| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1429
|
1377
|
91/3/10 (10:58)
|
|
||
|
|
1346
|
3010
|
91/3/7 (01:36)
|
|
||
|
|
168
|
862
|
91/2/28 (10:38)
|
|
||
|
|
403
|
2632
|
91/1/18 (21:31)
|
|
||
|
|
79
|
322
|
91/3/10 (16:23)
|
|
||
|
|
57
|
241
|
91/3/10 (16:16)
|
|
||
|
|
153
|
501
|
91/3/9 (17:40)
|
|
||
|
|
32
|
143
|
91/3/9 (01:35)
|
|
||
|
|
66
|
450
|
91/3/9 (01:10)
|
|
||
|
|
11
|
63
|
91/3/9 (00:53)
|
|
||
|
|
866
|
3412
|
91/3/8 (15:14)
|
|
||
|
|
219
|
1238
|
91/3/6 (09:46)
|
|
||
|
|
168
|
170
|
91/3/5 (22:57)
|
|
||
|
|
147
|
311
|
91/3/5 (22:56)
|
|
||
|
|
9
|
29
|
91/2/31 (15:27)
|
|
||
|
|
75
|
452
|
91/2/29 (21:56)
|
|
||
|
|
282
|
1079
|
91/2/20 (12:45)
|
|
||
|
|
93
|
940
|
91/2/19 (08:28)
|
|
||
|
|
67
|
196
|
91/2/9 (19:24)
|
|
||
|
|
192
|
1084
|
91/1/24 (07:49)
|
|
____________________________
تعمیرگاه
____________________________
در نشریه ی امتداد صفحه ای به این نام است.در این صفحه کوتاهی هایی که در مورد دفاع مقدس صورت گرفته و همچنین معضلات مربوطه بررسی شده و راه حل هایی ارائه می گردد.


بی مقدمه میروم سر اصل مطلب... و از پریشانی متن پوزش می طلبم که ریشه در پریشان حالیم دارد...
من الله توفیق.
همه این جمله را پایان نگارش می نویسند، ولی من ابتدا نوشتم تا دقت بیشتری شود.
... حساب و کتاب در برخی مجموعه های فرهنگی هنری با قشر هنرمندان، دقیقا دو دو تا چهارتای بوتیک های لباس فروشی در بالای شهر است. فرهنگ و هنر را خرید و فروش می کنند. و این در حالی است که کرور کرور بودجه به.... کجا میرود؟
هزینه برگزاری نشست، جلسه، همایش، بیلان کارو...
پس عملیات هنری چه شد؟ این ها قرار بود آتش عقبه را فراهم کنند. نه اینکه چوب باشند لای چرخ لنگ.
زمانی که برای برخی هماهنگی ها مراجعه می کنی... همه... باور کنید همه... می گویند: اصلا رسالت کار ما، کار فرهنگی است. ما خادم هستیم. وظیفه ما غیر از این نیست. آنهایی که تخصصا بر روی یه موضوع فعالیت دارند، قابل تحسین هستند، و ما وظیفه داریم تا هر نوع امکاناتی را در اختیارشان قرار دهیم.
اما وقتی پای عمل می رسد. وقتی در خط مقدم، زیر آتش باران دشمن نیازمند یاری هستی... می بینی آن روی دیگر سکه را. همه در قبال همان خادمی و وظیفه ای که داشتند، درخواست هایی هم می کنند. حساب و کتاب خادمی و وظیفه ای میشود، بقالی و تاکسی.
دائما در حال شعار دادن هستند که می خواهیم، آن ور آبی ها را این ور آبی کنیم!!!
یکی نیست بگوید مگر حضرت آقا نفرمودند دفع حداقلی و جذب حداکثری؟
گروهی مدیر با برخی بی درایتی ها مجریان فرهنگی و هنری را از دست داده اند. چه می کند این پست و مقام...
اکثرا جذب در سوژه ها وجود دارد... تنها خواهش ما این است از به اصطلاح مدیران که دفع نکنند. شما اول این ور آبی ها را دریاب، نمی خواهد به فکر آن ور آب باشی... نیروی انسانی خود را مستحکم کن، بعد به مصاف برو.
اگر من و تو ای عزیز به فکر رسانه ای شدن فرهنگمان نباشیم، چه کسی دلش می سوزد. اگر هزینه ای که قرار است خرج اجرا و عملیات شود، خرج جلسات شود، چه دردی دوا خواهد شد.
قرار نیست هزینه ای که ما برای فرهنگ و هنر می کنیم، انتظار داشته باشیم او هم در قبال آن هزینه برایمان کاری انجام دهد. یک اثر هنری حاصل تفکر و نگاه عمیق یک هنرمند است و نیاز به گذشت زمان دارد.
باید شرایط مطلوب طوری فراهم شود تا اهالی رسانه به راحتی در قرارگاهها حضور پیدا کنند و در رشته های مربوطه با کارشناسان آن رشته ارتباط گیری کنند.
.... احتمالا ادامه دارد....
منبع :
تبدیل مزار شهدا به سنگ مزار های بی روح(ما همان سنگ مزار های قدیمی را می خواهیم)
با حضور رئیس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجانشرقی در برنامه تلویزیونی مطالبه ، بخشی از مسائل مربوط به حوزهی ایثار و شهادت، مورد بررسی قرار گرفت. در این برنامه، موضوعاتی همچون اشاعهی فرهنگ ایثار و شهادت، بهسازی مزار شهدا و نیازهای درمانی جانبازان به بحث گذاشته شد. بهلول نعمتی در این برنامه، کوشید تا تلاشهای بنیاد را در خدمترسانی به خانوادهی شهدا و ایثارگران تشریح کند.


یکی از مهمترین بحثهای صورت گرفته در مطالبهی این هفته، موضوع «بهسازی مزار شهدای وادی رحمت تبریز» بود. در این بخش، علاوه بر پرسشهای مجری، بهزاد پروینقدس، هنرمند انقلاب اسلامی، نیز روی خط آمد تا نقدهای خود را به آنچه بهسازی مزار شهدا نامیده میشود بیان کند. او از تبدیل گلزار شهدای وادی رحمت تبریز به سنگ مزارهای بیروح و شناسنامههای سنگی انتقاد کرده و وجوه فراموش شدهی فرهنگ دفاع مقدس در جریان بهسازی قبور شهدا را برشمرد.
پروینقدس، که خود از جانبازان دفاع مقدس است، با اشاره به ارزشهای فرهنگی، معنوی و تاریخی گلزار شهدا گفت: ما هم همانند مسئولین بنیاد شهید، دوست نداریم که مثلاً قرآن ترکش خورده را در داخل ویترین مزارها، جلوی آفتاب قرار دهند تا بیحرمتی به کتاب خدا شود، اما همهی مسئله این نیست؛ در جریان بهسازی، عکسهای شهدا و یادگاریهایی که از آنها در ویترینها وجود داشت، اشعار و جملاتی که بر روی سنگ مزار حک شده بود، و حتی پرچمهای مقدس کشورمان که زینتبخش گلزار شهدا بود، همگی از بین رفتند.
این هنرمند انقلاب اسلامی اضافه کرد: یکی از امتیازات دفاع مقدس، مردمیبودن این نبرد هشت ساله بود و این امتیاز را میتوانستیم در عبارتهایی نظیر «محصل شهید»، «معلم شهید»، «بسیجی شهید»، «دانشجوی شهید»، «پزشک شهید» و… ملاحظه کنیم. اما بعد از بهسازی، همهی این عبارات از بین رفته و به عبارت «شهید» اکتفا شد؛ با این حساب اگر ما بخواهیم به نسلهای بعدی و پس از ۲۰ سال بگوییم که این جنگ، کاملاً اعتقادی و مردمی بوده، به چه چیزهایی باید استناد کنیم؟
پروینقدس، از مسئولین بنیاد شهید خواست تا قبل از هر گونه تصمیمی دربارهی قطعهی دوم مزار شهدای وادی رحمت، با اهل فن و کارشناسان فرهنگی و خانوادهی شهدا مشورت کنند تا از بروز خسارتهای دیگر جلوگیری شود.
نعمتی، در توضیح مراحل بهسازی مزار شهدا، گفت: هدف از این کار، ساماندهی برخی موانع و رفع کاستیها بوده و هنوز این کار نهایی نشده است. بعد از اتمام پروژه، باید به قضاوت نشست.
گفتنی است، تماسهای متعددی از سوی مخاطبین برنامه، بویژه خانوادهی شهدا و ایثارگران صورت گرفت که متاسفانه به علت محدودیت زمانی، امکان پرداخت به تمامی پرسشهای مخاطبین وجود نداشت. مطالبه، ضمن پوزش از همهی عزیزان شاهد و ایثارگر، خود را متعهد به پیگیری مسائلی میداند که مجال طرح آنها در برنامه مهیا نشد.
سال ها قبل تلویزیون ما فیلم "ارتش سری" را که یک سری اقدامات ساده در آن انجام می شد نشان داد و مردم هم از آن استقبال کردند اما آن اقدامات در مقابل فعالیت های شناسایی ما صفر بود و متاسفانه کاری برای معرفی این فعالیت ها نشده است.
امتداد 52 /مصاحبه با حاج علی اکبر کیانی عضو قرارگاه اطلاعاتی "نصرت" در جنگ

...راستی چرا باید امام و اندیشه اش چنان غریب باشد که وقتی حاج سعید قاسمی در تلویزیون فقط و فقط وصیت نامه وچند تکه از پیام های امام را می خواند چنان استقبالی می شود و وقتی چند تکه از سخنرانی های امام از آرشیوهای خاک گرفته ی صدا و سیما منتشر می شود چنین فضایی ایجاد کنند؟ آیا این نشان غربت امام نیست؟چرا سخنرانی های امام به صورت صوتی و تصویری در اختیار مردم قرار ندارند؟آیا فقط باید حرف های گزینش شده به دست مردم برسند؟
...هر وقت به حرم امام سر بزنید تعدادی از خارجی های دلداده ی او را می بینید که عاشقانه به زیارت او آمده اند اما آیا حتی یک بروشور چند زبانه به دست آنان داده می شود چه رسد به کتاب و سی دی های جذاب و جامع؟! متاسفانه پاسخ منفی است!
چندی است موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی اقدام به تاسیس سایت جماران نموده است که اگر ترویج اندیشه امام وفراخوان پژوهشگران سراسر کشور و حتی جهان برای تعمیق تفکر ایشان در دستور کار آن بود قابل تحسین بود اما این سایت متاسفانه به پاتوقی برای طرفداران طیف خاصی از سیاسیون مبدل شده که بعضا از افکاری التقاطی و غرب زده نیز برخوردارند.
این اقدام با توجه به نکات فوق و نیازهای مذکور سوال برانگیز می نماید.آیا براستی مسوولان فعلی این موسسه هنوز هم دغدغه ی جدی ترویج تفکر امام را دارند؟ آیا نواقص برشمرده شده ناشی از ضعف و کم کاری ایشان است و یا از تغییر در تفکرشان ناشی شده است؟ مسائل فوق و این موارد سوالاتی است که اینک در ذهن نسل جوان شیفته امام وجود دارد که امیدواریم پاسخ درخوری بیابند.
امتداد شماره 52
عجیب ترین سرگذشت یک منجی

چه کسی باور می کند یک نفر روز روشن سوار ماشینی شود و بعد کسی نداند کجا رفته است؟
چه کسی باور می کند کسی "امام" مردمی باشد و مهمان کشوری ولی او را بدزدند و میزبان حتی پاسخ درستی هم ندهد که مهمانش کجاست؟
چه کسی باور می کند کسی رهبر شیعیان باشد و یک تنه همه ی اسلام را مقابل دشمن به صف کند اما سی سال در زندان باشد و کسی در جهان اسلام کاری برای آزادی اش نکند؟
چه کسی باور می کند که یک رهبر "ایرانی" را بدزدند اما کسی در ایران تلاشی نکند تا عدد سال های زندانش به 31 برسد؟
بله.ممکن است.همه ی اینها را که کنار هم بگذارید می شود سرگذشت مردی به نام "امام سید موسی صدر".کسی که لبنانی ها او را "منجی لبنان" می گویند.مسیحیان "مسیح لبنانش" می نامند و دکتر چمران "معبود و محبوب" خودش می خواند.
کسی که در همین سرزمین به دنیا آمده.مزار پدرش در حرم حضرت معصومه (س) است.پدر بزرگش رهبر قیام گوهرشاد بوده.فرزندانش مثل ما به فارسی سخن می گویند و خودش همه جا می گفت:"از ایران آمده است."
مسیح لبنان وجدان لبنان امید محرومان امام مقاومت یوسف ایران رمز طایفه ی شیعه...همه و همه اسم ها و عناوین این بزرگمرد است.
31 سال پیش در روز روشن در لیبی!
امروز ما همه ی آنان را که در تاریخ در شرایطی این چنین سکوت اختیار کردند به عافیت طلبی و خیانت و بی وجدانی محکوم می کنیم.غافل از اینکه ما نیز در آزمونی مشابه هستیم.آزمونی که این بار سوالش "موسی صدر" است و آزمایش شدگانش ما هستیم و تاریخ به قضاوت تصمیم ما نشسته است که با فرزند ایران چه می کنیم؟

شادی روح شهید حسن باقری صلوات
نشریه ی امتداد/ شماره ی 37 و 38 
شهدا می گفتند بیا نه برو
این که هی می گوییم مبارزه با خودیت مبارزه با انانیت و نفسانیت این یعنی چه؟
انانیت و نفسانیت همان پدیده ی شومی است که اگر کسی در ابتدای مسیر انسانیت و بندگی اش از شر آن خلاص شد درباره اش می گویند یک شبه ره صد ساله را رفت.
شهید برونسی و امثال آن بزرگوار بین ریاست خودشان و نیروهای تابع امرشان حصارهای خیالی نکشیده بودند خودشان را خادم و خاک پای رزمنده های ساده قلمداد می کردند.در لحظه های خطر و جانفشانی جلودار همه بودند و هرگز به نیروهای تحت امرشان نمی گفتند برو بلکه به خلاف تمام اصول و قواعد کلاسیک ارتش های دنیا به آنها می گفتند بیا.یعنی در صحنه های خطر خودشان همیشه جلوتر از آنها بودند.
به یقین و با تاکید و با پافشاری فراوان باید گفت که بسیاری از مشکلاتی که امروزه کشور ما با آن دست به گریبان است همین بدبختی عظیم است که یک عده از برنامه ریزها اسلام و تعالیم همه جانبه ی آن را برای اداره ی امور یک کشور ناکارآمد می دانند و عقول گیج و حقیر و در به در شده ی یک مشت غربی بی اصل و ریشه را در این امر بسیار کارآمد می بینند و تقلید کورکورانه از آنان را سرلوحه ی اعمال خود قرار داده اند.
آقای مسعود وظیفه فرمانده ی تخریب لشکر المهدی(عج) می گوید:
کاکا علی (توی منطقه شهید عبد العلی ناظم پور را همه به این اسم صدا می زدند) ماموریت های خطرناک را کمتر به عهده ی ما می گذاشت.اعتقاد داشت که ما چون در امر تخریب با سابقه هستیم باید بمانیم و تجاربمان را در اختیار نیروهای تازه وارد بگذاریم.ترس ما از این بود که اگر وضع به همین منوال بخواهد ادامه پیدا کند ممکن است جنگ تمام شود و از قافله ی شهدا باز بمانیم.
خاطرم هست که آن روز یک نامه با لحن اعتراض آمیز به کاکا علی نوشتیم و از او خواستیم توفیق شرکت در ماموریت های سخت و توفیق شهادت را از ما نگیرد.
نگاه نافذش را به من دوخت و گفت: مسعود! تو اگه آماده ی شهادت شده باشی خود شهادت می آد سراغت.لازم نیست بری ماموریت خطرناک!
از این حرفش جا خوردم.گفتم:یعنی می گی ما آماده ی شهادت نیستیم حاجی؟
گفت:می دونم اگه الان به شما بگم برین کاخ صدام رو منفجر کنین با این که نشدنیه ولی شما این قدر شجاعت دارین که برین دنبال انجامش.
ساکت شد.نگاهش با نگاهم گره خورد.با لحن خاصی گفت:ولی مسعود اگه الان بهت بگم توالت های یگان بند اومده حاضری بری بازشون کنی؟!
خنده کردم.از آن نوعی که شاعر می گوید خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است.یاد این افتادم که بارها در دل شب خودش را دیده بودم که توالت ها را تمیز می کرد.سرم را انداختم پایین و از اتاقش آمدم بیرون.
جواب سوالم را گرفته بودم.
"سعید عاکف"