| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1429
|
1377
|
91/3/10 (10:58)
|
|
||
|
|
1346
|
3010
|
91/3/7 (01:36)
|
|
||
|
|
168
|
862
|
91/2/28 (10:38)
|
|
||
|
|
403
|
2632
|
91/1/18 (21:31)
|
|
||
|
|
79
|
322
|
91/3/10 (16:23)
|
|
||
|
|
57
|
241
|
91/3/10 (16:16)
|
|
||
|
|
153
|
492
|
91/3/9 (17:40)
|
|
||
|
|
32
|
143
|
91/3/9 (01:35)
|
|
||
|
|
66
|
450
|
91/3/9 (01:10)
|
|
||
|
|
11
|
62
|
91/3/9 (00:53)
|
|
||
|
|
866
|
3412
|
91/3/8 (15:14)
|
|
||
|
|
219
|
1238
|
91/3/6 (09:46)
|
|
||
|
|
168
|
170
|
91/3/5 (22:57)
|
|
||
|
|
147
|
311
|
91/3/5 (22:56)
|
|
||
|
|
9
|
29
|
91/2/31 (15:27)
|
|
||
|
|
75
|
452
|
91/2/29 (21:56)
|
|
||
|
|
282
|
1079
|
91/2/20 (12:45)
|
|
||
|
|
93
|
940
|
91/2/19 (08:28)
|
|
||
|
|
67
|
196
|
91/2/9 (19:24)
|
|
||
|
|
192
|
1084
|
91/1/24 (07:49)
|
|
|
رهبرت را چقدر میشناسی قسمت اول
| ||
|
شاید کمتر پیش اومده باشه که در مورد آقا سید علی تحقیق کرده باشیم از امروز در چند قسمت میخوام گوشه هایی از برخورد بعضی بزرگان با ایشون را اینجا بنویسم خواهشا داغش کنید قسمت اول (علامه حسن زاده و رهبر") آقای خامنه ای میرن دیدن علامه حسن زاده آملی علامه حسن زاده جلوی حضرت آقا دوزانو نشسته و ایشون را مولا خطاب میکنن حضرت آقا ناراحت میشن و به علامه میگن اینکار را نکنید میدونید علامه چی جواب میده علامه حسن زاده میفرماید: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمیکردم
قابل توجه کسانی که در هر موردی دنبال چشم برزخی هستن اینکه علامه حسن زاده املی به گواه زیاد دارای چشم برزخی هستن راستش را بخواهی یه وقتهایی دل آدم میگیره توی این کلوب یه حرفهایی را بعضی ها میزنن که ادم واقعا ناراحت میشه
|
ای فروغ نورهای منجلی
عشق من مولای من سید علی
سلام
ممنون برای این بخش عالی
منتظر قسمت بعدی هستیم
ما آینه ایم و با همه یک روئیم
ما عیب و هنر به پیش رو میگوئیم
ما خط چپ و راست نخواندیم درست
هر کس به ره علی
رود با اوئیم
سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم زكم و بیش
چون آینه خو كرده به حیرانی خویشم
لب باز نكردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یك چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم
از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جانی خویشم
بشكسته تر ازخویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند امین، بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم
توی آسمون قلبم، یه ستاره مونده تنها
یه ستاره ای که شاید، نرسه به صبح فردا
به دلم افتاده آقا، که دیگه می خوای بیایی
دل حسرت کش ما رو، بکنی کرببلایی
مثل سایه ای همیشه، دست رهبر رو سر ماست
روح حضرت خمینی، توی جسم رهبر ماست
رهبر حسینی ما، جلوه ی پیر خمینه
همیشه مثل خمینی، زیر پرچم حسینه
با گل لاله، آشنا هستیم
پیرو راه، شهدا هستیم
شهدا عشق و صفا رو، به عالم نشون می دادن
یاس های خوشبوی خدا، لاله لاله جون می دادن
آقا زاده های آقا 
... بعدتر از كسی می شنوم ره بر به فرزندانش گفته است كه كار اقتصادی عیب نیست ، كارِ مرد است. اما اگر شما می خواهید وارد كار اقتصادی شوید ، به من بگویید، چون مدیر ثبت احوال با من آشناست. اول شناسنامه تان را باطل می كند ، بعد شناسنامه ای جدید برای تان صادر می كند با نام پدری جدید و نام خانوادگی جدیدی ...
حالا می فهمم چرا بچه های دست اندر كار نشر می گویند ره بر از گرفتن حق التالیف های اندك كارهایش خوشحال می شود.... و طلبا فی حلال و نشاطا فی هدی و تحرجا عن طمع( خطبه همام، امیرالمومنین)
شاید مسئولان دیگرمان با مدیر ثبت احوال آشنا نباشند! والا یك شناسنامه عوض كردن ساده تر است از تعویض فرهنگ و معرفت و دین ... اصلا شاید تعویض شناسنامه هم سخت باشد، برائت جستن از اعمال ناشایست خویشان كه كاری ندارد . اول انقلاب را كه فراموش نكرده ایم؟
داستان سیستان/ رضا امیر خانی/ چاپ پانزدهم / ص 198 و 199

فرزندان مقام معظم رهبری در کنار استاد خود مرحوم آیت الله مجتهدی
عكس از وبلاگ مبینا س
ساده زیستی سید علی 
حجت الاسلام سید احمد خمینی:
در اینجا بر خود واجب می دانم که این را شهادت بدهم که زندگی داخلی حضرت ایت الله خامنه ای بسیار ساده است نه از باب این که رهبر عزیزمان به این حرف ها نیاز داشته باشد بلکه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم انقلابی ایران بگویمُ من از داخل زندگی ایشان مطلعم در منزلشان بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند خانواده ایشان روی موکت زندگی می کنند روزی منزل ایشان رفتم یک فرش مندرس آنجا بود که از زبری آن به موکت پناه بردم.
روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳ / ۱۱ / ۷۳
سلام حسین جان برا شخصیتی که نائب امام زمان است این اوصاف چیز محالی نیست برای سلامتی مقام عظمای ولایت نایب امام زمان ایت الله خامنه ای صلوات
خدا نگهدار
هوالقادر
سلام خیلی جالب بود - ممنون
اگه میشه باز هم بنویسید .
یا علی و یا حق
سلام / ممنون و خداقوت 

خاطره ای از مقام معظم رهبری : 

پای بندی به قانون 
هنگامی که می خواهند مرقد مطهر حضرت امام رضا (علیه السلام ) را غبار روبی کنند ، خدام حرم دستمال های سفیدی را ، برای انجام عمل غبار روبی به افراد و شخصیت های دعوت شده می دهند. این دستمال ها با گلاب ناب آغشته شده اند.
مقام معظم رهبری این دستمال ها را می گیرند و پس از غبار روبی ، به سر و صورت خود می کشند.
در یکی از غبار روبی ها به آقای واعظ طبسی فرمودند:
آیا من می توانم این دستمال متبرک را برای خودم بردارم ؟ با این که تولیت آستان قدس رضوی زیر نظر مقام عظیم الشان ولایت است ، ولی از آنجا که آقای طبسی را تولیت آستان مقدس رضوی می دانند ، خواستند با هماهنگی ایشان و پای بندی به قانون این کار را انجام دهند.
حجه الاسلام محمد علی حقانی ( از اعضای بیت – تهران )
برخورد آقا با جوان مد گرا
یكی از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبری را با نسل جوان مورد تأكید قرار میدهد، سند شماره9/3003 به تاریخ 1/8/1353 است كه مینویسد:
مطهری
از این كه نماز جماعت سیدعلی خامنهای
در مشهد (توسط ساواك) تعطیل شده، ابراز ناراحتی كرده و گفته است : سید علی خامنهای
از نمونههای ارزندهای است كه برای آینده موجب امیدواری است و در این مدت كوتاه در مشهد، كارهای پر ثمری انجام داده كه یكی از آنها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱
مقام معظم رهبری
با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند:
مسجدی كه بنده نماز میخواندم، بین نماز مغرب و عشا هیچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ همیشه بیرون مسجد هم جمعیت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعیت هم از قشر جوان بودند؛ برای خاطر اینكه با جوان تماس میگرفتیم. در همان سالها پوستینهای وارونه مد شده بود و جوانان خیلی اهل مد آن را میپوشیدند.
یك روز دیدم جوانی كه از این پوستینهای وارونه پوشیده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ یك حاجی محترم بازاری هم كه مرد خیلی فهمیدهای بود و من خیلی خوشم میآمد كه او در صف اول مینشست، در كنار این جوان نشسته بود. دیدم رویش را به این جوان كرد و چیزی در گوشش گفت و این جوان یكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجی محترم گفتم چه گفتی؟ به جای او جوان گفت چیزی نیست. فهمیدم كه این آقا به او گفته كه مناسب نیست شما با این لباس در صف اول بنشینید! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همینجا بنشینید و تكان نخورید! گفتم حاجی! چرا میگویی این جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسی از جنس پ وستین وارونه هم میتواند بیاید به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امكانات هنری نداریم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدی زمانه را نداریم، «اخلاق» كه میتوانیم داشته باشیم؛ «فی صفه` المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه». با اخلاق، سراغ این جوانان و دلها و روحها و ورای قالبهاشان بروید؛ آن وقت تبلیغ انجام خواهد شد. ۲
۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشیو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزیابی573 مركزاسناد انقلاب اسلامی
۲- مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی، 26/3/1376
وقتی فرزند آقا گم شد
امروز با یكی از محافظان آقا
دیداری كوتاه داشتم ، از زندگی ساده ، صمیمی و مردمی آقا
و روح لطیفش میگفت و گفت ؛آیت الله خامنه ای
محافظ ما بوده است...
وی كه اكنون شغل معلمی را اختیار كرده است از داستان ناشناس به جبهه رفتن فرزند آیت الله خامنه ای
خاطره ای را ذکر کرد و گفت که او آنقدر گمنام بود که کسی اور ا نمی شناخت و یکی از خاطرات وی را بیان کرد :
«مدتی بود كه از پسر آقا
خبری نداشتیم(زمان ریاستجمهوری) و هراسان به دنبال او میگشتیم دیگر شك داشتیم كه خوشبین باشیم و فرضیههای ربودن وی پیش آمد و...
تا اینكه یكروز از بیمارستان فیاضبخش به دفتر رئیسجمهوری تماس گرفتند و گفتند آقا یك پسر جوانی اینجا هستند كه از جبهه آمدهاند و موجی است و ما هر چه از او میپرسیم كه فرزند چه كسی هستی جواب میدهد من پسر سیدعلی خامنهای
هستم این سه روز است دائم این جواب را به ما میدهد.
و ما هم رفتیم و پسر گمشده رئیسجمهور كه كسی آن را نمیشناخت و به باور كسی هم نمیرسید كه او فرزند شخص دوم مملكت باشد را به خانه برگرداندیم.
salam
ma tu daneshgah ye seyre motaleati gozashtim rajebe agha va velayat
kheili aaliye
حزب فقط حزب علی
رهبر فقط سید علی