. امسال مهدی هاشمی در رفت و عبدالمالک ریغو به چنگ عدالت افتاد.
امسال سال عجیبی بود. انقلاب کاری با فرزندانش نداشت اما برخی از فرزندان ناخلف انقلاب خواستند انقلاب را دو لپی بخورند.
امسال انقلاب مجبور شد گوش فرزندان تخسش را بگیرد. امسال سران فتنه ول خرجی کردند در غفلت و تا می توانستند از مغازه BBC بی بصیرتی خریدند.
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
اثبات ولایت خامنه ای در قطرات اشک قنوت نماز شب مادر شهید شیرودی است؛ "اللهم احفظ قائدنا سید علی خامنه ای". اسم شب نماز شب ماست خامنه ای. ذکر هر شب ماست خامنه ای. علی زمانه ماست خامنه ای. حسین دوران است خامنه ای. سید و سالار است خامنه ای. خار در چشم اغیار است خامنه ای. مهربان با یار است خامنه ای. دلبر و دلدار است خامنه ای. حضرت ماه است خامنه ای. نائب بقیه الله است خامنه ای. عباس نگهدارت است خامنه ای.
مدح خامنه ای ثنای سید علی شاد کردن دل مادرش زهراست. فرزند فاطمه است خامنه ای. سید و آقاست خامنه ای. مثل ماه زیباست خامنه ای. حافظ آرای ماست خامنه ای. فرزند شهیدی می گفت؛ بابای ماست خامنه ای. پیرزنی در جنوب شهر می گفت؛ با ماست خامنه ای. جوانی در شمال شهر می گفت؛ چه صبور است خامنه ای. دشمن می گفت؛ اعصاب ما را خرد کرده خامنه ای. پدر شهید سعید شاهدی می گفت؛ اینها باختند، برد کرده خامنه ای. برادر شهید همت می گفت؛ "سلم لمن سالمکم خامنه ای".
مادر همت خواب "محمد ابراهیم" را دیده که می گوید؛ "حرب لمن حاربکم خامنه ای".
هر چه دشمن بیشتر به من فحش بدهد تو را زیبا تر مدح می کنم خامنه ای. دل نوشت هایم در سال 1388 همه تقدیم تو باد خامنه ای. این را پدرم به من یاد داد خامنه ای. تو نبودی، دل تنگی غروب آدینه می کشت ما را خامنه ای.
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
این حرف من نیست. امام هم می گفت؛ هیچ کجای دنیا مثل خامنه ای ندارد. من البته عین جمله امام یادم هست اما از قصد، "قریب به مضمون" نوشتم تا موسسه تنظیم برود و اصلش را پیدا کند.
تا وقتی "وصیت نامه شهدا" هست ما هیچ نیازی به هیچ موسسه ای برای تنظیم و نشر آثار هیچ امامی نداریم. پدر شهید من هم با امام، ندار بود. شهدا با اثر خون شان آثار امام را تنظیم کردند و خامنه ای هم دارد آن را نشر می دهد. این وسط موسسه تنظیم چه کاره است و به نشر چه آثاری مشغول، من مانده ام!؟
مگر 15 خرداد که موسسه تنظیم نبود، مردم از امام پیروی نکردند؟ مگر سوم خرداد موسسه تنظیم، خرمشهر را آزاد کرد؟ دست خدا از آستین بسیجی ها آمد بیرون یا از آستین کت کارمندان موسسه؟
حقوق موسسه تنظیم و نشر آثار را سازمان بازرسی یا هر نهادی که مسئول است، باید تقسیم کند میان آحاد ملت. این نمی شود که دفاع از امام را ملت انجام دهد ، حقوقش را یک عده دیگر بگیرند. تا به حال موسسه تنظیم چند بار از امام دفاع کرده است؟ شما حقوق دارید می گیرید برای تنظیم و نشر آثار امام یا حمله به برنامه "شاخص"؟
امام در خانه کوچک و حسینیه محقر جماران هر چه گفت، در دل ما، هم ثبت شد هم تنظیم، خامنه ای هم دارد آن را نشر می دهد. موسسه اگر می خواهد امام دیگری طراحی کند، اشتباه می کند. ما اجازه نمی دهیم از خمینی بت شکن از خمینی پیام حج از خمینی پابرهنگان از خمینی آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، فقط یک قلمبه نور درست شود.
اصلا موسسه کجا بود وقتی می گفتند "مرگ بر اصل ولایت فقیه"؟ اگر امام گفته؛ "ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است"، پس حقوق همه شما شبهه ناک است. این که من گفتم "شبهه ناک"، بی ادبی من به شما نیست، بی ارادتی شماست به امام.
موسسه تنظیم آثار امام وصیت نامه پدر من است. ما 300 هزار شهید ندادیم که شما امام ما را به قرائت خود تفسیر کنید. امام، امام مرفهین بی درد امام آقازاده ها نبود. اولین کسی که علیه آقازاده ها قیام کرد خود امام بود و این کار را از نوه خود "سید حسین" شروع کرد. نه، از امام بت شکن ما "پاپ" در نمی آید.
ما فریاد امام را به سکوت موسسه تنظیم نمی فروشیم. ما خروش امام را به سازش شما نمی فروشیم. ما اجازه نمی دهیم امام در موسسه تنظیم و نشر آثار خودش غریب بیافتد. ما نمی گذاریم امام را از خانه اش از حسینیه جماران بیرون کنند. ما امام بیدار را به آدم های خواب نمی فروشیم. ما اهل موسسه تنظیم نیستیم، امام تنها بماند. "خمینی. دات. آی. آر" یعنی خار در چشم اغیار. "من به خام اندیشی ات ای موسسه تنظیم گرفتار شدم/ چشم بسته تو را در فتنه سال 88 دیدم و بیمار شدم".
منبع: قطعه 26 حتما بخوانید وبلاگ حسین قدیانی را قطعه 26
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
باید به اوضاع و شرایط، عمیق تر نگاه کرد. عده ای چشم خورشید را دور دیده اند و می خواهند در فضای سایبر ماه تنها بماند.
ما اهل گوگل نیستیم، "خامنه ای. دات. آی. آر" تنها بماند
. ما در فضای مجازی هم کوچه ای به اسم "کوچه بنی هاشم" باز خواهیم کرد.
ما اجازه نمی دهیم حرمله در وبلاگش تیر سه شعبه را لینک کند به گلوی علی اصغر.
ما اجازه نمی دهیم سر حسین در خرابه های یاهو سرچ شود.
علم در اینترنت از دست عباس نخواهد افتاد. برادران! خواهران! مراقب کرسی و لوح و قلم باشید.
هوشیار باشید. ابن ملجم می خواهد "نهج البلاغه" را هک کند.
هکرهای خداجو می خواهند با سر بریده حسین در فضای مجازی بازی کنند.
سکینه در فضای سایبر تشنه آب نیست. سقای دشت کربلا را باید زود به زود "آپ" کرد.
فضای اینترنت را باید پر کنیم از عطر "ام البنین". اینجا باید مزار زهرا معلوم باشد.
در اینترنت هم "من کنت مولاه، فهذا علی مولاه". غدیر خم نباید بگذاریم در فضای مجازی گم شود.
من به چند سایت اسرائیلی همین امروز سر زدم؛ نامردها دارند در فضای سایبر هم میان ما و مسجد الاقصی "دیوار حائل" می کشند.
ما در جنگ نرم در همین هشت ماه دفاع مقدس چند شهید داده ایم. عزیزان!
این فضای مجازی معطر به خون شهداست. با وضو وارد اینترنت شوید. دوستان! مغرور نشوید؛ فضای سایبر را خدا آزاد کرد.
منبع: قطعه 26 حتما بخوانید وبلاگ حسین قدیانی را قطعه 26
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
این روزها سالگرد هیچ عملیاتی نیست. سالگرد استقرار بسیجی ها در پادگان دوکوهه است.
همت دارد در پوتین بچه بسیجی ها آب می خورد.
متوسلیان دارد به برادران دستواره تذکر می دهد تا حساب کار دست دیگر بیسجی ها بیاید. این شگرد برادر احمد است. یک بسیجی دارد با افتخار جای سیلی دیشب حاج احمد را که هنوز بر صورتش مانده به دیگر بسیجی ها نشان می دهد و می گوید؛ دل تان بسوزد، حاج احمد به صورت من سیلی زده.
یکی دیگر دارد پوتین بسیجی ها را واکس می زند. واکس اش مال عراقی هاست از بس که دولت مهندس پول خرج جنگ می کرد! حاجی بخشی دارد با تویوتایش ور می رود و دم به ساعت می گوید "ماشاء لله حزب الله". عین خیالش نیست پسرش همین چند روز پیش شهید شده. می گوید؛ شهید شده که شده، فدای علی اکبر حسین.
یکی نشسته گوشه ای و دارد برای نامزدش نامه عاشقانه می نویسد. این نامه اما هرگز به دست همسرش نمی رسد. پیکر او به همراه نامه اش هنوز در خاک فکه، انیس شقایق های آتش گرفته است.
سعید تاجیک دارد برای محمد طاهری ادای صدام را صدای خروس را در می آورد. حاج سعید قاسمی اما دارد بحث سیاسی می کند و تمرین می کند تا 25 سال بعد در "رو به فردا" خمینی را به قرائت وصیت نامه شهیدان روایت کند.
چند نفری اما به گل کوچک مشغول اند. 7 دقیقه یک گل است ولی تیمی که دو گل بخورد همان لحظه بیرون می آید. تیم بازنده، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکاست.
خمینی دارد از بالکن حسینیه جماران برای بچه ها دست تکان می دهد و غبطه می خورد به این چهره های نورانی. خامنه ای اما خودش آمده دوکوهه. پسرش هم هست اما کسی نمی داند این بسیجی نا شناس پسر کیست. چقدر لباس سبز بسیج به خامنه ای می آید. این را عباس کریمی به قوجه ای می گوید. وزوایی اما نیست. رفته اندیمشک تا روزنامه بخرد.
محمد رضا کارور دارد با آب سرد لباس کهنه بچه ها را می شوید. در همین حین یک آقازاده در تورنتو مشغول تحصیل است و می خواهد برای آینده اسلام یک ذخیره باشد. زرشک! یک مارمولک رفته در پوتین بچه بسیجی شهر کردی که اسلحه از قدش بلندتر است.
یکی در ساختمان گردان مقداد که شاید پدر من باشد دارد برای اصغر آبخضر "گلبرگ سرخ لاله ها" می خواند؛ "گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما بوی شهادت می دهد". یک بسیجی هم زیر یک درخت دارد دور از چشم حاج احمد سیگار وینستون می کشد. عیبی ندارد؛ دارد محصول آمریکا را آتش می زند! بسیجی ها حتی عمل بدشان هم به آتش زدن آمریکا منجر می شود. حاج احمد اما تیزتر از این حرف هاست. آن بسیجی را جریمه کرد تا دور زمین صبح گاه سینه خیز برود. محمد رضا دستواره برای اینکه آخر مرام است، به زمین افتاد و با آن بسیجی سینه خیز رفت.
خدا هم هست. خدا دارد بر چشمان زیبای حاج همت سرمه شهادت می کشد. پوتین همت پاره شده اما به فکر پوتین بچه های دیگر است.
ابراهیم شعبانی نشسته در گوشه ای و احتمالا دارد به دختر کوچکش فکر می کند. مهندس در اتاق نخست وزیری دارد به این فکر می کند که یک جوری فتیله جنگ را پایین بکشد. کروبی می ترسد این طرف ها بیاید. می ترسد عراقی ها به او تجاوز کنند.
همت دارد نان خشک می خورد. غذا هست ولی می ترسد به همه نرسد. آوینی دارد با دیدن این صحنه ها متحول می شود. گمشده مرتضی پیدا شده است. صدای سردار خیبر قلعه قلب آوینی را فتح کرده است. موسیقی روایت فتح به گوش می رسد. کاروان راهیان نور دانشگاه مشهد، "اتوبوس شهید برونسی" آمده است. این همان اتوبوسی است که چهارشنبه 9 دی ما را آورد راهپیمایی. پلاک اتوبوس برگرفته از پلاک شهداست.
خواهری بسیجی دارد به بچه ها ساندیس می دهد. یکی می گوید؛ آخ جون، باز هم ساندیس جمهوری اسلامی، یعنی بازم باید بریم راهپیمایی؟! بچه ها بعد از نوش جان کردن ساندیس مقدس نظام جمهوری اسلامی، نی اش را فرو کردند در چشم آمریکا. بعد رفتند حسینیه حاج همت و نماز خواندند. فرزند شهیدی نمازش را اما کامل خواند. او معتقد است؛ دوکوهه وطنش است.
عده ای دارند زیارت عاشورا می خوانند. عده ای هم دارند یادگاری می نویسند. مسئول کاروان دارد با بیسیمش کلنجار می رود. یکی دارد محاسن خود را شانه می کند. آن یکی نشسته به قرآن. یکی هم خوشمزه شده و دارد آخرین جوکی که درباره شیخ ساخته شده بلوتوث می کند.
دوکوهه این روزها از غربت و تنهایی در آمده و خوشحال است. برای دوکوهه بسیجی مهم است، فرقی برایش نمی کند بسیجی، بسیجی خمینی باشد یا بسیجی خامنه ای. اتفاقا دوکوهه بسیجیان خامنه ای را بیشتر دوست دارد. بسیجیان خامنه ای به ظهور نزدیک ترند و دوکوهه پادگان اصحاب ناب امام زمان است.
دوکوهه پادگانی است که وقتی بسیجیان خامنه ای را می بیند یاد شهید امیر حاج امینی می افتد. آری، دوکوهه پادگان ما هم هست. همت، سردار ما هم هست. همت سردار همه بسیجی هاست. چه بسیجی های 8 سال دفاع مقدس، چه بسیجی های 8 ماه دفاع مقدس
منبع: قطعه 26 حتما بخوانید وبلاگ حسین قدیانی را قطعه 26
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
"جنگ" را از آن طرف بخوانی می شود "گنج". جنگ، گنج ماست. اینها می خواهند با شعار صلح، سر از تن جنگ جدا کنند. در تاریخ آنقدر که به اسم صلح آدم کشته اند به اسم جنگ نکشته اند. "جنگ" مظلوم ترین واژه تاریخ است. جنگ را از آن طرف بخوانی می شود گنج و ما گنج را به دست می آوریم؛ پس شهید را ما از دست نمی دهیم به دست می آوریم.
منبع: قطعه 26 حتما بخوانید وبلاگ حسین قدیانی را قطعه 26
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
گریه برای دوکوهه مثل اشک ریختن برای کربلاست و اتفاقا باید عیان باشد و همه این اشک را بفهمند.
دوکوهه! السلام ای خانه عشق. این روزها تو میزبان بسیجیانی هستی که 8 ماه با دشمنان حضرت "آه" مظلومانه جنگیدند.
اگر در آن 8 سال دفاع مقدس عده ای خواستند بعد از فتح خرمشهر جنگ را مختومه اعلام کنند، در این 8 ماه دفاع مقدس هم عده ای خواستد بعد از فتح فضای سایبر جنگ را مختومه اعلام کنند.
عجبا که باز هم ما پای کار بودیم و آقازاده ها در رفتند. ما در سه راه جمهوری بودیم و آقازاده ها در لندن. ما پای قرار بودیم و آقازاده ها در مسجد ضرار. ما بی قرار بودیم و آقازاده ها رو به فرار.
این بار هم شگفتا که مثلث جام زهر به کار بود. این بار هم عده ای از پشت خنجر زدند. این بار هم ما شهید دادیم و آنها مجلس ختم گرفتند. این بار هم شهدای ما گمنام اند. در آن 8 سال دفاع مقدس شهدا از عرض اروند وحشی رد شدند که روزی دو بار جزر و مد داشت و ما هم از عرض سایت هایی رد شدیم که ثانیه ای دو بار آپ می شدند.
به ما، هم فحش ناموسی می دادند و هم می گفتن بی ادب. به خودشان، هم می گفتند شیعه و هم در عاشورا آشوب می کردند. هم می گفتند خط امام و هم با جرج سوروس مذاکره می کردند.
ما اما ای دوکوهه! نگذاشتیم که 8 ماه دفاع مقدس مان با قصه پر غصه جام زهر تمام شود. با قطع نامه تمام شود. عجبا که باز هم به ولی فقیه گفتند؛ مردم دیگر خسته شده اند! ما اما پای کار بودیم و مثل پدران مان خستگی را خسته کردیم. ما سران حکمیت را خسته کردیم اما خودمان خسته نشدیم. ما راضی به قطع نامه نشدیم.
دوکوهه! تو این روزها میزبان عاشوراییانی هستی که اجازه ندادند با سر حسین در خرابه های گوگل بازی شود. تو این روزها میزبان بنی هاشم ترین جوانان کوچه ولایت هستی.
دوکوهه! تو این روزها میزبان واقعی ترین بسیجیان تاریخی. به شایستگی پذیرایی کن از این ستاره ها که اجازه ندادند ماه تنها بماند. باورم هست تو روزی پادگان اصحاب خورشید می شوی. قسم به سال 1388، ما سحر را ای دوکوهه! در زمین صبح گاه تو به نظاره خواهیم نشست. ما آرزوها داریم برای تو. آرزوهای قشنگ. خیال نکنی جنگ تمام شده. تفنگت را ای دوکوهه! پر کن از فشنگ. مجهز باش. خودت را آماده کن. تو قرارگاه بی قراران آخرالزمانی دوکوهه. تو پادگان یاران صاحب الزمانی دوکوهه. قطار تاریخ چشم به ایستگاه تو دوخته است. قطار تاریخ افتاده در ریل ظهور. "راهیان نور" دشمنان تاریکی اند. اینها راهی شده اند تا دست ماه را در دست خورشید بگذارند. رسالتی دیگر در راه است که افتتاح پیوند خورشید با ماه است.
منبع: قطعه 26 حتما بخوانید وبلاگ حسین قدیانی را قطعه 26
حسین قدیانی فرزند شهید علی اکبر قدیانی:
آقایان! آن لحظه ای که شما داشتید بازی اینتر میلان را پخش می کردید، صهیونیست ها در زمین غصبی داشتند با همان سیستم سنتی BBC دمار از ترمینال غزه درمی آوردند.
الان اسرائیل رسیده به محوطه 18 قدم قدس و سازمان ملل دارد خطای کودک فلسطینی روی تانک مرکاوا را می گیرد.
قبله اول دست اسرائیل است و قبله دوم دست آمریکا و ما به جای اینکه دست مان به دامان قبله عالم امکان دراز باشد، دراز به دراز افتاده ایم جلوی تلوزیون و داریم از شبکه یک می زنیم شبکه 2، از شبکه 3 می زنیم شبکه 4، از شبکه 4 می زنیم شبکه 5، از شبکه 5 می زنیم شبکه 6 و بعد همین مسیر را بر می گردیم عقب و همین که از امن بودن اوضاع کشور مطمئن شدیم، ماه واره را روشن می کنیم؛ 2500 کانال که هیچ کدام شان کانال کمیل نیست.
منبع: قطعه 26 حتما بخوانید وبلاگ حسین قدیانی را قطعه 26